میثم نیکسخن
ائتلاف یکپارچه اصلاحطلبان که پس از تجربه شش روزه و شکست در سوم تیر شکل گرفت و در انتخابات شوراها به بلوغ رسید، رویداد بسیار مهمی است که نباید از کنار آن به سادگی عبور کرد. با این ائتلاف، اصلاحطلبان فارغ از نتیجه نهایی در انتخابات تاکنون پیروزی مهمی کسب کردهاند که همان پیشبرد پروژه دموکراسی است. در علم سیاست معمولا از نظر عمر، ائتلافها را به سه دسته موقتی، پایدار و دائمی تقسیم میکنند. ائتلاف موقتی معمولا برای کسب امتیازات انتخاباتی ایجاد میشود. ائتلاف پایدار معمولا به صورت اتحاد احزاب ایجاد میشود و غایتش کسب امتیازات موقتی نیست. حال اگر اتحاد احزاب منجر به انحلال آنها در یک واحد کلیتر شود ائتلاف دائمی شکل میگیرد. از نظر ماهیت هم ائتلافها به سه دسته تقسیم میشوند: اول ائتلاف انتخاباتی که به شکل معرفی کاندیدای مشترک تجلی پیدا میکند. دوم ائتلافهای پارلمانی که میتواند موضوعی (تاکتیکی) یا راهبردی باشد. و سوم ائتلافهای حکومتی که به شکل همکاری چند حزب در قوه مجریه است. به گمان من ائتلاف جریان اصلاحی از حیث عمر باید پایدار باشد و به یک انتخابات محدود نشود و از حیث ماهیت میتواند هر 3 شکل بیان شده را داشته باشد.
اگر بپذیریم که موانع جدی بر سر راه اصلاحات وجود دارد برای عبور از دوران گذار به سمت تعمیق و گسترش دموکراسی، گریزی نیز جز ائتلافهای راهبردی نیست. در واقع تحقق توسعه سیاسی در گرو اتحادهای حداکثری در برابر ساختارهای ممانعتکننده است. در اینجا البته ذکر یک نکته لازم است و آن اینکه هر اندازه پایگاه اجتماعی موتلفین متنوعتر و قویتر باشد آن ائتلاف نیز کارکردیتر، استوارتر و موفقتر خواهد بود. باید توجه کرد که ما در ائتلافها تلاش میکنیم که امکانپذیری و راههای سازش احتمالی را مورد مطالعه قرار دهیم. در اندیشه دموکراسی راهکار ائتلاف دارای نقش اساسی است. بعضی حتی گفتهاند که بدون ائتلاف، دموکراسی امری ممتنع است. از آنجا که جوامع معمولا ساختاری پلورالیستی دارند، همزیستی و همکاری مطلوب و دموکراتیک در درون آنها نیز جز با راهکار ائتلاف مقدور نیست. به عبارت دیگر اینکه یک تفکر و مرام خاص بتواند اکثریت مطلق جامعه را با خود همراه کند معمولا بسیار نادر اتفاق میافتد مگر در جوامع پوپولیستی و عقب نگه داشته شده که آرا به صورت موجی امکان جابجایی دارد. در ساختارهای دموکراتیک، رای اکثریت معمولا به مجموعهای از چند نوع سلیقه که با هم در پارهای مسائل اساسیتر نزدیکترند تعلق میگیرد. این مساله در جوامع چند حزبی به راحتی قابل مشاهده است. در جوامع دو حزبی هم معمولا هر یک از احزاب فراکسیونهایی دارند که سلایق مختلف را در درون خود جای میدهند. حزب کارگر انگلستان اگرچه مسوولیت همراهی کشورش با آمریکا در اشغال عراق را برعهده داشت ولی در درون حزب، فراکسیون بزرگی با آن به شدت مخالف بود و اعضایی از کابینه به نشانه اعتراض استعفا کردند. در کشور ما تجربه ائتلاف، قدمت زیادی ندارد همانطور که تجربه دموکراسی تاریخچه کوتاهی دارد.
ما باید باور کنیم که دموکراسی به معنای حذف رقیب نیست بلکه به منزله تحمل رقیب و احترام به جایگاه، اندیشه و پایگاه اجتماعی اوست. در دموکراسی، رقابتها اگر چه شدید است ولی حدش هرگز دشمنی نیست. متاسفانه در کشور ما یک گروه خاص در جایگاه قدرت چنان کار را بر رقیبش سخت میکند که حتی فرصت حیات را نیز از او دریغ میکند. این دیگر رقابت نیست، تنگنظری و انحصارطلبی است و خودشیفتگی و ناباوری به اندیشه دموکراسی و مداراست. تردیدی نیست که هر ائتلافی در روش یا پارهای از روندها خالی از اشتباه نیست. انتظار یک حرکت کاملا بینقص در عالم واقع غیر ممکن است به ویژه اگر در نظر بگیریم که تجربه کار جمعی ما در تاریخ ایران به شدت محدود و معدود بوده است. در نتیجه باید همه فعالان سیاسی اصلاحطلب مراقب باشند در گرداب مهلک ایدهآلیسمهای انفرادی گرفتار نشوند، به جای آنکه به نتیجههای کوتاهمدت دلخوش کنیم و یا از آنها رنجیده شویم باید به اهداف بلندمدت چشم بدوزیم. تهدید ائتلافها هم همواره یک مسئله جدی است و در شرایط امروز جامعه ما این خطرها جدیتر است. گو اینکه هم رقیب از موقعیت فراتر و با ابزارهای بیشتری امکان ضربه زدن به ائتلاف را دارد و هم اینکه بیتجربگیها میتواند آسیبرسان باشد.