با ظهور انقلاب اسلامی و تبدیل یکی از مهمترین شرکاء منطقهای آمریکا به کشوری کاملاً مستقل و آزادی خواه، روابط سیاسی دو کشور ایران و آمریکا به سرعت روبه افول و دشمنی میگذارد به خصوص بعد از کشف اطلاعات بسیار محرمانهای که از سفارت ایالات متحده که همگی مبین خصومت دولت آمریکا با ملت ایران و حمایت وی از رژیم سرکوبگر شاه داشت…
این خصومت با همکاری در کودتای نوژه، نقض حق تمامیت ارضی ایران در تهاجم نیروهای دلتا (واقعه طبس)، تحریک مستقیم عراق توسط دولت آمریکا (به نمایندگی رامسفلد در بغداد)، حمله مستقیم به نظامیان (جنگ ناوها در خلیج فارس) و غیر نظامیان (اسقاط هواپیمای مسافربری ۶۵۵ ایران ایربا ۲۹۹ نفر سرنشین، حمله به جزیره رستم و پایانه نفتی رشادت و رسالت) در خلیج فارس روبه فزونی گذاشت و البته با گذر زمان امید ایالات متحده به سقوط نظام سیاسی ایران را از طریق گزینههای تروریستی و نظامی را کمرنگتر میکرد.
در همین اثنا فشارهای نظامی به تدریج به فشارهای غیر نظامی در قالب «تحریم» و «تغییر نرم» بدل شد. با ورود ایران به دهه چهارم نظام مستقل و موثر در جهان، شاهد اوج ایده «تغییر نظام» از طریق «تحریم» هستیم. ابزاری که به دنبال ایجاد فشار اقتصادی بر دولت و شهروندان است تا بدین وسیله موجبات ناراضایتی مردم و ناکارآمدی حکومت جمهوری اسلامی ایران را فراهم کرده و آنها را مجاب نماید که هزینهای که آنها برای آزادی و استقلال میپردازند به صرفه نیست.
تحریم چیست؟
تحریم مجازاتی (Sanctions) است علیه یک کشور برای تغییر الگوی رفتاریش. با این وجود سوال اصلی اینجاست که آیا چنین مجازاتی که در نظام حقوقی اعلام جنگ محسوب میشود مشروع است؟. بدون تردید هر عملی که صلح و امنیت جهانی و در مرتبه ای بالاتر «حق تعیین سرنوشت ملتها» و «حق حاکمیت» دولتها را مختل نماید نامشروع است حتی اگر به حکم شورای امنیت سازمان ملل متحد باشد. با همین استدلال ساده «تحریم» همانند جنگ و تجاوز نامشروع است. همچنین بر اساس اعلامیه اصول حقوق بین الملل در خصوص روابط دوستانه و همکاری میان ملل مورخ ۱۹۷۰ (قطعنامه شماره ۲۶۲۵)، «عدم مداخله» یک اصل بنیادین در نظام حقوق بینالملل است و «هیچ کشوری حق تشویق استفاده از فشار اقتصادی، سیاسی یا هرگونه فشار دیگری برای مجبور کردن کشور دیگر برای تبعیت از حاکمیت کشور مقابل باشد.»
ایالات متحده آمریکا و شورای امنیت با هدایت این کشور علیه ایران تمامی انواع تحریمها را که شامل موارد زیر میشوند را به کار بسته است:
۱- تحریم محدود: تحریمهای مالی، صادراتی، فرهنگی و مسافرتی جزئی و اعمال محدودیتهایی بر فروش سلاح و برخی فناوریهای حساس.
۲- تحریم های هوشمند: تحریمهایی که بخش خاص را در نظر دارند مانند تحریم بنزین در ایران.
۳- تحریم میانه: تحریمهای مالی و تجاری کلیتر و گستردهتر از حالت قبل را، میانه مینامند.
۴- تحریم جامع: تحریمهای گسترده مالی و تجاری (همانند محاصره علیه عراق و صربستان).
۵- تحریمهای یک جانبه: تحریمهای خارج از قطعنامههای شورای امنیت که مصداق آن تحریمهای ایالات متحده آمریکا در قالب قوانین داخلی و اتحادیه اروپا در قالب تصمیمات اتحادیه علیه ایران است.
نخستین تحریم جامع سراسری علیه ایران در دوران معاصر، تحریم بریتانیا علیه ایران بهمنظور واکنش در برابر انتخاب دکتر محمد مصدق به وزارت بود که هدف ملی سازی صنعت نفت را دنبال میکرد. نخستین قطعنامه شورای امنیت علیه ایران در زمان نخست وزیری محمد مصدق و بهمنزله واکنش علیه ملی شدن صنعت نفت ایران صادر شد. بعد از آن آمریکا در سال ۱۹۸۰ تحریمهای اقتصادی وسیعی را در واکنش به تصرف سفارتش در تهران علیه ایران وضع نمود.
تحریمی برای خیالبافی
۲۹ مهر ۱۳۹۰ اتحادیه اروپا علیه ایران به بهانه دست داشتن در طرح ترور عبدالله المعلمی سفیر عربستان سعودی در آمریکا اقدام به صدور تحریم کرد. در حالی که نه تنها هیچ سندی در این خصوص ارایه نشده و داستان ساختگی آمریکا هنوز توسط هیچ مرجع قضایی مستقلی نیز مورد بررسی و حکم قرار نگرفته است. به این ترتیب ظاهراً در این مورد هم مانند موارد قبل از همان ابتدا، بهانه انجام تحریم بوده است.
جالب آنکه «سرگی کاریف» معاون نماینده روسیه در سازمان ملل متحد هم در سخنانی اعتراضآمیز گفت: در سال گذشته شاهد بسیاری از اقدامات علیه دیپلماتها بودیم ولی کسی پیشنویس قطعنامهای را به مجمع عمومی ارائه نکرد!. وی همچنین قطعنامه پیشنهادی عربستان را رد کرد زیرا حداقل از عبارت “توطئه مورد ادعا” استفاده نکرده و اصل مهم حقوقی “همه بیگناه هستند مگر اینکه جرم آنها ثابت شود” را نادیده میگیرد.
سلاحی که پیدا نشد، انحراف مدیر کل ادامه دارد
در جریان مشروعیتسازی برای تحریم کردن ایران، موضوع هستهای برای آمریکا اهمیت ویژهای پیدا کرد چرا که پیشرفت هستهای ایران بی تأثیری تحریمهای تکنولوژیک ایران را نشان میداد، به علاوه آنکه تحریم این توانمندی، موجب از بین بردن روحیه استقلال شهروندان ایرانی و تحقیر آنها نیز میشد. بدین ترتیب بدون آنکه ادلهای بر وجود تسلیحات هستهای در ایران ارایه شود و به صرف گمانهزنیهایی که احتمال دارد ایران در چند سال آینده به موشکها یا بمب هستهای دست پیدا کند یا مطالعات ادعایی که هیچ وقت ایالات متحده به آمریکا عین آن اسناد را نداده ولی متأسفانه آژانس و شخص دبیر (یوکی آمانو) به آن اشاره میکند اقدام به تحریم ایران نمودند در حالی که همانطور که گفتیم مهمترین مشکل این تحریمها در حقوق بینالملل فقدان مشروعیت آنها و عدم وجود «رابطه سببیت» بود، به علاوه آنکه ایران در اقدامی اعتماد ساز از تمامی ابهامات آژانس در قالب ۱۱۷صفحهای رفع ابهام کرده است و مهمتر آنکه آژانس تابهحال در ایران یک گرم اورانیوم پیدا نکرده است که به سمت تولید بمب هستهای منحرف شده باشد.
به عبارت ساده تحریم سازمان ملل احتمالاً به شرطی مشروع است که خطر عینی نقض صلح اثبات شود، در حالی که در ایران نه تنها سلاح هستهای یافت نشد که آژانس نیز وجود چنین سلاحی را رد کرد، با این وجود به استناد گزارشهایی که احتمال میداد ایران در آینده قصد ساخت سلاح هستهای دارد تحریمها وضع شدند!. با این وجود این سوال هرگز پاسخ داده نشد که اگر هدف مبارزه با تسلیحات هستهای است چرا رژیمهایی همانند اسراییل که هم اکنون دارای بیش از ۳۰۰ کلاهک هستهای غیر مجاز هستند تحریم نشدهاند؟.
پارادوکس دموکراسی و حقوق بشر با تحریم
در سال¬های گذشته بهخصوص ناآرامیهای اخیر تهران، ایالات متحده و دولتهای غربی بیشترین حمایتهای خود را از این اغتشاشات به بهانه حمایت از شهروندان ایرانی و دموکراسیخواهی صورت دادند. در حالی که رفتار پر تناقض آنها بهخصوص تحریمهایی که کاستیها و مشکلات بسیاری را از جمله در امر استقرار نظام مردم سالار مستقل، اقتصاد پویا و دستیابی به تکنولوژیهای جدید و پیشرفته ایجاد کرده، از مهمترین برنامههای میلیارد دلاری آمریکا علیه ملت ایران محسوب میشود.
در گزارش احمد شهید، گزارشگر ویژه منتصب شورای حقوق بشر که در شش فصل و بدون حضور در ایران، بدون هیچ شواهد متقنی تهیه شده است، هیچ اشارهای به قضیه تحریمها نشده در حالی که تحریمها با وجود آنکه نتوانسته است کلیت کشور را مختل سازد ولی صدمات جبران ناپذیری به اقتصاد و امنیت کشور وارد ساخته است. از مهمترین نمونههای آن سوانح هواپیماهای مسافری مکرر (مانند هواپیمای ایرباس شرکت هواپیمایی ماهان، تهران – مشهد، ۱۲ شهریور ۱۳۹۰؛ هواپیمای بویینگ ۷۲۷ شرکت هواپیمایی ایرانایر، تهران – ارومیه، ۱۹ دی ۱۳۸۹؛ هواپیمای کاسپین، تهران – ایروان ۲۴ تیر ۱۳۸۸)، مشکل تهیه رادیو داروها برای بیماران سرطانی، منع نهادهای علمی در دستیابی دانشمندان ایرانی به علوم پیشرفته (هوا و فضا، نانو، بیو و اتمی)، توقیف بازرگانان ایرانی و کشتیهای ایرانی، تحریم توسعه صنایع مادر به خصوص صنایع نفت و گاز که ثروت ملی ایران محسوب میشود، توقیف اموال بانکهای ایرانی (اخیراً نیز توسط ایالات متحده طرح تحریم علیه بانک مرکزی ایران نیز مطرح شده است و این اقدام یعنی تحریم پول ملت ایران) و … .
به هر حال واقعیت آن است که اثر تحریمها هرچه بوده نتوانسته هیچ یک از خواستههای آمریکا و اتحادیه اروپا را تأمین کند و خلاصه آنکه تحریم درمجموع یک سلاح ضد حقوق بشری است تا ابزاری برای استقرار صلح، چرا که هم اکنون کاربردش نقض «حق تعیین سرنوشت» و «حق بر توسعه» و پرده پوشی بر نقض سازمان یافته ایالات متحده آمریکا علیه شهروندان خودش و توسط کشورهای تحت حمایتش در خاورمیانه بهخصوص بحرین است.