پرویز اسماعیلی
دیروز سخنگوی وزارت امور خارجه رسما از پذیرش درخواست آمریکا برای گفتوگو درباره عراق خبر داد. وی حتی از موافقت با درخواست تشکیل گروه پارلمانی دوستی بین نمایندگان مجلس ایران و کنگره آمریکا سخن گفت. اکنون گرچه چنین پذیرشی، در این موقعیت زمانی جای نقد و ارزیابی دارد، اما چون موضعی رسمی است به یادآور شدن چند ملاحظه به دستگاه دیپلماسی بسنده میکنیم:
1- ملت ایران چون منطق و همچنین طلب زیادی از دولت آمریکا دارد، از گفتوگو گریزان نیست، اما نمایندگان ملت باید وقتی وارد فضای گفتوگو میشوند، چهره بینقاب حریف را که در طول 28 سال گذشته بارها نمایان شده بیشتر از لب خندان پشت میز مذاکره مدنظر داشته باشند.
2- واقعیت این است که در دنیای سیاست و مناسبات بینالمللی، بسیاری از اوقات دشمنان نیز به منافع مشترک میرسند. پیش میآید که کشوری محتاج حمایت کشوری میشود که آن را رقیب و حتی دشمن استراتژیک خود میداند. مثال از این دست زیاد است. از جمله وحدت گروه 1+5 در موضوع برخورد با ایران. در تاریخ فعالیتهای هستهای کشورها سابقه ندارد که هر 5 کشور اتمی موضع مشترکی بگیرند؛ اما دیدیم که با همه اختلافنظرها به خاطر اینکه از دیدگاه روسیه «ایران هستهای» منافع و جایگاه رقابتی مسکو را در منطقه تضعیف میکند، مهر پوتین به قطعنامههایی خورد که در کاخسفید پختوپز شده بود.
بحث اینجاست که آمریکا با وجود حفظ و حتی تشدید سیاستهای خصمانه علیه کشورمان، اشتیاق برای مذاکره را فقط در مواقعی با ایران مطرح کرده است که به طور یکجانبه منافع او را تضمین میکند.
3- درخواست اواخر سال 84 زلمای خلیلزاد برای گفتوگو با ایران در مورد وضعیت امنیتی عراق درست هنگامی مطرح شد که با اوجگیری ناامنی در عراق و افزایش تلفات آمریکاییها، جمهوریخواهان احساس کردند که مخالفت افکار عمومی با سیاستهای بوش در عراق ممکن است به پیروزی دموکراتها در انتخابات اواخر سال گذشته کنگره و سنا گره بخورد؛ که خورد. از سوی دیگر هدف پنهان آمریکا از تکرار بحث «گفتوگو با ایران در مورد اوضاع امنیتی عراق» این بوده که به طور غیرمستقیم و با جنگ روانی ـ تبلیغاتی حساب شده، ایران را به جای خودش، عامل ناامنی عراق معرفی کند.
گفتوگوی ایران با آمریکا اگر فقط در مورد عراق باشد، نتیجه از دو حال خارج نیست. یا بعد از آن اوضاع عراق بهبود مییابد و یا اینکه بدتر میشود. به راحتی میشود حدس زد که اگر اوضاع عراق بهتر شود، آمریکا ناامنی گذشته عراق را به حساب ایران مینویسد و اگر بدتر شود بلافاصله آن را محصول به نتیجه نرسیدن با ایران در مذاکرات معرفی میکند. یعنی آمریکا در هر صورت به هدف خود خواهد رسید. از این منظر است که برای واشنگتن نفس گفتوگو با ایران از نتایج آن مهمتر است. مذاکرهکنندگان ما باید این دام را پیش از نشستن روی صندلی گفتوگو پاره کنند.
4- در مورد تمایل شدید آمریکاییها به گفتوگو با ایران بر سر موضوع عراق (که قبل از اجلاس اخیر شرمالشیخ تا آنجا پیش رفت که کاندولیزا رایس از مذاکره بدون پیششرط و مستقیم و حتی امکان تغییر سیاستهای 27 ساله آمریکا در برابر ایران سخن گفت) نیز همین سناریو ادامه داشت. بوش کنگره و سنا را باخته و نزدیکترین یارش در اردوگاه غرب یعنی تونی بلر هم به دلیل فشار روزافزون افکار عمومی بریتانیا از همراهی با آمریکا در اشغال عراق مجبور به کنارهگیری شده است. در موقعیت فعلی نیز از دیدگاه نگارنده، انگلوساکسونهای نئومحافظهکار از آمریکا تا انگلستان و کانادا و حتی استرالیا نگرانی بزرگی در از دست دادن موقعیت خود در سراسر بلوک غرب دارند. اکنون که زمزمه خروج نیروهای انگلیسی در عراق آغاز شده، کاخسفید به هر قیمتی خواهان آرامش اوضاع، ادامه حضور و کاهش تلفات سربازان غربی در عراق است. زیرا صورت ادامه بحران عراق، گوردون براون جانشین احتمالی و همحزبی بلر نیز نمیتواند با وجود مخالفت مردم انگلیس با حضور در عراق به ساختمان شماره 10 خیابان دائنینگ استریت لندن نقل مکان کند. اگر اینگونه شود، حزب کارگر انگلیس نیز به سرنوشت جمهوریخواهان آمریکا دچار خواهد شد و مهمترین سنگر نئومحافظهکاران غربی در اروپا فرو خواهد ریخت.
5- با این پیشینهای که گفته شد، البته منظور نفی گفتوگو با آمریکا نیست. اتفاقا برخلاف اوایل سال 85 موضعگیری این بار مسوولان سیاست خارجی و منحصر کردن مباحث شرمالشیخ به رایزنی در سطح کارشناسان، نشانهای مثبت از درک شرایط گفتوگوست. و قاعدتا پذیرش گفتوگو باید نشانه موفقیت در مذاکرات کارشناسی باشد.
6- اگر آمریکا به دنبال منافع خود در گفتوگوست، ما هم منافع زیادی در گفتوگو داریم که آنها را میدانیم و باید بدنبال حداکثر کردن آن باشیم. اولا آمریکا باید «قواعد گفتوگو» را بپذیرد. گفتوگو با یک برنده بیمعنی است. ایران به عنوان مهمترین مدافع حقوق ملت عراق و عامل ثبات این کشور نفعی در مذاکره با آمریکا ندارد، از این حیث تعریف دستور کار و ساختن کلیدی که گفتوگو را به تامین منافع ایران منتهی کند، ضروری است. مردم نمیپذیرند که هیات حاکمه آمریکا از گفتوگو حرف بزنند اما همچنان تحریم و تهدید و اتهامات بیاساس در خصوص تروریسم و حقوق بشر و مساله هستهای را ادامه دهند. معنی ندارد که رایس از گفتوگو سخن بگوید و دیک چنی از روی ناو جنگی در 200 کیلومتری مرز ایران سخن از حمله نظامی براند. معنی ندارد که از گفتوگوی مستقیم با ما سخن به میان آید و بازپس گیری 5 دیپلمات ربوده شدهمان را به دولت عراق حواله دهند. سخن گفتن از گفتوگو در مورد عراق بدون دست شستن آمریکا از دسیسهافکنی علیه شیعیان در عراق و لبنان و همچنین اختلافافکنی بین شیعیان و اهل سنت معنی ندارد و بیمعنی است که ما در مورد عراق با آمریکا گفتوگو کنیم اما از گفتوگو در مورد منافع نقض شده خودمان توسط آمریکا طی 28 سال گذشته فرار کنیم. شجاعانه و با برنامه باید وارد گفتوگو شد، اما تعیین شرایط خاص، محل ملاقات و سطح آن و نهایتا «دستور کار» دقیق مذاکرات را پیش از آمریکا، ما باید بنویسیم. اگر ما منافع ملی خودمان را به سطر سطر گفتوگو با آمریکا در مورد عراق سنجاق نکنیم، «بازی گفتوگو» باز هم تک برنده خواهد بود.
7- همچنین باید توجه کرد که گفتوگو و مذاکره با رابطه فرق دارد. گفتوگو بین مقامات ما و آمریکا در سطوح مختلف وجود داشته، اما بیبرنامه و فاقد تاکتیکهای موثر دیپلماتیک و از همه مهمتر بدون طراحی اهرمهای «دیپلماسی تکمیلی» بوده است. نامه غیرمنتظره سال گذشته رئیس جمهور به بوش گفتوگو در بالاترین سطح بود که به پاسخ نرسید، مذاکره ایشان با نمایندگان حاضر در شورای روابط خارجی آمریکا هم گفتوگویی مهم بود که مشخص نشد دریچه کدام منافع ملی ما را گشود و دست آخر اینکه سفیر ایران در سازمان ملل هم اخیراً با حضور در کنگره با نمایندگان آمریکا گفتوگو کرد که جز همین خبر، خبری از منافع به دست آمده نشد. تا اینجای کار روحیه گفتوگو در ایران بسیار بیشتر از آمریکاییها بوده است و لذا در مذاکرات آینده قاعدتاً باید دست پیش، دست ایران باشد. ضمن اینکه برخلاف گفتوگوهای پیشین، نتایج آن باید به طور شفاف به مردم گزارش شود.
8- مقامات جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کردهاند که در شرایط برابر و عادلانه حاضر به رابطه با آمریکا نیز هستند. لذا به نظر میرسد آغاز رسمی گفتوگو با آمریکا میتواند به این نتیجه هم منجر شود، تنها در صورتی که به قول امام راحل (ره) هدف آمریکا از رابطه با ایران، رابطه گرگ و میش نباشد. موضوعی که البته باور آن برای ملت ایران سخت است و برای آمریکا سختتر است که این باور تلخ و سنگین را اصلاح کند.
آری، ما و آمریکا هر دو به گفتوگو نیاز داریم، اما هر یک نتایج متفاوتی را جستوجو میکنیم. اگر دیپلماتهای آمریکایی درصدد چدیدن میز به نفع هیات حاکمه خود هستند، نمایندگان دیپلماسی ایران فقط اجازه دارند «میز گفتوگو» را منطبق با انتظارات ملت بچینند.