عباس پورهاشمی
سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه همواره دچار نوعی سردرگمی و ابهام بوده است. از یک طرف، نحوه تعامل فرانسه – آمریکا بازتابهای یکسانی در منطقه خاورمیانه نداشته است و این امر خود بیانگر فقدان طرح سیاسی مستقل دولت فرانسه در منطقه خاورمیانه میباشد. از طرف دیگر رابطه فرانسه – آمریکا بر نحوه تعامل فرانسه با رژیم صهیونیستی تأثیرگذار بوده است.
الف: اصول کلی سیاست خارجی فرانسه
1- یکی از اصول اساسی سیاست خارجی فرانسه در دوره معاصر، اقدام در چارچوب اتحادیه اروپا است. با نگاهی به شکلگیری این اتحادیه و نقش دولت فرانسه در شکلگیری و فعالیت این اتحادیه، به خوبی نشان نمیدهد که فرانسه علاقهمند است که در چارچوب «سیاست خارجی اروپا» عمل کند. گرچه هنوز قانون اساسی اروپا به تصویب تمامی کشورهای عضو اتحادیه اروپا نرسیده است و برای ایجاد پست وزارت امور خارجه اروپا بایستی چند سال دیگر نیز به انتظار نشست، ولی «مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا» به عنوان مقامی که میتواند نقش هماهنگسازی در سیاست خارجی اعضای اتحادیه اروپا را داشته باشد، در حال حاضر به عنوان مقام رسمی اتحادیه اروپا در امر سیاست خارجی فعالیت میکند.
از اینرو، فرانسه بیش از پیش تلاش میکند که فعالیتهای دیپلماسی خود را در درون اتحادیه اروپا پیش ببرد. با این حال، فرانسه در خصوص برخی از کشورهای آفریقایی که مستعمرۀ سابق فرانسه بودهاند و برخی از کشورهای خاورمیانه و به خصوص لبنان تلاش کرده است که سیاست خارجی مستقلی از اتحادیه اروپا را در پیش بگیرد.
2- یکی دیگر از اصول سیاست خارجی فرانسه که مربوط به «امنیت بینالمللی» است، اقدام در چارچوب ناتو میباشد. مداخلۀ نظامی ناتو در یوگسلاوی سابق که مورد حمایت اکید رهبران فرانسه بود، قابل بررسی در این چارچوب میباشد. رهبران فرانسه در جریان مداخله نظامی در ناتو، به رغم اینکه از سوی بسیار از حقوقدانان و منتقدان سیاست داخلی و خارجی تحت فشار بودند، از آن حمایت کردند گرچه قابل ذکر است که به رغم اینکه فرانسه تلاش کرده است در چارچوب ناتو عمل نماید ولی همواره نگاهی به تشکیل یک قدرت نظامی اروپایی نیز داشته است تا از طریق ایجاد یک قدرت نظامی متعلق به اتحادیه اروپا مداخله ایالات متحده آمریکا را در این پیمان نظامی محدود نماید.
3- مخالفت و یا حتی مبارزه با «نظام تکقطبی» یکی دیگر از ویژگیهای اساسی سیاست خارجی فرانسه است. تلاش مضاعف برای به قدرت دسیدن «اتحادیه اروپا» در حوزههای اقتصادی، سیاست خارجی و حتی نظامی حکایت از آن دارد که فرانسه درصدد ایجاد یک سازمان منطقهای قوی برای پاسخ به جهان یک قطبی است زیرا فرانسه به درستی دریافته است که برای مبارزه با «جهانیشدن» بایستی به دنبال ایجاد و یا تقویت ساز و کارهای منطقهای بود از اینرو با حمایت از اتحادیه اروپا درصدد پاسخی به «جهانیشدن» است که مبتنی بر ساز و کارهای نظام یک قطبی است. موضعگیری مستقل فرانسه در خصوص حمله نظامی آمریکا و متحدانش به عراق در قالب این اصل سیاست خارجی فرانسه قابل تحلیل و بررسی است. از اینرو، فرانسویها برآنند که «فرانسه قوی» در «اتحادیه اروپا قوی» خواهد بود.
4- «محافظهکاری» یکی دیگر از اصول سیاست خارجی فرانسه است که این کشور خصوصاً پس از جنگ سرد مطابق آن عمل کرده است اگر از موضوع حمایت و فعالیت در تأسیس «اتحادیه اروپا» که یکی از موضوعات مهم و اساسی سیاست خارجی فرانسه در دهههای قبل بوده است بگذریم، دستگاه سیاست خارجی فرانسه در بسیاری از موضوعات جهانی چون جنگ سرد، مسأله فلسطین، جنگ عراق و... محافظهکارانه عمل کرده است، حتی در خصوص گسترش ناتو به شرق یا پذیرش اعضای جدید اتحادیه اروپا، فرانسه محتاطانه و محافظهکارانه عمل کرده است.
5- یکی از ویژگیهای سیاست خارجی فرانسه که دارای اهمیت زیادی است و شاید بتوان آنرا یکی از ویژگیهای منحصر به فرد سیاست خارجی در میان کشورها به شمار آورد «گسترش زبان فرانسه» است در طول تاریخ جدید، فرانسویها تلاش کردهاند از طریق فعالیتهای فرهنگی، هنری و فنی بک گسترش زبان فرانسه در دنیا بپردازند. از سال 1986 تا به حال هشت اجلاس فرانسوی زبانها که در آن رهبران و رؤسای دولتهای کشورهایی که فرانسه زبان هستند یا فرانسه به عنوان زبان دوم در آن کشورها رواج دارد، برگزار گردیده است. دولت فرانسه با حمایت از این جلسات در نظر دارد تا از طریق گسترش زبان فرانسه در این کشورها، نفوذ سنتی خود را احیا کند یا تداوم بخشد.
ب: نگاهی به سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه
1- لبنان یکی از محورهای مهم سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه است نزدیک به سه دهه است که سیاست خارجی فرانسه در خصوص لبنان تغییر چندانی نداشته است و براساس یک سیاست دائمی و مستمر هدایت میشود در زمان تجاوز نظامی صهیونیستها به لبنان در سال 1996 که به نام عملیات «خوشههای خشم» از سوی «شیمون پرز» نخستوزیر وقت اسرائیل بر ضدمقاومت اسلامی و غیرنظامیان لبنانی به اجرا در آمد، فرانسه با اجرای نقشی متفاوت با استراتژی آمریکائیها در منطقه عمل کرد. فرانسه با حمایت سیاسی از لبنان و آمریکا با حمایت سیاسی از اسرائیل به یک نوع رویارویی در سیاست خارجی نزدیک شده بودند.
ولی این سیاست رویارویی فرانسه با سیاست خارجی آمریکا در لبنان از سال 2004 به «همگرایی» نزدیک شد. شاید ریشه این همگرایی را بایستی در این نکته دید که فرانسویان همواره خود را پیشگامان همگرایی در اتحادیه اروپا میدانند و به دنبال نقشآفرینی بیشتری در تحولات جهانی هستند و پس از حمله نظامی آمریکا به افغانستان و عراق به دنبال فعالسازی دیپلماسی خود هستند از اینرو فرانسه برای بازسازی نفوذ سنتی خود در منطقه راه «همگرایی محتاطانه» با ایالات متحده آمریکا را در پیش گرفته است.
2- رهیافت «همگرایی محتاطانه» فرانسه با ایالات متحدۀ آمریکا در خصوص سوریه نیز قابل ملاحظه است. با توجه به روابط استراتژیک ایران و سوریه و مخالفت آمریکا با هر دو کشور و از آنجا که فرانسه مایل است نفوذ سنتی و تاریخی خود را در منطقه حفظ نماید، این کشور را به این نتیجه رسانده است که رهیافت فوق در سیاست خارجی میتواند تا حد زیادی کار آمد باشد. از سوی دیگر سیاست «همگرایی محتاطانه» با ایالات متحده آمریکا به فرانسه امکان باز گذاشتن راه همکاری با آمریکا را در موضوعات بینالمللی باز گذاشته است و از این طریق میتواند عدم همراهی و همکاری با آمریکا را در جنگ عراق جبران نماید.
3- سیاست خارجی فرانسه درباره ایران خصوصاً پس از انقلاب اسلامی ایران همواره دچار نوعی دوگانگی و ابهام بوده است. در خصوص دوگانگی سیاست خارجی فرانسه درباره ایران روزنامه لوموند در تاریخ 3 نوامبر 2006 مطالبی را منتشر کرد که نمونه قابل توجهی از این سیاست را بازگو نموده است. این روزنامه با چاپ چند مطلب درباره ایران به سردرگمی سیاست خارجی فرانسه در تعامل با ایران اعتراف میکند.
در صفحه سوم این شماره با اشاره به اینکه فرانسه در ایران فعالیتهای اقتصادی مهمی دارد از سرمایهگذاری شرکتهای بزرگ فرانسوی از قبیل توتال و پژو و بانکهای بزرگ فرانسه که در حوزههای متفاوت انرژی سرمایهگذاری کردهاند، به عنوان حضور اقتصادی فرانسه در ایران یاد میکند.
این مقاله مدعی شده است که فرانسه در طول 15 سال و به دور از رقبای آمریکایی 25 میلیارد یورو در ایران سرمایهگذاری کرده است مطلب بعدی که در صفحه 5 آن چاپ شده است به مساله مانورهای نظامی و قدرت موشکی ایران پرداخته است و نشان داده است چگونه ایران توانسته است به رغم محدودیتهای موجود به گسترش قدرت نظامی قابل توجهی دست پیدا کند. بالاخره در مطلبی جداگانه به مسأله هستهای ایران پرداخته و دغدغههای ریاست جمهوری فرانسه را نسبت به گسترش توان هستهای ایران بیان نموده است.
4- در این مقاله به مساله رویارویی احتمالی با ایران و نتایج احتمالی آن برای فرانسه اشاره شده است و آمده است که به رغم اینکه فرانسه در کنار انگلیس و آلمان درصدد ارائه قطعنامه تندی علیه ایران بوده است ولی مواضعش به مواضع روسها نزدیک است که هرگونه رویارویی با ایران مساله را پیچیدهتر میکند. از اینرو موضع ریاست جمهوری فرانسه در مساله هستهای ایران تنها راه مذاکره و گفتگو است.
برای توجیه این سیاست نیز به این مسأله اشاره شده است که نیروهای نظامی فرانسه در حال حاضر در لبنان هستند و ایران میتواند از طریق حزبالله لبنان اقدامات تلافیجویانهای بکند، از سوی دیگر شرکتهای بزرگ فرانسوی در ایران سرمایهگذاری کردند و هرگونه تحریم اقتصادی میتواند منافع اقتصادی فرانسه را دچار مشکل کند.
5- از سوی دیگر، درباره امکان همکاری ایران با ناتو برای حل مسائل افغانستان، رئیسجمهوری فرانسه پیشنهاد پیوستن ایران به نیروهای حافظ صلح ناتو در افغانستان را ارائه کرده است. این در حالی است که برخی تحلیلگران برآنند که سیاست آمریکا در قبال ایران به دلیل نتایج گزارش «گروه آمریکایی تحقیقات عراق» در حال تغییر است. شیراک در پیشنهاد خود خواستار تبیین استراتژی جهانی و فرایند سیاسی و اقتصادی قطعی برای حل مشکلات ناتو در افغانستان شده است.
سخن آخر
خاورمیانه یکی از مناطق مهم و استراتژیک برای سیاست خارجی فرانسه به شمار میآید. سابقه تاریخی، نفوذ سنتی، ارتباط با مسلمانان، گسترش زبان فرانسه، وابستگی به انرژی و بالاخره بازار خاورمیانه همواره دلایل جذابی برای فرانسویها بوده است تا به تحولات این منطقه حساسیت بیشتری نشان دهند. از اینرو، انتخاب منطقه خاورمیانه به عنوان اولین سفر خارجی «سگولن رویال» نامزد سوسیالیست انتخابات ریاست جمهوری فرانسه نه تنها اتفاقی نبود، بلکه حاوی این پیام نیز بود که برای پیروزی در انتخابات فرانسه بایستی رهیافت روشنی نسبت به منطقه خاورمیانه و بحران فلسطین و اسرائیل داشت، رهیافتی که دولت فعلی فرانسه فاقد آن است.
سیاست خارجی فرانسه در خاورمیانه همواره دچار نوعی سردرگمی و ابهام بوده است. از یک طرف، نحوه تعامل فرانسه – آمریکا بازتابهای یکسانی در منطقه خاورمیانه نداشته است و این امر خود بیانگر فقدان طرح سیاسی مستقل دولت فرانسه در منطقه خاورمیانه میباشد. از طرف دیگر، رابطه فرانسه – آمریکا بر نحوه تعامل فرانسه با رژیم صهیونیستی تأثیرگذار بوده است.
گرچه به صورت سنتی و تاریخی میان حزب چپ فرانسه و یهودیان ارتباط خوبی برقرار بوده است ولی حزب حاکم فرانسه به رهبری ژاک شیراک نیز از حمایت رژیم صهیونیستی غافل نبوده است، به طوری که برخی برآنند که مخالفت رهبران راست و چپ فرانسه با برنامههای هستهای صلحآمیز جمهوری اسلامی ایران ناشی از فعالیت لابیهای یهودی در سیستم سیاسی این کشور است.
گروه مطالعات اروپا و آمریکا