تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۳:۰۲  ، 
کد خبر : ۲۴۱۸۵

شیطان روی شانه یلتسین نبرد را برد

اشاره‌ : بوریس یلتسین نخستین رییس‌جمهور روسیه که در نتیجه اولین انتخابات آزاد در این کشور روی کار آمد هفته پیش در سن 76 سالگی از دنیا رفت. روزنامه تایم در مطلبی با عنوان شیطان روی شانه یلتسین نبرد را برد به بررسی مقایسه دوران نسبتا ناآرام اما آزاد یلتسین با دوران آرام اما بسته و نفوذناپذیر پوتین پرداخته و این گونه نتیجه گرفته که شاید با کمی تفکر متوجه شویم، اندکی آشفتگی و اغتشاش در فضای آزاد بهتر از ثبات در فضای غیرآزاد کنونی روسیه است.

گری‌ کاسپاروف*

ترجمه احمد محمدی

مهم‌ترین اقدام بوریس‌ یلتسین آن چه که او در آگوست 1991 انجام داد نبود، آن هنگام که او روی یک تانک بیرون کاخ سفید ایستاد بلکه آن چیزی بود که او هنگام به دست گرفتن قدرت انجام نداد. او از اینکه جناح مقابل را یکسره نیست و نابود کند امتناع ورزید. این برای اولین بار در تاریخ روسیه بود که حاکم جدید برای تحکیم قدرت خود بازندگان را کنار نمی‌زد بلکه آن‌ها مجاز بودند که در حیات سیاسی شرکت داشته باشند. ماموران دولتی که از هیچ یک از پست‌های خود بیرون رانده نشده بودند به خیال از میان برداشتن موانع به خطوط مقدم روی آوردند.

اما بی‌ثباتی در تصمیمات و تغییردیدگاه یلتسین حد و حصر نداشت. او به رهبران محلی اجازه داد که قدرت بیش‌تری داشته باشند اما جنگ اسفناک چچن را به راه انداخت. او به مبارزه با امتیازاتی که نخبگان از آن‌ها برخوردار بودند برخاست اما بعدها دروازه‌ها را برای غارت روسیه به روی اقلیت حاکم بازگذاشت. او حمایت خود را از انتخابات آزاد (اولین و آخرین انتخابات آزاد در روسیه) اعلام نمود اما سپس جانشینش را خودش دستچین کرد.

دوران ریاست‌جمهوری او همواره جدالی بین این گونه گرایشات دموکراتیک و ریشه دیرین او در شرارت بود. روی یک شانه او فرشته آزادی و دموکراسی در گوش او انتخابات و نظام سرمایه‌داری را زمزمه می‌کرد. روی شانه دیگرش شیطان از کنترل و مهار و جانبداری در گوشش نجوا می‌خواند. سرانجام این شیطان بود که با گماشتن ولادیمیر پوتین پیروز شد. دوره دوم ریاست‌جمهوری یلتسین تقریبا از همه جهات یک کابوس بود. دوران او در 1996 به سر رسیده بود و بهتر بود که در همان زمان با یک انتخابات دموکراتیک شخص دیگری به جای او می‌نشست. اما با عنایت به دامنه تحولات و مشکلاتی که یلتسین با آن‌ها مواجه بود، فرصت‌های از دست رفته اجتناب‌ناپذیر می‌نمودند. قضاوت در این باره که یلتسین چه کار بهتری می‌توانست انجام دهد، خیلی زود است اما مقایسه چگونگی امور از زمان به قدرت رسیدن پوتین کار آسانی است. در زمان یلتسین هرج و مرج داخلی امری رایج بود اما یلتسین هرگز به آزادی‌های فردی حمله نمی‌کرد. پوتین دوران ریاست‌جمهوری خود را برعکس دوران یلتسین قرار داده و در این راه کاملا موفق بوده است. تمام حکومت تحت کنترل مستقیم پوتین در آمده است. پارلمان که زمانی یلتسین را مورد پرسش قرار می‌داد اکنون به یک عروسک خیمه‌شب‌بازی بدل شده و فساد و رشوه‌خواری شورای حکام به داخل کاخ کرملین هم کشیده شده و حتی به سطحی عجیب و باور نکردنی رسیده است. رسانه‌ها که آزاد بودند از یلتسین انتقاد کنند اکنون کاملا تحت کنترل و اداره پوتین هستند. حوزه اقتصاد جایی است که بیش‌ترین تفاوت در آن مشاهده می‌شود، گرچه بیش ترین اعتبار به این حقیقت ساده باز می‌گردد که در دوران تصدی پوتین قیمت نفت از 10 دلار در هر بشکه به حدود 80 دلار رسیده است. حتی با این ثروت بی‌اندازه ناشی از افزایش قیمت انرژی، به طور متوسط هیچ بهبودی در استانداردهای زندگی روس‌ها مشاهده نمی‌شود. بوریس‌یلتسین یک انسان بود. او در گوشت و خونش بدی‌ها و خوبی‌هایی داشت.

اکنون ما نگاهی گذرا بر وی و زندگیش انداختیم. اگر در آن روزهای واپسین فرشته روی شانه یلتسین فقط کمی بلندتر در گوش او زمزمه کرده بود، شاید به جای یک افسر کا.گ.ب (سازمان اطلاعاتی شوروی) که کشور را به یک دولت پلیسی بازگرداند، ما فرصت داشتیم که بفهمیم یک ذره آشفتگی و اغتشاش چیز خوبی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات