تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۴۱۸۴۷

راهبردهای سیاسی در وصیت‌نامه امام خمینی(ره)

دکتر احمد شفیعی / عضو هیأت علمی مجتمع آموزشی عالی شهید محلاتی چکیده رهبران الهی نه تنها در دوران حیات پر برکت خویش، دغدغه هدایت پیروانشان را دارند که به سرنوشت آنان بعد از مرگ خود نیز می‌اندیشند. به همین جهت توصیه‌های راهگشا را در قالب سندی ماندگار برای آینده ملت و مملکت به یادگار می‌گذارند. وصیت‌نامه سیاسی الهی امام خمینی(ره) یکی از این نمونه‌هاست که حاوی راهبردهای اساسی در راستای حفظ و تداوم انقلاب اسلامی است. در نوشته حاضر به برخی از راهبردهای سیاسی در این وصیت‌نامه از قبیل؛ نجاتبخشی اسلام، عینیت دیانت و سیاست، الهی و اسلامی بودن انقلاب، لزوم حفظ و تداوم انقلاب، الگو بودن جمهوری اسلامی برای ملل مسلمان، وحدت امت اسلام، عدالت‌گرایی، استقلال، پرهیز از خودبیگانگی و اعتماد به نفس پرداخته شده است. کلید واژه‌ها امام خمینی، وصیت‌نامه، راهبرد سیاسی، انقلاب اسلامی مقدمه زندگی اجتماعی دنیای متجدد و مدرن با مرزبندی و تفکیک بین دنیا و آخرت و حذف دین از صحنه‌های اجتماعی، میدان را برای ظهور و حاکمیت آراء و اندیشه‌های بشری باز کرد. بشر معاصر با پیروی از اندیشه‌های خودساخته‌اش، از نظر معرفتی دچار تحیر علمی و نسبیت‌گرایی و به لحاظ روانی گرفتار افسردگی و اضطراب گشته و فقدان آرامش و اطمینان او را رنجیده خاطر می‌سازد و نیز از جهت اجتماعی و اخلاقی با انحرافات خصلتی گسترده و از هم ‌پاشیدگی خانوادگی کشنده و هرج‌ومرج و طغیانگری دست و پنجه نرم می‌کند. در نتیجه بحران‌های هویت، اخلاق، خانواده، امنیت، معیشت و معرفت که نتیجه غروب معنویت‌اند، او را سخت ناامید و شکننده کرده است. امام خمینی(ره) در چنین دورانی با تکیه بر حقیقت اسلام ناب و اتکال به خداوند کریم و حمایت بی‌دریغ ملت بزرگ ایران توانست انقلاب اسلامی را به عنوان بزرگترین پدیده قرون معاصر علیه ستمگری‌های طاغوت و استکبار به پیروزی برساند و نظام مقدس جمهوری اسلامی را معماری نماید. او با شناخت و پذیرش این حقیقت که رهبران الهی وظیفه دارند حتی برای پس از مرگ خویش، اصول راهبردی و استراتژیک را برای هدایت امت و ملتشان ارائه نمایند، وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی را به عنوان حدیث ماندگار برای ملت ایران و بلکه جهانیان به ودیعت نهاد. کنکاش در فرازهای گهربار این سند ارزشمند ما را به راهبردهای گوناگون رهنمون می‌سازد. در این نوشتار برآنیم تا برخی از راهبردهای سیاسی را شناسایی نموده و معرفی کنیم تا با توجه و عمل به آنها بتوانیم سهمی در حفظ و حراست از انقلاب اسلامی داشته باشیم.

1- اسلام ناب نجات‌بخش بشر
تکامل و تعالی بشر در دنیا مستلزم اعتقاد و التزام به آرمان و اهدافی است که در جهت دستیابی به آن تلاش می‌کند. بی‌شک ظهور اندیشه‌ها و مکاتب بشری به موازات نزول شرایع آسمانی، در راستای نمایاندن مسیر، جهت و چگونگی حرکت انسان در زندگی خویش بوده است. جهان معاصر که پس از عصر نوزایی دانش در غرب همه مرام و مسلک‌های علمی و عملی را تجربه کرده و همه میدان‌ها و ساحت‌های انسانی را تا کرانه پیموده است و به تعبیری پایان جهان را به چشم خود دیده است، با ناامیدی تمام از آنها، دوباره خود را به نقطه صفر رسانده و انتظارات خویش از دین را فهرست کرده و صلای حاجت به وحی را از عمق جانش می‌شنود و بانگ برمی‌آورد که تنها طریق نجات، پذیرش وحی الهی و تمکین در برابر ره‌آورد پیامبران است.
امام خمینی(ره) ضمن درک صحیح این واقعیت تلخ و غم‌انگیز از سویی و شناخت دقیق و عمیق از معارف و آموزه‌های اسلام ناب از سوی دیگر با تکیه بر جامعیت اسلام، تنها راه نجات بشر را رجوع به اسلام ناب می‌داند که خداوند متعال همه را با نور هدایت آن به مقام والای انسانی دعوت می‌کند و یگانه نسخه شفابخش دردهای لاعلاج انسان معاصر است. زیرا تنها دین ناب می‌تواند عطشش را فرو نشاند و به او سیرابی بخشد وگرنه رجوع او به شوره‌زار علم‌گرایی مطلق و نمک‌زار دین‌گریزی، این تشنه را تشنه‌تر و خسته را به احتضار می‌کشاند چنانکه می‌فرماید:
«اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تأمین می‌کند؛ و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگری‌ها و چپاولگری‌ها و فسادها و تجاوزها بکشد، و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبی است که برخلاف مکتبهای غیرتوحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد؛ و از هیچ نکته، ولو بسیار ناچیز، که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است؛ و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است.»1
بدیهی است منظور امام از اسلام ناب نه قرائت اسلام روشنفکری و لیبرال است که نتیجه‌اش تفکر سکولاریستی است و نه قرائت اسلام ارتجاعی و متعصبانه در قالب وهابیت و طالبانیزم است که سراپا بی‌اساس و خرافاتی است. بلکه تفسیری است که از زلال اندیشه و عمل ائمه اطهار علیهم‌السلام نشأت گرفته است. چنانکه می‌فرماید:
«با کمال جد و عجز از ملتهای مسلمان می‌خواهم که از ائمه اطهار، و فرهنگ سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی این بزرگ راهنمایان عالم بشریت به طور شایسته و به جان و دل و جانفشانی و نثار عزیزان پیروی کنند. از آن جمله دست از فقه سنتی که بیانگر مکتب رسالت و امامت است و ضامن رشد و عظمت ملتهاست، چه احکام اولیه و چه ثانویه که هر دو مکتب فقه اسلامی است، ذره‌ای منحرف نشوند و به وسواس خناسان معاند با حق و مذهب گوش فرا ندهند؛ و بدانند قدمی انحرافی مقدمه سقوط مذهب و احکام اسلامی و حکومت عدل الهی است.»2
2- اسلام دین حکومت
هیچ مکتب و اندیشه‌ای نمی‌تواند نسبت به اداره جوامع بشری بی‌تفاوت باشد وگرنه دچار نقص و عیب بنیادین خواهد بود. در دورانی که قطب سرمایه‌داری غرب با تکیه بر تفکر اومانیسم و ساماندهی نظام لیبرال دموکراسی از یک‌سو و قطب سوسیالیسم شرق با تمسک به اندیشه کمونیسم و طراحی نظام سوسیال دموکراسی از سوی دیگر، تنها راه توسعه و پیشرفت بشر را سرسپردگی به یکی از این دو قطب برمی‌شمردند و با راه‌اندازی جنگ سرد به منزله دو تیغه قیچی به قلع و قمع هرگونه تفکر و اندیشه غیر خود به ویژه معارف و آموزه‌های دینی اهتمام داشتند، امام خمینی(ره) مقاصد قرآن و سنت هدف خود قرار داد و ضمن نفی هرگونه سلطه‌گری با شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» به مبارزه با این دو قطب برخاست و توطئه‌های آنان را نقش بر آب ساخت و حقانیت، توانایی و کارآمدی دین اسلام را در اداره صحیح و حقیقی بشریت برای جهانیان آشکار ساخت.
«از توطئه‌های مهمی که در قرن اخیر، خصوصاً در دهه‌های معاصر، و به ویژه پس از پیروزی انقلاب، آشکارا به چشم می‌خورد، تبلیغات دامنه‌دار با ابعاد مختلف برای مأیوس نمودن ملت‌ها، و خصوص ملت فداکار ایران، از اسلام است. گاهی ناشیانه و با صراحت به اینکه احکام اسلام که هزار و چهارصد سال قبل وضع شده است نمی‌تواند در عصر حاضر کشورها را اداره کند.
یا آنکه اسلام یک دین ارتجاعی است و با هر نوآوری و مظاهر تمدن مخالف است، و در عصر حاضر کشورها از تمدن جهانی و مظاهر آن کناره گیرند. و امثال این تبلیغات ابلهانه، و گاهی موذیانه و شیطنت‌آمیز به گونه طرفداری از قداست اسلام که اسلام و دیگر ادیان الهی سروکار دارند با معنویات و تهذیب نفوس و تحذیر از مقامات دنیایی و دعوت به ترک دنیا و اشتغال به عبادات و اذکار و ادعیه که انسان را به خدای تعالی نزدیک و از دنیا دور می‌کند. و حکومت و سیاست سررشته‌داری برخلاف آن مقصد و مقصود بزرگ معنوی است، چه اینها برای تعمیر دنیاست و آن مخالف مسلک انبیای عظام است!».3
ایشان ضمن تقسیم حکومت‌ها به دو نوع حق و باطل، به حفظ و تداوم این راهبرد اساسی توصیه نموده و از ملت می‌خواهد که با بیداری و هوشیاری دینی، توطئه استکبار را در نفی دین از عرصه اجتماعی بشر خنثی سازند.
«زیرا آنچه مردود است حکومت‌های شیطانی و دیکتاتوری و ستمگری است، که برای سلطه‌جویی و انگیزه‌های منحرف و دنیایی که از آن تحذیر نموده‌اند با جمع‌آوری ثروت و مال و قدرت‌طلبی و طاغوت‌گرایی است؛ و بالاخره دنیایی است که انسان را از حق تعالی غافل کند. و اما حکومت حق برای نفع مستضعفان و جلوگیری از ظلم و جور و اقامه عدالت اجتماعی، همان است که مثل سلیمان‌بن داود و پیامبر عظیم‌الشان اسلام، صلی‌الله علیه و آله، و اوصیای بزرگوارش برای آن کوشش می‌کردند؛ از بزرگترین واجبات و اقامه آن از والاترین عبادات است؛ چنانچه سیاست سالم که در این حکومتها بوده از امور لازمه است. باید ملت بیدار و هوشیار ایران با دید اسلامی این توطئه‌ها را خنثی نمایند. و گویندگان و نویسندگان متعهد به کمک ملت برخیزند و دست شیاطین توطئه‌گر را قطع نمایند.»4
3- الهی و اسلامی بودن انقلاب
بی‌تردید هر انقلابی در بستر تحولات سیاسی اجتماعی یک جامعه مبتنی بر تفکر و اندیشه مشخصی شکل می‌گیرد و بالطبع قدرت و قوت آن تابع میزان معقولیت و حقانیت مکتب و تفکری است که بر آن استوار گشته است. انقلاب اسلامی ایران در ربع پایانی قرن بیستم که عصر غربت دین و غروب معنویت تلقی می‌شد، با تاییدات غیبی الهی پیروز گردید و دست جهانخواران و ستمگران را از ایران بزرگ کوتاه نمود.
ملت ایران با امداد الهی یکپارچه قیام کرد و با اندیشه توحیدی و شعار الله‌اکبر و فداکاری‌های حیرت‌آور و معجزه‌آسا، طاغوت داخلی و استکبار خارجی را کنار زده و مقدرات کشور را خود به دست گرفت. امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی را متفاوت با تمام انقلاب‌های جهان دانسته و آن را ودیعه‌ای الهی می‌شمارد که به ملت ایران ارزانی شده است.
«بنابراین، شک نباید کرد که انقلاب اسلامی ایران از همه انقلابها جدا است: هم در پیدایش، و هم در کیفیت مبارزه، و هم در انگیزه انقلاب و قیام. و تردید نیست که این یک تحفه الهی و هدیه غیبی بوده که از جانب خداوند منان بر این ملت مظلوم غارتزده عنایت شده است.»5
بنابراین، تحلیل و ارزیابی انقلاب اسلامی براساس اندیشه‌های بشری و نظریه‌های انقلاب رایج در محافل علمی جهان معاصر بیراهه‌ای بیش نخواهد بود. بلکه ضروری است آن را براساس اصول ماورایی و آسمانی تجزیه و تحلیل کرد. بدیهی است تا زمانی که این انقلاب به اصول مکتبی و دینی‌اش پایبند باشد، از نصرت و امداد الهی برخوردار گشته و به مقاصد عالی خود خواهد رسید و همه موانع را از پیش روی خود برخواهد داشت گرچه با هزینه فراوان باشد. زیرا براساس سنت الهی حجم تحمل زحمتها و رنجها و فداکاری‌ها و جان‌نثاری‌ها و محرومیت‌ها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی و علوّ رتبه آن است.
4- لزوم حفظ و تداوم انقلاب
یکی از قواعد عقلی و فلسفی که فلاسفه در بحث علیت مطرح کرده و به آن اذعان دارند این است که «علت مبقیه هر شی، همان علت موجده آن است». منظور از این قاعده آن است که هرچه علت ایجاد پدیده‌ای باشد، بی‌شک علت بقای آن نیز خواهد بود. برابر این اصل عقلی و فلسفی اگر بخواهیم علل بقای انقلابی را جویا شویم، باید آن را در علل شکل‌گیری و پیروزی انقلاب جستجو کنیم.
معمار بزرگ انقلاب اسلامی با امید به تداوم انقلاب و بقای دستاوردهای آن به لزوم توجه به پیدایش و کیفیت مبارزه و انگیزه انقلاب توصیه می‌فرماید و رمز بقای آن را در انگیزه و مقصد الهی و وحدت و همدلی ملت در راه این هدف برمی‌شمارد. چنانکه می‌فرماید:
«بی‌تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است؛ و رمز پیروزی را ملت می‌داند. و نسل‌های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن: انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی؛ و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد.
اینجاست به همه نسل‌های حاضر و آینده وصیت می‌کنم که اگر بخواهید اسلام و حکومت الله برقرار باشد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از کشورتان قطع شود، این انگیزه الهی را، که خداوند تعالی در قرآن کریم بر آن سفارش فرموده است، از دست ندهید؛ و در مقابل این انگیزه که رمز پیروزی و بقای آن است، فراموشی هدف و تفرقه و اختلاف است.»6
5- جمهوری اسلامی الگوی ملل مسلمان
به یقین ثمره ارزشمند انقلاب اسلامی در گستره جغرافیای ایران بزرگ اسلامی، استقرار حکومت مقدس جمهوری اسلامی است. استکبار جهانی پس از استقرار جمهوری اسلامی ایران با انواع توطئه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی تمام سعی و تلاش را برای به انحراف کشاندن و در نهایت سقوط این نهال نوپا به کار بست ولی به رغم هزینه‌های فراوانش چیزی جز شکست در برابر اراده پولادین ملت مسلمان و خدامحور ایران نصیبشان نشد.
بدین جهت پس از ناکامی در برنامه‌ها و اهدافشان، راهبرد خود در مقابله با جمهوری اسلامی را در مهار جغرافیایی آن جستجو نمود و همه تلاش خود را مصروف داشت که این حکومت به الگویی برای دیگر ملل مسلمان مبدل نشود تا بتواند عزت و شوکت خودساخته و پوشالی‌اش را حفظ کرده و سلطه‌گری بر دیگر کشورهای منطقه و بلکه جهان را تداوم بخشد.
امام خمینی(ره) با دوراندیشی و درایت منحصر به فرد به این نکته توجه نموده و راهبرد اساسی ملل مسلمان برای آزادی از قید و بند اسارت و بردگی را در الگوپذیری از جمهوری اسلامی ایران قرار دادند و فرمودند:
«و اما به ملت‌های اسلامی توصیه می‌کنم که از حکومت جمهوری اسلامی و از ملت مجاهد ایران الگو بگیرید؛ و حکومتهای جائر خود را در صورتی که به خواست ملت‌ها که خواست ملت ایران است، سرفرود نیاوردند، با تمام قدرت به جای خود بنشانید، که مایه بدبختی مسلمانان حکومت‌های وابسته به شرق و غرب می‌باشند. و اکیداً توصیه می‌کنم که به بوق‌های تبلیغاتی مخالفان اسلام و جمهوری اسلامی گوش فرا ندهید که همه کوشش دارند که اسلام را از صحنه بیرون کنند که منافع ابرقدرت‌ها تامین شود.»7
تردیدی نیست که استکبار جهانی با بهره‌گیری از عناصر خودفروخته و غرب‌باوران داخلی‌اش تلاش دارد، جمهوری اسلامی را ناکام و ناکارآمد معرفی کرده و شبهه انحراف از اسلام و شعارهای بنیادین انقلاب را به ملت ایران و حتی ملل مسلمان القا نماید و اینگونه وانمود کند که در این جمهوری به قواعد و احکام اسلام عمل نمی‌شود و از اسلام جز نامی بیش وجود ندارد، امام خمینی(ره) در حدیث ماندگار خویش این توطئه را برملا نموده و چنین می‌فرماید:
«اینجانب هیچگاه نگفته و نمی‌گویم که امروز در این جمهوری به اسلام بزرگ با همه ابعادش عمل می‌شود و اشخاصی از روی جهالت و عقده و بی‌انضباطی برخلاف مقررات اسلام عمل نمی‌کنند؛ لکن عرض می‌کنم که قوه مقننه و قضائیه و اجرائیه با زحمات جانفرسا کوشش در اسلامی کردن این کشور می‌کنند، و ملت دهها میلیونی نیز طرفدار و مددکار آنان هستند؛ و اگر این اقلیت اشکال‌تراش و کارشکن به کمک بشتابند، تحقق این آمال آسانتر و سریعتر خواهد بود. و اگر خدای نخواسته اینان به خود نیایند، چون توده میلیونی بیدار شده و متوجه مسائل است و در صحنه حاضر است، آمال انسانی ـ اسلامی به خواست خداوند متعال جامه عمل به طور چشمگیر خواهد پوشید، و کجروان و اشکال‌تراشان در مقابل این سیل خروشان نخواهند توانست مقاومت کنند.»8
6- وحدت امت اسلام
پیامبر عظیم‌الشان اسلام با تبلیغ آموزه‌های وحیانی، امت اسلامی را بنیان نهاد و با نفی هرگونه امتیازات خرافی و حاکم‌سازی اصل تقوا، بندگان خدا را در صف واحد قرار داد به گونه‌ای که ابوذر غفاری عرب، سلمان فارسی، بلال حبشی و صهیب رومی را بر سر یک سفره نشاند.
امام راحل با تاسی به پیامبر خدا، آرمان احیای امت اسلامی و برخورداری آنان از عزت و قدرت واقعی را سرلوحه خویش قرار داده و همه ملل مسلمان را در جهت تشکیل مجدد آن توصیه فرموده و آنان را از تفرقه و اختلاف برحذر داشت تا در پرتو آن آزادی و استقلال حقیقی را تجربه کرده و شهد شیرین برادری و برابری اسلامی را به کام خود بنوشند.
«و وصیت من به ملت‌های کشورهای اسلامی است که انتظار نداشته باشید که از خارج کسی به شما در رسیدن به هدف، که آن اسلام و پیاده کردن احکام اسلام است، کمک کند، خود باید به این امر حیاتی، که آزادی و استقلال را تحقق می‌بخشد، قیام کنید. و علمای اعلام و خطبای محترم کشورهای اسلامی دولت‌ها را دعوت کنند که از وابستگی به قدرت‌های بزرگ خارجی خود را رها کنند، و با ملت خود تفاهم کنند؛ در این صورت پیروزی را در آغوش خواهند کشید.
و نیز ملت‌ها را دعوت به وحدت کنند؛ و از نژادپرستی، که مخالف دستور اسلام است، بپرهیزند و با برادران ایمانی خود در هر کشوری و با هر نژادی که هستند دست برادری دهند، که اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده. و اگر این برادری ایمانی با همت دولتها و ملتها و با تایید خداوند متعال روزی تحقق یابد، خواهید دید که بزرگترین قدرت جهان را مسلمین تشکیل می‌دهند. به امید روزی که با خواست پروردگار عالم این برادری و برابری حاصل شود.»9
7- عدالت‌گرایی
قرآن کریم یکی از فلسفه‌های بعثت انبیای بزرگ الهی را اقامه قسط و عدل در جامعه بشری برشمرده است.10 هر انسانی در سایه اجرای عدالت اسلامی به استحقاق وجودی خویش دست یافته و از حقوق انسانی که شایسته اوست، بهره‌مند می‌گردد.
امام راحل با تکیه بر قرآن کریم و تاسی به سیره حضرات معصومین علیهم‌السلام به ویژه حکومت عدل علوی، راهبرد اساسی در حاکمیت دینی را عدالت‌محوری قرار داده و علاوه بر آنکه خود به اقامه آن همت گماشت، همگان را به اجرای عدالت به ویژه در حوزه مالکیت توصیه فرمود:
«یکی از اموری که لازم به توصیه و تذکر است آن است که اسلام نه با سرمایه‌داری ظالمانه و بی‌حساب و محروم‌کننده توده‌های تحت ستم و مظلوم موافق است؛ بلکه آن را به طور جدی در کتاب و سنت محکوم می‌کند و مخالف عدالت اجتماعی می‌داند ـ گرچه بعض کج‌فهمان بی‌اطلاع از رژیم حکومت اسلامی و از مسائل سیاسی حاکم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طوری وانمود کرده‌اند (و باز هم دست برنداشته‌اند) که اسلام طرفدار بی‌مرز و حد سرمایه‌داری و مالکیت است!...
و نه رژیمی مانند رژیم کمونیسم و مارکسیسم لنینیسم است که با مالکیت فردی مخالف و قایل به اشتراک می‌باشند، با اختلاف زیادی که دوره‌های قدیم تاکنون حتی اشتراک در زن و همجنس‌بازی بوده، و یک دیکتاتوری و استبداد کوبنده در برداشته. بلکه اسلام یک رژیم معتدل، با شناخت مالکیت و احترام به آن به نحو محدود در پیدا شدن مالکیت و مصرف، که اگر به حق به آن عمل شود، چرخ‌های اقتصاد سالم به راه می‌افتد و عدالت اجتماعی، که لازمه یک رژیم سالم است، تحقق می‌یابد.»11
8- حفظ استقلال
آزادی و استقلال یکی از مواهب و نعمتهای الهی است که به انسان ارزانی شده است. وابستگی و دلبستگی به غیر خدا نتیجه‌ای جز درماندگی ندارد. ظهور استقلال در عرصه اجتماعی همان حکومت است که یک ملت به صورت مستقل و بدون سرسپردگی و دلدادگی به قدرتهای جهان به سوی اهداف و آرمان خود در حرکت بوده و به تکاپوی دستیابی به آنها می‌پردازد.
با ارزش‌ترین ثمره انقلاب اسلامی، کسب استقلال بود که رهایی از چنگال طاغوت و آزادی از چنبره سلطه استکبار را به دنبال داشت. حفظ این استقلال یکی از راهبردهای اساسی است که امام خمینی(ره) به ملت توصیه می‌فرماید. نظر به اینکه وزارت امور خارجه و سفیران و کارداران به عنوان نمایندگان جمهوری اسلامی در خط مقدم تعامل و ارتباط با دیگر دولتها هستند، توجه به حفظ استقلال از سوی آنان اهمیت مضاعف و دو چندانی دارد. به همین جهت امام خمینی ضمن توجه دادن به این مسئولیت بزرگ می‌فرماید:
«و وصیت من به وزرای خارجه در این زمان و زمانهای بعد آن است که مسئولیت شما بسیار زیاد است، چه در اصلاح و تحول وزارتخانه و سفارتخانه‌ها؛ و چه در سیاست خارجی حفظ استقلال و منافع کشور و روابط حسنه با دولتهایی که قصد دخالت در امور کشور ما را ندارند. و از هر امری که شائبه‌ی وابستگی با همه ابعادی که دارد به طور قاطع احتراز نمایید. و باید بدانید که وابستگی در بعضی امور هرچند ممکن است ظاهر فریبنده‌ای داشته باشد یا منفعت و فایده در حال داشته باشد، لکن در نتیجه ریشه کشور را به تباهی خواهد کشید.»12
غرب‌زدگی و شرق‌زدگی و مجذوب و مرعوب توسعه و پیشرفت علمی آنان شدن به عنوان یکی از عوامل نفی استقلال کشور تلقی می‌گردد. امام راحل به روشنی خطر ارتجاع روشنفکری را متذکر گردیده و چنین گوشزد می‌فرماید:
«و با کمال تأسف نویسندگان به اصطلاح روشنفکر که به سوی یکی از دو قطب گرایش دارند، به جای آنکه در فکر استقلال و آزادی کشور و ملت خود باشند، خودخواهی‌ها و فرصت‌طلبی‌ها و انحصارجویی‌ها به آنان مجال نمی‌دهد که لحظه‌ای تفکر نمایند و مصالح کشور و ملت خود را در نظر بگیرند و مقایسه بین آزادی و استقلال را در این جمهوری با رژیم ستمگر سابق نمایند؛ و زندگی شرافتمندانه ارزنده را توأم با بعض آنچه را که از دست داده‌اند، که رفاه و عیش زدگی است، با آنچه از رژیم ستمشاهی دریافت می‌کردند توأم با وابستگی و نوکرمآبی و ثناجویی و مداحی از جرثومه‌های فساد و معادن ظلم و فحشا بسنجند؛ و از تهمت‌ها و نارواها به این جمهوری تازه تولد یافته دست بکشند؛ و با ملت و دولت در صف واحد بر ضد طاغوتیان و ستم‌پیشگان زبانها و قلم‌ها را به کار بگیرند.»13
تبلیغ و ترویج مکتبهای انحرافی و اندیشه‌های التقاطی با گرایش به شرق و غرب در مراکز تعلیم و تربیت، بالمآل منجر به وابستگی کشور و نقض استقلال می‌شود. از همین روست که امام راحل از جوانان و دانشجویان در مراکز تعلیم و تربیت اعم از دبیرستانها و دانشگاهها می‌خواهند که شجاعانه در مقابل انحرافات قیام نمایند تا استقلال و آزادی خود و کشور و ملتشان مصون بماند.14 و نیز از جوانان اعم از دختر و پسر می‌خواهند که استقلال، آزادی و ارزشهای انسانی را ولو با تحمل زحمت و رنج، فدای تجملات و عشرتها و بی‌بندوباری‌ها که از طرف غرب و سرسپردگان آنان عرضه می‌شود، نکنند. زیرا به تجربه ثابت شده که آنان جز به تباهی کشاندن کشورها و غارت آنها و در نهایت وابسته کردنشان، به چیز دیگری نمی‌اندیشند.15
9- پرهیز از خودبیگانگی
آگاهی از میراث و مآثر فرهنگی و اتکا به ارزشها و داشته‌های خودی، نیرومندترین عامل انگیزشی در مسیر حرکت رشد، توسعه و تعالی هر جامعه است. استعمارگران و سلطه‌طلبان به خوبی بر این نکته واقفند که اگر ملتی پایبند به اعتقادات و باورهای دینی و نیز ارزشهای اجتماعی بومی و ملی باشند، به سهولت نمی‌توان آنها را به یوغ بردگی کشانید. از همین روست که تلاش می‌کنند؛ آنان را از فرهنگ و آدابشان بیگانه سازند و پس از آنکه گرفتار خلأ فرهنگی شدند، فرهنگ و افکار خود را به ایشان القا نموده و در دام غرب‌زدگی یا شرق‌زدگی گرفتارشان سازند.
با اندک جستاری در تاریخ معاصر ایران درمی‌یابیم که استکبار جهانی در این کشور استعمارزده و غارت شده به گونه‌ای رفتار کرد که فرهنگ و قدرت ایران را به هیچ گرفته و خود را نژاد برتر با فرهنگ والاتر معرفی نمود و وابستگی به یکی از دو قطب شرق و غرب را جزء ضروریات خواند و ایران را به کشوری مصرف‌زده، تجمل‌گرا، مقلد بیگانه، سنت‌ستیز، دین‌گریز، فرهنگی‌مآب و... مبدل ساخت.
امام خمینی در وصیت ارزشمند خویش با تبیین وضعیت گذشته به ملت توصیه می‌فرماید اکنون که در پرتو انقلاب اسلامی همه تلاش‌های دیرینه استکبار به سراب مبدل گردیده است و ملت عزیز ایران از دام‌های استکبار نجات یافته است و روح ابتکار و خلاقیت و نوآوری بر آنان حاکم گشته است، هوشیار و بیدار باشند که دوباره در دام آنان گرفتار نیایند و با اتکال به خداوند و پایبندی به داشته‌های خودی، گام‌های بلند ترقی و پیشرفت را بردارند.16 چنانکه می‌فرماید:
«باید هشیار و بیدار و مراقب باشید که سیاست‌بازان پیوسته به غرب و شرق با وسوسه‌های شیطانی شما را به سوی این چپاولگران بین‌المللی نکشند و با اراده مصمم و فعالیت و پشتکار خود به رفع وابستگی‌ها قیام کنید. و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد؛ و اگر خودی خود را بیابد و یاس را از خود دور کند و چشمداشت به غیر خود نداشته باشد، در درازمدت قدرت همه کار و ساختن همه چیز را دارد. و آنچه انسانهای شبیه به اینان به آن رسیده‌اند، شما هم خواهید رسید، به شرط اتکال به خداوند تعالی و اتکا به نفس، و قطع وابستگی به دیگران، و تحمل سختیها برای رسیدن به زندگی شرافتمندانه و خارج شدن از تحت سلطه اجانب.
و بر دولتها و دست‌اندرکاران است، چه در نسل حاضر و چه در نسلهای آینده، که از متخصصین خود قدردانی کنند؛ و آنان را با کمکهای مادی و معنوی تشویق به کار نمایند و از ورود کالاهای مصرف‌ساز و خانه‌برانداز جلوگیری نمایند و به آنچه دارند بسازند تا خود همه‌چیز بسازند.»17
10- اعتماد به نفس
ملتی که امید به پیشرفت و بهروزی را در خود به یاس مبدل سازد و اعتماد به نفس را از دست بدهد، قبل از آنکه دشمن او را به بردگی بکشاند، خود تیر خلاص را بر پیکر خویشتن نواخته و در رسیدن به قله‌های سرافرازی ناکام گذاشته است. خوی استکبار این است که اعتماد به نفس و روحیه «توانستن» را از ملتها سلب کند و با القای ناتوانی، آنها را به استضعاف کشانده و مقدراتشان را به دست گرفته و به دریوزگی و بردگی بکشاند.
امام خمینی(ره) با درک صحیح و شناخت عمیق از این خصلت فرعونی تلاش نمود روحیه امید و توانایی را در ملت زنده نماید و با دم مسیحایی خویش نفخه اعتماد به نفس را بر ملت بدمد و بزرگترین پدیده قرون معاصر را که منجر به کوتاهی دست استکبار از کشور عزیز ایران شد، بیافریند. ایشان در حدیث ماندگار خود به حفظ اعتماد به نفس و خوداتکایی توصیه فرموده و پیمودن مسیر خودکفایی را فرا راه ملت قرار می‌دهد.
«اینجانب نمی‌گویم ما خود همه‌چیز داریم؛ معلوم است ما را در طول تاریخ نه چندان دور، خصوصاً و در سده‌های اخیر، از هر پیشرفتی محروم کرده‌اند و دولتمردان خائن و دودمان پهلوی خصوصاً و مراکز تبلیغاتی علیه دستاوردهای خودی و نیز خود کوچک دیدنها و یا ناچیز دیدنها، ما را از هر فعالیتی برای پیشرفت محروم کرد... در اثر محاصره اقتصادی و جنگ تحمیلی خود جوانان عزیز ما قطعات محل احتیاج را ساخته و با قیمتهای ارزانتر عرضه کرده و رفع احتیاج نمودند و ثابت کردند که اگر بخواهیم می‌توانیم.»18
نتیجه:
با کنکاش در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی امام خمینی(ره) به برخی از راهبردهای سیاسی دست یافتیم که نتایج زیر حاصل شد:
1- تنها اسلام ناب نجات‌بخش بشر معاصر و آینده است و رجوع به غیر آن سراب و بیراهه‌ای بیش نیست.
2- اسلام برخلاف آنچه که استکبار و ایادی او می‌گویند، دین حکومت است و برای اداره جمعی بشر و هدایت او به کمال برنامه و حکم دارد.
3- انقلاب اسلامی ایران با معیارهای بشری قابل سنجش و ارزیابی نیست بلکه ماهیتی الهی و اسلامی دارد.
4- حفظ و تداوم انقلاب اسلامی یکی از تکالیف و وظایف آحاد ملت ایران است و این مهم تنها در پرتو انگیزه و مقصد الهی قابل وصول است.
5- جمهوری اسلامی ایران برای ملل مسلمان در جهت دستیابی به آزادی، استقلال، عزت و شرف حقیقی، بهترین الگوست.
6- وحدت امت اسلام در راستای احیای تمدن بزرگ اسلامی، یکی از ضروریات انکارناپذیر است.
7- باید روح حاکم بر همه حرکتها و تلاشها در بین ملل مسلمان و به ویژه انقلابیون، روحیه عدالت‌خواهی و نیز رایج‌ترین و برترین گفتمان در بین آنان گفتمان عدالت‌طلبی باشد.
8- حفظ استقلال کشور به منزله شکر نعمت دستیابی به استقلال تلقی شده و تداوم نصرت و امداد الهی را به دنبال خواهد داشت.
9- خودیابی و پرهیز از خودبیگانگی کلید موفقیت و رمز حرکت رو به جلو است.
10- اعتماد به نفس و امید به آینده روشن برای ملت ایران در حرکت سازنده و تمدن‌ساز خویش نقش اساسی و تعیین‌کننده دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات