تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۶:۰۳  ، 
کد خبر : ۲۴۱۲۳

جنایات جنگی ناتو در افغانستان!


جنایات جنگی «ناتو» در افغانستان بیداد می‌کند و این در حالی است که به لحاظ برقراری سانسور خبری، فقط بخشی از این جنایات، آنهم بصورت تصادفی و پس از یک دوره زمانی طولانی به دنیای خارج منعکس می‌شود.

بنظر می‌رسد که نظامیان ارتش‌های ناتو با استقرار در مناطق مختلف افغانستان، سرگرم انجام اقداماتی هستند که مطلقاً با استقرار امنیت در این کشور تحت اشغال، ارتباط مستقیمی ندارد، چرا که قربانیان اصلی حملات نیروهای ناتو در افغانستان را مردم عادی و بویژه شهروندانی تشکیل می‌دهند که به زندگی روزمره مشغول بوده‌اند و مطلقاً بی‌دفاع و بی‌آزار تلقی شده‌اند.

در طول دوران اشغال طولانی افغانستان توسط آمریکا و سایر نیروهای ناتو، ادعا شده است که آمریکا و ارتش‌های ناتو سرگرم جنگ با طالبان و القاعده هستند و به همین بهانه، در همه جای افغانستان هم مقررات ویژه‌ای را بدون هشدار قبلی برقرار می‌کنند. البته این ادعای آمریکا و ناتو محسوب می‌شود ولی واقعیت امر چیز دیگری است. مسئله این است که طالبان توانسته به تدریج سلطه بر بخش‌هائی از سرزمین افغانستان را دوباره به دست آورد و مشخصاً به تجارت موادمخدر سرگرم است. بنابر گزارش رسمی سازمان ملل در خصوص کشت و تجارت مواد مخدر در افغانستان، زمین‌های زیر کشت خشخاش در این کشور حتی بیش از مقدار آن در دوره حاکمیت مستقیم طالبان است. به علاوه طالبان توانسته است محصول مواد افیونی آندسته از کشاورزانی را که حتی مستقیماً با طالبان در ارتباط نیستند، مصادره کند و به خارج از افغانستان منتقل نماید. برخی کارشناسان و شخصیت‌های محلی معتقدند که آمریکا و سایر ارتش‌های ناتو با آگاهی کامل از این وضعیت، عمداً نسبت به روند فعالیت طالبان در کشت خشخاش و تجارت مواد افیونی بی‌تفاوت مانده‌اند تا بلکه از برخورد عملی طالبان با نیروهای آمریکائی و ناتو اجتناب شود. با اینهمه، طیف دیگری از شخصیت‌های افغانی هستند که قویاً معتقدند آمریکا و انگلیس همچنان همدست طالبان هستند و عالماً عامداً به همکاری در قلمرو توسعه کشت خشخاش و گراس و همچنین در انتقال و توزیع موادمخدر دست دارند.

گروه اول می‌گویند انحصار موادمخدر در دست طالبان است و این حق‌السکوت طالبان محسوب می‌شود ولی گروه دوم به صراحت اعلام کرده‌اند که اگرچه طالبان در کشت و تجارت موادمخدر نقش دارد ولی فقط «مجری محلی» برای انجام پروژه‌ای است که سرنخ‌های آن مستقیماً در دست آمریکا و انگلیس قرار دارد و هدف آن هم حفظ انحصار موادمخدر در افغانستان است.

یادآوری یک واقعیت تاریخی در این زمینه بسیار راهگشا است. در دوران مقابله با کمونیست‌ها در آسیای جنوب شرقی و چین، در دوران پس از جنگ دوم جهانی تا پایان جنگ ویتنام ژنرالهای آمریکائی بطور انحصاری این «فرصت طلائی» را در اختیار داشتند که به کمک پروازهای نظامی بدون نظارت و کنترل گمرکی، مقادیر عظیمی موادمخدر را وارد پایگاههای نظامی کرده و از آنجا به توزیع‌کنندگان اصلی تحویل نمایند.

اگرچه این یک اقدام کاملاً غیرقانونی بود، لکن «حق‌السکوت» تمامی مقامات ارشدی که از این موضوع آگاه بوده‌اند یا تصادفاً آگاه شده‌اند، به موقع و بیش از حد لزوم پرداخت شده و دیگر جائی برای افشاگری و تحقیق باقی نمانده است.

گزارشات حیرت‌انگیزی وجود دارد که نشان می‌دهد سرنخ اصلی برای به اعتیاد کشاندن بدنه اصلی پنتاگون و ارتش آمریکا، در دست ژنرالهای ارشد آمریکائی است و آنها از این قضیه مستقیماً سود می‌برند. پنتاگون و ارتش برای آنکه بر عملیات خود سرپوش بگذارد و حتی بعضاً چهره‌ای بظاهر قانونی به آن بدهد، با صرف هزینه‌های فراوانی، مواد افیونی را به داروهای روان‌گردان تبدیل کرده و قبل از شروع عملیات جنگی و بویژه قبل از پروازهای تهاجمی به خلبانان این پروازهای مرگ‌آفرین، داروهائی را تزریق می‌کنند که بر میزان اراده، هوشیاری و حافظه و تصمیم‌گیری فرد تزریق شده، بطور مستقیم اثر می‌گذارد. این نکته از چند جهت اهمیت دارد نخست آنکه خلبان تحت تأثیر این مواد روان‌گردان هیچ مقاومتی از خود نشان نمی‌دهد و تمامی مأموریت‌های محوله را با واژه متداول «بله قربان» و «چشم قربان» عیناً به انجام می‌رساند.

لکن رمز اصلی و تأثیر اعجازآور این داروهای روان‌گردان به بخش‌های بعدی مربوط می‌شود که خلبان از یادآوری جزئیات اقدامات انجام شده و از تمرکز بر آنچه دیده و شنیده و انجام داده، کاملاً محروم می‌شود و حتی اگر بخواهد، نیز نمی‌تواند چیزی را به یاد بیاورد. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که اگر خلبان توسط کسی مورد بازجوئی قرار بگیرد، چیز زیادی در مغزش نیست و خاطره‌ای در ذهنش نمانده که به کسی بگوید تا به استناد آن، پنتاگون و ارتش مجبور به پاسخگوئی و توضیح باشند.

با اینهمه، شدت و دامنه استفاده از تزریقات روان‌گردان توسط پنتاگون و ارتش آمریکا به حدی است که بعضاً حتی بدون خواست و ارده فرماندهان هم مشکل‌آفرین بوده و هست. نمونه‌های بارزی از عملیات جنگی آمریکا و ارتش‌های ناتو در افغانستان وجود دارد که باعث دردسر برای آمریکا و متحدینش گردیده ولی باز هم برای آن چاره‌اندیشی نشده است.

در طول این دوره 7 ساله موارد زیادی وجود داشته و دارد که برای مثال یک مراسم عروسی در افغانستان بمباران و یکصد نفر به خاک و خون کشیده شده‌اند و از حمله، یک دست و یک پای عروس، قطع و داماد نیز قربانی شده است.

یکبار نیز بمب‌افکنی‌های آمریکائی مقر نظامیان کانادائی مستقر در افغانستان را بمباران کردند که به کشته و زخمی شدن چند نظامی کانادائی منجر شد. در هفته‌های اخیر نیز عملیات نظامی آمریکا بیشتر به جنایات جنگی شبیه بوده است ولی صرفنظر از اثرات روحی ـ روانی ناشی از فجایع رخ داده در افغانستان، بخش اعظم مسئولیت این حوادث متوجه فرماندهان ارشد و ژنرالهائی است که مصرف داروهای روان‌گردان را به نظامیان تحمیل کرده‌اند و آنها را در شرایطی قرار داده‌اند که تسلط روحی چندانی بر اوضاع ندارند و نمی‌دانند چه می‌کنند و چه باید انجام دهند؟ طبعاً در اینصورت فاقد اراده و تمرکز لازم برای پاسخگوئی‌های بعدی هستند.

این نکته دقیقاً استخوان‌بندی تمامی توجیهاتی است که در پنتاگون و ارتش آمریکا برای تبرئه و تخفیف مجازات کسانیکه حتی در مقیاس وسیعی دست به کشتارهای فجیع زده‌اند، مطرح است و اگرچه مطلقاً به اطلاع افکار عمومی نمی‌رسد لکن با اصرار برای عدم انعکاس خبری آن، سعی می‌شود که موضوع تا سر حد امکان مسکوت بماند تا بلکه به فراموشی سپرده شود یا مشمول مرور زمان شود.

با اینهمه، در برخی مواقع، انعکاس مطبوعاتی مسائل به حدی خارج از کنترل است که دیگران هم برای بی‌تقصیر جلوه دادن خود، با موج تبلیغاتی برخاسته همراهی می‌کنند و خود را دقیقاً مخالف این فجایع معرفی می‌کنند و حال آنکه می‌دانند رمز اصلی وقوع جنایات جنگی در کجا نهفته است و چیست؟ اعتراض اخیر وزیر دفاع آلمان از همین نوع است.

روزنامه «مورگن‌پست» چاپ برلین در گزارشی تحت عنوان «وزیر دفاع آلمان خواستار رفتار متعادل نظامیان آمریکائی در افغانستان شد» در همین مقوله می‌نویسد: «فرانتس یوزف یونگ» وزیر دفاع آلمان به خاطر افزایش رقم کشته‌شدگان غیرنظامی در افغانستان هشدار داد چرا که این رقم بطور غیرمنتظره‌ای افزایش نشان می‌دهد.

یونگ می‌گوید: نظامیان آمریکائی باید احتیاط بیشتری نسبت به جان غیرنظامیان داشته باشند.

یونگ که در نشست شورای دفاعی اتحادیه اروپا سخن می‌گفت، از عملکرد نیروهای چندملتی مستقر در افغانستان موسوم به عملیات آزادی مداوم (او. ای. اف) انتقاد کرد و گفت: تحریک و شوراندن مردم افغانستان علیه غرب یک راه اشتباه است. جامعه بین‌المللی زمانی می‌تواند مردم افغانستان را به خود جلب کند که امنیت و بازسازی را محور کار خود قرار دهد.

«مورگن‌پست» می‌افزاید: در ماههای اخیر تعداد زیادی غیرنظامی توسط ارتش آمریکا در افغانستان کشته شده‌اند که این امر باعث تشدید اعتراضات مردمی شده و حتی حامد کرزای هم نسبت به این اقدامات انتقاد کرده است.

البته اعتراض کنونی وزیر دفاع آلمان هم نیازمند توضیح چند نکته است. اول آنکه این فجایع، نخستین مورد از این نوع نیست و اگر این فجایع ضدانسانی به صفحات مطبوعات اروپا کشانیده نشده بود، او باز هم ترجیح می‌داد که سکوت اختیار کند.

نکته دوم آنکه، وزیر دفاع آلمان به اصل جنایات جنگی آمریکا متعرض نیست بلکه نگران آن است که مبادا این جنایات به حساب نیروهای نظامی ارتش‌های ناتو گذاشته شود و مردم افغانستان بخواهند انتقام چنان جنایاتی را از نیروهای ناتو مستقر در افغانستان بگیرند. دقیقاً به همین دلیل است که یونگ تصریح می‌کند که انتقادش متوجه نیروهای «ایساف» به فرماندهی ناتو نیست ولی از «هوپ شفر» دبیر کل ناتو خواسته است که از آمریکا بخواهد این عملیات جنایت‌آمیز تکرار نشود.

نکته سوم اینکه‌ آلمان حدود 3 هزار نظامی در شهرهای شمالی افغانستان مستقر کرده و وزیر دفاع آلمان فقط از این بابت نگران است که مبادا کسانی بخواهند انتقام جنایات آمریکا را از سایر نظامیان ناتو و مشخصاً از آلمانها بگیرند. با اینحال تا زمانیکه نظامیان ناتو تحت فرماندهی آمریکا در افغانستان به انجام مأموریت مشترکی مشغولند، ممکن است بخاطر جنایاتی که آمریکا صورت داده، ضربه‌های مهلکی را دریافت کنند.

طبعاً وقتی ناتو سعی دارد خود را با آمریکا دارای اهداف و برنامه‌های مشترک معرفی کند و از مواهب و مزایای همراهی با آمریکا بهره‌مند شود، طبعاً خسارات و لطمه‌های احتمالی برای این همراهی بدفرجام نیز ممکن است گریبان اعضای ناتو و آلمانیها را هم بگیرد. چرا که ائتلاف اشغالگران افغانستان، چه بخواهد و چه نخواهد، دارای «مسئولیت مشترک» است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات