قاسم غفوری
رژیم اشغالگر قدس در روزهای اخیر به رغم ادعاهایش مبنی بر گرایش به روند سازش، یورشهای گستردهای را به مناطق فلسطیننشین تدارک دیده است. در آخرین یورشهای صهیونیستها که با یگانهای هوایی، دریایی و زمینی (ورود تانکها به غزه) اجرا شد، دهها فلسطینی شهید و زخمی گردیدند تا برگ دیگری از جنایات صهیونیستها به نمایش گذارده شود. هر چند که صهیونیستها بهانه این تحرکات را مقابله با پاسخهای موشکی فلسطینیان عنوان داشتهاند (بدون اشاره به جنایات خود) بررسی تحولات سرزمینهای اشغالی حکایت از واقعیت دیگری دارد که بیانگر اهداف اصلی این رژیم است.
1- این حقیقت بر جهانیان آشکار گردیده است که رژیم صهیونیستی از درون در حال فروپاشی است. بحران سیاسی، فساد اقتصادی و جنسی مسئولان، کوچ معکوس صهیونیستها، تضعیف ارتش، اعمال فشارهای افراطیون و... این رژیم را در ورطه اضمحلال قرار داده است. این امر سبب شده تا آنها با تدارک یورشهای گسترده به غزه و کرانه باختری ضمن سرپوش نهادن بر ناکامیهایشان چهرهای فاتح از خود به نمایش گذاردند (طرح سپر بحران) به عبارتی دیگر آنها بحران را از اراضی اشغالی به فلسطین منتقل مینمایند. این نکته قابل ذکر است که ناتوانی آنها در مقابله با پاسخهای موشکی مقاومت، آنها را وادار ساخته تا برای سرپوش نهادن بر این ناکامی به حملات ددمنشانه روی آوردند (پرتز تاکید کرده است، تلآویو توانایی مقابله با انتفاضه را ندارد لذا باید غزه را با خاک یکسان کرد).
2- نکته مهم در تشدید جنایات صهونیستها تقارن آن با درگیریهای داخلی فلسطین میباشد. متاسفانه به رغم توافق فتح و حماس برای کنار نهادن اختلافات، بار دیگر طرفداران طرفین به درگیری روی آوردهاند که چندین کشته و زخمی بر جای گذاشته است. با توجه به همسانی این دو رویداد میتوان به صراحت دریافت که بحران داخلی فلسطین بیش از هر چیز تحریک شده از سوی عوامل صهیونیستها است که با به چالش کشاندن گروههای فلسطینی و انحراف آنها از دشمن اصلی (رژیم صهیونیستی) شرایط را برای تشدید توسعهطلبیها هموار میسازند.
3- صهیونیستها در کنار جنایات در غزه و به رغم بحران داخلی، توسعهطلبیهای خود را استمرار بخشیدهاند. دگرگونسازی قدس (تخریب بناهای مسلمانان) ساخت دیوار حائل، شهرکسازی در کرانه باختری، جولان، تحرکات نظامی در مرزهای لبنان و سوریه و مصر با سرزمینهای اشغالی و... از تحرکات صهیونیستها است که در لوای بحرانسازی اجرا میگردد. آنها برآنند تا با انحراف افکار عمومی جهان از این تحرکات به تحولات غزه به نوعی راه را برای استمرار این توسعهطلبیها هموار سازند. نکته مهم آنکه آنها با بهرهگیری از رسانههای جمعی به برجستهسازی تحولات داخلی فلسطین (درگیری گروههای فلسطین) میپردازند در حالی بر عملکردهای خود سرپوش میگذارند.
4- واداشتن اعراب و فلسطین به اجرای طرح سازش بر اساس خواستههای صهیونیستها از اهداف کلان تلآویو است. هر چند طرح صلح ارائه شده از سوی اعراب مبنای حرکت سازش تلآویو و عربها و فلسطینیان قرار گرفته اما آنها برآنند بندهای اصلی آن شامل بازگشت آوارگان، خروج صهیونیستها از اراضی اشغالی 1967، تعیین وضعیت قدس و پایان اشغال آن را حذف نمایند. اکنون فعالیت آنها برای اجرای این مهم از یک سو به سرگردانسازی اعراب (پاسخهای دوگانه به طرح) و از سوی دیگر حرکت دادن طرح به سوی بینالمللی شدن است تا در نهایت به کمک متحدان خود در شورای امنیت به اهداف خود دست یابد. بر این اساس یورش به اراضی فلسطیننشین را که مغایر با طرح صلح اعلام شده است را میتوان راهکاری برای اعمال فشار بر فلسطینیان و اعراب جهت حرکت در مسیر سازش و نیز کشاندن پرونده به شورای امنیت است تا در لوای آن اهداف توسعهطلبانه صهیونیستها اجرایی گردد.
5- از مسائل مهم در تحولات فلسطین، رویکرد برخی کشورهای غربی به لغو تحریمهای دولت اتحاد ملی و برقراری روابط با آن است (در نشست اتحادیه اروپا وزرای خارجه اتحادیه عرب صورت گرفت). با توجه به اینکه این امر به منزله پیروزی برای مقاومت و شکست سنگین برای صهیونیستها است، تلآویو با بحرانآفرینی در اراضی فلسطیننشین، اولا مقاومت را همچنان عامل بحران معرفی میکند ثانیا شرایط رابط را برای ارسال کمک به دولت فلسطین برای اجرای طرحهای عمران نامناسبات به نمایش میگذرد. در مجموع آنها با این تحرکات جامع جهانی را همچنان علیه فلسطینیان تحریک و از ارسال کمکها به آنان جلوگیری میکنند.
در نهایت میتوان گفت که هر چند یورش صهیونیستها به اراضی فلسطیننشین امری همیشگی میباشد، اما تحرکات اخیر آنها که به شهادت دهها تن انجامیده، برگرفته از سیاستهای کلانی است که در لوای این جنایات اجرا میشود. البته چنانکه آنها اعتراف کردهاند از دلایل این تحرکات، ناتوانی آنان در برابر انتفاضه و پاسخهای موشکی فلسطینیان است که به ادعای آنها برای مهار آن فعالیت میکنند. با تمام این تفاسیر این تحرکات این حقیقت را آشکار میسازد که اولا رمز مقابله با صهیونیستها و تحقق آرمانهای فلسطینیان اتحاد و استمرار انتفاضه است چنانکه پاسخهای موشکی گروههای فلسطینی با چالش لاینحل برای صهیونیستها مبدل گردیده است ثانیا رژیم صهیونیستی صرفا برای اهداف توسعهطلبانه خود فعالیت میکند لذا روند سازش میان اعراب و تلآویو، ترفندی برای نابودی آرمانهای فلسطینیان و تحقق اهداف صهیونیست است لذا توقف روند کنونی امری الزامآور مینماید. اکنون مسلم گردیده است که تنها راهکار مقابله با جنایات صهیونیستها اتحاد فلسطینیان و جهان اسلام و دوری آنها از سازش است که آنان را به تحقق آرمان تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف رهنمون میسازد هر چند که غرب نیز با سکوت در برابر جنایات صهیونیستها به حمایت از تلآویو میپردازد.