* با توجه به اینکه حضرتعالی در مجامع و جلسات مختلف با مرحوم آیتالله توسلی مانوس بودید، آیا پیش از ارائه سخنان اخیر ایشان در جلسه مجمع تشخیص مصلحت از حساسیتهای ایشان در مدت اخیر مطلع بودید؟
** آیتالله توسلی درباره موضوعاتی که به امام و انقلاب و تحریف در این مسیر باز میگشت، سکوت نمیکردند. در یکی، دو ماه قبل که بررسی صلاحیت کاندیداهای نمایندگی مجلس و رد گسترده جمع کثیری از متدینین و انقلابیون مطرح شد، ایشان از این مسئله بسیار ناراحت بود. در جلسات مجمع روحانیون و کمیته سیاسی مجمع یا در جلسات دوستانه هفتگی در دفتر امام یا در حاشیه جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام هر بار که ایشان را میدیدم، از این موضوع اظهار نگرانی میکردند. زمانی که اهانت به بیت حضرت امام و حجتالاسلام والمسلمین سیدحسنآقا خمینی پیش آمد، ناراحتی آقای توسلی مضاعف شد. در یکی دو جلسهای که در خدمتشان بودیم ـ سه چهار روز قبل از فوتشان در دفتر حضرت امام(ره) ـ ایشان فرمودند «ما باید در برابر این مسائل واکنش نشان دهیم.» سپس ایشان به بنده فرمودند: «در جلسه مجمع تشخیص قبل از دستور یا شما صحبت کن یا من صحبت میکنم. موضوع آنقدر مهم است که مجمع تشخیص در برابر آن واکنش نشان دهد.» بنده هم گفتم: «هر طور مصلحت باشد، ما آمادگی داریم. بنده هم معتقدم که باید در برابر این موضوع سکوت نکرد.»
بنابراین ایشان قبل از شروع رسمی جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام (روز شنبه گذشته) به بنده اشاره کردند که میخواهم صحبت بکنم. من هم بنایم بر این بود که پس از سخنان ایشان، قسمتهای ناگفته را مطرح کنم تا موضوع به خوبی در جلسه مطرح شود. ایشان صحبت را شروع کردند که متاسفانه ناتمام ماند. بنابراین میتوان گفت که آیتالله توسلی از چند روز قبل بنای جدی برای صحبت داشتند و به برخی دیگر از دوستان هم این مطلب را گفته و با دیگران در این باره مشورت کرده بودند. از نحوه ورود به بحث هم مشخص بود که ایشان روی مسئله تامل کرده بودند و بیان فرازهای سخنان حضرت امام(ره) و نامه ایشان به مرحوم حاج احمدآقا نشان از این داشت.
* در سالهایی که شما با ایشان در مجلس خبرگان رهبری بودید و در جلسات مجمع روحانیون مبارز حضور مییافتید، اینچنین حساسیتهایی از ایشان سابقه داشت؟
** فراوان؛ آیتالله توسلی عالمی عامل و غیرتمند بود و به دانش خود عمل میکرد. ایشان در برابر مسائلی که احساس میکردند، بدعت است؛ چه در دین و انقلاب و چه در روش زمامداری و حکومتداری و اخلاق سیاسی ـ اجتماعی، موضع میگرفتند. در سالهای اول دولت جناب آقای خاتمی در مجلس خبرگان، برخی از افراد با بیمهری و متاثر از تبلیغات یکسویه نطقهای تندی را علیه دولت انجام میدادند. در یکی از جلسات ایشان بلند شد و با فریاد و حالتی عصبانی سخن گفتند و خطاب به هیات رئیسه اعلام کردند: «این جلسه، جلسه معصیت است و شما نباید اجازه دهید یکسویه در غیاب رئیسجمهور اینگونه صحبت شود. اگر میخواهید عملکرد دولت را نقد بکنید، با حضور رئیسجمهور و وزرا در دستور قرار دهید تا آنها هم امکان دفاع از خودشان را داشته باشند.» اینگونه حساسیتها چه در مجلس خبرگان و چه در مجمع تشخیص مصلحت نظام بارها پیش آمده بود.
همچنین در جلسات کمیته سیاسی مجمع روحانیون مبارز، ایشان غالبا درباره اینگونه مسائل واکنش نشان میدادند، همچون بحث رد صلاحیتها، هتاکیها، خرافیگراییها، تحجرگراییها و... که خواستار اعلام موضع و اعتراض مجمع در برابر این مسائل بودند. از سوی دیگر در جریان ریاست جمهوری دوره نهم حرکات شدیدی علیه آیتالله هاشمی رفسنجانی انجام شد. یکی از کسانی که خیلی محکم جهت دفاع از آقای هاشمی؛ البته نه به عنوان شخص، بلکه به عنوان استوانههای انقلاب به صحنه آمدند و سخنرانیها و مصاحبههای زیادی کردند، ایشان بودند. همچنین آیتالله توسلی در دوره هشت ساله جناب آقای خاتمی در مقام مشاور عالی ایشان در امور روحانیون، مسافرتهای بسیاری به قم و سایر شهرستانها برای رایزنی با علما و روشنگری نسبت به جوسازیها علیه دولت انجام دادند. ایشان همواره در کنار آقای خاتمی بودند تا مردم را از این مسئله مطلع کنند که آقای خاتمی راه امام را میپیماید. حتی پس از ریاست جمهوری هم در سفرهای استانی آقای خاتمی حضور داشتند.
* آیا این حساسیت و نگرانی آقای توسلی در سخنانشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام، فقط محصول توهین به بیت امام و حاج سیدحسنآقا خمینی بود یا تبلور آن در این واقعه به نمایش درآمد و مسائل دیگری هم بر شدت حساسیت تاثیر داشت؟
** فقط مسئله توهین به بیت امام و حرکت زشت یک سایت اینترنتی نبود؛ گرچه این حرکت هم زشت بود و واکنش دوستداران امام(ره) را میطلبید. سه، چهار محور سخنرانی ایشان در مجمع تشخیص ـ به نظرم محورهای دیگری هم داشت ـ که نیمهتمام ماند، نشان از آن دارد که دغدغههای دیگری هم در کار بوده است. اصولا کسانی که در کنار امام، در پیش از انقلاب از سال 42 به بعد بودند، دیدند که چه زجرها و خون دلهایی برای پیروزی انقلاب کشیده و خورده شده و مهمتر از آن دیدند که راه انقلاب اسلامی و اسلام نواندیش روشنگر و منطبق با زمان و مکان با چه سنگلاخهایی در حوزه تفکر دینی برخورد کرده است.
اصلاح این ذهنیت که دین حرکت فردی و یک وظیفه عبادی است و نیز مقابله با جمودها و تحجرگرایی کار آسانی نبود. همان طور که حضرت امام فرمودند ـ به این مضمون ـ خون دلی که پدر پیرتان از دست این متحجرین و مقدسمآبان احمق خورده، از دست دیگران و ساواک نخورده است. آنهایی که این رفتار و مشکلات را دیدند، امروز نمیتوانند در برابر حرکتهای مرموز و خزنده، در حکم اقدامات تند فکری و عقیدتی که در حال شکلگیری است، بیتفاوت بمانند. اکنون همان تفکر حجتیهای تفکری که مسئولیت اجتماعی و مبارزه با ظلم را کنار گذاشته بود با این بهانه که باید این اعمال از سوی امام زمان صورت گیرد، به گونهای دیگر چهره مینمایاند. امروز در کشوری به نام «جمهوری اسلامی ایران» شاهد انواع بیتدبیریها در مدیریت سیاسی و اقتصادی هستیم که پای امام زمان(عج) نوشته میشود!
ادعا میکنند این کارها با تایید امام زمان انجام میشود! دکان و دستگاه کاسبکارانهای به راه انداختهاند که در واقع با اعتقادات راسخ دینی در حال مبارزه هستند. چگونه مجلسی که هنوز آزمون خود را پاسخ نداده است، مورد تایید امام زمان واقع میشود؟! اینگونه رفتارها باعث میشود که به اعتقادات مردم لطمه وارد شود. لذا نه تنها آیتالله توسلی، بلکه امروز همه دلسوزان انقلاب و علاقهمندان به اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) باید احساس خطر بکنند و در برابر این پدیدههای شوم بایستند.
* علل و عوامل رشد این نوع تفکرات و عملکردها در جامعه و حتی عرصه سیاست ایران چیست؟ چه اتفاقاتی یاران امام را نگران کرده است؟
** مجموعه رفتارهایی این نتیجه را به ارمغان میآورد. اگر امام(ره) را در جایگاه یک اندیشه، مکتب و راه بدانیم که خلاصه تفکر ایشان در یک نظام سیاسی شکل گرفته است، در این نوع نظام همه امور متکی به رای مردم است و این مسئله به عنوان اصلی در قانون اساسی به تصویب رسیده و حاکمان بنا بر سوگندی که در آغاز مسئولیت یاد میکنند باید پاسدار این قانون باشند. در حالی که به تدریج نگاه برخی از جریانات سیاسی به ساختار سیاسی در کشور از جمهوری اسلامی به سوی حکومت اسلامی سوق پیدا کرده است. در ماجرای انتخابات مجلس به وضوح دیده میشود که از سوی برخی جناحهای سیاسی نوعی مهندسی ترکیب سیاسی در دستور کار قرار گرفته است. نمیتوان این رد صلاحیتها را که بخش اعظم آن از یک جریان سیاسی است، اتفاقی دانست.
بدین ترتیب یک جریان خاص در حال رشد و نمو است. این خود، یک انحراف آشکار از خط امام(ره) است. متاسفانه روند این جریان هر روز نسبت به روزهای پیش تقویت میشود. این مسائل، پدیدههای کوچکی نیست که در ساختار قدرت در حال شکلگیری است. همچنین در حوزه فکر و اندیشه خرافهگرایی و سطحیگرایی و دین را ملعبه قرار دادن، در دورهای که خردورزی و عقلانیت باید ملاک باشد، نمو یافته که پدیدههایی سوء و شوم است. این مجموعه دست به دست هم داده و یک خطر بزرگ را ایجاد کرده است. همچنین در این مسیر برخی بیتدبیریهای مدیریتی در نهادهای اجرایی رخنمایی میکند که عدول از راه زمامداری درست راه امام(ره) به حساب میآید.
* بستر این نوع تفکرات چگونه مهیا شده است؟
** اگر مراقبت لازم و نظارت عمومی و سازمان یافته انجام نشود، انقلابی به درخشانی انقلاب اسلامی هم در گذر زمان دچار این آسیبها خواهد شد. این آسیبها با قدرتطلبی، انحصارطلبی، دنیاگرایی، منفعتطلبیهای شخصی، جمودها و جهالتها توسعه یافته است. اگر در جامعه به جای خردگرایی، سطحیگرایی و جهالت ترویج شد، نتیجهاش رشد «اسلام طالبانی» است. ممکن است، در این نوع گروهها منفعت شخصی هم ملاک نباشد و فداکاریهایی هم انجام دهند؛ همچون جریان خوارج که شهید مطهری درباره آنان میفرماید: خوارج نهروان یکی از خصوصیتهایشان شجاعت بود و دیگر خصوصیاتشان بیرغبتی به دنیا بود، اما خصوصیت منفی آنها، جهالت و نادانی است. این مسائل آسیبی است که اگر به درستی، حس حقیقتطلبی، خداجویی و معنویتگرایی بشر هدایت نشود، حتما راهزنهایی هستند که براساس منافع دنیوی خود، علاقه و گرایشهای فطری انسان را به بیراهه بکشانند.
* آیا فکر نمیکنید، این بحث نظارت باید از سوی مدافعان تفکرات امام شکل میگرفت و این مشکل به رفتار شما و همفکرانتان بازمیگردد؟
** نظارت یک امر عمومی و اجتماعی است. ما در ساختار مدیریت اجتماعی باید مراکز نظارت رسمی و غیررسمی را تعبیه کنیم. در جامعه طراحی لازم برای کنترلهای قانونی و نظاممند کم است تا از این مشکلات جلوگیری کنند. البته نظارت عمومی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر در اسلام تعبیر شده است و ما از این مساله هم کوتاهی میکنیم. گفته شما درست است؛ یاران امام و دلسوزان انقلاب بیشتر باید مراقب باشند و در اولین گام انحراف، باید جلوی آن بایستند. اگر این اتفاق نیفتد، انحرافات دامنهدار و غیرقابل بازگشت خواهد شد. به عنوان مثال اگر ما برای مسئولیتها شاخص در نظر میگرفتیم، امروز شاهد این نبودیم که همه مدیران ارشد، میانی و حتی خرد با اراده یک فرد یا یک گروه تازه از راه رسیده، تغییر کنند و تجربهها به دور ریخته شود. یا در همین بحث انتخابات، مسائل قابل قبض و بسط وجود دارد؛ همچون التزام به اسلام و انقلاب.
* واقعا در برابر این مسائل، چه مکانیسم جمعی میتوان تعبیه کرد تا از شیوع این رخدادها جلوگیری شود؟
** مبارزه با این انحرافات، فراتر از جریانبندیهای سیاسی است. علاوه بر اصلاحطلبان، جمع زیادی از جریان اصولگرا و حتی جریانهایی خارج از جبههبندی موجود هستند که از وضع موجود و ناهنجاریها رنج میبرند. امروز تیغ از نیام درآمده، سر آنها را نیز تهدید کرده و میکند. باید چند کار صورت گیرد؛ یکی اینکه نیروهای وفادار به اندیشه امام(ره) و انقلاب، فراتر از دستهبندی سیاسی، در اصول مشترک همچون جمهوریت و اسلام نواندیش گرد هم بنشینند و تبادلنظر کنند. همچنین برخی از مشکلات را باید با اصلاح قوانین و مقررات انجام داد. از سوی دیگر احزاب و گروههای سیاسی فعالتر وارد این عرصه شوند و کمیتههای ویژهای را تشکیل دهند و روی این مسائل کار بکنند و راهحل ارائه بکنند. همچنین نظارت اجتماعی و مدنی از طریق ارتقاء کارایی مطبوعات و رسانه فعال شود. جامعه را باید در وضعیت «حساس و هشدار» قرار داد.
* با وجود اینکه بیت امام و یادگاران ایشان از صحنه سیاست دور هستند، چرا اینگونه، برخی در برابر اظهارات آنان برآشفتهاند؟
** این واکنش نشان از عمق علاقه مردم به امام و بیت ایشان دارد. گرچه فرزندان و یاران امام در متن مسئولیتهای رسمی نیستند اما از نفوذ کلمه و محبوبیت بالا به گونهای برخوردار هستند که موضعگیری آنها میتواند جریانی را خنثی بکند. البته باید در این میان تاکید بکنم که اگرچه اظهارنظر حاج سیدحسنآقا درباره عدم مداخله نظامیان در سیاست و سیاستورزیها بوده است اما بدنه بسیج و سپاه هم نسبت به این اتفاقات ناخرسندند. حتی از منابع موثق شنیدم که آقای عزیز جعفری، فرمانده محترم سپاه هم ابراز ناراحتی کردهاند از اینکه صحبت ایشان همزمان و حمل بر این موضوع شده است.
* برخی معتقدند که نظرات امام درباره عدم ورود نظامیان به عرصه سیاست برای آن دوره خاص بوده است و برای امروز نیست.
** این حرف، حرفی نادرست است. اولا وصیتنامه امام(ره) برای زمان امام نبوده و وصیتی برای بعد از ایشان بوده است. در همین وصیتنامه ایشان از رهبر و شورای رهبری آینده میخواهند که جلوی این مسئله را بگیرند. از سوی دیگر ما هیچگاه از رهبری انقلاب نشنیدهایم که به نظامیها و سپاهیان تجویز کرده باشند که در دستهبندیهای سیاسی وارد شوند.