تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۱  ، 
کد خبر : ۲۴۲۰۷۲

شکاف در مثلث استراتژیک

اشاره: از نظر آمریکا جهاد در کشمیر و افغانستان خاتمه یافته است ولی در آسیای مرکزی – سین کیانگ چین و چچن می تواند ادامه یابد.

منظور از مثلث استراتژیک، سه جریانی هستند که در امر جهاد در جنوب آسیا در مقطعی از زمان به توافق رسیدند و همکاری مؤثری بین آنها شکل گرفت، اما بعدا تحت شرایط خاصی که در منطقه به وجود آمد این مثلث استراتژیک دچار مشکل شد و در شرایط کنونی نشانه های وجود شکاف در آن تا حدی قابل رؤیت شده است. سه ضلع این مثلث را می توان چنین برشمرد:
۱- آی. اس.آی هسته مرکزی قدرت در پاکستان
۲- سازمان القاعده با عملکرد جهانی
۳- گروه طالبان در دو شاخه طالبان افغانستان و طالبان پاکستانی
واقع امر آن است که این سه جریان در امر جهاد به توافق دست یافتند و در مقاطعی از زمان کاملا هماهنگ عمل کردند. منتها از آن جا که این هماهنگی تاکتیکی بود و هر کدام از این سه جریان اهداف خاص خود را داشتند که در بخش هایی هم خوان، و در بخش های دیگری نا هم خوان بودند، وقتی عامل خارجیِ جهت دهنده و تقویت کننده تغییر موضع داد شکاف شروع به آشکار شدن کرد. برای فهم واقع بینانه تر این روند، برداشت از مفهوم جهاد در هر سه جریان را باید مورد توجه قرار داد:
الف- جهاد از نظر آی. اس. آی
آی. اس. آی قدرتمند ترین سازمان نظامی – امنیتی ارتش پاکستان است. به اعتباری می توان گفت که هسته مرکزی قدرت در این کشور است، به شدت اعتقاد به جهاد دارد و تا مقطع زمانی شکست ارتش سرخ سابق و خروج روس ها از افغانستان با القاعده و مجاهدین افغانی در موضع یکسانی قرار داشته است و به همین دلیل از حمایت داخلی و خارجی قابل توجهی برخوردار بوده است.
جهان غرب و دنیای اسلام هر دو از جهاد در افغانستان حمایت می کردند ولی حقیقت آن است که آی. اس، آیِ ارتش پاکستان تلقی یکسانی با دیگران در امر جهاد نداشته است. هر چند که در بخش هایی هم خوانی در امر جهاد وجود داشته و اهداف مشترکی تعریف می شده ولی در عین حال، آی. اس. آی اهداف خاص خود را مطابق با منافع استراتژیک پاکستان داشته است.
سه هدف اصلی برای پاکستان می توان در نظر گرفت:
۱- جهاد به قصد بازگردان کشمیر به پاکستان و مقابله با هندوستان
۲- جهاد به قصد تثبیت انحصاری نفوذ پاکستان در افغانستان
۳- جهاد با هدف نفوذ پاکستان در آسیای مرکزی و مناطق مسلمان نشین روسیه
ظن غالب در این خصوص آن است که عامل خارجی حامی و تقویت کننده امر جهاد بعد از شکست روس ها، جهاد در کشمیر و جهاد در افغانستان را خاتمه یافته ارزیابی کرده با آی. اس. آی مواضع یکسانی ندارد ولی در مورد ادامه جهاد در آسیای مرکزی و مناطق مسلمان نشین روسیه و ترکستان شرقی چین می تواند اهداف مشترکی تعریف کند.
اما در شرایط کنونی این آی. اس. آی است که تمایل به این گونه جهاد در آن تضعیف شده است. از نظر آی. اس. آی کارکرد جهادگران هم چنان در هندوستان رقیب قدرتمند منطقه ای پاکستان و در افغانستان برای تسلط و نفوذ در افغانستان معنای واقعی دارد، موضوعی که قدرت خارجی حامی، آن را به رسمیت نمی شناسد.
بروز شکاف بین آمریکا و پاکستان و توسل به تعریف جداگانه از امر جهاد و تحول آن به تروریسم در تعریف آمریکا و غرب در همین واقعیت نهفته است. هرگاه آی. اس. آی و آمریکا و ناتو به تعریف واحدی برای تداوم امر جهاد دست نیابند پاکستان دو گزینه بیشتر پیش رو نخواهد داشت یا تعریف آمریکا را از مفهوم تحول یافته جهاد می پذیرد و یا خود در معرض مفهوم گسترش یافته قرار می گیرد و با جنگ داخلی روبرو خواهد شد و آینده ای نامعلوم خواهد یافت.
ب: جهاد از نظر سازمان القاعده
القاعده سازمانی جهادگر در برداشت هوادارانش و تروریستی از نظر دشمنانش با عملکرد جهانی است . جهاد از نظر القاعده امری تعطیل بردار نیست و تا تحقق اهداف اصلی می تواند ادامه بیابد. پیروزی و شکست در مقاطع زمانی خاص بی معناست و هر نسلی با توجه به شرایط و امکانات خود جهاد را پی گیری می کند. این روند تا تحقق کامل اهداف می تواند ادامه بیابد و لو آن که هزاران سال طول بکشد.
از اظهارات پراکنده رهبران اصلی القاعده می توان دو هدف مرتبط به هم را استنباط کرد:
۱- آزادی تدریجی کشورهای اسلامی و تأسیس خلافت اسلامی
۲- بعد از پیروزی کامل در جهان اسلام تداوم جهاد در بلاد کفر

در این دیدگاه جهادگران با نوعی تکلیف شرعی بدون در نظر داشت نتایج و پی آمدهای موقتی روبرو می شوند و زمان، موضوعیت خود را از دست می دهد. این که القاعده برای هر کشور اسلامی با توجه به شرایط همان کشور سازمان جهادی زیر مجموعه خود را به وجود آورده است، در همین راستا قابل فهم می شود.
عمده ترین زیر مجموعه های شناخته شده القاعده عبارتند از حزب التحریر ازبکستان با هدف آزاد سازی آسیای مرکزی، نهضت اسلامی ترکستان شرقی با هدف آزادی سازی مناطق مسلمان نشین چین، نهضت چچن با هدف آزادسازی مناطق مسلمان نشین روسیه، جماعت اسلامی اندونزی – مالزی و بنگلادش، شعبات عربی القاعده از شمال آفریقا تا عراق و سوریه و الشباب سومالی که به تازگی پیوستن رسمی اش را به القاعده اعلام کرده است.
ده ها گروه کوچکتر محلی زیر مجموعه القاعده به حساب می آیند نظیر گروه ابوسیاف که در فیلی پین برای کسب استقلال مناطق جنوب مسلمان نشین این کشور وارد جنگ مسلحانه شده اند. علاوه بر این گروه ها و سازمان هایی نظیر لشکر طیبه، حزب المجاهدین و جنبش محمد که وابسته به آی. اس. آی پاکستان هستند و در کشمیر هند فعالند با سازمان القاعده مرتبط می باشند و از زیر مجموعه های القاعده به حساب می آیند.
سازمان القاعده در دوران جهاد علیه روس ها از حمایت غرب و آی. اس. آی پاکستان و نیز کشورهای ثروتمند نفتی عرب برخوردار بوده است ولی بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله به داخل آمریکا در جبهه مقابل و در جهاد با جبهه دوم کفر جهانی یعنی سرمایه داری جهان قرار گرفته است و اکنون از نظر آمریکا و متحدانش گروهی تروریستی خطرناک ارزیابی می شود.
به همین دلیل یکی از شروط اصلی آمریکا برای مصالحه با گروه طالبان جدا شدن رسمی و قطعی آنها از سازمان القاعده است. این سازمان اکنون در وزیرستان شمالی پایگاه دارد ولی به تدریج سعی کرده است نیروهای اصلی خود را به خاورمیانه بکشاند و در تحولات عربی ایفای نقش کند.
تصور بر این است که در مقاطعی القاعده، جهاد با غرب و در مقاطعی دیگر جهاد در درون کشورهای اسلامی را در اولویت قرار می دهد ولی هدف استراتژیک هم چنان ثابت باشد. احیای خلافت اسلامی در دنیای اسلام و تأسیس جبهه واحد جهادگران و برخورد نهایی با جبهه کفر تا تسلط بر آن، هدف نهایی است که القاعده به دنبال آن است.
۳- گروه طالبان و تلقی جهاد
گروه طالبان عملکردی محدود تر از القاعده دارد و افغانستان و پاکستان را در اولویت بازسازی قدرت اسلامی قرار داده است. به همین دلیل دو شعبه افغانستان و پاکستانی دارد. جهاد از نظر طالبان حذف رقبای محلی قومی – مذهبی و استقرار امارت اسلامی طبق برداشت خودشان از اسلام است.
در امر تداوم جهاد تا استقرار حکومت اسلامی به کل جهان اسلام اعتقاد دارد ولی تحقق آن را لااقل در این مقطع زمانی در حوزه مسئولیت خود نمی داند و به استقرار حکومت یا امارت اسلامی در افغانستان و پاکستان اکتفا کرده است. گروهی واقع بین تر از القاعده به نظر می رسد ولی مواضع یکسانی با القاعده می تواند داشته باشد به طوری که می توان آن را زیر مجموعه القاعده در نظر گرفت.
طالبان افغانستان هدف اصلی خود را تسلط بر افغانستان و احیای امارت اسلامی خود می داند که تا حد زیادی با دیدگاه قومی پشتون گره خورده است. خواست مشترک ایدئولوژیک طالبان و خواست قومی پشتون قدرت مضاعفی به طالبان داده است. با این حال می توان گفت که طالبان در بخش هایی با آی، اس، آی پاکستان هماهنگ و در بخش های دیگری ناهماهنگ است.
شکافی که به خصوص بعد از تمایل طالبان برای گشودن باب مذاکره با آمریکا و تأسیس دفتر سیاسی در قطر بین طالبان و آی، اس، آی در حال شکل گیری است، در همین راستا قابل تامل است. با این حال طالبان به دلیل محلی بودن و وابستگی به پاکستان می تواند هم چنان در اهداف اصلی با آی، اس، آی در امر جهاد منافع مشترک داشته باشد و اختلاف ها می تواند بر سر اولویت ها با توجه به واقعیت های محلی باشد.
اهداف جهادی طالبان را می توان چنین در نظر گرفت:
۱- تأسیس مجدد امارت اسلامی در کابل
۲- نفوذ در آسیای مرکزی – چچن و ترکستان شرقی
۳- احیای نهایی خلافت اسلامی
به لحاظ نظری طالبان و آی، اس، آی در دو هدف اول منافع و مواضع مشترک دارند ولی در هدف سوم یعنی خلافت اسلامی آی، آس، آی واقع بین تر است و کشمیر را در اولویت سیاست هایش می داند. با این حال در مورد افغانستان طالبان و آی، اس، آی وحدت نظر دارند هر چند که از موقعیت طالبان بعد از مذاکره مستقیم و بحث گشودن دفتر سیاسی در قطر با ابتکار آمریکا ناراضی است و نگران آن است که سیاست های آمریکا، طالبان را از چنگال آی، اس، آی خارج سازد.
جمع بندی
تردیدی نیست که عامل خارجی و در رأس آن آمریکا، مثلث استراتژیک آی، آس، آی را دچار مشکل کرده است. آی، اس، آی در موقعیت حساس برای تصمیم گیری قرار دارد. آینده پاکستان ارتباط تنگاتنگی با تصمیمات آی، اس، آی پیدا کرده است. قطع حمایت و پایان دادن به سیاست دوگانه از جریان های جهادی و یا به خطر انداختن اصل بقای پاکستان، انتخاب با آی، اس، آی است.
بنابراین احتمال آن وجود دارد که آی، آس، آی برای حفظ و بقای پاکستان به تعمیق شکاف در مثلث استراتژیک تن بدهد. شکاف نهایی در وزیرستان شمالی رقم خواهد خورد. القاعده در وزیرستان و طالبان در قطر در مسیری قرار می گیرند که آی، آس، آی نتواند ابتکار عمل را در دستان خود حفظ کند.
اگر پاکستان تسلیم آمریکا شود، القاعده از وزیرستان اخراج و طالبان با به دست آوردن جغرافیا و بخشی از قدرت در کابل مصالحه با دولت کابل را خواهد پذیرفت. آی،آس،آی پاکستان هم به بخش هایی از اهدافش در افغانستان دست خواهد یافت . آمریکا نیز می تواند مدعی شود با شکست نظامی افغانستان را ترک نمی کند.
هر چند چنین تحولاتی با دورنمای روشنی روبرو نیست و موانع بسیار و متنوع هستند ولی آن چه در ارتباط با امر جهاد در حال وقوع است، نیاز به تعریف جدیدی دارد. تداوم جهاد از کدام زاویه در چه جهتی با چه توجیه شرعی و با کدام نیروها، همه این ها نیازمند باز تعریف هستند .
اگر تعریف مشترکی بین آی، آس، آی القاعده و طالبان قابل حصول شود، مثلث استراتژیک بازسازی خواهد شد. ولی اگر تعریف مشترک قابل حصول نباشد تعمیق شکاف تا سطح جدایی کامل محتمل است.
گمان می رود که عامل خارجی تعیین کننده آمریکا باشد. از نظر آمریکا جهاد در کشمیر و افغانستان خاتمه یافته است ولی در آسیای مرکزی – سین کیانگ چین و چچن می تواند ادامه یابد. اگر این تعریف جهاد مورد توافق آی، اس، آی و طالبان و القاعده قرار گیرد. آمریکا – ناتو و هند از مسیر جهاد جدا می شوند و تعریف مشترک قابل حصول می شود. در غیر این صورت باید در انتظار شکست نهایی مثلث استراتژیک بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات