* آیا شما با اظهارنظر ایهود اولمرت نخستوزیر مبنی بر این که سقوط غزه به دست حماس در واقع فرصتی را برای اسراییل جهت انجام مذاکره و حتی شاید حصول توافقی با ابومازن رییس تشکیلات خودگردان فراهم کرده، موافقید؟
** دو مورد وجود دارد؛ جنبه اول این که غزه به دست حماس افتاده که این امر نگرانکننده است و بعد سیاسی آن این است که این واقعه برداشت مناسبتری از استراتژی احتمالی اسراییل ایجاد میکند. اجازه دهید توضیح دهم تشکیل دولت ائتلافی فلسطین اوضاعی را به وجود آورد که در آن افراطیون و میانهروها در یک دولت کنار هم نشستند و روندی آغاز شد که میتوانم بگویم احتمالا به نوعی مشروعیت بخشیدن به حماس منجر میشد. آنچه که در غزه رخ داد واقعیتی را نشان داد که مدتها وجود داشته است. در این واقعیت حماس یک سازمان تروریستی است که علیه خود فلسطینیان دست به کار شده است. این امر به ما فرصت داد تا تمایز جدی میان فتح و حماس قائل شویم. ما اکنون میتوانیم استراتژی مرکبی را به جریان اندازیم که براساس آن به طور همزمان با حماس مقابله میشود و با ابومازن که خودش را به اثبات رسانده گفتوگو انجام میشود. براساس این استراتژی، اسراییل با دولتی کار میکند که بر اراضی تحت کنترلش تسلط داشته باشد، شرایط جامعه بینالمللی را میپذیرد و البته اسراییل را به رسمیت میشناسد.
* با توجه به این دیدگاه که ابومازن بیش از این شانسی برای تبدیل شدن به یک رهبر قوی ندارد آیا به نظر شما ما اکنون باید با آزادسازی عواید مالیاتی فلسطینیها و آزادی زندانیان فلسطینی ابومازن را تقویت کنیم؟ به گفته اعضای فتح، ابومازن رهبری ضعیفش را در بحران غزه نشان داده است.
** اسراییل از ابتدا حتی پیش از انتخابات تشکیلات خودگردان گفته بود اگر دولتی تشکیل شود که شرایط کمیته کاری چهار جانبه را بپذیرد، دولتی که از سوی حماس اداره نشود و حماس در آن مشارکت نداشته باشد آنگاه اسراییل این بودجهها را برای آن دولت آزاد میسازد. اسراییل اکنون به واقع این کار را میکند. این درست است که ابومازن برای مدت طولانی ضعیف عمل کرده است. آنچه که در غزه اتفاق افتاد به واقع او را به عمل واداشت البته نه اقدامی برای خشنودی اسراییل بلکه به خاطر اوضاع در تشکیلات خودگردان. اکنون نوعی فرصت وجود دارد که ما مطمئنا باید از آن بهره ببریم. ما باید موارد را در طول زمان بررسی کنیم اما همزمان نیز باید به انجام اقدامات ادامه دهیم.
* آیا این وقایع عباس را کمرنگتر نکرد؟ شما پیش از این اعلام کردید او غزه را به حماس باخت.
** من از ابتدا گفتهام که محک میانهروها در عملکرد آنها مشخص میشود؛ اما ما متعهدیم تا با میانهروها کار کنیم و با آنها تعامل کنیم تا این امید را نه تنها به عموم اسراییل بلکه به عموم فلسطین نیز بدهیم که آلترناتیوی برای حماس وجود دارد. هر آنکه به حماس رای داده و در غزه زندگی میکند و به گرمی این تروریستها را پذیرفته اکنون خودش را در اوضاعی مییابد که رهبر و دولتش مشروعیت ندارد، از سوی جامعه بینالمللی حمایت نمیشود و هیچ افق سیاسی برای ارایه به آنها ندارد. برخی نیز میفهمند که این گروه میانهرو است که به رغم ضعفش میتواند افق سیاسی، اقتصادی و زندگی بهتری را برای آنها فراهم کند و از روندی حمایت کند که هدف و استراتژی اسراییل است و آن روند ارتقای طرح دو کشور مستقل فلسطین و اسراییل است که البته یکی از کشورها تروریستی نباشد. ما سعی کردیم این آلترناتیو را طی سال گذشته ایجاد کنیم. توافقنامه مکه مخالف این استراتژی بود. این توافقنامه در راستای ترور بود تا مبارزه با آن. در حقیقت حماس، ابومازن و مردمش را در موضع تصمیمگیری قرار داد و امروز این تصمیم باید خیلی روشن گرفته شود. این امر مهم است که جهان درباره این موضوع مصالحه نمیکند. جامعه بینالمللی باید به اعمال فشار به حماس به جای استقبال از آن ادامه دهد و بفهمد که آنچه در غزه در حال وقوع است در نتیجه عملکرد حماس است. همچنین به جای تلاش برای حصول نوعی مصالحه داخلی که نتیجه آن توقف این روندها و مشروعیت بخشیدن حماس خواهد بود، ما باید این تمایز را به هر طریقی قائل شویم. این تمایز همچنین امروزه یک بعد ارضی نیز دارد. موضوع مهم تفاوت قائل شدن میان میانهروها و افراطیون است؛ کسانی که متمایل و آماده پیشبرد روند صلح هستند و کسانی که ایدئولوژیشان براساس افراطیگری و تعصب مذهبی است.
* اگر شما از ایده دو کشور مستقل حمایت میکنید که این امر به معنای تشکیل یک کشور فلسطینی است، آیا از این امر نمیهراسید که یک روزی این کشور نیز همچون غزه به دست حماس بیفتد؟
** مشخصا ما باید این احتمال را نیز بررسی کنیم، بنابراین روند کلی تشکیل یک کشور فلسطینی باید براساس چند اصول پایهای باشد که اسراییل باید در طول این روند درخواست کند. یکی از آنها این است که ما درباره دو کشور ملی صحبت میکنیم که هر کشوری راهحلی برای مردم خودش ارایه میکندو دیگری این است که مسیر تشکیل یک کشور فلسطینی مستلزم جنگی علیه ترور خواهد بود. من علنا میان گفتوگویی که میتوان و باید هماکنون به منظور حصول توافقاتی با ابومازن و گروه میانهرویش به انجام رسد و تضمین آن تفاوت قائل میشوم. تمام مراحل تعریف شده از سوی کمیته کاری چهار جانبه و همچنین طرح نقشه راه باید پیش از اجرای چنین توافقنامههایی و تکشیل یک کشور فلسطینی به اجرا درآید تا کشور فلسطین به تهدیدی برای اسراییل تبدیل نشود. دو شرط وجود دارد. بنابراین این تمایز میان حرف و اجرای عملی آن است که ما مجبور به تایید آن هستیم. البته ما باید واقعبین باشیم و این خطر را در نظر بگیریم چرا که وظیفه ما جلوگیری از ایجاد یک کشور تروریستی است.