تاریخ انتشار : ۰۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۵:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۴۱۰۷۵

اوباما بر سر تقاطع


دکتر ابراهیم متقی / دانشیار دانشگاه تهران
اگرچه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در تاریخ 4 نوامبر 2008 برگزار می‌شود اما بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان مسائل سیاسی آمریکا شانس بسیار زیادی برای پیروزی «باراک اوباما» قائل هستند. این ادراک، در بین جامعه و نهادهای سیاسی آمریکا نیز وجود دارد. قدرت سیاسی و اجتماعی گروه‌های رقیب از طریق چگونگی کنترل افکار عمومی حاصل می‌شود. اوباما توانسته است موقعیت خود را به گونه موثری در افکار عمومی، رسانه‌ها و نهادهای سیاسی آمریکا ارتقا دهد.
سفر منطقه‌ای باراک اوباما به کویت، افغانستان، عراق، اردن، اسرائیل، انگلستان، فرانسه و آلمان را می‌توان به عنوان اولین گام در جهت تثبیت موقعیت بین‌المللی وی دانست. مشاورین و کارگزاران حوزه انتخاباتی اوباما بر این اعتقادند که نامبرده برای پیروزی در روند رقابت‌های انتخاباتی آمریکا نیازمند بهینه‌سازی درک دیپلماسی و سیاست خارجی خود خواهد بود. به همین دلیل است که می‌توان چنین سفری را در جهت ارتقای موقعیت و همچنین قابلیت فردی ـ بورکراتیک اوباما دانست.
مواضعی که وی در این سفر اتخاذ می‌کند را می‌تواند به عنوان بخشی از جهت‌گیری رفتار استراتژیک وی در آینده دانست. فعالیت‌های سیاسی و نقش سازمانی اوباما در مجلس سنا نشان می‌دهد که وی از ابتکار عمل برای تبیین بهینه موضوعات استراتژیک برخوردار است. از ادبیات روان و سلیس استفاده به عمل می‌آورد؛ با مخاطبان خود رابطه حسی برقرار می‌کند و از این طریق به تامین و تحقق اهداف استراتژیک خود مبادرت می‌نماید. این امر را می‌توان در روند مذاکرات مرحله‌ای اوباما مورد ملاحظه قرار داد.
مهمترین دغدغه اوباما را می‌توان آینده موقعیت نظامی و استراتژیک آمریکا دانست. شعار انتخاباتی وی در رقابت‌های اولیه، و در چارچوب کنوانسیون‌های ایالتی حزب دموکرات، بیانگر شرایطی است که اوباما تلاش دارد موقعیت اقتصادی ـ استراتژیک آمریکا را از طریق تغییر در الگوهای رفتاری این کشور بازسازی نماید. اوباما با قالب‌های تحلیلی ـ ادراکی موج سوم دموکراسی هماهنگی دارد. وی بر ضرورت گذار دموکراتیک تاکید داشته و تحقق این امر را از طریق اقدامات نظامی امکان‌پذیر نمی‌داند. اجرایی‌سازی چنین رویکردی نیازمند آن است که آمریکا از قالب‌های شناختی معطوف به نظامی‌گری خارج شده و شاخص‌های جدیدی را برای ارتقای قدرت اقتصادی و تکنولوژیک آمریکا سازماندهی نماید.
ادبیات سیاسی و مواضع اوباما را می‌توان در سفر دوره‌ای وی مورد ملاحظه قرار داد. نامبرده بر ناکارآمدی سیاست نظامی جورج بوش تاکید دارد. تیم همراه اوباما را افرادی همانند «جک رید» (Jack reed) و «چاک هیگل» (Chuch Hagel) تشکیل می‌دهند. آنان در زمره منتقدین سیاست نظامی آمریکا محسوب شده، حمله نظامی آن کشور به عراق را مورد انتقاد قرار داده‌اند. دستورالعمل اجرایی «اوباما» در سفر منطقه‌ای را می‌توان حول دو محور مورد بررسی قرار داد. از یک‌سو اوباما بر ضرورت تداوم مبارزه با تروریسم تاکید دارد به عبارت دیگر، گفتمان مبارزه با تروریسم هنوز به عنوان محوری‌ترین جهت‌گیری سیاست خارجی و امنیتی آمریکا باقی ‌مانده است.
در سفر دوره‌ای اوباما، این موضوع مطرح شد که کشورهای موردنظر چه الگوی رفتاری در مقابله با تروریسم را به کار خواهند گرفت؟ این امر نشان می‌دهد که اصلی‌ترین موضوع آینده سیاست خارجی آمریکا بر ضرورت مقابله با تروریسم قرار دارد. تروریسم واژه‌ای بسیط می‌باشد. یعنی اینکه هریک از ابعاد و تعاریف آن به یکی از شاخص‌های تروریسم توجه داشته و امکان تحرک آمریکا برای مقابله با تروریسم را فراهم می‌سازد. استراتژی امنیتی آمریکا طی سال‌های دهه 1910 را نیز می‌توان مقابله موثر با تروریسم دانست. جهت‌گیری و مواضع اوباما در سفر مرحله‌ای خود به کشورهای یادشده، بیانگر چنین موضوعی می‌باشد.
دومین شاخص و نشانه سیاست خارجی و امنیتی آمریکا را می‌توان همکاری سازمان‌یافته با سایر بازیگران در کنترل مناقشات منطقه‌ای دانست. جورج بوش از الگوی مبتنی‌بر یکجانبه‌گرای در روند امنیت منطقه‌ای بهره گرفته است. در حالی که مذاکرات اوباما با «حامد کرزای»، «مقامات کویتی»، «رهبران دولت عراق»، «ملک عبدالله» و «یهود المرت» نشان می‌دهد که وی از الگوی مشارکت منطقه‌ای و چند جانبه‌گرایی در حل بحران‌های امنیتی پیروی خواهد کرد.
اوباما در تبیین ضرورت‌های چندجانبه‌گرایی برای حل مناقشات منطقه‌ای بر این موضوع تاکید دارد که: «کشورهای ذی‌نفع در روند بحران‌های منطقه‌ای باید مشارکت فعال و گسترده داشته باشند. صرفاً در چنین شرایطی است که از تشدید انفجارآمیز مناقشات جلوگیری به عمل می‌آید. در غیر این صورت، بحران‌های منطقه‌ای می‌توانند جایگاه و موقعیت آمریکا را کاهش دهد. در این شرایط آمریکا صرفاً از طریق چندجانبه‌گرایی می‌تواند با دوستان و شرکای خود همکاری نماید.»
چندجانبه‌گرایی نه تنها به عنوان استراتژی امنیتی آمریکا در برخورد با کشورهای خاورمیانه محسوب می‌شود، بلکه باید آن را به عنوان نماد رفتار استراتژیک آن کشور در برخورد با کشورهای اروپایی نیز دانست. طبعاً سنت‌های اروپایی بر موازنه‌گرایی منطقه‌ای و بین‌المللی تاکید دارد. تمامی اینگونه کشورها از به قدرت رسیدن اوباما استقبال به عمل آورده‌اند. این امر نشان می‌دهد که سفر دوره‌ای کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا با استقبال کشورهای اروپایی روبه‌رو خواهد شد.
لازم به توضیح است که ابهام سیاسی و رابطه با کشورهای خاورمیانه هنوز وجود دارد. اوباما را می‌توان در زمره افرادی دانست که با بی‌اعتمادی کشورهای منطقه روبه‌رو خواهد شد. وی از سیاست تغییر استراتژیک پیروی خواهد کرد. بنابراین چنین رویکردی موقعیت کشورهای منطقه را در شرایط ابهام قرار خواهد داد.
دیدار منطقه‌ای اوباما را می‌توان در زمره موضوعاتی دانست که نگرانی کشورهای عراق، افغانستان و اردن را افزایش خواهد داد. جورج بوش از الگوی حمایت استراتژیک برای ایجاد ثبات و تعادل در منطقه استفاده می‌کرد؛ در حالی که اگر اوباما به قدرت برسد، در آن شرایط برخی از سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی آمریکا با تغییراتی همراه خواهد شد. وی فرضیه جابه‌جایی نیروهای نظامی و استراتژیک را مطرح کرده است. «اوباما» بر این اعتقاد است که آمریکا باید به شرایط مبتنی‌بر حد تعادلی نیروی نظامی توجه داشته باشد.
در این ارتباط نیروی نظامی این کشور در حوزه‌های مختلف جغرافیایی تعدیل خواهند شد. هم‌اکنون نیاز آمریکا به تقویت نیروهای نظامی آن کشور در افغانستان افزایش یافته است. شرایط امنیتی افغانستان کاملاً ناامن است. نیروهای نظامی ناتو نتوانسته‌اند با گروه‌های معارض دولت کرزای مبارز موثر و فراگیری را انجام دهند. به همین دلیل است که فضای سیاسی و استراتژیک افغانستان در شرایط بحرانی‌تری نسبت به گذشته قرار گرفته است.
نیروهای نظامی آمریکا در عراق و افغانستان با یکدیگر متفاوت است. این امر ناشی از شرایط جغرافیایی، شاخص‌های اجتماعی و انگیزه نیروهای درگیر می‌باشد. طبعاً در این شرایط، آمریکا نیازمند بازسازی الگوی رفتار نظامی خود خواهد بود. این امر با استراتژی ژنرال دیوید پترائوس هماهنگی و همگونی نخواهد داشت. به این ترتیب، اگر اوباما به قدرت سیاسی در آمریکا دست یابد، حتی امکان تغییر در ساخت نظامی «نیروی فرماندهی مرکزی) آمریکا نیز وجود خواهد داشت.
شرایط عراق برای آینده سیاسی اوباما از اهمیت سیاسی برخوردار است. تاکنون اوباما تلاش داشته تا موقعیت آمریکا در عراق را ناکارآمد، بحران‌ساز و مخاطره‌آمیز تصویر نماید.
چنین نشانه‌ای را می‌توان در ادبیات سیاسی به کار گرفته شده با مقامات عراقی نیز مشاهده کرد. زمانی که ادبیات انتخاباتی و رویکردهای حزبی وارد موضوعات امنیتی می‌شود در آن شرایط طبیعی به نظر می‌رسد که قالب‌های امنیتی نیز با تغییر روبه‌رو خواهند شد. به این ترتیب موضوعات مطرح شده در دیدار «اوباما» با مقامات عراقی را می‌توان انعکاس فضای جدیدی دانست که افکار عمومی آمریکا را تحت‌تاثیر قرار داده اما قادر به هیچ‌گونه کمک به امنیت آمریکا نخواهد بود. به همین دلیل است که می‌توان شرایط و فضایی را ملاحظه کرد که به موجب آن آمریکا در شرایط دوگانگی قرار گرفته و رویکردهای متناقضی را برای اداره امور سیاسی کشور سازماندهی خواهد کرد.
آنچه در سفر اوباما به خاورمیانه و اروپای غربی مشاهده شد را می‌توان در شاخص‌های رفتاری و الگوهای کنشی استراتژیک ذیل ارزیابی کرد:
1- انگیزه رفتار استراتژیک اوباما برای تغییر در الگوهای رفتار سیاسی آمریکا وجود دارد. اوباما تلاش می‌کند تا روشی را فراروی خود قرار دهد که با «استراتژی صلح کندی» شباهت دارد.
2- تلاش برای تغییر به مفهوم وجود شرایط عینی لازم تلقی نمی‌شود. آمریکا قادر نیست تا فضای سیاسی را براساس ابزارهای محدودی که داراست، کنترل و سازماندهی کند. بنابراین بعد از بازگشت اوباما از سفر خاورمیانه‌ای و اروپایی، زمینه برای طرح اعتراضات و سوالات جدید به وجود خواهد آمد.
3- اروپایی‌ها از مواضع اوباما استقبال به عمل آورده‌اند؛ زیرا در مواضع او، زمینه برای نقش‌‌آفرینی و مشارکت بیشتر آنان در اداره امور بین‌الملل فراهم می‌شود. اروپا در دوران اوباما در فضای مناسب‌تری با آمریکا قرار خواهند داشت. وی درصدد است تا هزینه‌های انسانی و ابزاری امنیت آمریکا را با معتمدین اروپایی خود تقسیم کند.
4- اصلی‌ترین شاخص‌های بحران‌سازی را می‌توان در خاورمیانه مورد ملاحظه قرار داد. از مواضع اوباما، رهبران سیاسی کشورهای خاورمیانه هیچ‌گونه استقبالی به عمل نیاورده‌اند. آینده عراق، افغانستان و فلسطین در ابهام است. بنابراین می‌توان این سوال را مطرح کرد که در آینده سیاسی منطقه چه تغییراتی ایجاد خواهد شد؟
برای پاسخ به این سؤال باید نسبت به روح سیاسی آمریکا و نقش ساخت‌های قدرت آن کشور واقف بود. ساخت‌های سیاسی آمریکا از قدرت بیشتری در مقایسه با اوباما یا هر کاندیدای دیگری برخوردارند. بنابراین اوباما نیز قادر نخواهد بود تا در صورت پیروزی، روح جدیدی را در آمریکا ایجاد کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات