تاریخ انتشار : ۱۶ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۴۱۶۷

بحران مشروعیت چالش کنونی رژیم صهیونیستی

رضا عزیزیان اشاره‌: رژیم صهیونیستی به دلیل ماهیت مجعول خود از مشکلات متعددی رنج می‌برد. در این میان بحران مشروعیت را می‌توان بزرگترین چالش این رژیم ذکر کرد. چالشی که در گذر زمان بیش از پیش ابعاد و عمق آن مشخص شده است. سران این رژیم برای مهار این بحران و کاهش نسبی آن طی دهه‌های اخیر کوشیده‌اند با شناسایی و مطالعه رژیم‌ها و کشورهای منطقه ضمن نفوذ در آنها به ایجاد پیوندهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی دست بزنند. چنین پیوندهای ناچیز، برای رژیمی که با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می‌کند بسیار حائز اهمیت است. نگارنده در مقاله ذیل با توجه به اظهارات اخیر ژنرال، پرویز مشرف، رئیس‌جمهور پاکستان در مورد تمایل به ایجاد ارتباط رسمی و آشکار با رژیم صهیونیستی، به بررسی پیشینه روابط دو کشور و دلایل و زمینه‌های دو طرف پرداخته است. «سرویس خارجی»

اظهارات اخیر ژنرال «پرویز مشرف»، رئیس‌جمهور پاکستان، درباره آمادگی وی برای ایفای نقش میانجیگری صلح میان رژیم صهیونیستی و فلسطینی‌ها و اعراب و ابراز آمادگی برای سفر به سرزمین‌های اشغالی، هر چند با تمسخر مقامات رژیم صهیونیستی مواجه گردید لیکن اتخاذ چنین تصمیمی بار دیگر خاطره پیمان کمپ دیوید را در اذهان زنده کرد.

روابط میان پاکستان و رژیم صهیونیستی را می‌بایست در دو مقطع زمانی مورد مطالعه و ارزیابی قرار داد. مقطع اول زمانی مصادف است با تشکیل پاکستان به عنوان کشوری مستقل تا سال 1998 و مقطع دوم از سال 1998 م تاکنون.

پس از تأسیس کشور پاکستان در سال 1947 میلادی و به رغم منشور سیاست خارجی این کشور مبتنی بر برقراری روابط دوستانه و همکاری با جهان اسلام و نیز تلاش در جهت تقویت و توسعه این همکاری‌ها، دو نوع رویکرد در سیاست خارجی این کشورنسبت به برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی قابل بررسی است. قبل از بیان سیاست‌های این کشور در ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی لازم است به انگیزه این رژیم در برقراری رابطه با پاکستان اشاره شود.

رژیم صهیونیستی برای فرار از بحران مشروعیت خود، از طرق گوناگون، تلاش خود را در متقاعد ساختن کشورها برای به رسمیت شناختن خویش معطوف و انزوای دیپلماتیک این رژیم آن را مجبور به اتخاذ سیاست غیرمتعارف در برقراری رابطه پنهانی با کشورها پیش از برقراری ارتباط رسمی با آنان کرده است.

با توجه به سیاست‌های اتخاذ شده از سوی پاکستان در دوره‌های مختلفی همچون زمان «سرظفرالله‌خان (1947 ـ 1954)، ایوب‌خان (1958 ـ 1969)، ضیاءالحق (1977 ـ 1988)، ذوالفقار علی‌بوتو (1972 ـ 1977)، بی‌نظیر بوتو (1988 ـ 1990 و 1994 ـ 1996) و نواز شریف (1977 ـ 1979 و 1990 ـ 1993)» در برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی دو رویکرد قابل مشاهده است. در رویکرد نخست این کشور از طریق سفارتخانه‌های خود در پاره‌ای از کشورها نظیر آمریکا، مقر سازمان ملل، انگلیس، نیجریه، کانادا، بلژیک، ایتالیا، چین، ترکیه، ایران (قبل از پیروزی انقلاب اسلامی)، ژاپن و... همکاری‌های اطلاعاتی و امنیتی با سازمان اطلاعاتی رژیم صهیونیستی (موساد) برقرار کرده است که ماحصل این همکاری‌ها، سازماندهی بخشی از ساختار دستگاه امنیت و اطلاعات کشور پاکستان (ISI) و نفوذ موساد در آن است. در رویکرد دیگر، دولتمردان پاکستان در یک فرافکنی آشکار و برای انحراف افکار عمومی ملت‌های مسلمان منطقه و همچنین ملت خویش، برقراری هرگونه ارتباط با این رژیم را منوط به تشکیل دولت مستقل فلسطینی کرده و مخالفت خویش را با تشکیل یک رژیم اشغالگر اعلام کرده‌اند. هر چند واقعیت موجود در روابط پشت پرده میان طرفین، چیزی غیر از این لفاظی‌ها را نشان می‌‌دهد لیکن حقیقت آن است که دو طرف خواستار علنی ساختن روابط میان یکدیگرند. اظهارات وزیر خارجه پاکستان در سال 1995 را می‌توان نشانه‌ای از تمایلات طرفین برای علنی ساختن روابط و گسترش آن به سوی عادی‌سازی روابط میان دو طرف ارزیابی کرد. «سردار آصف» در یکی از نشست‌های خبری اظهار کرد که در صورت تحقق روند صلح خاورمیانه و چنانچه شورای همکاری خلیج‌فارس، اسرائیل را به رسمیت بشناسد، پاکستان نیز آن را به رسمیت خواهد شناخت.

تا قبل از ماه مه سال 1986، برقراری ارتباط با پاکستان به ندرت در عرصه سیاسی و محافل دانشگاهی رژیم صهیونیستی مطرح بود و تقریبا در دو مقطع زمانی موضوع ارتباط با این کشور مورد توجه واقع شد. در مقطع نخست، «والتر ایتان» دیپلمات برجسته صهیونیستی در دهه 1950 میلادی از قول جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر هند مطرح کرد که: «اگر هندوستان به دنبال برقراری روابط با اسرائیل باشد، از این پس کشورهای عرب منطقه در اختلافات میان هند و پاکستان جانب اسلام‌آباد را خواهند گرفت و این به زیان دهلی‌نو بوده و ما نمی‌خواهیم که پاکستان به دامان خواهر خوانده‌های خویش بازگردد.

مقطع دوم زمانی نیز هنگام است که پاکستان متهم گردید پس از انگلیس، تنها کشوری است که ضمیمه شدن کرانه باختری به اردن را به رسمیت شناخته است. به هر روی تلاش رژیم صهیونیستی برای عادی‌سازی روابط با پاکستان پس از آزمایشات اتمی این کشور در ماه مه سال 1998 میلادی شکل دیگری به خود گرفت.

به رغم مخالفت ظاهری پاکستان رژیم صهیونیستی مجبور گردید که برای خروج از انزوای دیپلماتیک طولانی مدت خود و نیز ملاحظات امنیتی موجود به دلیل آزمایشات اتمی پاکستان، دیپلماسی پنهانی خویش را کنای گذاشته و به عادی‌ ـ سازی روابط با این رژیم بپردازد. بدین ترتیب یکی از نتایج آزمایشات هسته‌ای پاکستان در سال 1998 را بایستی تلاش بیشتر دو طرف به عادی‌سازی روابط با یکدیگر براساس اهداف موردنظرشان دانست. در همین راستا با روی کار آمدن دولت ژنرال مشرف در 12 اکتبر 1999 میلادی فصل نوینی از روابط میان طرفین آغاز گردید. البته ناگفته نماند که وقوع حادثه 11 سپتامبر و تحولات جهانی ناشی از آن، موجب گردید که روند عادی‌سازی روابط میان دو طرف شتاب بیشتری به خود، گیرد. دیدارها و اظهارنظرهای مکرر مشرف درباره تمایل دولتش در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی و تلاش وی در این‌باره که به دریافت عنوان «متحد استراتژیک آمریکا در منطقه» منجر گردید، بیانگر تأثیر تحولات جهانی بعد از حادثه 11 سپتامبر بر سیاست خارجی این کشور است.

حضور ژنرال مشرف در سال 2003 م در کمپ دیوید و دیدار با همتای آمریکایی‌اش با توجه به سابقه تاریخی این مکان که یادآور خیانت‌های بزرگ به سرزمین فلسطین و آرمان‌های بزرگ ملت مظلوم‌اش است و نیز توافقات صورت گرفته در آن دیدار و سپس دیدار مشرف با «شیمون پرز» در حاشیه مجمع جهانی اقتصاد (داووس) که با تعریف و تمجید از سیاست‌های شیمون پرز همراه بود و همچنین حضور مشرف در میان رهبران یهودی در آمریکا 4 و اعزام هیئتی ویژه برای سفر به فلسطین اشغالی، بیانگر نگاه وی به صهیونیست‌ها و نیز هزینه حضور در کنار آمریکا و پیوستن به ائتلاف ضدتروریسم است.

سخنان «خورشید قصوری» وزیر خارجه پاکستان در دیدار همتای اسرائیلی‌اش (شائول موفاز) در اول سپتامبر سال 2005 فصل نوینی از آغاز روابط میان طرفین به شمار می‌آید. وی در این دیدار اذعان کرد که «پاکستان از ده سال پیش روابط دیپلماتیک با رژیم صهیونیستی داشته است.» هر چند اظهارات بی‌پرده وی در این‌باره با اعتراض شدید ملت‌های منطقه به ویژه احزاب داخلی پاکستان نظیر «جماعت اسلامی» به رهبری «قاضی حسین‌ احمد» و «حزب متحده عمل» مواجه گردید لیکن این اظهارات تردیدهای موجود در ارتباط میان آنان را زدود و ثابت کرد که لابی صهیونیستی تا چه اندازه در دولت‌های گذشته، و کنونی پاکستان نفوذ دارد.

به هر روی اظهارات مشرف درباره تمایل وی برای ایفای نقش میانجیگری بین رژیم صهیونیستی و اعراب و فلسطین و نیز سفر به فلسطین اشغالی هر چند توسط مقامات رژیم صهیونیستی مضحک نامیده شد لیکن از یک سو بیانگر تلاش مشرف برای اثبات حسن‌نیت وی به متحدانش (آمریکا و اسرائیل) بوده و از سوی دیگر به تشدید رقابت در سازش با رژیم صهیونیستی میان دولت‌های عربی منجر خواهد شد.

به رغم برخورداری رژیم صهیونیستی از حمایت‌‌های بی‌دریغ و آشکار ایالت متحده آمریکا و اتحادیه اروپا و برخی از کشورهای منطقه، این رژیم با مشکل جدی مشروعیت در جامعه جهانی مواجه است. از این رو مقامات این رژیم درصددند که ارتباط پنهانی خویش با کشورهای منطقه را علنی کرده تا از این طریق بر بحران مشروعیت خویش فایق آیند. پاکستان نیز از جمله کشورهایی است که سالیان متمادی با این رژیم در ارتباط بوده است. دلایلی که این کشور را تشویق به گسترش ارتباط با رژیم صهیونیستی کرده است به اختصار عبارتند از: رقابت این کشور با هند، بهبود وضعیت اقتصادی این کشور با دریافت وام‌های کلان اقتصادی، دستیابی به جایگاه مناسب و تأثیرگذار در منطقه، همراهی با ایالات متحده و پیوستن به صف دوستان این کشور برای عبور از مشکلات داخلی و بین‌المللی مانند بحران هسته‌ای و تولید سلاح‌های هسته‌‌ای و کشتار جمعی، طالبان، کشمیر، سرحد، وجود دولت نظامی در این کشور و نیز اعتراضات گروه‌های مذهبی. موارد مطرح شده می‌تواند بخش قابل توجهی از تمایلات دولت پاکستان در ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی به شمار آید که تفصیل آن در این نوشتار نمی‌گنجد.

اما عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی پاکستان را وارد چالش‌های بزرگی در داخل و خارج از این کشور خواهد کرد. یکی از مهمترین پیامدهای داخلی این اقدام، اعتراضات گسترده احزاب و گروه‌های سیاسی و مذهبی این کشور است که به اختصار به آنها اشاره شد. گسترش موج اعتراضات در داخل کشور موجب می‌شود حکومت مرکزی با توجه به نحوه روی کارآمدنش، دچار تهدیدات جدی از ناحیه مخالفان دولت شده و با بحران مشروعیت بیشتر از گذشته مواجه شود.

از دیگر آثار سوء عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی در بعد خارجی می‌بایست به «از دست دادن جایگاه دولت پاکستان و تخریب پیشینه سیاسی این کشور در نزد دولت‌های اسلامی و ملت‌های آزاده جهان» اشاره کرد. مشروعیت بخشیدن به رژیم صهیونیستی با توجه به پایبند نبودن این رژیم به ابتدایی‌ترین حقوق بشری و بین‌المللی و نافرمانی این رژیم به قطعنامه‌های سازمان ملل و اصرار بر تجاوز و ظلم و ستم به مردم فلسطین و تلاش این رژیم برای دستیابی به سلاح‌های نامتعارف و استفاده از آن‌ها، موجب شده که هر مدافعی از این رژیم در نزد افکار مردم مسلمان جهان منفور شود. خواه این مدافع پاکستان باشد و یا هر کشوری دیگر.

هر چند براساس اظهارنظر بسیاری از نخبگان و تحلیلگران امور سیاسی، حضور نظامیان در عرصه قدرت در کشورهایی نظیر پاکستان با هماهنگی آمریکا و متحدانش ممکن می‌باشد لیکن روند ایجاد رابطه با رژیم صهیونیستی توسط دولت‌های گذشته در پاکستان آغاز و به تلاش برای عادی‌سازی روابط با این رژیم در دولت مشرف ادامه یافته است و همه دولت‌های روی کار آمده در صحنه سیاسی پاکستان در برقراری رابطه با این رژیم سهیم‌اند. اما واقعیت این است که دولت مشرف برای خروج از بن‌بست‌ها و مشکلات فراروی کشورش که برخی از آنها میراث به جا مانده از دولت‌های گذشته است. می‌بایست به تعهدات خویش در قبال مساعدت‌های غرب علی‌رغم هزینه‌های سنگین آن، عمل کند. بدیهی است دوست و متحد استراتژیک بودن ایالات متحده در خاورمیانه و همراهی با این کشور برای مبارزه با تروریسم جهانی و دریافت وام‌های میلیاردی و نیز بخشیدن بدهی‌های این کشور را می‌توان در راستای حضور در مراسم ضیافت کمپ‌دیوید و صرف عصرانه به منظور به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی ارزیابی کرد. به نظر می‌رسد پیچیده شدن شرایط منطقه با توجه به روحیه عافیت‌طلبی دولتمردان پاکستانی راهی به جز تمکین از این امر را برایشان باقی نگذاشته است. افزایش ارتباط با این رژیم و اظهارنظرهای گوناگون به همراه تلاش‌های دولتمردان پاکستانی همگی حاکی از توافقات صورت گرفته به منظور عادی‌سازی روابط میان طرفین است.

در پایان می‌توان گفت همراهی با سیاست‌های آمریکا در خاورمیانه و تلاش در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی اگرچه ممکن است عایداتی در کوتاه‌مدت برای کشور مسلمان پاکستان داشته باشد لیکن بدون تردید معامله بر سر حقوق ملت فلسطین و تضییع آن، تاوان سنگینی را برای خاورمیانه و ملت مسلمان پاکستانی در پی دارد که در مقابل دستاوردهای آن بسیار ناچیز است. بدیهی است معامله و تسامح بر سر حقوق ملت مظلوم فلسطین با هر انگیزه‌ای که صورت پذیرد خواه در قالب همراهی و اجماع میان کشورهای عربی، قیاس جنایت‌های رژیم صهیونیستی در فلسطین با اقدامات هند در مناقشات فیمابین با پاکستان و در نتیجه صدور مجوز عادی‌سازی روابط با این رژیم توسط مقامات پاکستانی و با دریافت کمک‌‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی برای غلبه بر هند و هر دلیل دیگر، نمی‌تواند بهانه مناسبی برای آغوش گشودن به سوی رژیم جعلی اسرائیل باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات