دقت در مبانی و اصول اخلاق مدیریتی و حاکمیتی مورد توجه نبی مکرم اسلام(ص) و حضرات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین)، کارگشای مردم در انتخاب صحیح کارگزاران خود در حکومت اسلامی و راهگشای مدیران اجرایی وو تقنینی و قضائی نظام در شیوههای مشروع و اخلاقی مدیریت و اعمال حاکمیت در حکومت اسلامی خواهد بود.
روشهای اخلاقی در مدیریت نبوی
اخلاق و سیره رفتاری پیامبر اسلام (ص)، معجزه فعلی و باقی آن انسان کامل و تمام عیار و اسوه حسنه بود؛ به گونهای که پیشرفت و توسعه اسلام مدیون اخلاقِ نبوی و مرهون سیره رفتاری نبی اکرم است. چنان که امثال گوستاولوبون به نقش اخلاق پیامبر در جذب و جلب جامعه جاهلی عرب و معطوف ساختن ذهنها و دلها به سوی اسلام اعتراف نمودهاند.(1) پیامبری که در مسائل مربوط به امور فرعی بسیار نرم و خوش خُلق و دارای رأفت بود، در مسائل اصولی هرگز نرمش نشان نمیداد. لامارتین شاعر معروف فرانسوی میگوید: «پیامبر اسلام در ترویج اسلام و جذب جامعه انسانی به اسلام نظیر و شبیه ندارد و در زمان بسیار اندک توانست با فرهنگ عمیق و فراگیر اسلام، اخلاق شخصی و اجتماعی و بهرهگیری از همه عناصر انسانی مثبت به سرعت اسلام را گسترش دهد».(2) تولستوی، پیامبر اسلام را از بزرگترین مصلحان دنیا و شریعت وی را موافق عقل و حکمت دانست، و کارل مارکس او را از مردان بزرگ و برجسته تاریخ به شمار میآورد و هوبرت ویل، راستگویی و بیآلایشی پیامبر را عامل هدایت مردم دانسته است.
اصول و روشهای اخلاقی حاکم بر مدیریت نبوی
الف. اصل تعلیم حکمت و تهذیب نفوس
پیامبر اسلام (ص) برای اینکه حکومتی مبتنی بر عدالت اجتماعی بنا نماید به فردسازی، تربیت نیروی انسانی حکیم، مسئولیتپذیر، مهذب و دارای اخلاق حسنه، الهی و توحیدی، عادل و عدالتخواه و عدالت گستر، اهل عشق و حرارت و حرکت، اهل ایثار و نثار، جهاد و اجتهاد و... پرداخت و اصلاح بنیادین و انقلاب حقیقی و بعثتآفرین خود را در پرتو اصلاحانگیزه، اندیشه، اخلاق و عمل افراد جامعه قرار داد تا علم صائب و عمل صالح دینی، ضامن تشکیل، تحکیم یا تکوین و تکامل جامعه اسلامی باشد.
ب. مدارا در مدیریت
قرآن کریم یکی از عوامل مهم مدیریتی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم را که از عوامل بنیادین گسترش اسلام بود چنین معرفی مینماید: «فبما رحمةٍ من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعفُ عنهم و استغفر لهم...؛ «.(آل عمران: 159)
پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم با نرمش و مهربانی و اخلاق لیّن با جامعه برخورد میکرد و حتی در اجرای حدود الهی که لازمه آن قاطعیت، صلابت و سختگیری است، با روش رأفت، دلسوزی، ملایمت و حُسن رفتار، اقامه عدل و اجرای حدود الهی و تحقق شریعت مینمود؛ یعنی «در اوج نرمش و ملایمت فردی، در مسائل اصولی و کلی (اسلام) صددرصد صلابت داشت و انعطافناپذیر بود.»(3) به بیان دیگر مدارا و مدیریت، حلم و حکومت، مِهر و قَهر را به هم آمیخته بود و میفرمود: «امرنی ربی بمداراة الناس کما امرنی باداء الفرائض؛ خداوند امر نموده است مرا به مدارا و حلم در عین آنکه امر نموده است مرا به اجرای فرایض الهی».(4)
به تعبیر استاد شهید مطهری: «پس سبک و متد و روش و منطقی که اسلام در رهبری و مدیریت میپسندد؛ لیّن بودن و نرم بودن و خوشخو بودن و جذب کردن است، نه عبوس بودن و خشن بودن... پیغمبر با مسلمین آن چنان اخلاق نرمی داشت که عجیب بود، فریفتگی و شیفتگی مسلمین نسبت به پیغمبر فوقالعاده است..».(5)
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: «مثل ما بعثنی الله من الهدی کمثل الغیث»(6) که رسالت و بعثتش را به «باران» تشبیه کرد، اما زمینها در جذب و جلب باران و رویش و پویش چند دستهاند: 1. زمینهای شنزار؛ 2. زمینهای سفت و سنگستان؛ 3. زمینهای آماده و مستعد که خاک مناسب دارند و گل و گیاه میرویانند. پیامبر برای همه «رحمت» است، براساس نص قرآن کریم که فرمود: «و ما ارسلناک الا رحمةً للعالمین»( انبیاء: 107) لکن بهرهمندان از باران رحمت الهی افراد خاص هستند. به تعبیر استاد مطهری: «پیامبر نیامده که فقط سلمان و ابوذر را هدایت کند، پیغمبر آمده ابوجهل و ابولهب را هم هدایت کند، اما آنکه از این پیغمبر استفاده میکند سلمان است و ابوذر و مقداد و عمار و... دیگر استفاده نمیبرند».(7)
از جمله مدارا و رأفت که با عفو و گذشت توأم بود و در اوج قدرت و اقتدار سیاسی انجام گرفت، حادثه فتح مکه بود که همه کسانی که با پیامبر چه در مکه و چه در مدینه مبارزه کردند، تهمت و افترا و محاصره اقتصادی، جنگ و خونریزی و... داشتند، نگران برخورد انتقامجویانه پیامبر اکرم بودند و در این فکر بودند که الان آنها را از دم تیغ خواهد گذراند و کشته و اسیر خواهند داد. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم فرمود: «ما تظنون؟ و ما أنتم قائلون؟؛ چه میگویید و درباره من چه فکر میکنید؟» مردم بهتزده و حیران و بیمناک، با صدای لرزان و شکسته و با آگاهی از عواطف بزرگ پیامبر گفتند: ما از تو جز خوبی و نیکی چیزی ندیده و سراغ نداریم، تو را برادر بزرگ خویش و فرزند برادر بزرگوار خود میدانیم... پیامبر نیز چنین گفت: من نیز همان جملهای را که برادرم یوسف به برادران ستمگر خود گفت به شما میگویم: «لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین»( یوسف: 92) و به یکی از افسران خود که شعار «الیوم یوم الملحمة...» را سر داد فرمود: پرچم را علی به دست بگیرد و شعار «الیوم یوم الرحمة» را سر دهد. لذا عفو عمومی صادر کرد و... .(8)
پینوشتها در دفتر روزنامه موجود است.