* لطفاً درباره مبارزات، اهداف و موانع خود بگویید.
** ما در جنگلهای جنوبی مکزیک برای اولین بار با نام گروه چریکی «چیاپاس» در اوایل سال 1994 مبارزات مسلحانه را شکل دادیم و نیروهای نظامی و چریکی خود را سازماندهی نمودیم. سپس براساس آیین سرخپوشان «مایان» مرامنامه خود را تنظیم و ارایه کردیم.
* در خصوص تاثیرهای مبارزات خود، چه اطلاعاتی دارید؟
** ما از مرحله نظریه سیاسی وارد فاز نظامی شدهایم و معتقدم توانستهایم دولت مکزیک را از مواضعش عقب برانیم. بویژه از مناطق محروم و ضعیف که دولت مکزیک قصد داشت با نام سدسازی و کشاورزی زمینهای آنها را نابود سازد. تا جایی که حتی به دنبال عبور دادن جادهها از درون زمینهای فقرا بود. این کار ما باعث جلب بیشتر محرومان به سوی ما شد.
* با چه دیدگاهی وارد مرحله نظامی شدید؟
** من قبلاً یک ارتدوکس مارکسیست ـ لنینیست بودم که به یک مبارز ضدجهانی شدن تبدیل شدم. بنابراین تا سال 2010 قدرت مسلط منطقه خواهیم شد. ضمن اینکه به دویستمین سالگرد مبارزات و جنگهای استقلالطلبانه ملتهای آمریکای لاتین و همچنین یکصدمین سالگرد انقلاب مکزیک جلوهای دیگر خواهیم بخشید. آنهایی که تحت ظلم و ستم آمریکا، با تأمین مرزهای دوگانه، میلیونها مکزیکی را وادار به کوچ به سمت شمال برای یافتن شغل کردهاند، آزاد خواهند شد. تا آن زمان مکزیک به مانند یک دیگ بخار آماده انفجار خواهد شد.
* چرا نسبت به سیاستمداران تا این اندازه بدبین هستید؟
** سیاستمداران مکزیک حتی رسانهها تظاهر به رادیکال بودن میکنند، اما در واقع حباب روی آب هستند، به طوری که امروز جمعیت مخالف به مراتب بیشتر از 13 سال گذشته است که در آن زمان گروههای «چیاپاس» به مبارزه مشغول بودند. اما پس از آن که گروههای مبارزی چون «زاپاتیستا» با ایدههای «ماچو» مربوط به آمریکای لاتین وارد صحنه شدند، روند مبارزات تغییر کرد.
* چرا وارد جنگلها شدید؟
** ما وارد جنگلها شدیم تا کشته نشویم، زیرا با وجود فقر گسترده همچنان در حال مبارزه هستیم و راهی غیر از این نداریم. اگر چه نیروهای ارتش مکزیک آسیبهایی را بر ما وارد کردند، اما نتوانستند ما را ریشهکن کنند زیرا حمایت مردم از ما در سراسر کشور و حتی در خارج از مرزها، باعث شده دولت مکزیک تحت فشارهای فراوان به سوی آتشبس پیش برود، ضمن اینکه پیشنهاد مذاکره برای صلح در دستور کار آنها قرار دارد و طولی نخواهد کشید که وارد مرحله جدیدی از جنگ یا صلح به سبک «چه گووارا » شوند.
* در خصوص تحولات سیاسی مکزیک چه نظری دارید؟
** انتخابات در واقع 71 سال پیش پایان یافت و حاکمیت تک حزبی در مکزیک برقرار گردید. در آن موقع زاپاتیستها تصمیم به آزمون دموکراسی گرفتند که حقوق آنها را نادیده گرفته بود. اما وقتی پارلمان مکزیک حقوق ما را نادیده گرفت به جنگل برگشتیم و اقدام به تشکیل دولت خود خواندهای کردیم که با تحریم قانون اساسی مرکزی همراه بود. در آنجا بود که به مدت چهار سال از دولت دوری جستیم و در جنگلها به کارهای خود پرداختیم. پس از چهار سال با تشکیل گروههای جدید به جنبش واحدی دست یافتیم.
* برنامه شما برای آینده چیست؟
** تصمیم داریم روی تحت فشار قرار دادن دولت مکزیک متمرکز شویم، بدین معنی که دیگر سراغ دستگیری افراد نرویم، اما با گسترش مواضع خود و فراخوان بیشتر، بتوانیم پیروزی کامل را به دست آوریم. در غیر این صورت شکست خواهیم خورد. بنابراین به یک تور سراسری در مکزیک دست خواهم زد تا مردم را برای مبارزه در آینده آماده نمایم.
* با چه انگیزه و تفکری میخواهید کار را به پیش ببرید؟
** آنچه در اینجا میگذرد و آنچه در شرف وقوع است بدون هر گونه توضیحی، پدیدهای نو میباشد. زیبا و در عین حال ترسناک! تا جایی که دنیا را متوجه این کشور خواهد نمود تا وضعیت کاملاً متفاوتی را مشاهده کنند.
* چرا به گفتمان سیاسی روی نمیآورید؟
** کدام گفتمان سیاسی؟ در شرایطی که دولتهای آمریکایی از جمله مکزیک تحت نفوذ ایالات متحده هستند و انتخابات فقط برای پوشاندن چهره زشت دیکتاتوری در پوشش دموکراسی می باشد. دیگر جایی برای گفتمان باقی نمیماند. به عنوان مثال هوگو چاوز و مورالس همچنان تحت فشار آمریکاییها هستند. چرا؟ فقط برای اینکه با جناح رادیکال مرتبط هستند. آنها مایل به میانهروی به نفع آمریکاییها نیستند، بنابراین از نظر من، «لولا» در برزیل، «اورتگا» در نیکاراگوئه و «چاوز» در ونزوئلا خائن هستند، زیرا به جای مبارزه مسلحانه، به مشی سیاستطلبانه متوسل شدهاند. رهبران سیاسی مکزیک نیز از چپ و راست چیزی جز دشنام دریافت نمیکنند.