تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۰:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۴۱۹۸۷

درخواست‌های دولت از هاشمی

مقدمه: حسین یاغچی: در هفته گذشته سفر هاشمی‌رفسنجانی به عربستان سعودی و ملاقات با دوست دیرینه‌اش ملک عبدالله در سایه اخبار دیگر قرار گرفت و به آن به خصوص در رسانه ملی توجه لازم صورت نگرفت. در گفت‌وگویی که با حسین مرعشی، از اعضای هیأت همراه هاشمی در این سفر انجام داده‌ایم، به مذاکرات دوجانبه درباره اختلافات دو کشور و توافقات حاصل از آن پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

* سابقه دوستی پادشاه عربستان با آقای هاشمی به سال‌ها قبل بازمی‌گردد و مناسبات این دو شخصیت سیاسی همواره فراتر از روابط دیپلماتیک دو کشور ایران و عربستان بوده است. در مورد اینکه دعوت اخیر ملک‌عبدالله از آقای هاشمی چگونه صورت گرفت و اتفاقات و حواشی این سفر پرخبر توضیح دهید.
** همانطور که اشاره کردید روابط شخصی آقای هاشمی با ملک‌عبدالله زمینه‌ای را ایجاد کرد که در دهه گذشته روابط به سردی گرائیده دو کشور مهم منطقه یعنی ایران و عربستان، وارد مرحله جدیدی شود. در واقع باید آقای هاشمی و ملک‌عبدالله را بنیانگذار روابط جدید دو کشور بدانیم. روابطی که به لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و هم به لحاظ امنیت منطقه، بسیار حائز اهمیت است. اگر این سال‌ها را در منطقه به لحاظ افزایش قیمت نفت، سال‌هایی طلایی قلمداد کنیم آغاز این تحولات از همکاری بین ایران و عربستان در اوپک و بعد از بهبود روابطشان شروع شد و پس از آن اوپک جایگاه خودش را پیدا کرد و توانست بر بازار تاثیر بگذارد و تا الان هم این همکاری‌ها به خوبی ادامه دارد.
* البته در بعضی از مسائل منطقه‌ای اختلاف‌نظرها همچنان وجود دارد.
** بله، ایران و عربستان بالاخره یک رقابت‌هایی با هم در منطقه دارند. در صحنه عراق، صحنه لبنان و منطقه خلیج‌فارس به هرحال دو کشوری هستند که افتراق‌هایی میانشان وجود دارد. علاوه بر اینکه به لحاظ مذهبی هم ایران مظهر حکومت شیعی است که در فرهنگ شیعی ما به لحاظ فرهنگ وهابی حساسیت‌هایی وجود دارد و عربستان هم نماد یک حکومت دینی وهابی است که علمای آنها هم نسبت به شیعه، مواضع تندی دارند.
* قبل از سفر آقای هاشمی به عربستان هم سعودالفیصل، حرف‌های تندی علیه ایران مطرح کرده بود.
** بله در یک چنین بستر واقعی است که نقش آقای هاشمی و نقش ملک‌عبدالله برجسته می‌شود و اگر اینها از هم فاصله بگیرند و در دوره‌هایی به طور منظم، نشست‌هایی با هم نداشته باشند به طور طبیعی ممکن است که روابط دو کشور به سمت افتراق پیش برود و فاصله‌ها باعث ایجاد بحران شود. این دفعه، موضوعی که برای سفر مطرح بود، اتفاقاً موضوع مورد علاقه دو طرف بود. گفت‌وگوی بین مذاهب (حتی فراتر از مذاهب اسلامی) مورد توجه بود و این فرصت خوبی به شمار می‌آمد تا در کنار این بحث جهانی، مسئله روابط دوجانبه هم بتواند مورد بحث قرار بگیرد و نفاق‌های موجود به سمت وحدت حرکت کند.
* از بحث‌هایی که در مورد موضوعات مورد اختلاف بود بگویید و دیدگاه‌های دو طرف در این زمینه.
** به لحاظ شکلی، چند اتفاق در این سفر افتاد. اولین اتفاق که برگزاری کنفرانس گفت‌وگوی بین مذاهب بود و از حضور جناب آقای هاشمی در کنفرانس، بیان تفکر اصیل انقلاب اسلامی، بدون پیرایه‌ها بود، استقبال به دنبال داشت و در آن بر موضوع وحدت مذاهب تاکید شد. یک جلوه، این بود و جلوه دیگر هم در روابط دو کشور و مذاکرات آقای هاشمی و ملک‌عبدالله بروز پیدا کرد. این مذاکرات در دو مرحله صورت گرفت. یکی در همان روز اول و دیگری در آخرین روز سفر. ملاقات اول در مکه انجام شد که بعد از ضیافت شام، حدود دو ساعت و نیم مذاکره صورت گرفت و به خاطر طول کشیدن این جلسه، افتتاحیه کنفرانس که قرار بود صبح انجام شود به ظهر موکول شد.
روز آخر هم آقای هاشمی و هیأت ایرانی در جده و در منزل ملک‌عبدالله مذاکرات را ادامه دادند. جلوه سوم هم مسائل خاص شیعی ما بود که ایجاد فضای مناسب‌تر برای شیعیان در عربستان و همچنین مسئله بقیع و زوار ایرانی از جمله مسائل مطرح شده در این مذاکرات بود. در بحث کنفرانس که مشروح مذاکرات منتشر شد، از آقای هاشمی به عنوان مهمان ویژه، استقبال به عمل آمد و طبیعتاً حضور ایشان مخالفانی هم در خود عربستان داشت. آقای ملک‌عبدالله مسئولیت را پذیرفت و در برابر این مخالفت‌ها ایستاد.
* مخالفت از جانب تندروهای وهابی؟
** بله. تندروهایی هستند و از آنجایی که آقای هاشمی میهمان ویژه این کنفرانس بود و بیشتر از همه برای صحبت فرصت داشت مخالفت‌ها پررنگ‌تر بود. تمام علمایی که در کنفرانس حضور داشتند نظرهای مثبتی درباره صحبت‌های آقای هاشمی ابراز می‌کردند و به نوعی ستاره کنفرانس ایشان بودند.
* در بحث روابط دوجانبه، وضعیت چگونه بود؟
** در مذاکرات دوجانبه، آقای هاشمی موضعی داشتند که باید این موضع، خیلی دقیق، اعمال می‌شد. از یک‌طرف ایشان رایزنی‌هایی با مقام معظم رهبری کرده بودند و هم دولت از آقای هاشمی خواسته بود که این سفر انجام شود و به بازسازی روابط دو کشور کمک صورت گیرد.
* کدام بخش‌های دولت؟
** مجموعه وزارت خارجه، سازمان حج و ارگان‌هایی که مشکلاتی داشتند به آقای هاشمی مشکلات را منتقل کردند و شورای عالی امنیت ملی هم تصویب کرده بود که از این سفر حمایت شود و از ظرفیت‌های این سفر برای بهبود روابط استفاده شود.
* از قوه مجریه، چه کسانی همراه آقای هاشمی بودند؟
** مدیرکل خاورمیانه وزارت خارجه بودند و سفیر ایران در عربستان و همچنین تعدادی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت. آقای هاشمی در این سفر به عنوان کسی که معمار این روابط بوده علاقه داشت که بیشتر در نقش پشتیبان این روابط ظاهر شود و اتفاق و مذاکره‌ای خارج از دولت نیفتد و در واقع، دولت، دور زده نشود. همه مسائل هم با هماهنگی مقامات اجرایی ذی‌ربط صورت گرفت. مثلاً سازمان حج مشکلاتی با عربستان داشت همچنین بعثه مقام معظم رهبری به همین ترتیب و علاوه بر این تعدادی زندانی در آنجا داشتیم که برای آزادیشان اقدام‌هایی صورت گرفت و قرار است آزاد شوند. مسائلی هم درباره بقیع وجود داشت که مدت‌هاست ایرانی‌ها گله‌مند هستند که چرا مأموران امر به معروف آنجا که زبان فارسی هم می‌دانند، مرتب به زوار و عقاید شیعه توهین و جسارت می‌کنند.
این موضوعات هم باید حل و فصل می‌شد و در عین حال آقای هاشمی هم از موضع پشتیبان و حامی روابط خارج نمی‌شد این موضوعات به همین طریق پیگیری شد و پیشنهاد مشخصی که آقای هاشمی و ملک‌عبدالله روی کلیات آن توافق داشتند و از این به بعد دو دولت باید آن را پیگیری کنند، تشکیل کمیته‌های کاری مشترک بود. یعنی کمیته‌هایی اعم از سیاسی، اقتصادی و مذهبی تشکیل شود که این کمیته‌ها زیرنظر مقامات دو کشور به طور منظم با هم نشست داشته باشند و سعی کنند که در مورد عراق، فلسطین، لبنان و سایر مسائل منطقه مواضع مشترک اتخاذ شود. در حوزه مذهبی هم اختلاف‌نظرهایی که وجود دارد به حداقل برسد.
* آیا به جزئیات اختلاف‌ها هم توجه شد و بحثی صورت گرفت؟
** به طور مشخص نه. چون آقای هاشمی علاقه نداشتند دخالتی در جزئیات امور بکنند و اگر این کمیته‌هایی که عرض کردم تشکیل شود و با پشتیبانی آقای هاشمی و ملک‌عبدالله جلساتشان برگزار شود می‌تواند بهبود روابط تا اتخاذ مواضع مشترک پیش برود. یکی از موارد مذاکره آقای هاشمی و ملک‌عبدالله اطلاعاتی بود که به غلط منتقل شده بود و مسائلی نظیر برنامه اتمی ایران، مسئله عراق و... را دربرمی‌گرفت. آقای هاشمی از این فرصت استفاده و ذهنیت‌ها را اصلاح کرد.
* در مورد برنامه هسته‌ای چه اطلاعات غلطی ارائه شده بود؟
** مثلاً در عربستان اینطور برداشت کرده بودند که غنی‌سازی ما چند برابر نیاز نیروگاه بوشهر است در حالی که این اطلاعات واقعی نبود و ما در صورتی که تمام برنامه‌های غنی‌سازی‌مان اجرا بشود درصد کمی از نیاز نیروگاه بوشهر را رفع کرده‌ایم. اینها موضوعاتی بود که به غلط آگراندیسمان شده بود. مورد دیگر آلودگی‌های نیروگاه بوشهر بود که عربستان به عنوان یک کشور همجوار از این مسئله نگرانی داشت. درباره آن گفته شد که این نیروگاه از استانداردهای بالای جهانی برخوردار است و اینکه در صورت بروز هر اتفاق، مردم ایران بیشتر در معرض خطر هستند و به همین خاطر توجه لازم در این زمینه صورت گرفته است. از این دست نکات، مورد بحث قرار گرفت و خود همین مسائل، ضرورت تشکیل کمیته‌های کاری مشترک را نمایان کرد.
* در حین سفر آقای هاشمی اخباری منتشر شد مبنی بر اسکن چشم زائران ایرانی خانه خدا و مسائل بقیع که گویا در این سفر، در مورد چنین مسائلی بحث شد و به دستور ویژه ملک‌عبدالله انجامید، در این زمینه توضیح دهید.
** تمام مشکلاتی که وزارت خارجه، سازمان حج، بعثه و... به آقای هاشمی منتقل کرده بودند، در مذاکرات مورد توجه قرار گرفت و ملک‌عبدالله هم دستورات ویژه در این زمینه صادر کرد.
* جزئیات این دستورات ویژه چه بود؟
** تعدادی زندانی ایرانی در عربستان داریم که قرار است آزاد شوند. مسئله بقیع هم از هفته گذشته اصلاح شد و تمام مامورانی که اهانت می‌کردند از بقیع جمع‌آوری شدند و پیگیری هم که کردیم بعثه تایید کرد تمام موانعی که در زیارت بقیع وجود داشت رفع شده است. آقای هاشمی در هر سه شبی که به بقیع مشرف شد، به احترام ایشان اجازه دادند که خانم‌ها هم بقیع را زیارت کنند. شب اول تعداد کمی از خانم‌ها بودند، در شب دوم این میزان به سه هزار نفر رسید و در شب آخر بیش از 9 هزار نفر از خانم‌ها موفق به زیارت بقیع شدند. البته جناب آقای هاشمی از ملک‌عبدالله خواست که برای همیشه اجازه بدهند. خانم‌ها به زیارت بقیع بروند و ملک‌عبدالله هم قول داد با مشورتی که با علما خواهد کرد. زمینه این کار فراهم شود. مسئله بعدی، مسائل خود شیعیان عربستان بود که در گذشته در تنگنا بودند و امروز با کمک‌های ملک‌عبدالله و به یمن بهبود روابط ایران و عربستان در وضعیت بهتری هستند. برای اولین بار یک شخصیت بلندپایه از ایران موفق شد که در یک محله شیعه‌نشین در قلب مکه و در حسینیه آنجا حضور پیدا کند.
جلسه‌ای چند ساعته در آنجا برگزار شد و شیعیان از فضای بهتری که ملک‌عبدالله برای ایشان ایجاد کرده تشکر می‌کردند و آقای هاشمی هم قول داد که کمک‌های بیشتری هم صورت گیرد. مورد دیگری هم که در سفر پیش آمد بحث فدک بود و اینکه فدک کجاست و البته هیچ تصوری هم نسبت به آن وجود ندارد. ما حدود 260 کیلومتر از مدینه فاصله گرفتیم و از منطقه فدک بازدید کردیم. در آنجا نخلستان‌های وسیعی وجود داشت که متأسفانه سوخته و خشک شده بودند. به رغم اینکه بحث فدک در فرهنگ شیعی ما به عنوان یک موضوع مطرح بوده است ولی هنوز هیچ‌یک از علما و بزرگان ما فدک را ندیده‌اند و اولین بار با امکاناتی که دولت عربستان فراهم کرد، این سفر انجام شد و از این مناطق بازدید کردیم. بزرگان محلی آنجا آمدند صحبت کردند و موضوعات تاریخی را همان‌طور که ما می‌فهمیم مطرح کردند و اختلاف برداشتی وجود نداشت.
الان متأسفانه فدک، متروکه شده و از جمله موضوعاتی است که می‌توان نسبت به احیای آن فکر کرد. سفری هم به منطقه ابحا(ابها) در نزدیکی یمن و در ارتفاع 2500متری صورت گرفت. این منطقه جزو مناطق ییلاقات عربستان بود و شبیه به مناطق شمالی ایران به نظر می‌رسید. منطقه پرباران و خوش آب و هوایی بود که حدود 3 میلیون نفر جمعیت دارد. اگر بخواهم جمع‌بندی کنم باید بگویم که وجود دوستی بین آقای هاشمی و ملک‌عبدالله هم به لحاظ حل و فصل اختلافات مذهبی میان دو کشور و هم از زاویه دیپلماسی و همکاری ایران و عربسان اثری تعیین‌کننده دارد و تا این ظرفیت باقی است باید از آن استفاده کرد و هم روابط را بهبود بخشید و هم نهادسازی کرد. چون این امکان برای همیشه برقرار نخواهد بود.
* به نظرتان حضور مسئولان قوه مجریه در این سفر کمرنگ نبود؟
** دولت می‌توانست استفاده بهتری بکند البته هنوز هم دیر نشده و فرصت برای دولت و مسئولان اجرایی باقی است و تا روابط دوستانه بین این دو شخصیت تاثیرگذار وجود دارد روابط دو کشور را به سمتی ببرند که برگشت‌ناپذیر نباشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات