تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۹۱ - ۱۵:۲۵  ، 
کد خبر : ۲۴۱۱۶۱

باران جنبش وال استریت گریم آمریکا را شست

نویسنده: قاسم غفورى اشاره: بررسی کارنامه جنبش ضدوال استریت که اکنون به جنبش ضدنظام سرمایه داری مبدل شده بیانگر نکات و ابهامات قابل تأملی است که بردارنده نقاب از چهره واقعی ساختار اجتماعی و سیاسی آمریکا می باشد. مقدمه: پس از چند دهه رقابت میان لیبرالیسم و کمونیسم و در نهایت فروپاشی شوروی سابق و نظام کمونیستی و سوسیالیستی، سران غرب به ویژه آمریکا با ادعای تک الگو بودن نظام سرمایه داری، تلاش کردند تا حاکمیت خود بر جوامع غربی و سپس سراسر جهان را اجرایی سازند. پس از دو دهه مردم غرب دریافتند که این ادعا نه تنها کارایی نداشته بلکه صرفاً برای اعمال دیکتاتوری حاکمان بر آنها بوده است که موجب شده آنها حاکمیت طبقه ای محدود بر سراسر جامعه را بپذیرند. به عبارتی دیگر با حاکمیت دیکتاتوری سازمان یافته نظام سرمایه داری بر این کشورها، حقوق اولیه مردم نیز نادیده گرفته شده و همه چیز در یک کلام خلاصه می شود، تأمین و حفظ منافع سرمایه داران. امری که موجب گردیده تا مردم آمریکا و اروپا خود را 99 درصدی بنامند که حقوقشان توسط یک درصد سرمایه دار مصادره و مورد سوء استفاده قرار گرفته است. مجموع این حقایق سرانجام مردم این کشورها را به آنجا رساند که در برابر چنین دیکتاتوری راه طغیان در پیش گیرند. طغیانی که با نام جنبش وال استریت را تسخیر کنید در 17 سپتامبر 2011 با محوریت پارک «زاکوتی» در نیویورک کلید خورد. البته پیش از این نیز حرکت هایی علیه حاکمیت نظام سرمایه داری در آمریکا آغاز شده بود که قیام ویسکانسین در اوایل سال 2011 برای مقابله با تصویب قوانین جدید کار، نمودی از آن است. هر چند که محافل رسانه ای و سیاسی غرب به ویژه آمریکایی ها برآن بوده اند تا جنبش ضد وال استریت را محدود به خیابان وال استریت مرکز بورس و محور سرمایه داری آمریکا نشان دهند، اما با گذشت زمان ابعاد گسترده تری از این اعتراض ها آشکار شد. اعتراض به نظام سرمایه داری اصلی بود که سراسر آمریکا را فراگرفت. اکنون این جنبش اعتراضی در حالی سومین ماه خود را سپری می کند که سوالات بیشتری اذهان عمومی جهان را به خود مشغول داشته است. نحوه برخورد محافل رسانه ای و سیاسی آمریکا با این جنبش در کنار ریشه و خواست اصلی جنبش ضد سرمایه داری و آینده آن از جمله سوالاتی است که افکار عمومی را به خود مشغول داشته است.

لایه‌های پنهانی که آشکار شد
بررسی کارنامه جنبش ضدوال استریت که اکنون به جنبش ضدنظام سرمایه داری مبدل شده بیانگر نکات و ابهامات قابل تأملی است که بردارنده نقاب از چهره واقعی ساختار اجتماعی و سیاسی آمریکا می باشد.
الف) حذف نقاب دموکراسی آمریکایی
از جمله مهم ترین مولفه هایی که نظام سرمایه داری از جمله دولتمردان آمریکا شعار آن را سر می دادند، شعار و ادعای آزادی فردی و اجتماعی برای همه بود. آزادی که بر اساس آن هر فردی می توانست خواست و نظر خود را در هر سطوحی مطرح و خواستار رسیدگی به خواسته هایش از سوی دولتمردان باشد. سران آمریکا با این ادعا در چند دهه گذشته دو اصل معرفی آمریکا به عنوان سرزمین ایده آل ها و رویاها برای بشریت و نیز دخالت در امور سایر کشورها و حتی ایجاد جنگ های جهانی برای تحقق این امر را اجرا کرده اند. از مهم ترین ویژگی های جنبش ضدوال استریت برداشتن نقاب از چهره دیکتاتوری آمریکایی و واهی بودن ادعای آزادی در این کشور بود. هر چند که سران آمریکا در ابتدای جنبش ضدوال استریت با ادعاهای رسانه ای و تحرکات تبلیغاتی برآن بودند تا چهره پنهان خویش را حفظ کنند، اما سرانجام نقاب از چهره آنها برداشته شد. کشته شدن چندین نفر در شهرهای نیویورک و سایر شهرها، حمله پلیس به دانشگاه و مجروح کردن دانشجویان با گاز فلفل، حمله به پیر زن 58 ساله و مجروح شدن وی با گاز فلفل، ضرب و شتم زن جوان باردار که به مرگ جنین وی منجر شد، بازداشت بیش از دو هزار نفر فقط در نیویورک در حالی که در سایر شهرها نیز صدها نفر بازداشت شدند، یورش پلیس به پارک زاکوتی به عنوان زادگاه جنبش وال استریت با بولدوزر و تخریب چادرهای معترضان، استفاده پلیس از سلاح های ممنوعه و حتی بالگرد برای سرکوب معترضان، بازداشت گسترده روزنامه نگاران و گزارشگران و ... تنها بخش های کوچکی از خشونت پلیس علیه مردم می باشد که با چراغ سبز دولتمردان صورت گرفته است. کارنامه جنبش ضدوال استریت نشان داد که ادعای حقوق بشر صرفاً مولفه ای فریبنده برای پنهان سازی چهره ضدبشری آمریکا و سلطه بر جهان است. پیامد جهانی این امر را در ناکامی آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل می توان مشاهده کرد که کشورها به خواست آمریکا برای پرونده سازی حقوق بشری علیه کشورها رای منفی دادند چنانکه در پرونده سازی علیه جمهوری اسلامی ایران فقط 83 کشور که اکثرا از کشورهای کوچک و فاقد نام بودند، به آن رأی مثبت دادند و 44 کشور رأی منفی داده و 59 کشور نیز اصلاً در نشست حضور نیافتند. نکته مهم آنکه سران آمریکا برای توجیه سرکوب ها به ساخت 11 سپتامبری دیگر روی آوردند چنانکه در اوج سرکوب ها، شهردار نیویورک ادعای بازداشت افرادی که قصد بمب گذاری و کشتار دسته جمعی مردم را داشتند، مطرح کرد.
ب) سکوت سیاستمداران
سران آمریکا از اوباما رئیس جمهور و هیلاری کلینتون وزیر خارجه گرفته تا نمایندگان کنگره و اعضای حزب جمهوریخواه و دموکرات همواره در زمینه ادعای حمایت از آزادی و حقوق بشر خود را پیش قراول دانسته، به گونه ای که در باب کوچک ترین مسئله در جهان ابراز عقیده کرده و به نوعی اشک تمساح ریخته اند. نکته قابل توجه آنکه همین افراد مدعی حمایت از بشریت در هفته های آغازین جنبش وال استریت یا راه سکوت در پیش گرفته و یا با محور قرار دادن تحولات جهانی از پرداختن به آن خودداری کردند. پس از گذشت هفته ها با اوج گیری اعتراض ها، آنها اجباراً به موضع گیری در برابر جنبش روی آوردند. هر چند افرادی مانند اوباما و یا سناتورهای ارشد دموکرات و جمهوریخواه برای حفظ ظاهر با مردم ابراز همدردی کردند و مدعی شدند که مردم را درک می کنند، اما در عمل یا به مصادره آن برای اهداف انتخاباتی و سیاسی روی آوردند و یا با اوباش خواندن معترضان طرح غیر مردمی بودن اعتراض ها را در پیش گرفتند. دلایل رویکرد سرکوب گرایانه و ضد مردمی سران آمریکا را در شعارهای جنبش ضد وال استریت می توان جست وجو کرد. مردم در شعارهای خود، می گویند سیاستمداران و سردمداران آمریکایی توسط سرمایه داران خریداری شده اند و آنها دیگر نماینده مردم نیستند. آنها فقط یک هدف دارند و آن حفظ موقعیت سرمایه دارانی است که آنها را به قدرت رسانده اند. یک درصدی که با کمک سیاستمداران 99 درصد جامعه را غارت می کنند.
ج) لایه‌های پنهان جامعه
در طول دوران حاکمیت نظام سرمایه داری بر آمریکا همان یک درصد حاکم با سوق دادن جامعه به مسائلی همچون رفاه عمومی و نیز سرگرمی ها و لذت های دنیوی تلاش کردند تا فرهنگی ویژه را بر آمریکا حاکم سازند که در لوای آن بتوانند به حاکمیت خود ادامه دهند. اقدامات فریبکارانه یک درصد در حالی توانسته بود چشم 99 درصد را بر حقایق حاکم بر جامعه فروبندد که با تشدید بحران اقتصادی و دور شدن مردم از آن تجملات و رفاه پوشالی، ابعاد واقعی سلطه طلبی یک درصد برای 99 درصد آشکار شد. مردم دریافتند که سرمایه داری چگونه با استفاده از ابزار بانک ها و مقروض ساختن آنها در کنار به کارگرفتن سیاستمداران برای تصویب و اجرای قوانین حافظ نظام سرمایه داری منافع 99 درصد جامعه را نابود ساخته اند. شعارهای قالب جنبش ضدوال استریت چنین است: «بانک ها ما را فریب دادند. سیاستمداران ما را فریب دادند. ما دیگر اعتمادی به سیاستمداران نداریم و وابسته به هیچ کدام از احزاب جمهوریخواه و دموکرات نمی باشیم. آینده ما در آتش است.» سرخوردگی مردم از سال ها فریب خوردن از نظام سرمایه داری موجب شده تا آنها ضمن اعلام برائت از احزاب تأکید کنند که هیچ رهبری نداشته و توده ای مردمی هستند که خود به دنبال حقوق خود و تغییر شرایط موجود هستند. در این چارچوب «اوکتاویا نصر» خبرنگار عرب و آمریکایی تبار سی ان ان که به دلیل حمایت از وال استریت از کار اخراج شده می گوید: «حرکت مردم آمریکا بر گرفته از توده مردم و به دور از وابستگی حزبی است که سراسر آمریکا را فراگرفته است» در باب بی اعتمادی جامعه به سیاستمداران و فرهنگ اجتماعی حاکم بر آمریکا نوام چامسکی اندیشمند و نظریه پرداز بزرگ آمریکایی ضمن حمایت از جنبش ضدوال استریت و بیان این نکته که این جنبش باید به راه خود برای پایان دادن به شرایط بیمار حاکم بر آمریکا ادامه دهد می گوید: «تداوم دور باطلی از موضوعات اجتماعی شامل حاکمیت بانک ها و سرمایه داران بر سراسر جامعه موجب آغاز جنبش ضدوال استریت شده است». وی تأکید می کند که سیاستمداران توسط سرمایه داران به قدرت می رسند چنانکه انتخابات برای هر نامزدی یک میلیارد دلار هزینه دارد که سرمایه داران پرداخت می کنند. چامسکی با افشای ابعاد پنهان وضعیت سیاسی آمریکا می گوید: «سرمایه داران صندلی پارلمان را با پول خرید و فروش می کنند.» بیداری مردمی در برابر فریبکاری اجتماعی نظام سرمایه داری چنان بوده که حتی آسوشیتدپرس نیز تأکید می کند: مردم از شرایط موجود به سطوح آمده اند آنها به دنبال عدالت برای همه هستند.
د) نقش رسانه در جنبش
نکته مهم در جنبش ضد وال استریت نحوه پردازش محافل رسانه ای آمریکایی به این امر است. در شرایطی که از یک سو آمریکایی ها خود را سردمدار آزادی بیان و رسانه معرفی می کنند و از سوی دیگر اهمیت جنبش وال استریت چنان است که برای جهانیان از ارکان پیگیری های خبری می باشد، اما مواضع رسانه های آمریکایی به این مسئله متفاوت با این اصول است. بررسی تیترها و محورهای خبری رسانه های بزرگ آمریکایی همچون فاکس نیوز، واشنگتن پست، نیویورک تایمز و... نشان می دهد که آنها یا اخبار مربوط به جنبش را پوشش نداده و یا اینکه همسو با دولتمردان بر عدم کارایی این حرکت ها و بعضاً معرفی معترضین به عنوان اوباش تأکید می کنند. تحلیل هایی نیز که ارائه می شود برای به انحراف کشاندن جنبش و یا پنهان سازی لایه های واقعی آن است چنانکه بخش اقتصادی مطالبات مردمی برجسته شده و ابعاد سیاسی و اجتماعی آن پنهان می گردد. پردازش به بازداشت ها و سرکوب ها نیز یا سانسور شده و یا با نام بازداشت اوباش و عوامل ناآرامی و حتی تروریست توجیه می شود. در این میان تعداد معدودی رسانه محلی به پوشش این تحولات می پردازند که البته بسیاری از آنها نیز تعطیل و یا مورد حمله پلیس قرار گرفته اند. نکته مهم آنکه رسانه های بزرگ آمریکایی محور اخبار خود را به تحولات کوچک و بزرگ سایر نقاط جهان نظیر تقابل آمریکا با چین و روسیه و یا پرونده هسته ای ایران و... اختصاص داده اند تا چنان وانمود سازند که فضای آرام بر آمریکا حاکم است. البته آنها از پردازش به اخبار بیداری اسلامی خودداری می کنند چرا که این بیداری، الگوی اصلی بیداری مردم آمریکا و اروپا بوده و نظام سرمایه داری به دنبال دور ساختن این الگو از مردم می باشد تا شاید بتواند از این امر برای سرکوب بیشتر بهره برداری کند.
این رویکردها موجب شده تا مردم آمریکا و جهانیان به این حقیقت نیز پی ببرند که در آمریکا اصلی به نام رسانه آزاد و مستقل وجود ندارد و رسانه ها دست نشانده نظام سرمایه داری هستند. بررسی ها نشان می دهد که در آمریکا در گذشته 23 کمپانی بزرگ خبری حضور داشته که بر اساس منافع سرمایه داران به 9 کمپانی تقلیل یافته اند. کمپانی هایی که صرفا منافع یک درصد را تأمین و 99 درصد را قربانی آن ساخته اند.
مجموع این رسوایی موجب شده تا مردم آمریکا برای تحقق اهداف وال استریت ناامید از آزادی رسانه و آزادی بیان در کشورشان به سمت شبکه های اجتماعی همچون فیس بوک، توئیتر ، وبگاه های خبری و... برای تحکیم اتحاد و بیان حقایق جنبش خود روی آورند. جالب توجه آنکه سران آمریکا این امر را نیز بر نتابیده و با تصویب قوانین به اصطلاح حق کپی رایت، تأمین امنیت سایبری و مقابله با حمله اینترنتی طرح فیلترینگ و محدودسازی شبکه های اجتماعی را اجرا می کنند.
آینده وال استریت چیست؟
با توجه به ورود جنبش ضد وال استریت به ماه سوم و تأکید مردم بر ادامه قیام شان این سوال مطرح است که دامنه این حرکت به کجا خواهد رسید؟ بررسی شعارها و عملکردهای مردم آمریکا نشان می دهد که در سومین ماه، این جنبش وارد فازهای جدیدی گردیده که گستردگی آن در ماه های آینده را آشکار می سازد. در بسیاری از شهرها از جمله واشنگتن و اوکلند دیگر شعار مردم، صرفاً تسخیر وال استریت نمی باشد، بلکه شعار آنها به آمریکا را تسخیر کنید، مبدل شده است. جمله ای که مفهوم آن تلاش برای تغییر در ساختار سیاسی و اجتماعی جامعه آمریکا است. تأکید بر بی اعتمادی و عدم وابستگی به احزاب دموکرات و جمهوریخواه نشان می دهد که مردم به دنبال حرکت برای سرنگونی نظام حاکم در سطح کنگره و حتی حاضران در کاخ سفید هستند. آنها می گویند سیاستمداران به خاطر سرمایه داران به آنها خیانت کرده اند. سوق یافتن مردم به اموری چون ورود شعارها و تحرکات ضدصهیونیستی به اعتراض های مردمی به عنوان اعتراض به یکی از خطوط سردمداران آمریکا، مخالفت با جنگ طلبی و اقدامات جنایتکاران کشورشان در جهان به گونه ای که 85 درصد از مردم با هر گونه اقدام نظامی علیه ایران مخالفت کرده اند، اصرار بر بازگشت نظامیان به کشور و پایان جنگ طلبی در جهان و ... نشان می دهد که مردم چارچوب های سیاست داخلی و خارجی دولتمردان شان را نشانه رفته اند که خود گواهی بر سیاسی شدن این جنبش است. بر این اساس آینده این جنبش را می توان تشدید اعتراض ها و ورود آن به فازهای عملی برای دگرگونی در ساختار اجتماعی و سیاسی آمریکا دانست که متعاقب آن بر شدت سرکوب ها نیز افزوده خواهد شد.
نتیجه‌گیری
در جمع بندی کلی از آنچه ذکر شد می توان گفت که جنبش ضد وال استریت در آغاز ورود به ماه سوم در کنار آنکه به حرکت های آرمان خواهانه خود ادامه می دهد هر روز نقاب های جدیدی از چهره ضدبشری و پوشالی آمریکا بر می دارد. نقاب هایی که نظام سرمایه داری با کمک سیاستمداران، رسانه ها و ابزارهای اقتصادی و مادی برای استمرار حاکمیت خود بر آمریکا و جهان ایجاد کرده بود. با توجه به این روند می توان گفت که جنبش ضد وال استریت به رغم سرکوب ها و سانسورهای شدید خبری به راه خود ادامه خواهد داد و در آینده، جهان شاهد ابعاد جدیدی از این جنبش در حوزه های سیاسی و اجتماعی خواهد بود. البته سران نظام سرمایه داری با ابزارهای مختلف به دنبال مقابله و فرو نشاندن این آتشفشان خواهند بود، لذا شاید در ماه های آینده بتوانند تا حدودی در برابر این جنبش ایستادگی کنند، اما حقیقت آن است که شعله های این حرکت خاموش نخواهد شد و چون آتش زیر خاکستر چنانکه اکنون هژمونی جهانی آمریکا را در هم شکسته، از درون، این کشور را متلاشی خواهد کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات