ناصر بهرامی راد
نهمین انتخابات ریاست جمهوری در سوم تیر ماه 1384 به خودی خود و فارغ از رئیس جمهور منتخب و دولت برآمده از آن، در عرصه رقابتهای انتخاباتی پدیدهای قابل مطالعه به حساب میآید.
دموکراسیهای مبتنی بر نمایندگی که ایالات متحده و چند کشور صاحب نام اروپای غربی مدعیان اصلی آنند، شیوه ای از مراجعه به آرای مردم را نهادینه کردهاند که به «دموکراسی هدایت شده» تعبیر میشود و در آن احزاب اصلی حاکم با اهرمهای کنترلی نیرومند، افکار عمومی و آرای مردم را به سمتی کاملا قابل پیشبینی هدایت میکنند، بدون آن که احساس «عدم آزادی» در رأی دهندگان بروز کند. در دموکراسی هدایت شده تنها اتفاق ممکن، انتقال قدرت از یک حزب حاکم به حزب دیگری است و البته فضای مورد نیاز برای این جابهجایی به میزان حمایتهای مالی، تحرکات سیاسی و از همه مهمتر مهارتهای دستاندرکاران رسانهای یکی از طرفین-در چارچوب ارادههای پشت پرده-بستگی دارد. در این میان جایی برای ظهور گفتمانها و چهرههای جدید باقی نمیماند.
طی دهه جدید استراتژیستهای غرب تلاشی فزاینده را برای صدور این نوع از دموکراسی به مناطق مختلف بویژه منطقه حساس خاورمیانه اسلامی در دستور کار قرار داده بودند که با مجموعهای از ابزارهای قدیم و جدید سلطه، از تجاوز نظامی تا انقلابهای به اصطلاح مخملین، پشتیبانی میشد. انتخابات سوم تیر 84 نه تنها سدی نفوذناپذیر مقابل این موج وارداتی را در کانون ایستادگی برابر سیاستهای سلطه جویانه غرب در منطقه ایجاد و انگیزههای سوء آنان را در خصوص نظام جمهوری اسلامی ایران بشدت تضعیف کرد، بلکه به مقدمهای برای سلسلهای از نتایج درخشان دموکراسی بومی از خاورمیانه اسلامی (عراق، فلسطین، بحرین و...) تا آمریکای لاتین (بولیوی، نیکاراگوئه و...) تبدیل شد که غیر قابل پیشبینی بودن ویژگی مشترک همگی آنهاست.
انتخابات نهم علاوه بر تاثیر جهانی و منطقهای، حتی در داخل کشور و نظام اسلامی ایران، که از نخستین روز تا کنون اتکای راستین و بیشائبه به آرای ملت در اداره همه امور کشور را وجه همت قرار داده، نیز پدیدهای متمایز بود:
1- پیش از این برای مردم و صاحبنظران پیشبینی نتیجه نهایی آرا چندان دشوار نبود. انتخابات نهم درست در نقطه مقابل چنین حالتی قرار گرفت، به گونهای که ده روز پیش از برگزاری دور اول آن، مدیر عامل وقت ایرنا گفت: نمیتوان پیشبینی کرد روز 27 خرداد نام چه کسی از صندوفهای رأی بیرون میآید.
2- بازی کودکانه موسوم به «تحریم» که از زمان تاسیس نظام جمهوری اسلامی همواره دستمایه جریانات ضد انقلاب قرار داشت و با کمال تاسف همچون بیماری مسری به جان برخی از گروههای داخلی که جای پای در نظام دینی داشتند نیز افتاده بود، در جریان انتخابات نهم تاثیر خود را هم جنبه نظری و هم در عرصه عمل به کلی از دست داد. این بیماری مزمن یکسال و نیم قبل از انتخابات نهم، در جریان برگزاری انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی به اوج خود رسیده و دامان کسانی را گرفته بود که به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی و یا مسئولان اجرایی (استانداران، فرمانداران و...) از لحاظ قانونی، شرعی و اخلاقی موظف به انجام وظیفه بودند. ماجرای تاسف آور تحصن و استعفای دسته جمعی در اواخر عمر مجلس ششم و استنکاف از برگزاری انتخابات مجلس هفتم علیالظاهر نشان از آن داشت که اصلاحطلبان- یا حداقل طیف تندرو و روشنفکرزده این جناح- بنای جدی بر خروج از حاکمیت دارد.
فضای سیاسی و اجتماعی حاکم بر انتخابات سوم تیر چنان بود که سیاست خروج از حاکمیت جای خود را به راهبرد «بازگشت به قدرت به هر قیمت» داد.
3- گستره نامزدهای انتخاباتی. در نظام جمهوری اسلامی همواره افراد زیادی خود را کاندیدای ریاست جمهوری کردهاند، در عین حال انتخابات نهم این موضوع پررنگ رخ نشان داد.
بر همین اساس نامزد معرفی شده از سوی دو حزب تندروی مشارکت و مجاهدین برای جذب مخالفان نظام «جبهه دموکراسی خواهی» راه انداختند و حتی مطرودان امام را نیز به حضور فراخواندند.
به این ترتیب جریان خارج از نظام، علیرغم جنجال و مظلومنمایی با آزادی تمام در انتخابات حاضر شد و البته با عدم استقبال مردم مواجه شدند. افراطونی مانند عیسی سحرخیز تا آنجا دچار توهم شده بودند که از حق کاندیداتور ساواکیها، بهاییها و حتی همجنسبازان در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران دم میزدند!
سردبیر وقت روزنامه شرق بلافاصله بعد از برگزاری نتایج دور اول انتخابات نهم نوشت: تا به حال به این صراحت در معرض آزمون نبودهایم. همه چیز دموکراتیک بود. در مشارکتی بالاتر از حد انتظار، حریفان با قاعده دموکراسی ما را به اینجا رساندند.
4- نخبگان و اقشار تحصیلکرده و دانشگاهی در این فضای رقابتی که هم نمایندگان سلیقهای متنوع اصولگرایان و هم گرایشهای مختلف اصلاحطلبان حضور جدی داشتند، انگیزهای دو چندان برای مشارکت گسترده و دارای سمت و سوی مشخص پیدا کرده بودند. نیمه فروردین 84 اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل اعلام داشت که نشستهای انتخاباتی خود را با شعار «گفتمان عدالت، حداکثرسازی مشارکت و رئیس جمهور کارآمد» با حضور تمامی نامزدها برگزار خواهد کرد. دبیر تشکیلات طیف شیراز دفتر تحکیم وحدت در پایان این ماه از جدیدترین نظرسنجی هایشان خبر داد که بر اساس آن 60 درصد دانشجویان عزم قطعی برای شرکت را اعلام کرده و به 20 درصد نیز در حال بررسی شرایط بودند. مهدی درویش اضافه کرده بود تنها ملاک برای جریان دانشجویی متبوعش نظام، انقلاب و خط امام است. در حالی که چند روز پیش از آن عضو شورای مرکزی طیف علامه دفتر تحکیم از حزب مشارکت خواسته بود از این تشکیلات به نفع ستاد انتخاباتی خود (دکتر معین) هزینه نکند.
5- شعور جمعی والای ملت ایران که در تمام انتخابات سالیان گذشته خود را نشان داده بود و ثابت کرده بود رأی دهندگان ایرانی علاوه بر توجه به مطالبات منطقی خود، دقت و وسواسی عجیب در حفظ جهت گیریهای کلی دستگاههای نظام دارند و به گاه نیاز در نقش یک «بالانس» تمام عیار ظاهر میشوند. در سوم تیر 84 نیز جهتگیری اصلی خود را به نمایش گذاشت. همان مردمی که هشت سال پیش از آن با اهدافی مشخص حماسه دوم خرداد را آفریده بودند. بدون آن که از تحریف آرایشان و سوختن فرصتهای و سرمایههای گرانبهای کشور سرخورده شوند، حماسهای دیگر را در 27 خرداد و سوم تیر 84 رقم زدند. جهتگیری اصلاحی رأی دهندگان در انتخابات نهم آنقدر واضح بود که بسیاری از چهرههای جریان اصلاحطلب حاکم ناچار از اقرار شدند. در ظرف کمتر از دو هفته (16/1/84 تا 28/1/84) حداقل سه اعتراف بر صفحات جراید نقش بست. سعید حجاریان به نشریه سبزاندیشان دانشگاه علم و صنعت گفت: مشکل ما، مجلس هفتم و شورای نگهبان نیست. مشکل اصلاحطلبان پایگاه اجتماعی آنهاست. محسن آرمین در دانشگاه سهند تبریز اقرار کرد: بین دستاوردهای اصلاحات (!) با مطالبات مردم فاصله زیادی وجود دارد. بهروز افخمی هم در روزنامه شرق نوشت: در مجلس ششم فرصتهای زیادی برای اصلاح اقتصاد و ثروتمند شدن مردم از دست رفت و نتیجه این شد که اکثریت مردم مجلس را به حال خود رها کردند.
گامهای طی شده پس از انتخابات سوم تیر 84- به رغم بیانصافیهایی که نام انتقاد بر آنها گذاشته شده- افتخارآفرین هستند اما راه طی نشده نیز طولانی است. حرکت رو به جلو، تقویت جنبههای کارشناسی، مشارکت و همدلی و نقدپذیری ابزارهای ضروری برای پیمودن قلههای پیش روست.