تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۴۱۶۸۷

دین و توسعه

حجت الاسلام سید محمد مهدی میرباقری اشاره: توجه به همین مسائل و درگیریها شاهدی جدی است بر دوگانگی توسعه ای الهی و استکباری و عدم امکان بهزیستی مسالمت آمیز وسازگاری این دو با یکدیگر است بگونه ای که هرگز نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند.

1 ـ ضرورت توسعه اجتماعی بر پایه آموزه‌های دینی
س: باتوجه به اهمیت بحث توسعه در برنامه ریزی وسیاستگزارهای نظام جنابعالی توسعه را چگونه تعریف و ارتباط بین دین و توسعه را چگونه تحلیل می کنید؟
ج: لازم به تذکر است مطالبی که در این فرصت مختصر تقدیم می کنم از یکسو مبتنی بر مبانی نوین و مغایر با مبانی رایج و متداول در بحث توسعه است و از سوی دیگر به منزله فهرستی از مطالبی است که در این زمینه باید مورد دقت قرار گیرد و لذا امیدواریم با فضل و عنایت الهی از صبر و حوصله و تامل مخاطبین گرامی برخوردار شویم و به نتیجه ای که مرضی حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) باشد دست یابیم، در پاسخ به سئوالی که فرمودید در ابتدا لازم است به تعریف اجمالی از توسعه و بیان شاخصه ها و متغیرهای اصلی آن بپردازم و سپس رابطه اش با دین را توضیح دهم.
1/1 ـ تعریف توسعه و بیان شاخصه اصلی آن
وقوع توسعه در یک موضوع عبارت از تغییرات همه جانبه و هماهنگ آن موضوع است که به افزایش تنوع و گوناگونی ابعاد و اجزای آن همراه انسجام و یکپارچگی و پیوستگی هر چه بیشتر منجر گردد بگونه ای که یک معادله در تمامی ساختار و تغییرات آن حاکم باشد بر این اساس توسعه اجتماعی عبارت از تغییرات هماهنگ در همه ابعاد جامعه اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درجهت نیل به قرب به هدف خاص است. لذا عالم توسعه یافتگی تغییر سیاست-ها روش ها و موضوعات در زمینه وقوع توسعه می-باشد.
پدیده توسعه یافتگی اگر چه پدیده ای هماهنگ و سیستمی است و از این رو بین اجزا و ابعاد آن تقدم و تاخر زمانی وجود ندارد لاکن مانند سایر پدیده های سیستمی از متغیر اصلی و فرعی و تبعی برخوردار است.
در اینجا به نظر می رسد که متغیر اصلی در توسعه اجتماعی توسعه انسانی است یعنی تا توسعه انسانی متناسب با هدف بدست نیاید دستیابی به سایر ابعاد توسعه ممکن نیست زیرا سایر ابعاد توسعه از جمله توسعه صنعت و تکنولوژی محصول توسعه نفوذ اراده های اجتماعی و سازمانی انسان است از سوی دیگر جوهره توسعه انسانی هم توسعه نظام اختیارات و اراده های انسانی است که به توسعه در سه زمینه اخلاق و عواطف، فرهنگ ور فتار انسانی می انجامد که در بین این سه پارامتر، توسعه روانی یعنی توسعه عواطف و و انگیزه ها نسبت به فرهنگ و رفتار یک متغیر و عامل اصولی است یعنی تحرکات انسانی برای نیل به ارضاء عواطف و نیازهای اجتماعی است که به پیدایش فرهنگ و ابزار ارتباطات و رفتار عینی منتهی می شود.
1/2 ـ تفاوت و تقابل توسعه الهی و توسعه مادی
اگر این بحث روشن باشد و بپذیریم که اولاً توسعه یافتگی یک پدیده هماهنگ و سیستمی است و ثانیاً اصلی ترین متغیر آن توسعه عواطف و انگیزه ها و اخلاق و گرایشات جمعی است کاملا روشن می شودکه توسعه دو شکل متفاوت و متقابل پیدا می کند، چرا که دو هدف کاملاً متفاوت برای توسعه روانی تداعی می شود که هر یک ساختارهای روانی متناسب با خود را طلب می کند. یکی توسعه ابتهاج به تقرب و پرستش الهی به گونه ای که همه ابعاد فردی و اجتماعی انسانی را در بر بگیرد و دیگر توسعه لذتهای حسی و کامجوئی مادی و تعمیق همه جانبه آن در تمام ابعاد حیات فردی و جمعی انسان است.
طبیعی است که هر یک از این دو اخلاق، مناسبات خود از جمله فرهنگ و رفتار سازمانی و در نتیجه علم و صنعت و مدنیت خاص خود که کاملاً متفاوت با دیگری است را ایجاد خواهد کرد در نتیجه دو شکل کاملاً متفاوت و متضاد از توسعه یعنی توسعه عصیان و توسعه عبودیت ظهور می کند، دو شکل از توسعه که در ساختارهای متفاوت، حیات انسانی را تحت تاثیر قرار می دهد و در تمامی زوایای زندگی بشر رخنه می کند و همین توسعه روانی از اصولی ترین پایگاههای پیوند ادیان الهی و در رأس آنها سلام و مکتب جامع تشیع با امر توسعه است، چرا که هیچ-کس نمی تواند ادعا کند که ادیان الهی نسبت به پرورش روحی و توسعه روانی که در اینجا بعنوان متغیر اصلی توسعه شناخته شد الگویی ندارند و این امر نیز تنها باید با خرد بشری حل و فصل گردد.
بنابراین برای قطع ارتباط دین و توسعه یا باید بگوئیم که ادیان الهی سخنی درباره پرورش روانی و بویژه پرورش عواطف سازمانی و اجتماعی ندارند و یا آنکه ارتباط سیستمی ابعاد مختلف توسعه را نادیده بگیریم و گمان کنیم که می توان ابعاد مختلف توسعه اجتماعی را بر مبانی متفاوت و متناقض پی ریزی کرد!
2 ـ توسعه دینی تابع میزان تولی فرهنگی
س: آیا نتیجه سخن شما این نیست که ارتباط دین با توسعه تنها از طریق نظام اخلاقی برقرار می-گردد یعنی دین الگوئی برای پرورش روحی انسان ها ارائه می کند و ما آن را به الگوی جامع توسعه تبدیل می کنیم؟
ج: خیر، آنچه گفته شد تنها یک بیان برای توضیح دوگانگی توسعه است و گرنه به عقیده ما اسلام دارای یک برنامه هماهنگ و جامعی است که همه ابعاد زندگی بشر را تحت پوشش قرار می دهد البته جریان و نفوذ دین در ابعاد مختلف زندگی بشر تابع میزان تولی بشر به دین آن هم در شکل سازمانی است و از جمله توسعه، تولی فرهنگی به دین و دستیابی به فقه جامع دین از طریق تکمیل علم اصول و روش استنباط است.
قابل ذکر است که معنای این سخن این نیست که فقه موجود که فقه احکام است از ارزش برخوردار نیست، بلکه فقه موجود در جایگاه رفیع خود از تقدس به معنای تعبد به وحی در حد بالایی برخوردار است اما برای ایجاد توسعه دینی کافی نیست و از این رو برای نیل به این هدف به تفقه در دین نیازمندیم.
3 ـ انتزاع‌نگری، عامل تجویز الگوی مشترک در توسعه
س: به نظر می رسد شما در دسته بندی خود به دو نحو توسعه ی کاملاً متفاوت اشاره کردید در صورتی که هیچ مانعی ندارد که ما دخالت دین در توسعه روانی و همچنین نقش اساسی توسعه روانی را در توسعه جامعه بپذیریم ولی از این نظر که انسانها با صرف نظر از هر عقیده، نیازها و عواطف مشترکی دارند می توانیم الگوهای مشترکی با صرف نظر از اعتقادات جوامع برای توسعه داشته باشیم به نظر شما پاسخ این امر چیست؟
در مقابل نظریه دوگانگی توسعه سؤالها و تردیدهای گوناگونی وجود دارد که گمان می کنم همین بحث خصلت ها و نیازهای مشترک انسانی مهمترین آنها باشد. در پاسخ باید بگویم اگر با موضوعات به شیوه انتزاعی برخورد نکنیم بلکه آنها را با روابط و جایگاهشان تعریف کنیم هرگز نیاز تساوی و برابر و عواطف یکسان در جامعه الهی و الحادی وجود نخواهد داشت.
به عبارت دیگر ساختار نیازمندیهای در حال توسعه در این دو جامعه کاملاً متفاوت است و هرگز یک معادله ثابت بر توسعه آنها حاکم نیست، اگر چه شاید بتوان بصورت انتزاعی یک مفهوم مشترک از برخی از آنها انتزاع کرد و یا یک لفظ واحد درباره آنها بکار برد ولی باید توجه داشت که مساله اصلی معادله ایست که ما می خواهیم برای ایجاد توسعه بکار بگیریم که این الفاظ یا مفاهیم انتزاعی و مشترک، نقشی در این زمینه ایفا نمی کنند. برای توضیح یک مثال ذکر می کنم.
مثلا در فرهنگ عمومی جامعه ما و جوامع غربی کلمه «عفت» بکار گرفته می شود و گرایش به آن در عواطف عمومی هر دو جامعه جایی دارد و احیاناً یک مفهوم مشترک انتزاعی نیز می توان برای آن در نظر گرفت ولی آیا تلقی این دو جامعه از عفت عمومی یکی است یا از نظر ما عفت به نوع خاصی از ارتباط تعریف می شود که در دیدگاه آنها همان خلاف عفت است یعنی آنها عفت را بر اساس نوعی عاطفه تعریف می کنند که بتواند به تفاهم سازمانی متناسب با این مرحله از توسعه تکنولوژی و قدرت مادی کمک کند و احیاناً چنین عواطفی برخورد کاملاً آزاد دو جنس مخالف و حتی همجنس گرایی را ضروری می سازد بنابراین همان چیزی که از دیدگاه ما عاملی خلاف عفت تلقی می شود برای آن مصداق اساسی عفت شناخته می شود.
حال آیا واقعاً می توان گفت که این دو احساس صرفاً به خاطر اینکه یک مفهوم انتزاعی واحد بر آنها منطبق است، یک حقیقت مشترک دارند؟! حال می-بینید که نه تنها احساس روانی مشترکی بین دو جامعه ایمانی و مادی وجود ندارد بلکه فاقد ادبیات مشترکی هم برای تبیین مفاهیم و فرهنگ این دو نوع توسعه هستیم و هر دو نوع توسعه حتی ادبیات ارتباطی خاص خود را برای تفاهم اجتماعی نیاز دارند لذا بر محققان ارجمند ماست که احساس «استقلال فرهنگی» را جایگزین دل سپردگی به فرهنگ توسعه مادی و «تأسیس» را جایگزین تقلید، نمونه برداری و نقل قول نمایند.
4 ـ ارزیابی نقش انقلاب اسلامی در توسعه دینی
س: با توجه به آنچه تا کنون فرموده اید و تحلیلی که در مورد تقابل توسعه دین و توسعه مادی داشته اید، نقش انقلاب اسلامی را در توسعه جهانی چگونه ارزیابی می کنید؟و آیا اصولاً انقلاب اسلامی تأثیری در توسعه جهانی داشته است؟
در ابتدا باید عرض کنم که وقوع توسعه به نفع یک نظام ارزشی از طریق یک انقلاب آن هم در سطح بین المللی در قدم اول متوقف بر به هم خوردن موازنه قدرت به نفع آن آرمانها و اهداف است که این امر از طریق تغییر تمایلات روانی بین المللی بوقوع می پیوندد، به این معنی که قدرت های اجتماعی در شکل یک نتیجه چیزی جز حاصل اراده ها و تمایلات انسانی نیست و تغییر آن منوط به تغییر تمایلات عمومی است و پس از این مرحله، این تمایلات سیاسی باید به تمایلات فرهنگی سازمانی تبدیل شود و از طریق انگیزه سازمانی تحقیقاتی، معادلات کاربری خود را بسازد و به اجرا بگذارد.
با این دید، انقلاب اسلامی در ایجاد توسعه دینی در سطح بین المللی بسیار موفق بوده است، یعنی توانسته است تمایلات بین المللی را متأثر و توسعه روانی بین المللی را به نفع خود ایجاد نماید.
شکست مکتب مارکسیسم که بیش از نیم قرن بر نیمی از جهان حکومت می کرد حاصل این تغییر موازنه روانی و به هم زدن موازنه قدرت است، ممکن است بر این شکست و فروپاشی عوامل دیگری نیز معرفی گردد و لیکن عامل اصلی این دگرگونی به نظر ما نفوذ انقلاب اسلامی است.
شاهد گویای این ادعا این است که تا سال 57 انقلاب های سیاسی دنیا عمدتاً با دیده های مارکسیستی صورت می پذیرفت به نحوی که در این سال تنها کشور کوبا در میان 17 کشور آفریقایی لشکر داشت و از مبارزات مارکسیستی حمایت می کرد ولی از سال 58 به بعد شما حتی یک مبارزه جدی تحت این لوا مشاهده نمی کنید. و همین افول سیاسی عامل اساسی بروز ناتوانیهای نهفته فرهنگی و اقتصادی مارکسیسم و در نتیجه فروپاشی بلوک شرق بوده همچنین تبدیل شدن مذهب به یک مانع اساسی در مسیر یکپارچگی مدیریت عالم در شکل مادی و توسعه مادی و به تعبیر آخر نظم نوین جهانی! شاهد دیگری بر این مدعی است.
مذهب که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و معادلات قدرت در سطح بین المللی پارامتری اساسی به حساب نمی آمد و مساله آن حل شده تلقی می گردید امروزه به اساسی ترین عامل تحولات بین المللی تبدیل شده است به گونه ای که به اعتراف دشمن تاریخ با آن ورق می خورد و دشمن رامجبور به موضع گیریهای انفعالی نموده است تا حدی که در برخی از موارد محبوبترین بتهای خود نظیر دموکراسی و حکومت آزاد را در این مسلخ قربانی می کند و به ایده هایی همچون اصلاح نژادی بشر روی می آورد و فاجعه هایی مانند حادثه الجزایر و بوسنی وهرزگوین را می-آفریند.
توجه به همین مسائل و درگیریها شاهدی جدی بر مطلبی است که در ابتدای سخن به آن اشاره کردیم و آن دوگانگی توسعه ای الهی و استکباری و عدم امکان بهزیستی مسالمت آمیز وسازگاری این دو با یکدیگر است بگونه ای که هرگز نمی توانند یکدیگر را تحمل کنند.
البته انقلاب اسلامی پس از این باید بتواند این ایده ها و تمایلات سیاسی را به تمایلات فرهنگی تبدیل نماید و با ایجاد یک انقلاب فرنگی همه جانبه به الگوهای متناسب خود در توسعه دست یابد تا بتواند راه خود را ادامه دهد.
لازم است تذکر بدهم که درک صحیح از وقوع تغییرات آن هم در حد توسعه بین المللی محتاج به در نظر گرفتن عامل زمان در وقوع چنین حوادثی و داشتن دیدگاه صحیحی در زمینه فلسفه تاریخ است و گرنه بدون در نظر گرفتن این دو نکته حتماً در تحلیلهای خود دچار اشتباه خواهیم شد و مقیاسهای فرد را در مقام قضاوت در امر توسعه بکار خواهیم گرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات