* 19ماه دیگر دوران وزارت شما به پایان میرسد. فکر میکنید میراث دوران شما در وزارت خارجه برای رئیسجمهوری بعدی و دولت بعدی چیست؟
** ما پیکاری طولانی علیه بنیادگرایی و تروریسم را آغاز کردهایم و البته با این کار در نوع حرکت آنها تغییراتی بهوجود آوردهایم. من فکر میکنم تروریستها حرکت به دیگر نقاط جهان را آغاز کردهاند. به القاعده نگاه کنید، آنها به دنبال جای پایی در اردوگاههای آوارگان در لبنان میگردند. ما به شبکه القاعده ضربههای فراوانی وارد کردهایم، اما آنها خود را به واحدهای کوچک و نامتمرکزی تبدیل کردهاند و این ما را با چالشی جدید مواجه کرده است. امیدوارم وقتی ما دولت را به بعدیها میسپاریم یک شبکه اطلاعاتی بینالمللی قدرتمند و قوانین سفت و سختی علیه تروریستها وجود داشته باشد تا آنها دشوارتر از گذشته قدم بردارند.
به علاوه ما باید برای یافتن پناهگاههای کنونی و آینده القاعده که در آنجا به آموزش و تجهیز نفرات دست میزنند به الگویی مشخص و مطمئن برسیم. این یعنی همکاری بیشتر با دولتهای ضعیف و پشتیبانی از کشورهایی که در واکنش به تروریسم آنچنان قوی و سریع نیستند. عراق و افغانستان در رده همین کشورها قرار دارند. دولتهایی که با ما روابط بسیار خوبی دارند نظیر اندونزی، یمن یا کشورهایی در شرق و شاخ آفریقا مثل کنیا هم جزو این گروه هستند. ما در حال شکلدهی به چارچوبی هستیم که براساس آن ایالات متحده و جامعه جهانی در این پیکار طولانی همکاری دقیقی داشته باشند.
* میراث سنتی یک وزیر خارجه بیشتر اوقات یک توافقنامه تاریخی مثل کمپ دیوید است؛ شما به ایجاد یک عرف یا روند قانع هستید؟
** بله و فکر میکنم مردم از اهمیت کمک ما به توسعه دیگر کشورها یا مقابله کاخ سفید علیه گسترش بیماریها آگاهی دارند؛ به خصوص در آفریقا که ما با ایدز مبارزه میکنیم و من فکر میکنم که آمریکا نوع برخورد جامعه جهانی با اینگونه بیماری را تغییر داده است. این بیشباهت به طرح مارشال نیست و بالاخره ماجرای پیشبرد دموکراسی هم وجود دارد. من میدانم که در این مورد دستاورد خیلی قابل توجهی نداشتهایم، اما همین که این مساله به هدف اصلی سیاست خارجی آمریکا مبدل شد خیلی مهم است. ما پایههای اقدامات دولتهای بعدی در آمریکا را ایجاد کردهایم و البته فراموش نکنید در خاورمیانه و به خصوص در مناقشه فلسطینیان و اسرائیل اقدامات مهمی انجام دادهایم.
* اما به تغییری اساسی خوشبین نیستید.
** بستگی دارد که آن را در چه ببینید. من فکر میکنم همین که همه به راحتی از راهحل تشکیل دو دولت اسرائیل و فلسطین صحبت میکنند خیلی خوب است. اوضاع اصلا به سال 2001 شبیه نیست و حالا در این مورد اتفاق نظر بینالمللی وجود دارد. بهعلاوه حالا از لحاظ روانی هم رهبران اسرائیلی و فلسطینی میتوانند با خیال راحتتری به صلح فکر کنند. ما در جبهه منع تکثیر سلاحهای کشتار جمعی هم به موفقیتهایی دست یافتهایم. ما فشار بر ایران را ادامه میدهیم.
* عده زیادی معتقدند شما بیش از هر مقام بلندپایه دیگری که در دولت اول بوش حضور داشت تغییر رویه دادهاید. خودتان این را قبول دارید؟
** نه، من فکر میکنم زمانه عوض شده، پس نقش من هم تغییر کرده است. بعد از یازدهم سپتامبر 2001 فشار زیادی بر ما وارد شد. کشور برای چنین واقعهای آماده نبود. جهان انتظار چنین رویدادی را نداشت. ما باید یک ائتلاف بینالمللی را سازمان میدادیم. ما باید در افغانستان میجنگیدیم. من میدانم عدهای با این حرف من موافق نیستند، اما ما باید با تهدید صدامحسین هم مقابله میکردیم.
* در مورد ایران چطور؟ اعضای دفتر دیک چنی معاون رئیسجمهوری در مورد تهران موضعی متفاوت با شما اتخاذ کردهاند. این مشکل تا چه حد جدی است و تا چه حد به سیاست شما آسیب زده است؟
** به نظر من در سیاستگذاری آمریکا تنها یک عبارت اهمیت دارد و آن «رئیسجمهوری ایالات متحده» است. من آنچه را انجام میدهم که جورج بوش از من میخواهد. ما سالهاست که با هم کار میکنیم، در ماجراهای گوناگونی همکاری کردهایم و وقتی من حرف میزنم از طرف اوست. ببینید، همیشه در هر سیستم بزرگ اختلالاتی وجود دارد. میخواهم چیزی هم درباره معاون رئیسجمهوری بگویم. اگر چنی با چیزی مخالفت کند، ما با هم صحبت میکنیم. فرقی نمیکند ممکن است من یا باب کیتس ـ وزیر دفاع ـ هم با هم سر مسالهای یا تصمیمی موافق نباشیم، پس با هم گفتوگو میکنیم و اگر لازم بود با رئیسجمهوری حرف میزنیم و در آخر او تصمیم میگیرد. دیک چنی هیچوقت در حاشیه یا پشت پرده تصمیم نمیگیرد. او اصلا اینگونه نیست.
* حتی موقعی که رامسفلد وزیر دفاع بود؟
** [میخندد] شما درباره دوران وزارت من پرسیدید. به عنوان وزیر امور خارجه میتوانم به شما بگویم که ما روابط بسیار راحتی با هم داریم. در واقع ما دوستانه با هم شوخی میکنیم و من همیشه چنی را به خاطر تصویر ضددیپلماسی او در جهان دست میاندازم! اما من میدانم که او هم به دیپلماسی اعتقاد دارد، چون در دوران وزارت دفاعش در دولت بوش پدر، او واقعا یک دیپلمات بود. من میدانم وقتی او به خاورمیانه میرود چه قدرتی در مذاکره دارد. همین چند ماه پیش بود که به بوش گفتم «حالا بهترین زمان برای سفر دیک چنی به عربستان برای مذاکره در مورد عراق است.» من این را به چنی گفتم و او قبول کرد.
* چنی و رامسفلد در دولت اول بوش همکاری بسیار نزدیکی داشتند و به نظر میرسید این مساله اوضاع را برای شما که مشاور امنیت ملی رئیسجمهوری بودید دشوار کرده بود. حالا به نظر میرسد اتحاد رایس ـ گیتس جای ائتلاف آن دو را در دولت قبلی گرفته است. حالا راحتتر نشدهاید؟
** مهمترین تفاوت میان دولت قبلی و این دولت این است که من قبلا مشاور امنیت ملی بودم و حالا وزیر امور خارجه. اصلا در آن دوران وظیفه من سیاستگذاری نبود. حالا من وزیر امور خارجهام و وظیفهام اتخاذ موضع در مورد مسائل بینالمللی و جلب موافقت رئیسجمهوری در این رابطه و بالاخره اقدام در این زمینه است. من هم در مقام مشاور و هم در مقام مجری کارم را بسیار جدی گرفتهام. فراموش نکنید که رابطه من با باب گیتس بسیار عالی است و سابقه آشنایی ما به 20 سال پیش برمیگردد.
* گیتس در هونولولو گفته بود که آمریکا مدت زمانی طولانیای در عراق خواهد ماند. آیا به زودی میان دولت عراق و کاخ سفید موافقنامه بلندمدت وضعیت نیروهای مستقر در منطقه امضا میشود؟
** نه، فکر میکنم منظور گیتس مساله فوریت اعزام سربازان بیشتر به عراق و کمک به دولت این کشور برای مواجهه با مسائل امنیتیشان بود. ما باید مطمئن شویم نیروهای امنیتی عراقی به خوبی آموزش دیدهاند.
* این یعنی پذیرش پیشنهادات گروه بیکر ـ همیلتون؟
** نه، این یک استراتژی بلندمدت است و البته ما هنوز نمیدانیم اعزام سربازان بیشتر به عراق تا چه حد موفقیتآمیز بوده است. ما باید به عراقیها یاد بدهیم مسوولیتهای بزرگتر را برعهده بگیرند. این دستور کار بعدی ما در عراق است.