تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۴۱۹۲۰

تساهل و تسامح در مدیریت نبوی ‏


دقت در مبانی و اصول اخلاق مدیریتی و حاکمیتی مورد توجه نبی مکرم اسلام(ص) و حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین)، کارگشای مردم در انتخاب صحیح کارگزاران خود در حکومت اسلامی و راهگشای مدیران اجرایی وو تقنینی و قضائی نظام در شیوه‏های مشروع و اخلاقی مدیریت و اعمال حاکمیت در حکومت اسلامی خواهد بود. ‏
روش‏های اخلاقی در مدیریت نبوی
اخلاق و سیره رفتاری پیامبر اسلام (ص)، معجزه فعلی و باقی آن انسان کامل و تمام عیار و اسوه حسنه بود؛ به گونه‏ای که پیشرفت و توسعه اسلام مدیون اخلاقِ نبوی و مرهون سیره رفتاری نبی اکرم است. چنان که امثال گوستاولوبون به نقش اخلاق پیامبر در جذب و جلب جامعه جاهلی عرب و معطوف ساختن ذهن‏ها و دل‏ها به سوی اسلام اعتراف نموده‏اند.(1) پیامبری که در مسائل مربوط به امور فرعی بسیار نرم و خوش خُلق و دارای رأفت بود، در مسائل اصولی هرگز نرمش نشان نمی‏داد. لامارتین شاعر معروف فرانسوی می‏گوید: «پیامبر اسلام در ترویج اسلام و جذب جامعه انسانی به اسلام نظیر و شبیه ندارد و در زمان بسیار اندک توانست با فرهنگ عمیق و فراگیر اسلام، اخلاق شخصی و اجتماعی و بهره‏گیری از همه عناصر انسانی مثبت به سرعت اسلام را گسترش دهد».(2) تولستوی، پیامبر اسلام را از بزرگ‏ترین مصلحان دنیا و شریعت وی را موافق عقل و حکمت دانست، و کارل مارکس او را از مردان بزرگ و برجسته تاریخ به شمار می‏آورد و هوبرت ویل، راستگویی و بی‏آلایشی پیامبر را عامل هدایت مردم دانسته است.
اصول و روشهای اخلاقی حاکم بر مدیریت نبوی
الف. اصل تعلیم حکمت و تهذیب نفوس
پیامبر اسلام (ص) برای اینکه حکومتی مبتنی بر عدالت اجتماعی بنا نماید به فردسازی، تربیت نیروی انسانی حکیم، مسئولیت‏پذیر، مهذب و دارای اخلاق حسنه، الهی و توحیدی، عادل و عدالت‏خواه و عدالت گستر، اهل عشق و حرارت و حرکت، اهل ایثار و نثار، جهاد و اجتهاد و... پرداخت و اصلاح بنیادین و انقلاب حقیقی و بعثت‏آفرین خود را در پرتو اصلاح‏انگیزه، اندیشه، اخلاق و عمل افراد جامعه قرار داد تا علم صائب و عمل صالح دینی، ضامن تشکیل، تحکیم یا تکوین و تکامل جامعه اسلامی باشد. ‏
ب. مدارا در مدیریت
قرآن کریم یکی از عوامل مهم مدیریتی پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را که از عوامل بنیادین گسترش اسلام بود چنین معرفی می‏نماید: «فبما رحمةٍ من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعفُ عنهم و استغفر لهم...؛ «.(آل عمران: 159) ‏
پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم با نرمش و مهربانی و اخلاق لیّن با جامعه برخورد می‏کرد و حتی در اجرای حدود الهی که لازمه آن قاطعیت، صلابت و سختگیری است، با روش رأفت، دلسوزی، ملایمت و حُسن رفتار، اقامه عدل و اجرای حدود الهی و تحقق شریعت می‏نمود؛ یعنی «در اوج نرمش و ملایمت فردی، در مسائل اصولی و کلی (اسلام) صددرصد صلابت داشت و انعطاف‏ناپذیر بود.»(3) به بیان دیگر مدارا و مدیریت، حلم و حکومت، مِهر و قَهر را به هم آمیخته بود و می‏فرمود: «امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی باداء الفرائض؛ خداوند امر نموده است مرا به مدارا و حلم در عین آنکه امر نموده است مرا به اجرای فرایض الهی».(4) ‏
به تعبیر استاد شهید مطهری: «پس سبک و متد و روش و منطقی که اسلام در رهبری و مدیریت می‏پسندد؛ لیّن بودن و نرم بودن و خوش‏خو بودن و جذب کردن است، نه عبوس بودن و خشن بودن... پیغمبر با مسلمین آن چنان اخلاق نرمی داشت که عجیب بود، فریفتگی و شیفتگی مسلمین نسبت به پیغمبر فوق‏العاده است..».(5)
پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: «مثل ما بعثنی الله من الهدی کمثل الغیث»(6) که رسالت و بعثتش را به «باران» تشبیه کرد، اما زمین‏ها در جذب و جلب باران و رویش و پویش چند دسته‏اند: 1. زمین‏های شن‏زار؛ 2. زمین‏های سفت و سنگستان؛ 3. زمین‏های آماده و مستعد که خاک مناسب دارند و گل و گیاه می‏رویانند. ‏ پیامبر برای همه «رحمت» است، براساس نص قرآن کریم که فرمود: «و ما ارسلناک الا رحمةً للعالمین»( انبیاء: 107) لکن بهره‏مندان از باران رحمت الهی افراد خاص هستند. به تعبیر استاد مطهری: «پیامبر نیامده که فقط سلمان و ابوذر را هدایت کند، پیغمبر آمده ابوجهل و ابولهب را هم هدایت کند، اما آنکه از این پیغمبر استفاده می‏کند سلمان است و ابوذر و مقداد و عمار و... دیگر استفاده نمی‏برند».(7)
از جمله مدارا و رأفت که با عفو و گذشت توأم بود و در اوج قدرت و اقتدار سیاسی انجام گرفت، حادثه فتح مکه بود که همه کسانی که با پیامبر چه در مکه و چه در مدینه مبارزه کردند، تهمت و افترا و محاصره اقتصادی، جنگ و خونریزی و... داشتند، نگران برخورد انتقام‏جویانه پیامبر اکرم بودند و در این فکر بودند که الان آنها را از دم تیغ خواهد گذراند و کشته و اسیر خواهند داد. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم فرمود: «ما تظنون؟ و ما أنتم قائلون؟؛ چه می‏گویید و درباره من چه فکر می‏کنید؟» مردم بهت‏زده و حیران و بیمناک، با صدای لرزان و شکسته و با آگاهی از عواطف بزرگ پیامبر گفتند: ما از تو جز خوبی و نیکی چیزی ندیده و سراغ نداریم، تو را برادر بزرگ خویش و فرزند برادر بزرگوار خود می‏دانیم... پیامبر نیز چنین گفت: من نیز همان جمله‏ای را که برادرم یوسف به برادران ستمگر خود گفت به شما می‏گویم: «لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین»( یوسف: 92) و به یکی از افسران خود که شعار «الیوم یوم الملحمة...» را سر داد فرمود: پرچم را علی به دست بگیرد و شعار «الیوم یوم الرحمة» را سر دهد. لذا عفو عمومی صادر کرد و... .(8)
پی‌نوشتها در دفتر روزنامه موجود است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات