تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۴۱۴۱

قبیله‌های عراق متحدان جدید آمریکا


ملینا لیو/ ترجمه: اندیشه شمسی

دود تند سیگار سراسر اتاق پذیرایی رئیس قبیله را فرا گرفته است. در این اتاق در رمادی، مرکز استان انبار و پناهگاه پیشین شورشیان عراقی، شیخ شاکر سعود عاصی در حال لذت بردن از سیگار پس از شام با میهمان افتخاری‌اش، فرمانده کرک کوزنیسکی، از فرماندهان تفنگداران دریایی آمریکاست.

در چهار گوشه اتاق، نیروهای دریایی ارتش آمریکا و مردان قبیله گرد هم نشسته‌اند و لطیفه و داستان رد و بدل می‌کنند.

برخی از این عراقی‌ها، کمی پیش از یک سال گذشته به سمت آمریکایی‌ها شلیک می‌کردند، اما اکنون آنها شانه به شانه نیروهای آمریکایی در برابر القاعده می‌جنگند. شیخ به فرمانده می‌گوید: «ما فقط دوست نیستیم، ما برادریم.» فرمانده فقط می‌تواند، تایید کند و بگوید: «همه چیز کاملا تغییر کرده است.»

موفقیت تجربه رمادی امید به این موضوع را در پنتاگون و دولت عراق افزایش داده که این مدل می‌تواند در سراسر عراق به کار رود. یک سال پیش شورشیان هر روز در این شهر حدود 30 حمله علیه آمریکاییان انجام می‌دادند، اما امروز متوسط این حمله‌ها به کمتر از یک مورد در روز رسیده است.

ژنرال جان آر.آلن، معاون فرمانده دومین نیروهای اعزامی تفنگداران دریایی در استان انبار و یک کارشناس امور قبیله‌ای، استان انبار را به عنوان «یک آزمایشگاه ضدشورشگری» توصیف می‌کند که در آن فراوانی حملات از هفته‌ای 500 حمله به شدت کاهش یافته و به هفته‌ای سه مورد رسیده است. کشف انبارهای تسلیحاتی مخفی با همکاری گسترده عراقیان در رمادی به شدت افزایش یافته است.

حدود یک سال گذشته پلیس محلی تازه استقرار یافته در این استان، فقط می‌توانست 20 نیروی جدید بگیرد، اما اکنون با تشویق اعضای قبایل به پیوستن به نیروها با همت شیخ‌های محلی این تعداد به هشت هزار نفر رسیده است. اما حتی اگر آمریکایی‌ها از تغییر وضعیت رمادی شادمان باشند، نمی‌توانند نسبت به تداوم وضعیت جدید خیلی خوش‌بین باشند. برخی از مردم شهر در حال حاضر صبرشان را از دست داده‌اند و از بغداد برای بازسازی شهرشان کمک خواسته‌اند. در عین حال، ظاهرا دولت در بغداد عجله‌ای برای یاری انبار ندارد.

جان چارلتون، فرمانده حدود شش هزار نیروی آمریکایی در مرکز انبار، نسبت به مشکلات سیاسی هشدار می‌دهد، مشکلاتی که در صورت شکست فرآیند بازسازی رخ خواهد داد. وی می‌گوید: «اکنون که تیراندازی‌ها متوقف شده، انتظارهای مردم به طور گسترده افزایش یافته است، آنها خواهان وصل شدن برق هستند، می‌خواهند همه چیز دوباره تعمیر شود.» سوال این است که آیا دولت می‌تواند این کار را انجام دهد؟ خطری که وجود دارد این است که دولت عراق موجب تضعیف رمادی شود و متحدان جدید آمریکابه سوی دایره گروه‌های مقاومت کشیده شوند.

اکنون شورشیان با حمایت رهبران قبایل سنتی که از اواخر سال 2005 کوشیده‌اند خود را سامان دهند، در حال عقب‌نشینی هستند. در اواخر سال گذشته، شیخ‌های محلی که بیشتر آنها اعضای خانواده خود را در حملات هواداران القاعده که در آن زمان تحت رهبری ابومصعب الزرقاوی بودند، از دست داده‌اند، گروهی با نام «گروه بیداری‌الانبار» ‌تشکیل دادند. شیخ‌ها به طرفدارانشان دستور دادند آمریکایی‌ها را در برابر گروه‌های مقاومت یاری کنند.

پس از اینکه گروه «بیداری‌الانبار» ظاهر شد هواداران آن به پیوستن به پلیس تشویق شدند و در نتیجه شمار نیروهای تازه‌نفس پلیس افزایش یافت. پایین آمدن فوری آمار حملات می‌تواند نشان دهد بسیاری از نیروهایی که تازه به پلیس پیوسته‌اند، پیش‌تر بخشی از نیروهای شورشی را تشکیل می‌دادند.

آمریکایی‌ها با اینکه از اتخاذ موضعی علنی دربار عفو عمومی در عراق سرباز می‌زنند، برخی سوال‌ها را نیز بی‌پاسخ می‌گذارند. اگرچه نام نیروهای جدید پلیس در برابر فهرست شورشیان پیشین، یافت شد اما بررسی بسیاری از موارد زمینه‌ساز به شیخ‌ها سپرده شد. ژنرال آلن می‌گوید: «در هر فعالیت ضدشورشگری، یکی از شاخص‌های سطح موفقیت در نهایت این خواهد بود که کسانی که علیه شما می‌جنگند، تصمیم بگیرند، جنگ را ترک کنند.»

او اضافه می‌کند: «ما ساده‌لوح نیستیم، برخی از نیروهای پلیس سال پیش در همین زمان شورشی بودند. اما شیخ‌ها درک خود را از اینکه تهدید از جانب چه کسی است، تغییر داده‌اند. تهدید از سوی القاعده است.» به گفته برادر عبدالستار ابورشید، رهبر گروه بیداری همه 23 قبیله اصلی سراسر رمادی به گروه بیداری انبار پیوسته‌اند و بیش از یک میلیون نفر از جمعیت 3/1 میلیون نفری انبار از گروه بیداری حمایت می‌کنند. این موضوع در حال گسترش به دیگر بخش‌های عراق نیز هست و گروه بیداری حتی هفته قبل نمایندگانی را برای دیدار با طرفداران مقتدی صدر به شهر صدر فرستاد. صدر و عبدالستار ابورشید هر دو خود را نماینده ملی‌گرایان عراقی می‌دانند که از راه حل فدرالیسم برای رفع مشکلات فرقه‌ای کشورشان دل خوشی ندارند و هر دو به انتخابات استانی تمایل دارند.

همزمان با افزایش نفوذ عبدالستار در میان عراقیان، تقاضاهای سیاسی او نیز افزایش یافته است. بسیاری از قبیله‌های استان انبار، انتخابات پیشین عراق را تحریم کردند و این موضوع باعث شد آنها در فرآیند سیاسی‌ای که در بغداد آغاز شد، مشارکت چندانی نداشته باشند. احمد ابورشید، برادر عبدالستار در این باره می‌گوید: «ما باید بخشی از بدنه تصمیم‌گیرنده باشیم. دولت مرکزی باید از مردم رمادی حمایت کند.» گردشی در شهر غارت‌شده رمادی نشان می‌دهد که این شهر چه‌قدر نیازمند حمایت است. بیشتر مردم شهر گاهی چند روز را بدون آب سر می‌کنند، آنها برق ندارند. همچنین آمریکاییان و دولت بغداد از آموزش، تجهیز و حمایت مالی شمار فراوان نیروهای جدید پلیس ناتوان هستند. این نیروها احتمالا سهمی از غذا و مقدار اندکی پول نقد از شیخ‌هایی که آنها را به نام‌نویسی در پلیس تشویق کرده‌اند، دریافت می‌کنند.

این موضوع هم مشکلی را با خود به دنبال می‌آورد، این پرداخت‌ها فاصله میان پلیس و قبیله‌ها را در ابهام فرو می‌برد. هفته گذشته، نوری المالکی، نخست‌وزیر عراق تحت فشارهای سنگین آمریکا برای نشان دادن تمایل بیشتر به فرآیند آشتی ملی، همه استان‌های عراق را تشویق کرد که با تبعیت از نمونه گروه «بیداری‌الانبار» خود دست به کار شوند.

اما ممکن است نمونه موفقیت‌آمیز رمادی نتواند در دیگر بخش‌های عراق تکرار شود. قبایل در درون و اطراف این شهر در مقایسه با بغداد و حتی با دیگر شهرهای انبار مانند فلوجه، جایی که نگرانی‌های مذهبی بر وابستگی‌های قبیله‌ای اولویت دارد، همگن و سنتی است. در شهرهایی با جمعیت ترکیبی مانند بغداد، هواخواهان قبیله‌ای حتی ضعیف‌تر هم هستند. «اماتزیاباران»، یک متخصص عراقی در دانشگاه ابوحنیفه می‌گوید: «صدام حسین نیز پس از حمله کویت در سال 91-1990 از قبایل برای تحکیم قدرت خود استفاده کرد، وی برخی از شیخ‌ها را قدرت بخشید، به آنها پول داد، برخی دیگر را کشت. این روش حتی در میان قبایل شیعه در جنوب عراق موثر بود. اما این روش همچنین عاملی برای تباهی و سقوط صدام بود. آمریکایی‌ها نیز مانند صدام، احتمالا شانس چندانی ندارند.»

باران می‌گوید: «بگذاریم شیخ‌ها سخنگوی قبایل خود باشند. بگویند که مردمشان به چه نیاز دارند، به مدرسه؟ به کلینیک؟ به ژنراتور برق؟ بعد نیازهای آنها را برطرف کنیم اما تصریح کنیم که در عوض، شیخ‌ها باید در قبایل خود برای صلح تلاش کنند. شاید این رویای کشوری مدرن نباشد، اما این روشی است که جامعه عراق بر اساس آن می‌چرخد. در جنگی که پیروزی در آن کمیاب است، کسی نمی‌تواند داد و بیداد چندانی راه بیندازد.»

از این رو فرماندهان نظامی آمریکا سرانجام به شبکه‌های سنتی قبیله‌ای عراق روی آورده‌اند، شبکه‌هایی که به صدام نیز کمک کردند تا در قدرت بماند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات