دلایل توسعهنیافتگی کشورهای اسلامی
هماهنگ با رشد نهضت ترجمه، تحقیق و تولید علم با کمی عقبتر از ترجمهها شکل میگرفت. نیاز جامعه و جذب دانشمندان غیرعرب در کلیت جهان اسلام فاصله تمدنها را کم کرد و زبانهای عربی و پهلوی و قبطی هم خودی به حساب میآمدند. گرچه باتوجه به اصالت زبان عربی و غنای آن و زبان رسمی حکومت بودن آن، ترجیح در انتخاب زبان پژوهشها با زبان عربی بود.
در بحثهای اصلی علوم روز از قبیل حدیث، فقه، اصول، منطق، عرفان، فلسفه، ریاضیات، پزشکی، نجوم، شیمی، فیزیک، مکانیک، ادبیات، تاریخ، جغرافیا، منطق و رشتههای ریزتر زیرمجموعههای این علوم نهضت نیرومند، ریشهدار و آیندهنگر تحقیقات جریان داشت و طبیعی است که سرعت کار پژوهش به سرعت کار ترجمه نمیرسد و آثار تحقیقات معمولا چنددهه دیرتر از آثار ترجمه شهرت یافت.
پراکنش مراکز تحقیقی
آن زمان مراکز تحقیقی به تناسب سوابق علمی در منطقه و با توجه والیان هر منطقه شکل میگرفت. در مکه، مدینه، بغداد، کوفه، بصره، شام، مصر، جنوب ترکیه امروز، قم، ری ، نیشابور، استرآباد، بلخ، سمرقند، بخارا، خوارزم، همدان، مشهد، اصفهان، فارس و خیلی از مناطق دیگر حوزههای بزرگ یا کوچک با محوریت دانشمندان همان حوزه فعال بودند. بهرغم مشکل ارتباطات در آن زمان، تأثیر و تأثر فکری در این حوزههای متفرق کم نیست و سفرهای علمی برای گرفتن یا دادن دستاوردها در حال انجام بود و معمولاً مسابقهای هم بین حکام مناطق در جذب دانشمندان و ایجاد فضاهای محاوره و مناظرههای تماشایی بین بزرگان علم و ادب رواج داشت.
طبیعتاً علوم دینی شامل تفسیر، حدیث، فقه، اصول، کلام و عرفان با استفاده از منابع کتاب و سنت و ارتباط با علمای دینی ادیان دیگر، توسعهای پیش از سایر علوم داشتند که بخشی از آن را قبلا آوردیم و در همه زمینههای فوقالذکر دانشمندان عرب، عجم، مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی و گاهی ملحد همان منطقه فعال بودند.
مبنا و محور علوم فلسفی، فلسفه یونان و عمدتا آثار ارسطو، افلاطون و ... بود که از ترجمه آثار آنها بهره میگرفتند و کمکم نقدها و نوآوریها و شرح و بسطها تا حدودی به فلسفه شکل اسلامی و بومی داد و بزرگانی چون محمدبن زکریای رازی و ابوالنصر محمدبن محمد فارابی و حکیم عظیمالقدر ابن سینا و دهها فیلسوف پرآوازه مسلمان در قرون سه و چهار و پنج هجری در توسعه فلسفه که آن زمان شامل بسیاری از علوم بود، فعال بودند و نوآوریهای زیادی داشتند.
تا آنجا که ابنسینا به این نتیجه رسیده بود که با بهرهگیری از نوآوریها و منابع شرقی، فلسفه شرق را در مقابل فلسفه رایج آن زمان که متکی به فلسفه غرب بود، عَلَم کند و یادداشتهای زیادی برای آن تألیف خود که تحت عنوان «الحکمه المشرقیه» جمعآوری شده، آماده کرده بود و متأسفانه گویا در حمله غزنویان به اصفهان از دست رفت و بعدا توفیق جمعآوری مجدد آنها را به دست نیاورد. در کنار فلسفه، علم منطق هم نظم و جایگاه مناسب خود را در حوزههای علمی پیدا کرد. اگرچه اصل منطق از فطریات بشر است و همیشه شیوهای برای ابلاغ نظرها بوده، ولی سازماندهی آن با ارسطو شکل گرفت و علمای بزرگ اسلامی نظیر ابن مقفّع، ابن سینا، فارابی و خواجهنصیرالدین و صدرالمتالهین آن را تکمیل کردند.
ایران، پیشتاز توسعه ریاضی
گرچه اعراب به خاطر ساده بودن شیوه و سبک زندگی، احساس احتیاج به فرمولهای پیچیده ریاضی نمیکردند، اما با توسعه قلمرو اسلام و سر و کار پیدا کردن با تمدنهای زمان، توجه ویژه به علوم ریاضی پدید آمد. در این میان ایرانیها پیشتاز دریافت و توسعه علوم ریاضیات و تلفیق معناداری بین اندوختههای ایرانی، هندی و یونانی شدند. تعداد مدارس و مراکز و دانشمندان ریاضی قلمرو مسلمین از حدّ قابل شمارش در یک مقاله برون است و ابداعات و نوآوریهای مسلمانان و غیرمسلمانان در قلمرو جهان اسلام بسیار زیاد است.
از دانشمندان پیشتاز این علوم احمدبن عبدالله مروزی و ابوعبدالله محمدبن موسی خوارزمی و ابوالحسن ثابت بن قرّه بن زهرون حرّانی صاحب دهها تألیف و ترجمه در علوم و فنون ریاضی و ابونصر فارابی ملقب به معلم ثانی فیلسوف و ریاضیدان و ابوالوفاء محمدبن یحیی بن اسماعیل ابن عباس بوزجانی و دهها دانشمند نامآور دیگر هستند و ابداعات مسلمانان در این علم آنقدر زیاد است که اصل متون ترجمه شده را تحتالشعاع قرار داده است؛ از قبیل: ابداع روشهای جدید برای یافتن پاسخهای عددی معادلات درجه 2 و 3، اصلاح شیوه عددنویسی هندی، ابتکارات در حیطه علم مثلثات، تکمیل حساب دستگاه اعشاری، تأسیس کسرهای اعشاری، ایجاد مفاهیم جدید در تئوری اعداد، ایجاد علم جبر و خیلی ابداعات دیگر.
پیشرفت در پزشکی
علوم پزشکی جزو اولین علومی بود که جهان اسلام بر اساس دادههای پزشکی ایران، هند و یونان آن را شکل و سپس بهخوبی توسعه داد. نیاز فرد فرد جامعه و سفارشهای صریح پیغمبر(ص) و ارزش دادن به این دانش در کنار دانش دینی، زمینه توسعه این بخش از علوم را فراهم کرد. گرچه در دوران نهضت ترجمه بیشتر به ترجمه آثار پزشکی قناعت میشد، اما با شکلگیری مراکز تحقیق، تدریس و تألیف، مسلمانان در این بخش ابداعات بسیار مهمی تقدیم بشریت کردند و دانشنامههای جامع و تکنگاریهای محققان، دائرهالمعارف ارزشمندی را در افتخارات علمی طب اسلامی ثبت کرد. در آن میان علمای دینی و محدثان هم منابع خوبی از روایات و توصیههای پیغمبر(ص) و ائمه(ع) جمعآوری کردند و اسم آن را طبالنبوی یا طب ائمه گذاشتهاند.
چهار دایرهالمعارف پیشتاز جهان اسلام
چهار دانشنامه یا دایرهالمعارف معروف و پیشتاز جهان اسلام هنوز هم در مراکز علمی جهان از افتخارات تاریخی مسلمانان به شمار میروند:
1ـ آثار پزشکی محقق برجسته قرن سوم، ابوالحسن علی بن سهل ربّی طبری که چه فردوس الحکمه و چه مجموعه آثار پزشکی دیگر از منابع مهم تحقیق و آموزش آن زمان شد.
2 و 3ـ کارهای کمنظیر ابوبکر محمدبن زکریای رازی(251 ـ 320ق) گام بلند و بزرگی در پیشبرد فنون و علوم پزشکی مسلمانان است. کتاب المنصوری فی الطب که نوشته خود اوست و مجموعه الحاوی که بعد از مرگ او توسط شاگردانش با جمعآوری نوشتهها و گفتهها و عمل او شکل گرفت، دایرهالمعارف بزرگی را خلق کرد.
4ـ چهارمین دایرهالمعارف پزشکی مسلمانان کتاب معروف القانون فی الطب نوشته ابوعلیسینا (370ـ 428ق) است.
این دانشنامهها و موارد فراوان تکنگاریها که معمولا در یک موضوع از قبیل آبله، سرخک، قولنج، قلب، مثانه و ... هستند، با ترجمههای متعدد و شرحهای فراوان سرمایه علمی جهان غرب و پایه و اساس پیشرفتهای معجزهآسای امروزی شده است. شاخههای مهم پزشکی مثل داروشناسی، جراحی، طب بالینی، فیزیولوژی، تشریح بیمارستان، روان پزشکی، ضدعفونی و... در بخش طب جهان اسلام شاهد نوآوریها و پیشرفتهای ستایشآمیز و غیرقابل انکار است.
پیشرفت مسلمانان در علم نجوم
علم نجوم به خاطر عقایدی که از قدیم درخصوص تأثیرات حرکات فلکی بر سرنوشت بشر و موجودات وجود داشته، مورد علاقه حکام وقت بوده و از منجمان در برنامههای کاری خود بهره میگرفتند و به همین جهت در سطح ممکن هر زمان رونقی داشته است. در تاریخ اسلام با ترجمه کتب و آثار یونانی و ایرانی هیئت بطلمیوس محور کار بود و چون اساس این نظریه را محوریت زمین در حرکت کرات آسمانی تشکیل میداد، پیشرفتها هم خالی از اشکال نبود، گرچه به صورت موردی در محاسبات نجومی دریافتهای ارزشمندی داشتند.
تغییر تئوریهای «پیش کوپرنیکی» از بتشکنی دانشمندان اسلامی به وجود آمد. الفزاری، خوارزمی، مروزی و بسیاری از دانشمندان نجوم آثار ارزشمندی در این رشته خلق کردهاند و سرانجام ابوعبدالله محمدبن جابربن سنان رقی حرّانی بتانی اخترشناس و ریاضیدان مشهور قرن سوم قمری توسعه کمسابقهای در علوم هیئت به وجود آورد و نوآوریهای زیادی را وارد میدان دانش نجوم کرد که حق بزرگی بر اخترشناسان و دانش اخترشناسی دارد.
تا آنجا که محققان تاریخ، کوپرنیگ، تیکوبراهه، کپلر، گالیله و ریچارد دانژن انگلیسی را تحت تأثیر نوآوریهای بتانی میدانند و قابل توجه اینکه به خاطر شروع نقد و ایجاد تردید توسط علمای اسلامی در نظریه بطلمیوسی، راه ایجاد انقلاب در علوم ستارهشناسی و حرکات فلکی قدیم باز شد و تغییر تئوریهای «پیش کوپرنیکی» از همین جریان بتشکنی و طلسمزدایی دانشمندان شجاع اسلامی به وجود آمده است. ادامه دارد...