تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۰:۲۷  ، 
کد خبر : ۲۴۱۸۱

پیروزی احمدی‌نژاد از زبان اصلاح‌طلبان


سوم تیر 84، روز پرحادثه‌ای برای طرفداران اصلاحات بود. چرا که همگی در یک ائتلاف شگفت‌انگیز با هر اندیشه اصلاح‌طلبی به حمایت از هاشمی رفسنجانی پرداختند ولی به یکباره، محمود احمدی‌‌نژاد رئیس‌جمهور ایران شد.

اما نکته مهم و فراتر از نتیجه انتخابات ریاست جمهوری نهم، درس‌هایی است که جریان اصلاحات باید از آن بگیرد.

ایجاد فضایی برای نقد اصلاحات، بازسازی بدنه اصلاح‌طلبی کشور و اتخاذ استراتژی‌های جدید و تدوین تاکتیک‌های لازم، از جمله مسائلی است که اصلاح‌طلبان باید به آن توجه بیشتری صورت دهند.

صاحبنظران و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در گفت‌و‌گو با مردم‌سالاری به وضعیت اصلاح‌طلبان در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری پرداخته‌اند.

صادیق زیباکلام، استاد دانشگاه گفت: نظر مردم نسبت به اصلاح‌طلبان به یکباره در سوم تیر برنگشت بلکه اولین ترک‌ها سه سال قبل و در اسفند 82، در جریان انتخابات شوراها رویت شد. در آن انتخابات علیرغم اینکه اصلاح‌طلبان توانستند نامزدهایشان را در سطح کشور معرفی کنند، در بسیاری از شهرهای بزرگ انتخابات را واگذار کردند و این نامزدهای اصولگرایان و محافظه‌کاران بودند که کرسی‌های شوراها را در اسفند 82 در تهران، مشهد، کرمان، تبریز و تمامی شهرهای بزرگ از آن خود کردند.

وی یادآور شد: این در حالی بود که در دومین دوره انتخابات شوراها با توجه به عدم وجود نظارت استصوابی، وزارت کشور و مجلس ـ که هر دو هم در دست اصلاح‌طلبان بود ـ نامزدهای مورد نظر اصلاح‌طلبان را تایید کردند و همه آنها توانستند برای انتخابات شوراها ثبت‌نام کنند.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: نتایج انتخابات شوراها در دوره گذشته به عنوان اولین آثار و علایم روی‌گردانی مردم از اصلاح‌طلبان در سال 82 قابل رویت بود ولی اصلاح‌طلبان نخواستند این شکاف را ببینند و با واقعیت‌ها روبرو شوند. آنها ترجیح دادند از کنار مساله به سادگی بگذرند و آن را به پای عملکرد ناموفق شوراها و عملکرد و سختگیری محافظه‌کاران و عدم استقبال مردم نسبت به جریان‌های سیاسی در کشور بگذارند. اصلاح‌طلبان در آن برهه نخواستند خود را در آینه ببینند.

زیباکلام ادامه داد: این روند افول، در جریان انتخابات زمستان 83 کاملتر شد و شاهد بودیم که برای انتخابات مجلس هفتم این رویگردانی ادامه پیدا کرد.

وی با بیان این که "بسیاری از نامزدهای چپ و اصلاح‌طلبان از جمله بیش از 100 تن از نمایندگان مجلس ششم در جریان انتخابات مجلس رد صلاحیت شدند" افزود: با این وجود بحث در این است که اگر این رد صلاحیت‌ها از سوی شورای نگهبان صورت نگرفته بود و جمله نامزدهای مورد تایید اصلاح‌طلبان وارد عرصه رقابت می‌شدند هم نتایج مجلس با نتایج کنونی تغییر چندانی نداشت و مطمئنا باز هم بیش از نصف مجلس در دست اصولگرایان بود و تنها ممکن بود اکثریت (که در وضعیت فعلی‌اش از دو سوم اصولگرایان هستند) کمی بالا و پایین می‌شد.

وی گفت: بالاخره تداوم این روند در انتخابات ریاست جمهوری 84 دیده شد؛ اصولگرایان چه در دور اول و چه در دور دوم (که نامزد اصلی آنها توانست 17 میلیون رای بیاورد) بدون هیچ اما و اگری اصلاح‌طلبان را شکست دادند. به یاد بیاوریم که اصلاح‌طلبان تمامشان پشت هاشمی جمع شدند و در دور دوم تندرو، میانه‌رو و ملی مذهبی‌ها به هاشمی اقتدا کردند که وی در مجموع توانست 10 میلیون رای بیاورد.

یک عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی نیز گفت: انتخابات ریاست جمهوری نهم اصلاح‌طلبان و اصولگرایان را متوجه نقطه ضعفشان کرد.

هدایت آقایی حرکات سیاسی در جامعه ایران را رو به جلو توصیف کرد و افزود: اگر سه دهه اخیر را در نظر بگیریم و مبنا را مشروطیت که یک فاز جدید از جنبش سیاسی در ایران بود، در نظر بگیریم، منحنی حرکات سیاسی در ایران را در کل رو به جلو خواهیم دید.

وی گفت: این انتخابات ضمن اینکه مانند دیگر انتخابات‌ها یک گام به جلو بردن همه تحرکات سیاسی بود، این ویژگی را هم داشت که جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا نقاط ضعفشان را به طور عمیق‌تر درک کردند.

این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی با اعتقاد به اینکه نیروهای اصلاح‌طلب پس از این قضیه متوجه شدند، علیرغم همه پیشرفت‌هایی که در تشکل و تحزب داشتند، تا شکل‌دهی و نظم‌دهی به کار سیاسی هنوز راه زیادی برای طی کردن دارند، ابراز داشت: احزاب و گروه‌های ایران با وجود اینکه هر یک دارای اساسنامه، مرامنامه، شورا و تشکیلات هستند، هنوز تصمیم‌گیری در آنها نهادینه نشده است. این ایرادی بوده که به نظر می‌رسد حداقل اصلاح‌طلبان آن را خوب متوجه شده‌اند و امروز نیز به دنبال این هستند که به نحوی این ضعف را برطرف کنند.

آقایی چارچوب فکری اصلاح‌طلبان را تاکنون بد ندانست اما در عین حال جدیت بیشتر به خرج دادن را در این زمینه ضروری دانست.

این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی ادامه داد: اگر آرایی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری به صندوق‌ها ریخته شد و نشد مورد موشکافی قرار گیرد، مشاهده می‌شود که از چیزی حدود 48 میلیون رأی‌دهنده، حدود 30 میلیون پای صندوق‌ها آمدند اما 16 میلیون رأی ندادند. در این انتخابات که همه گروه‌ها و جناح‌ها فعال بودند، نیامدن پای صندوق از سوی این تعداد معنای خاصی داشت و می‌شود گفت که بیشتر کسانی که رأی ندادند، ناراضی بودند.

وی گفت که این عده در درجه اول با محافظه‌‌کاران مخالف بودند و در درجه دوم با استراتژی اصلاح‌طلبان.

آقایی با اشاره به اینکه در مرحله اول انتخابات مجموع آرای اصلاح‌طلبان بیشتر از آرای محافظه‌کاران بود، در عین حال گفت: در مرحله دوم اگر برخی از پارامترها را از کفه ترازوی محافظه‌کاران برداریم، آنها برنده انتخابات به طور واقعی نبودند. از سویی کاندیدای اصلاح‌طلبان در مرحله دوم مورد تخریب قرار گرفت و میلیون‌ها برگ شب‌نامه توزیع شد؛ چنانچه لایه‌هایی از مردم را علیه کاندیدای اصلاح‌طلبان تحریک کردند.

بیژن شهبازخانی یک عضو فراکسیون اقلیت مجلس نیز گفت: شکاف میان نخبگان و مردم باعث شد توجه به خواسته‌های عمومی مردم از جمله مشکلات معیشتی کاهش یابد و مردم دنبال کسی باشند که به این جنبه زندگی مردم هم توجه کند.

وی شکاف میان نخبگان جامعه و مردم را مهمترین علت پیروزی احمدی‌نژاد در سوم تیر دانست و اظهار داشت: البته در حال حاضر این شکاف در کشورهای در حال توسعه اجتناب‌ناپذیر است.

وی افزود: علت وجود این شکاف میان مردم و نخبگان جامعه این بود که توسعه و رشد اقتصادی در دل خود، تورم و مشکلات اقتصادی ایجاد می‌کند، به این ترتیب به فاصله طبقاتی دامن می‌زند.

عضو فراکسیون اقلیت مجلس با بیان اینکه در آن زمان شاخص آمار اقتصادی، رشد را نشان می‌داد، خاطرنشان کرد: علت این مطالبه مردم این بود که رشد مطالبات در جامعه ما از رشد اقتصادی سریع‌تر بود و این باعث شد توده‌های مردم گمان کنند از سوی اصلاح‌طلبان به مطالباتشان کم‌توجهی شده است و به همین علت دنبال فرد دیگری با برنامه دیگر بودند.

نماینده ملایر گفت: پیام سوم تیر به همه گروه‌های سیاسی هم این بود که این گروه‌ها در هر طیفی که هستند باید وحدت نظر و برنامه‌ریزی و اتحاد در مطالبات خود داشته باشند و در طول زمان این مطالبات را پیگیری کنند.

وی تصریح کرد: جریانات سیاسی باید افراط و تفریط را کنار بگذارند و ملاک خواسته‌های خود را سازندگی و رشد کشور مطابق قانون اساسی و قانون برنامه چهارم قرار دهند.

شهبازخانی افزود: اصلاح‌طلبان باید از طرح مسائل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی که استنباط ساختارشکنی از آن شود، جلوگیری کنند.

عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس اظهار داشت: حرکت و طرح شعارهایی که عملکردهای فراتر از قانون اساسی در پی داشته باشد و همچنین موضع‌گیری‌هایی که این شبهه را ایجاد کند که برخی گروه‌های سیاسی به ارزش‌های دینی و انقلاب پایبندی ندارند، نوعی نگرانی‌های را ایجاد می‌کند که دستاوردهای آن را در گذشته دیده‌ایم.

وی گفت:‌ جریانات سیاسی باید اشتباهات خود از قبیل برخی تندروی‌ها را کنار بگذارند و به نوعی خود این پالایش را داشته باشند و به دنبال نیروهای مدیر، متخصص، پاک و ارزشی باشند و بدانند جامه عمل پوشاندن به شعارها مهمتر از گرفتن جایگاه‌های مدیریتی و اجرایی در کشور، است. هر چند همواره دادن شعار برای مسائل موجود در کشور آسان‌تر از ارائه راه‌حل برای آن است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات