تاریخ انتشار : ۱۶ تير ۱۳۹۱ - ۰۵:۲۹  ، 
کد خبر : ۲۴۱۹۳۶

تحرکات فراماسونری جدید در عرصه جنگ نرم

مقدمه: موعود شماره 134 و 135 مجله موعود با عناوین زیر منتشر شده است: آمریکا در پی دشمن جعلی، خاندان روتچیلد، برنامه‌های رسانه‌های غربی علیه نظام اسلامی، خانواده آسمانی، نئوفراماسونری در عرصه جنگ نرم و عناوین متعدد دیگر. در ذیل، مقاله اخیر را که نوشته سعید مستغاثی می‌باشد، برای بهره‌مندی خوانندگان درج می‌کنیم.

یکی از خصوصیات و ویژگی‌های تشکیلات فراماسونری، نو به نو شدن در هر زمان، منحرف‌نمودن اذهان از سازمان اصلی با قرائت‌های مختلف و دگرگون از تاریخ، مفاهیم و شاخص‌های ماسونی‌گری به شمار می‌آید. این ویژگی‌ تقریبا از همان دوران نخست شکل‌گیری این تشکیلات مخوف صهیونی در عملکردها و تحرکات آن، بارز و مشخص بود، مثلا در حالی که اساس تشکیلات فراماسونری از همان نخستین سال‌های اولیه هزاره دوم میلادی و پس از اولین جنگ‌های صلیبی، توسط فرقه موسوم به شوالیه‌های معبد شکل گرفت و به تدریج در سراسر اروپا گسترش پیدا کرد؛ اما در تاریخ‌های رسمی، تاریخ شکل‌گیری نخستین لژهای ماسونی را مربوط به قرن هجدهم میلادی و تشکیلات بنایان آزاد و اشخاصی مانند دزاگولیه دانستند.
تا همین اواخر،‌شرکت این تشکیلات را در انقلاب‌های "فرانسه" و "آمریکا" انکار می‌کردند یا نفوذ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن را در مراکز قدرت منکر می‌شدند.
تا سالیان دراز، حضور اعضای لژهای مختلف ماسونی در نهادهای قدرت دوران قاجار و پهلوی تکذیب می‌شد و اصلا وجود چنان تشکیلاتی را افسانه جلوه می‌دادند؛ اما مسائل مختلف و افشاگری برخی روحانیون و نویسندگان مبارز در سطح داخل و خارج، باعث برافتادن پرده‌های راز و رمز این تشکیلات مخوف در همان سال‌ها گردید.
تشکیلات فراماسونری، معمولا در شرایطی که به تدریج پرده از رازهایش برمی‌افتد، شروع به پوست‌اندازی و نو به نوشدن می‌نماید و خود طی برنامه‌هایی سیستماتیک شروع به افشاگری علیه سازمان قبلی که از حیض انتفاع افتاده و به اصطلاح دیگر سوخته به حساب می‌آید، می‌کند. این مسئله در طی دهه 1340 ش. مقارن با دهه 60 م. نیز اتفاق افتاد. در طی این سال‌ها ناگهان سه جلد کتاب توسط اسماعیل رایین درباره تشکیلات فراماسونری ایران و لژهای مختلف و اعضای آن، با عنوان "فراموشخانه و فراماسونری در ایران" به چاپ رسید. این اتفاق که برای نخستین‌بار در ایران رخ می‌داد، آن هم در شرایطی که مراکز سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشور در تیول تشکیلات فراماسونری بود، رویداد حیرت‌آوری می‌نمایاند.
اما بعدا مشخص شد که در آن سال‌ها، تشکیلات فراماسونری در ایران، مشغول به اصطلاح پوست‌اندازی بوده و لژهای مختلف را در یک سازمان بزرگ با عنوان "لژ بزرگ ایران" متشکل می‌کرده که در راس آن شریف امامی (یکی از معدود ماسون‌های درجه 33) حضور داشته است. سال‌ها بعد که خاطرات اسدالله علم (وزیر دربار شاه) انتشار یافت، روشن شد که اساسا هزینه و امکانات انتشار کتاب‌های سه جلدی اسماعیل رایین، توسط ساواک تامین شده بوده است.
در آن سه جلد کتاب، اگرچه به درستی سازماندهی، چارتر تشکیلاتی و چگونگی عضویت و اسامی بسیاری از ماسون‌های ایران چاپ شده بود؛ اما از عملکرد سیاسی، اقتصادی و فرهنگیشان و همچنین تاثیر در تصمیم‌گیری‌های مراکز قدرت رژیم شاه سخنی به میان نیامده بود. علاوه بر آن، درباره تشکیلات جدید، یعنی "لژ بزرگ ایران" نیز مطلبی درج نشده بود؛ ضمن اینکه قدرت این تشکیلات به رخ مردم کشیده شد و به نوعی رعب و وحشت در دل مردم، به خصوص طبقه به اصطلاح روشنفکر و شبه روشنفکر ایجاد گردید.
در طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خیلی‌ها به دنبال همان تشکیلات و سازمانی بودند که با چارتر مشخص در کتاب رایین افشا شده بود؛ در حالی که سال‌ها پیش از آن افشاگری، کل تشکیلات به لحاظ سازماندهی و ارتباطات، اساسا تغییر کرده بود!
سومین مثالیم که می‌توان درباره خود افشاگری‌های تشکیلات فراماسونری ارائه نمود، موجی است که از اوایل هزاره سوم و پس از علنی‌شدن جریان آخرالزمان‌گرای صلیبی، صهیونی، در جهان به راه افتاد و تعداد زیادی مقاله و کتاب در این باره به چاپ رسید و فیلم‌های متعددی نیز بر همین اساس ساخته و با سر و صدای بسیاری بر پرده سینماهای جهان نقش بست که مهم‌ترین آنها سه گانه دن براون، یعنی "رمز داوینچی"، "فرشتگان و شیاطین" و "سمبل گمشده" بود که دو قسمت اول توسط ران هاوارد کارگردانی شده و طی سال‌های 2005 و 2007م. اکران گردید. در این زمینه کار به جایی رسیده که حتی شبکه‌های تلویزیونی معلوم‌الحال ماسونی مانند BBC و VOA نیز در فیلم‌های مستندی به افشای اسرار سازمان فراماسونری می‌پردازند!
در این کتب و فیلم‌ها، بسیاری از اسرار کهن ماسونی بر ملا شد و علاوه بر اینکه به اصطلاح اطلاعات سوخته ماسونی در معرض دید عموم قرار گرفت، یک نوع قدرت‌نمایی روانی هم توسط این تشکیلات صورت پذیرفت. این درحالی بود که تشکیلات ماسونی سال‌ها پیش از آن. باز هم پوست‌اندازی کرده و در شکل و شمایل جدید فرقه‌ها و شبه عرفان‌ها و صدها و هزاران فرقه به اصطلاح معنویت‌گرا ظهور یافته بود.
تلاش برخی خبرنگاران و نویسندگان و کارشناسان در ایران و دیگر کشورها موجب شد تا برخی مراکز مهم تصمیم‌گیری فراماسون‌ها، همچون "بیلدربرگ" یا کمیتة 300 در معرض افشاگری قرار گیرند و خیل اسناد و مدارکی که خصوصاً در سال‌های پس از انقلاب دربارة نفوذ و کارنامة سیاه تشکیلات ماسونی در جریان بسیاری از فجایع تاریخی ایران و جهان انتشار یافت، باعث گردید تا این تشکیلات نهان روش، دست به یک موج دیگر خود افشاگری بزند که این بار ظاهر‌گرایی، رواج سطحی‌نگری و دور ساختن افکار عمومی از حوزه‌های نفوذ تشکیلات فراماسونری (اعم از سیاسی، اقتصادی، نظامی و به خصوص فرهنگی و هنری) در دستور کار قرار گرفت.
به دنبال تولید فیلم‌هایی مانند رمز داوینچی، فرشتگان و شیاطین، گنجینة ملی و… مجموعه‌های مسندی نیز تولید شد که اذهان را از شاخص‌های حضور افکار ماسونی در عرصه‌های فرهنگی، هنری و علمی به سوی ظواهر و نمادها و برخی اطلاعات سوخته، مانند بازخوانی ساختارهای قدیمی این تشکیلات سوق دادند. نمونه فیلم‌هایی از این نوع را افرادی مانند: دیوید اک جلوی دوربین برده که با هزینة تشکیلات فراماسونری در سطوح وسیعی نیز در سراسر جهان پخش شد.
متأسفانه افشاگری‌های انحرافی و فریبندة امثال، دیوید اک بر برخی از محققان و افراد و گروه‌های ضد ماسون در ایران و جهان تأثیرگذارد و آنها را به جای تعمق در تفکرات و شاخص‌های اندیشه‌های ماسونی و بررسی نفوذ و رخنة عناصر آن در عرصه های فرهنگی و علمی و طراحی برنامه‌های سیاسی، اقتصادی برای قبضه نمودن مراکز قدرت، به افراط در نماد‌گرایی و سمبلیسم، اصلی کردن این نمادها و سمبل‌ها در تحرکات ضد ماسونی بسنده کردند که بعضاًاین افراط‌های غیر واقعی به سطح لوث نمودن فعالیت‌های ضدماسونی کشیده شد.
از این دست آثار، می‌توان به مجموعة مستند Arrival" اشاره کرد که با نام ظهور در ایران تکثیر و توزیع شده است. در این مجموعه، ضمن پرداختن افراطی به نمادها و نشانه‌های مختلف ماسونی، از تحلیل اندیشه‌ها و تفکرات مخرب فراماسونری به شدت پرهیز شده و مخاطب را در سطح یک سری ظواهر نگاه داشته و به وی اجازه نمی‌دهد که پدیدة فراماسونری را در عمق اندیشه و فکر، بررسی و تحلیل نماید. چنین گرایشی متأسفانه در برخی از سخنرانی‌های داخلی که بعضاً در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آکادمیک نیز برنامه دارند، مشهود است که به دلیل عدم حضور فعال محققان و پژوهشگران معتبر این حوزه در محافل و مجامع علمی، بعضاً بازارداغی هم پیدا کرده‌اند.
به نظر می‌آید برای تشخیص چنین جریانی و تلاش جهت تصحیح مسیر فعالیت‌ عناصر یاد شده، کافی است که به برخی از شاخصه‌های بارز تشکیلات، تفکر و اندیشة فراماسونری که اساسا ریشه در تاریخ این تشکیلات داشته و با گذر زمان هم هیچ تغییری نکرده،‌ توجه نماییم:
1- نمایاندن فراماسونری به عنوان یک ایده و سازمان مستقل سیاسی و فکری و دور ساختن آن از هر گونه شائبه صهیونیستی، در حالی که بنا به نوشته‌ها و اسناد مختلف و کهن صهیونی، تشکیلات فراماسونری شاخه‌ای از امپراتوری جهانی صهیونیسم محسوب شده و از دیرباز به عنوان بازوی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی آن عمل کرده است.
2- باستان‌گرایی، مهم‌ترین شاخصه تفکر امروز فراماسونری است. تفکری که از همان زمان ورود نخستین فراماسون‌ها به این سرزمین، ترویجش در دستور کار قرار گرفت. عمده هدف نیز نه احترام و اکرام تاریخ باستان یا گذشته مثلا با شکوه این آب و خاک بلکه تنها و تنها القای این فریب و نیرنگ تاریخی بود که ایران دارای تاریخ با شکوهی از 2500 سال پیش به این سو بوده (یعنی بدون تعارف 5000 سال تاریخ مشخص قبل از آن را نادیده گرفتند!) ولی در حمله اعراب (بخوانید مسلمانان) نابود شده و از بین رفته است!! در واقع آنچه مراد ماسون‌ها از این باستان‌گرایی یا آرکائیسم (ایران منهای اسلام) بوده و هست، جز هجمه علیه تمدن پرشکوه اسلامی و دین خاتم و جلوه‌های تاریخی و اجتماعی آن نیست.
امروز نیز این نوع باستان‌گرایی به انحای مختلف در مکتوبات و سخنرانی‌ها و فیلم‌های جریان به اصطلاح روشنفکری و همچنین جریان‌های نوظهور سیاسی، فکری به چشم می‌خورد. جریانی که تاریخ تمدن اسلامی را طی حاکمیت 10 قرنی‌اش بر دنیای خاموش قرون وسطا و پس از آن و همچنین تاثیر اساسی آن در شکل‌گیری تمدن امروز بشری نادیده می‌گیرد.
3- ترویج تفکرات اومانیستی (انسان محوری) و سکولاریستی (جدایی دین از زندگی و اجتماع) در اشکال و فرم‌های مختلف هنری، فکری و اندیشه‌ای به نحوی که خدا را از زندگی بشر خارج کرده و به جای آن مسائلی از قبیل اراده انسانی یا معنویت‌های غیرالهی را بنشانند. این تفکراتی است که شاخص‌ترین ماسون‌های دوران رنسانس، تحت عنوان نهضت روشنگری تئوریزه کرده و طی 3 -4 قرن اخیر در اشکال مختلف ادبی، هنری و علمی به خورد بشریت داده‌اند.
از جمله حضور تعیین‌کننده این تفکرات صهیونی در دروس و سرفصل‌های درسی علوم انسانی دانشگاه‌ها یکی از آسیب‌های جدی جامعه فرهنگی و هنری ما به حساب آمده است.
4- ترویج لیبرالیسم به عنوان سیستم سیاسی، اجتماع منتج از اومانیسم و سکولاریسم.
5- ترویج اباحه‌گری و بی‌بندوباری و جدی نگرفتن آن در سطح جامعه.
6- تسامح و تساهل در اصول و احکام دینی مانند حجاب، روابط زن و مرد و... .
7- ناکارآمد جلوه دادن قواعد اسلامی در مدیریت جامعه و ارتجاعی نشان دادن و واپس‌گرا نمایاندن قوانین دینی مانند قصاص، حضانت، ارث و... برای مسائل امروز.
8- نادیده گرفتن ولایت فقیه در تداوم نبوت پیامبران و امامت ائمه اطهارع) و به عنوان نیابت امام عصر(عج).
9- غرب‌زدگی و خودباختگی نسبت به تجدد و مدرنیسم غرب.
10- تسامح در برابر فرقه‌های صهیونی از قبیل بهائیت و وهابیت و همچنین فرقه‌های نوپدید.
متاسفانه نشانه‌های متعددی را از حضور عناصر فوق در عرصه‌های فرهنگی، هنری و علمی امروز جامعه اسلامی‌مان شاهدیم. از تحسین و تجلیل عناصر وعوامل پیشانی سفید ماسون تحت عنوان دانشمند و فیلسوف و متفکر و فرهیخته و... گرفته (که در نشریات و رسانه‌های مختلف صورت می‌گیرد) تا چاپ مکتوبات و برنامه‌های دیداری و شنیداری در تضعیف و خدشه‌دار ساختن اصول و احکام و قوانین اسلامی تا محدود ساختن صهیونیسم و تفکرات صهیونی به اسرائیل و فلسطین تا پرهیز از تبیین ابعاد شرک‌آمیز، نژادپرستانه، سرمایه سالارانه و سلطه‌طلبانه اندیشه صهیونیسم و مصادیق آشکار و پنهانش در عرصه‌های فرهنگی و هنری و علمی و تا... آنچه بیان شد،‌ نشان می‌دهد که تشکیلات فراماسونری در یک سازماندهی نوین، امروزه ورای نمادسازی و سمبل‌گرایی در عرصه یک جنگ نرم تمام عیار با تمامیت اسلام درگیر شده و همه نیروهایش را به این میدان فرا خوانده است تا در یک درگیری نفس‌گیر پس از فروپاشی ایدئولوژیک جامعه اسلامی(همچون تجربه آندلس)، فروپاشی فیزیکال آن را شاهد باشد.
امروز نادیده گرفتن این تهاجم فرهنگی همه جانبه (که مقام معظم رهبری آن را به طور رسمی از آذرماه 1368 م. یعنی فقط حدود 6 ماه پس از آغاز ولایتشان گوشزد کرده و طی این 22 سال در هر فرصت و در بسیاری از بیاناتشان مراحل مختلف آن را تبیین نموده و ضرورت مقابله برنامه‌ریزی شده را یادآور شده‌اند) جز تاثیر اندیشه‌های ماسونی نیست، اندیشه‌ای که تمامی طرح و برنامه‌های فوق را جز توهمی بیش ندانسته و تحت تاثیر القائات صهیونیست‌هایی مانند کارل پوپر و دانیل پایپز (که توهم توطئه را تئوریزه نمود) آن را حاصل خیالات و تصورات کهنه شده به حساب می‌آورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات