جهانی شدن در ذات عملیات روانی مدرن، و راه و رسمهای عملیات روانی مدرن در ذات جهانی شدن نهفته است. این همان رابطه متقابلی است که میکوشم آن را در این کوتاه سخن نشان دهم. این، ادعایی نسنجیده نیست؛ نه بدین معنی است که جهانی شدن تنها عامل تعیینکننده تجربه عملیات روانی مدرن است و نه این معنا را میدهد که تنها عملیات روانی مدرن است که همچون کلیدی مفهومی قفل پویش درونی جهانی شدن را میگشاید.
بنابراین، مدعی نیستم که سیاست و اقتصاد در عصر جهانی شدن از فرهنگ و عملیات روانی مدرن که تقدم مفهومی دارد تبعیت میکنند. اما بر این باورم که فرایندهای دگرگونساز عظیم دوران کنونی را، که با جهانی شدن توصیف میشوند، نمیتوان به درستی فهمید مگر آن که آنها را با واژگان مفهومی فرهنگی ـ اجتماعی دریابیم؛ به همینسان، بر این باورم که این دگرگونیها بافت تجربه عملیات روانی مدرن را تغییر میدهند، و در واقع بر درک ما از مفهوم عملیات روانی در دنیای مدرن تأثیر میگذارند. جهانی شدن و عملیات روانی مدرن هر دو مفاهیمی هستند که عمومیتی گسترده یافتهاند و خاص و عام درباره معانی آنها بحث کردهاند.
بیگمان، هدف این نیست که در این مختصر تحلیلی جامع از هر یک از این مفاهیم به دست دهم؛ میکوشم عناصر اصلی جهانی شدن را بر بستری که میتوان آن را سیاق عملیات روانی مدرن نامید، نشان دهم. یکی از ویژگیهای ایده جهانیسازی این است که به نظر میرسد هر نوع معنایی به راحتی و به فراوانی از آن استنباط میشود. بنابراین، واژه عملیات روانی مدرن وضعیتی است که بیدرنگ به شرح و تفسیر نیاز دارد. اما خطر اغتشاش ناشی از گرایش این ایده به انحراف مفهومی نیز وجود دارد. از همین رو، در نحوه شرح و بسط کُنه ایده عملیات روانی مدرن در جهانیسازی باید تا حدی احتیاط کنیم.
با رسوخ رسانههای جهانی به درون زندگی روزمره درک ما از تعلق فرهنگی به گونهای ظریف دگرگون میشود. همین نوع دگرگونیهاست که موجبات تسهیل فرایند عملیات روانی مدرن را در عصر حاضر فراهم مینماید. بدینسان، ارتباط جهانیساز یکپارچگی را یک اصل فرهنگی ـ سیاسی فرض میکند.
درک عملیات روانی مدرن مستلزم ارتقاء افق فکری آن تا سطح «جهان واحد» است. بنابراین راه و رسم و سبکهای زندگی، ما را بیش از پیش برحسب پیامدهای جهانی شدن مورد خطر قرار میدهد. عملیات روانی برای جهانی شدن اهمیت دارد به این معنای بدیهی که جنبهای ذاتی از کل فرایند ارتباط پیچیده است. اما میتوان از این هم جلوتر رفت. میتوانیم بکوشیم معنایی را دریابیم که در آن عملیات روانی به طور واقعی به عنوان قوامبخش این ارتباط نامتقارن جهانیساز و نشانه قلمروی نمادین از معنیسازی به عنوان عرصه دخالتهای سیاسی قدرتهای بزرگ است؛ چه آنکه عملیات روانی مدرن بر پایه جهانیسازی مفهومسازی ما را از فرهنگ مختل میکند.
درک سرشت و اهمیت این آگاهی دستور کاری مهم در تحلیل عملیات روانی مدرن در عصر جهانی شدن است و یکی از منابع آشکار این درک، تصویرها و اطلاعاتی است که از طریق کاربرد روزمره فناوریهای رسانهای جهانیساز مانند ماهوارهها، اینترنت و تلویزیون به درون زندگی نفوذ میکند. بنابراین، یکی از وظایف تحلیل عملیات روانی مدرن عبارت است از درک پدیدارشناسی این تهاجم فرهنگی به ویژه در شکل با واسطهای که بیشتر ما را تحت تأثیر قرار میدهد.
فهم این نکته دشوار نیست که افق دلالتی که با ارتباط فناوریهای رسانهای به وجود میآید امکان تغییر معانی و هویت فرهنگی را مهیا میسازد. بیتردید، در حال حاضر این شکلها در مقایسه با شکلهای تمرکز قدرت، برای نمونه در سرمایهداری غربی ضعیفاند. اما همانگونه که برخی میگویند چشمانداز جهانی موجب تجدید شکلبندی تجربه فرهنگی و معنای جدید که با ارتباط جهانیساز به وجود میآید نقشی تعیینکننده در ایجاد یک سیاست و فرهنگ با استفاده از ابزارهای عملیات روانی مدرن فراهم میکند. بنابراین، جهانی شدن به این معنا برای عملیات روانی مدرن اهمیت دارد که راهبردهای دخالت در عرصه کشورهای مستقل و واگرا با سیاست یکجانبهگرایی غرب و به ویژه آمریکا را آسان و تسهیل میکند.