تاریخ انتشار : ۱۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۲۹  ، 
کد خبر : ۲۴۱۶۴۱

نهرو و روابط فرهنگی ایران و هند

مقدمه: فرهنگی ایرانی در طول تاریخ همواره بعنوان یک فرهنگ الهام‌بخش و تأثیرگذار بر فرهنگهای دیگر مطرح بوده است. زبان پارسی و فرهنگی ایرانی در شبه قاره‌ی هند علاوه بر برخورداری از جایگاهی رفیع و مقدس در تشکیل زندگی هندی نیز نقش قابل ملاحظه‌ای ایفا نموده است. آنچه در پی می‌آید مقاله‌ای با عنوان «نهرو و روابط فرهنگی ایران و هند» است. این مقاله،‌ توسط دکتر شریف حسین قاسمی استاد دانشگاه دهلی نوشته شده و در اولین شماره‌ی مجله‌ی قند پارسی از سری انتشارات رایزنی فرهنگی ایران در هند به زیور طبع آراسته گردیده است. با هم می‌‌خوانیم:

اولین نخست‌وزیر دانشمند و روشنفکر هند مستقل و آزاد «پاندیت جواهر لعل نهرو» چند کتاب نوشته است. «زندگی من»، «نگاهی به تاریخ جهان» و «کشف هند» از جمله مشهورترین آثار اوست که محصول دورانهای زندان او می‌باشد. در همه‌ی این کتابها اشاره‌های زیادی به تاریخ و فرهنگ مردم ایران شده است. از کتاب زندگی من بدست می‌آید که نهرو در خانواده‌ای متولد شد که با آداب و سنن ایرانی که در آن وقت در هند معمول بود، آشنایی کامل داشت باید یادآوری کنم که همین آداب و سنن ایرانی و به تعبیر دیگر فرهنگ ایرانی در هند در زمینه‌ی فرهنگی، نقش قابل ملاحظه‌ای را بازی کرده است.
فرهنگ ایرانی و فرهنگ هندی بعد از تماس طولانی در هند منجر به ایجاد فرهنگ جدید و مطبوع گردید که ما هندیها آنرا فرهنگ مشترک می‌نامیم و اهمیت زیادی برایش قایل هستیم- جواهر لعل نهرو ساخته و پرداخته همین فرهنگ مشترک بود. اگر به تاریخ نهضت آزادی‌خواهی هند نگاهی بیفکنیم، به آسانی به این نتیجه می‌رسیم که اتحادی که ما بین تمام هندیها برای حصول آزادی بعمل آمد و قدرت خارجی بریتانیا را وادار کرد تا هند را ترک بگوید، یکی از پایه‌های آن همین فرهنگ مشترک بود. نهرو اهمیت و مناسبت این فرهنگ مشترک را بخوبی می‌شناخت- او طی سخنرانی‌ای که بمناسبت زادروز مولانا ابوالکلام آزاد، در دهلی نو ایراد نمود درباره‌ی اهمیت این فرهنگ مشترک چنین اظهارنظر کرد:
«مولانا در نهضت ما مقامی خاص داشت و بیش از هر کس دیگر مظهر ترکیب عالی فرهنگی بشمار می‌رفت که هند همیشه در تلاش آن بوده است. او به ما کمک داد تا از تنگنای ناسیونالیسم بیرون آیین و نظر وسیع‌تر پیدا کنیم.»‌
چون فرهنگ ایرانی تأثیر زیادی در زندگی عادی هند گذاشت، بنابراین نهرو بدرستی تصمیم گرفت که تاریخ و فرهنگ ایرانی را مورد مطالعه قرار بدهد زیرا که هدفش کشف هند بود. او می‌دانست که برای شناسایی بهتر هند لازم است عواملی را شناخت که در تشکیل زندگی هندی نقش قابل ملاحظه‌ای را ایفا کرده است.
در نتیجه او تنها همان جنبه‌های تاریخ و فرهنگ ایرانی را مورد مطالعه‌ی عمیق قرار داد که در زندگی هندی تأثیری گذاشته‌اند.
قبل از اینکه روابط هند و ایران را از دیدگاه نهرو بررسی کنیم، مناسب است نظر نهرو درباره‌ی خود تاریخ، فرهنگ و مطالعات اجتماعی را برای خوانندگان گرامی نقل کنم تا بتوانیم اظهارات نهرو را به نحو بهتری ارزیابی نماییم، نهرو درباره‌ی علاقه و دلبستگی خود به مطالعات تاریخی می‌گوید:
«کمتر موضوعی است که به اندازه‌ی خواندن و شنیدن و گاهی هم حرف زدن درباره‌ی تاریخ برای من جالب باشد اعتراف می‌کنم که من خود یکی از دوستداران و مشتاقان تاریخ هستم و نه از محققان و مطلعان آن.»
نهرو جای دیگری می‌گوید: «هر وقت با تاریخ مواجه می‌شوم ذهن و فکرم نه فقط مجذوب جریان آن می‌گردد و نه فقط به آن علاقمند می‌شود بلکه می‌کوشد از آن الهامات و اطلاعات و فهم حوادث یا مجموع همه‌ی این خبرها را کسب کند.» و در این مورد باز توضیح می‌دهد:
«من تصور می‌کنم که تنها راه خواندن و نوشتن و فهمیدن تاریخ آن است که تصویری از یک جامعه‌ی زنده را که مشغول فعالیت عادی خود می‌باشد، در نظر ما زنده سازد. و تصویری از تمام جهان نیک و بدی که انسان دارد و تحولی که تدریجاً بسوی پیشرفت و تکامل یا در جهت دیگر آن روی می‌دهد به ما بنمایاند.»
برای این منظور نهرو معتقد بود که دو چیز لازم است، یکی طبعاً اطلاع دقیق و هر چه بیشتر از جزئیات و دیگری فکر و ذهن روشن برای مرتبط ساختن و سنجیدن حوادث تا بتواند این جزئیات را به صورت شایسته‌ای بکار برد و با آنها تصویر زنده و جانداری بوجود آورد.
نهرو آنچه درباره‌ی تاریخ ایران و یا فرهنگ ایرانی نوشته، بیشتر در دو اثرش یعنی نگاهی به تاریخ جهان و کشف هند گنجانیده شده- درباره‌ی کتاب نگاهی به تاریخ جهان- خود نهرو توضیح می‌دهد:
«می‌خواستم یک رشته‌ی بزرگتر و طولانی‌تر فکری داشته باشم. و به این جهت نگاهی به تاریخ جهان را نوشتم. من این کتاب را طوری نوشته‌ام که بتوانم کشورم و قرن خودم را در دورنمای واقعی تاریخ جهان ببینم و بسنجم. کتاب من به هیچ وجه یک کار عمیق نبود، اما چهارچوب و قالبی از تاریخ جهان را بوجود آورد.»
نهرو می‌گوید: «وقتی این چهارچوب بزرگ را بدست آوردم توانستم دقیقتر به وطن خود بنگرم و به این جهت کتاب کشف هند را نوشتم. در این کتاب خود را بر روی تاریخ گذشته‌ی کشورم و داستان تکامل و پیشرفتش متمرکز ساختم.»
بعد از این مقدمه‌ی لازم، باید عرض کنم که جواهر لعل نهرو تاریخ ایران و روابط هند و ایران را با آشوریها شروع می‌کند که پس از آنها هخامنشیان زمام حکومت را بدست گرفتند و تا دویست سال حکومت کردند. نهرو درباره‌ی موفقیتهای نظامی و فعالیتهای کشورگشایی آنها بحث زیادی نمی‌کند ولی به دوران رفاه و آسایشی اشاره می‌کند که هخامنشیان موجب آن شده بودند. نهرو می‌خواست برنامه‌ای برای آینده‌ی هند در نظر گیرد و می‌دانست که در هند پیروان مذاهب مختلف بسر می‌برند، بنابراین بهترین سیاست برای هند سیاست سیکولاریسم یعنی احترام به همه‌ی ادیان می‌باشد.
در نتیجه او از روزنه‌ی تاریخ هخامنشیان دید که آنها «اربابان و حکمرانان متمدن و با فرهنگی بوده‌اند که نسبت به معتقدات دیگران به مدارا رفتار می‌کردند و اجازه می‌دادند که مذاهب و تمدن‌های مختلف رونق و رواج داشته باشد.» نهرو این حقیقت را هم بازگو کرده است که مذهب هخامنشی‌ها که زردشتی بود، با مذهب قدیم و ابتدایی ودایی هند نزدیک بود. این هر دو نژاد و مذهب یک رشته‌ی مشترک داشتند و زمانی هر دو آنها در سرزمین اصلی آریایی‌ها در هر جا که بوده است، مشترکاً‌ زندگی می‌کرده‌اند. مطالعات تاریخ، نهرو را با این حقیقت هم آشنا ساخته بود که هنرهای دوره‌ی هخامنشی ایران با هنرهای دوران موریا در هند تماس داشته و در آن اثر گذاشته است. درباره‌ی تماسهای فرهنگی و سیاسی این دوره، نهرو می‌گوید:‌
«در تاریخ هند، آن دوران را گاهی اوقات بنام دوران زردشتی می‌نامند. ظاهراً نفوذ آیین زردشت در هند آن زمان زیاد بوده و بنابراین آیین ستایش خورشید نیز در هند مورد تشویق قرار می‌گرفت.»
دستگاه دولتی هخامنشی‌ها بدست اسکندر مقدونی پیچیده شد و ایران تا مدتی کوتاه زیر حکومت یونانیها قرار گرفت. خانواده‌ی ساسانیان یونانی‌ها را از ایران بیرون راندند. نهرو ناسیونالیسم شدید و متجاوز ساسانیان را نمی‌پسندد و معتقد است که این ناسیونالیسم خشن ساسانی هم کوته‌بین بود و نسبت به دیگران مدارا نداشت، بهر حال ایران در این زمان با هند که تحت فرمانروایی خانواده‌ی «گوپتا» بود، تماسهای فرهنگی و هنری داشت. نهرو در نقاشیها و هجّاریهای بسیار کمی که از دوران ساسانیان بدست رسیده و پر از زندگی و حرکت است و در تصاویر دیواری غارهای آجانتا در هند شباهتی محسوس را شایسته‌ی تذکر دانسته است و به گفته‌ی وی در همین دوره، سفرایی مابین ایران و هند مبادله شده‌اند.
عربها ایران را در زمان ساسانیان مسخر کردند ولی نتوانستند مردم ایران را شبیه خود سازند و مانند سوریه و مصر در خود تحلیل برند. نهرو به این جنبه‌ی مهم تاریخ ایران توجه می‌کند که بعد از عربها امپراطوری‌های متعدد در ایران تشکیل شده که بعضی از اینها غیرایرانی مثلاً ترک هم بودند ولی هنر و فرهنگ ایرانی با وجود این تغییرات و تحولات عظیم مداومت داشته است.
نهرو علتش را چنین بیان می‌کند که هنر ایرانی به خاک و طبیعت و مناظر ایرانی بستگی دارد و بنابراین با وجود تمام شکست‌ها و ناکامیها عنصر ایرانی پیروز گردیده است.
وقتیکه نهرو تاریخ عربها را در ایران بررسی می‌کند بدرستی می‌نویسد که تمدن عرب تأثیر فوق‌العاده‌ای در ایران داشت و اسلام در ایران هم مانند هند یک حیات تازه برای فعالیتهای هنری ایجاد کرد و هنر و فرهنگ عربی هم تحت نفوذ و تأثیر ایران واقع شد، بنده می‌خواهم یادآوری کنم که این حیات تازه در فعالیتهای هنری در هند از طریق ایران ایجاد شد.
بعد از اشاره‌هایی درباره‌ی حکومت‌های غزنویان، سلجوقیان و خوارزمیان و حملات وحشیانه‌ی مغولان به ایران و سرزمینهای دیگر نهرو تاریخ درخشان فرهنگی صفویان را بیان می‌کند که تا دویست و بیست سال ادامه پیدا کرد و دوران عصر طلایی هنر ایران نامیده می‌شود. نهرو بدرستی فهمیده بود که تا این دوره فرهنگ ایرانی در مناطق وسیعی از ترکیه و شبه قاره هند گسترده بود. زبان فارسی در امپراطوری مغول هند و بطور کلی در آسیای غربی زبان فرهنگ شمرده می‌شد و مانند زبان فرانسه در اروپا بود. نهرو این حقیقت را هم اظهار نموده است که در دوران تیموریان هند روح قدیمی هنر ایران در ساختمان تاج محل در شهر آگره یک اثر جاویدان را بوجود آورده است.
تیموریان هندی و صفویان ایران نزدیکترین ارتباط را داشتند و در نتیجه‌ی این ارتباط نزدیک بقول نهرو دانشمندان، محققان، شاعران و هنرمندان بطور منظم از مرزهای ایران می‌گذشتند و در جستجوی شهرت و ثروت به دربار پرشکوه تیموریان هندی می‌آمدند.
از سوی دیگر تمام زبانهای جدید هندی پر از کلمات فارسی می‌باشد. این امر برای زبانهایی که فرزندان زبان سانسکریت باستانی می‌باشند بدیهی است و مخصوصاً برای زبان هندوستانی که خود مخلوطی از زبانهای مختلف می‌باشد، بسیار طبیعی است، اما حتی زبانهای وراویدی جنوب هند نیز تحت تأثیر لغات زبان فارسی واقع شده‌اند. انگلیسیها تمام درهای هند را بستند و تمام راههایی که هندیها را با همسایگان آسیایی مربوط می‌ساخت مسدود کردند. روابط ما با ایران هم در آن دوره تقریباً قطع شده بود ولی نهرو در زمان خود دیده بود که به دلیل تماس طولانی بین هند و ایران، در میان هندیان چه هند و چه مسلمان دانشمندان متعدد و فراوان وجود داشتند که تسلط کامل بزبان فارسی داشتند. خلاصه اینکه نهرو با مطالعات عمیق تاریخ به این نتیجه‌ی درست و حقیقی رسیده بود که:
کمتر مللی هستند که به اندازه‌ی مردم هند و مردم ایران از لحاظ اصل و نَسَب در طول تاریخ ارتباط نزدیک با هم داشته‌اند، این جمله‌ی نهرو درباره‌ی روابط هند و ایران امروز ضرب‌المثلی شده است و نهرو بعد از استقلال هند بعنوان نخست‌وزیر این کشور بزرگ سعی کرد که روابط نزدیک هند و ایران را احیا کند و ما شاهد این حقیقت هستیم که هند بعد از استقلال با ایران مناسبات نزدیکی داشته و امیدواریم در آینده هم دوستی ما هندیها با ایرانیها زیادتر و صمیمانه‌تر شود.
علاوه بر این نهرو به همبستگی‌ هندیها و ایرانیها از روی کتابهای «اوستای» ایرانی «وریگ ودامی» هندی اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که در «اوستا» کتاب مقدس زردشتی‌های ایرانی یکنوع توصیف‌ها و اشارات از نواحی شمال هند هست و همچنین در «ریگ ودا» که کتاب مقدس هندوان و یادگار دوران باستانی ودایی است، به ایران اشاراتی شده است- نهرو از این حقیقت تاریخی نتیجه می‌گیرد که ایران و نواحی شمال هند از قدیمیترین ایام و حتی پیش از سلسله‌ی هخامنشیان نسبت به یکدیگر علایقی داشتند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات