* همان طور که میدانید در فضای انتخاباتی حال حاضر کشور گزینههای مختلفی برای کاندیداتوری از سوی نیروهای اصلاحطلب و تحولخواه در انتخابات ریاستجمهوری مطرح میشوند. یکی از این گزینهها آقای عبدالله نوری است، دیدگاه شما پیرامون آمدن یا نیامدن آقای نوری به صحنه انتخابات ریاستجمهوری چیست؟
** اینکه در انتخابات کاندیداهایی با گرایشات مختلف مطرح شود، امری رایج است. البته اگر رکن جمهوریت در کشوری نهادینه شده باشد، این احزاب سیاسی هستند که میبایست کاندیدا برای انتخاباتی نظیر انتخابات ریاستجمهوری معرفی کنند. به اعتقاد من در شرایط کنونی ایران، اینکه افرادی مانند آقای عبدالله نوری در انتخابات ریاستجمهوری کاندیدا شوند، امری مثبت است و باید از آن استقبال هم کرد. اما باید نامزدهای انتخابات و گروههای سیاسی میان خود بر معرفی یک نامزد واحد به توافق برسند. طبیعی است که در شرایط موجود آنچه برای ایجاد یک حرکت اجتماعی و تلاش برای تثبیت رکن جمهوریت در کشور لازم است، معرفی یک فرد جامعالاطراف است که بتواند محور یک ائتلاف گسترده قرار گیرد. به بیان واضحتر باید در نظر گرفت که از میان آقایان خاتمی، کروبی، نوری یا هر فرد دیگری کدام گزینه از اعتبار سیاسی، اجتماعی و اخلاقی لازم برخوردار است تا بتواند «لولای» ائتلاف گسترده نیروهای اصلاحطلب برای ایجاد حرکت اجتماعی قرار گیرد.
* به اعتقاد شما آقای عبدالله نوری واجد شرایط لازم برای قرار گرفتن در چنین موقعیتی است؟
** به نظر من چنانچه آقایان کروبی و خاتمی با توجه به مجموعه مسایل کشور، پشت سر آقای نوری قرار گیرند، ایشان میتواند محور باشد. بنده اما تردید دارم که آیا میتوان این توقع را از بین بزرگواران داشت که پشت سر آقای نوری حرکت کنند.
* کسانی که حضور آقای عبدالله نوری در انتخابات را پیگیری میکنند بر این باورند که میتوان حول محور آقای نوری یک سازمان رأی مشخص ایجاد کرد و کنشی جهتدار انجام داد. طرفداران کاندیداتوری نوری مدعایشان این است که حول این محور میتوان حرفهایی جدیدی را در فضای سیاسی کشور مطرح ساخت و بعضاً معتقدند که این نگاه فارغ از پیروزی یا شکست عبدالله نوری در انتخابات، قابل پیگیری است. این تحلیل از دیدگاه شما تا چه اندازه امکان تحقق دارد؟
** در فصل انتخابات، امکان برای طرح برخی مسایل و دیدگاههای گروههای سیاسی فراهم میشود. یک جریان یا جنبش سیاسی باید از فضای انتخابات برای طرح مسایل و آگاهی بخشی به جامعه سود ببرد. اما اگر به عقب باز گردیم و اگر اصلاحطلبان یک تحلیل درونی از وضعیت خود داشته باشند، باید از خود بپرسند که چرا با وجود در دست داشتن دو قوه نظام جمهوریاسلامی معذلک شکست خورده و از حاکمیت بیرون رانده شدند؟ جریان راست، شکست خود را در انتخابات 76 به خوبی ارزیابی کرده و راهکارهای استراتژیک جدیدی را برگزیده است و در آن چارچوب برای مدیریت انتخابات عمل میکند. اما اصلاحطلبان در دوران شکست هم به بازخوانی وضعیت خود نپرداختند. ما به این جمعبندی رسیدیم که جنبش اصلاحطلبی فاقد رهبری است و تا زمانی که این نقیصه را دارد اگر پیروزیهایی هم به دست آید باز دستاوردها از دست خواهد رفت.
آقای خاتمی در دوران اصلاحات تنها یک رئیسجمهور اصلاحطلب بود و هیچگاه به عنوان رهبر جنبش عمل نکرد. رهبر یک حرکت سیاسی بودن با ریاستجمهور بودن متفاوت است، خاتمی میتوانست این نقش را ایفا کند اما به هر دلیلی این اتفاق نیفتاد. در انتخابات گذشته ریاستجمهوری ما برای همکاری با دکتر معین چند پیششرط اصلی قرار دادیم که یکی از آنها تشکیل یک جبهه فراگیر از نیروهای اصلاحطلب تحت عنوان جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر بود. هدف این بود تا با تشکیل این جبهه، خلاء یک رهبری واحد جبران شود چرا که در آن وضعیت، یک فرد یا حتی حزب قادر نبود نقش رهبری جنبش اصلاحطلبی را ایفا کند، بلکه باید یک جبهه متحد تشکیل داده و فرد مورد نظر کاتالیزوری برای ائتلاف نیروها باشد.
* البته همان طور که میدانیم جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر هیچگاه به شکل جدی پیگیری نشد .
** در سال 84 آقای معین شرایط را پذیرفت. ما به مدت دو سال هم برای جبهه پیگیری کردیم اما متأسفانه بنا به دلایلی که اکنون جای بحث آن نیست جبهه شکل نگرفت. اما ناکامی در تشکیل آن جبهه به معنی آن نیست که ما اصل آن را پیگیری نکنیم. اکنون ما باز هم این موضوع را طرح کرده و برای آقایانی که قصد کاندیداتوری دارند شروطی را میگذاریم، اول آنکه اصلاحطلبان باید روی یک کاندیدای واحد توافق کنند. علاوه بر این کاندیدای واحد باید از سطحی از مقبولیت و توانمندی در بین مردم و نیروهای سیاسی برخوردار باشد که بتواند لولای ائتلاف قرار گیرد. علاوه بر این خود فرد هم باید مصمم باشد. ما معتقدیم آقای خاتمی یا نوری یا هر فردی باید فعال وارد صحنه شوند.
* بحث دیگری که مطرح میشود این است که در حال حاضر همه در پی آن هستند که کاندیداهای مطرح شده را راضی به حضور در انتخابات کنند، در حالیکه طبیعتاً باید گروههای سیاسی در ابتدا بگویند که شما باید این برنامهها را جلو ببرید یا این معیارها را رعایت کنید تا بتوان شما را وارد صحنه کرد. از این منظر ارایه برنامه و تعیین معیار برای کاندیداها از نظر شما چه نقشی در فرآیند انتخابات دارد؟
** به نظر من در جبهه اصلاحطلبی ایران، پیرامون اینکه چه برنامههایی در زمینههای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی یا فرهنگی باید اجرا شود، اختلافنظر چندانی وجود ندارد. میتوان بر اساس یک برنامه حداقلی هم توافق کرد. اما توجه کنید مهم این است که فرد موردنظر، جدای از پیروزی یا شکست باید بتواند آن نقش کاتالیزوری و قرار گرفتن در موقعیت لولای تشکیل یک جبهه فراگیر سیاسی، اجتماعی و رهبری آن را ایفا کند تا آن جبهه فراگیر تحت محوریت فرد موردنظر به عنوان دستاورد انتخابات، چه پیروز شود یا نشود باقی بماند. نکته مهم دیگری که در سؤال شما وجود داشت ناظر به این است که باید از کاندیداهای موجود بخواهیم تا التزام عملی خود را به قانون اساسی اعلام کنند. معنای این سخن آن است که کاندیداها باید اعلام کنند که هیچکس و هیچ مقامی بالاتر از قانون اساسی نیست و حکمی را فراتر از سازوکارهای موجود در قانون اساسی نخواهند پذیرفت. یعنی به گونهای نشود که کاندیدایی که همه روی آن اجماع کردهاند در دقیقه نود به دلیل مخالفت از رقابت کنار بکشد.
* برخی گروههای سیاسی پیگیری کاندیداتوری آقای نوری را فاقد توفیق لازم میبینند چرا که از دیدگاه آنها احتمال رد صلاحیت نوری بالاست. اما طرفداران طرح کاندیداتوری نوری مدعی هستند که باید یک کاندیدا که در ایستادگی بر مواضع خود سرسختی دارد را معرفی کرد تا بتوان به نوعی تأیید صلاحیت او را گرفت. با این اوصاف به نظر شما اصلاحطلبان تا چه میزان باید به رفتارهای واکنشی مانند رد صلاحیت اهمیت دهند؟
** کسانی که آقای نوری را مطرح میکنند خودشان هم قبول دارند که احتمال رد صلاحیت او از بقیه کاندیداها بالاتر است. میگویند اگر ایشان را رد صلاحیت کنند این توجیهی است برای تحریم و عدم شرکت در انتخابات، چنین نگاهی در فضای سیاسی کشور یک نگاه سیاسی بهداشتی نیست.
* البته افرادی که از کاندیداتوری نوری حمایت میکنند لااقل در سخنان عمومی خود میگویند که به دنبال تحریم انتخابات نیستند بلکه به جای تحریم به نوعی به دنبال تحمیل کاندیدای خود هستند.
** یعنی از چه طریقی و چگونه؟
* از طریق همان بخش که شما هم مطرح کردید یعنی قرار دادن نوری در محوریت یک حرکت انتقادی و چالشی.
** توجه کنید حتی اگر گروهی بخواهند در مورد آقای نوری تصمیمگیری کنند، باید ببینند که آیا نوری میتواند و دارای آن ظرفیت هست که جلو بیاید و فعالانه خود را محور یک حرکت اجتماعی و چالشی قرار دهد؟ در این مورد باید ببینیم که خود آقای نوری چه نظری دارد؟ آیا او آمادگی دارد؟ اگر آقای نوری آمادگی ندارد و منظور از مطرح کردن ایشان ایجاد یک حرکت اعتراضی است و اگر فکر میکنند که شرایط سیاسی و اجتماعی جامعه برای ایجاد یک چنین حرکتی متناسب است، این گروهها میتوانند به سراغ کاندیداهای دیگر که ظرفیتهایی برای قرار گرفتن در محور این حرکت اعتراضی دارند بروند.