* رئیسجمهور اوباما، با ایران اتمامحجت کرد و گفت مذاکرات استانبول و بغداد آخرین فرصت برای برخورد دیپلماتیک با ایران است و بعد از آن ممکن است اتفاقات دیگری در این زمینه بیفتد. شرایط بعدی که ممکن است پیش آید، به جنگ آمریکا با ایران تعبیر شد. برخی هم معتقدند در چند ماه اخیر حملاتی به ایران انجام میگیرد. به نظر شما این شایعات تا چه حد به حقیقت نزدیک است و آیا باید منتظر وقوع جنگ در تابستان باشیم؟
** در واشنگتن هماینک راجع به این سوال بحث میشود. به نظرم پاسخ به این سوال در زمان فعلی «نه» است. اوباما ابدا علاقهای به راهانداختن جنگ با ایران ندارد. کسی در میان مقامات ارشد ارتش ایالات متحده علاقهای به راه افتادن جنگ با ایران ندارد. در عین حال جوامع اطلاعاتی به طور کامل روشن کردهاند که ایران به هیچوجه به مرحله ساخت سلاح هستهای نزدیک نشده و قصدی هم برای ساخت بمب اتمی ندارد. بنابراین اگر همه این مسائل را جمعبندی کنیم، به این نتیجه میرسیم که حداقل در کاخ سفید و وزارت دفاع علاقه و ارادهای برای جنگ با ایران وجود ندارد.
* گروههای نزدیک به جنگطلبان اسرائیلی در دولت اوباما به او فشار میآورند که حمله به ایران را انجام دهد اما دولت گفته است که تهران حتی تصمیم به ساخت سلاح هستهای نیز نگرفته است. پس تمام این صحبتها راجع به ضرورت جنگ با ایران از کجا نشأت میگیرد؟
** این صحبتها در واقع از کمیته روابط اسرائیل و آمریکا یا همان آیپک و عناصر وابسته به آن نشأت میگیرد. آنها پول و منابع مالی زیادی در دست دارند و در عین حال راههای زیادی هم برای نفوذ به کنگره و تاثیرگذاری بر قدرت کنگره در اختیار دارند.
* بنابراین صحبت از جنگ تنها برای آرام نگه داشتن این لابی اسرائیلی در دولت و کنگره آمریکاست؟
** بسیاری از نمایندگان در مجلس نمایندگان آمریکا به 2 دسته تقسیم میشوند. دسته اول کسانی که علاقه زیادی به پول دارند و سعی میکنند به هر طریق ممکن دوباره در انتخابات برنده شوند و دسته دوم کسانی که به این لابی اهمیت چندانی نمیدهند. افراد گروه اول اما نمیتوانند خطر رانده شدن توسط لابیهای مختلفی که هماکنون نمایندگان را به سمت جنگ با ایران سوق میدهد، بپذیرند. چرا که میدانند اگر این پول را صرف کارهای تبلیغاتی خود نکنند، در هر صورت منابع مالی به سمت رقبایشان سرازیر میشود.
* کلنل مک گریگور! بسیاری بر این عقیدهاند که رهبران اسرائیل تابستان امسال را به صورت پنجرهای میبینند که به سوی فرصتهایی بینظیر باز است و به 2 دلیل نمیخواهند این پنجره را روی خود ببندند. اول اینکه ایران دوستان کمی در منطقه دارد. سوریه نزدیکترین دوست ایران در منطقه هم در آشفتگی مسائل داخلی خود بسر میبرد.
دومین دلیل این است که در آمریکا بحث انتخابات ریاستجمهوری مطرح است برخی میگویند اسرائیل در حال از دست دادن میزان نفوذ و سلطه خود بر اوباما است و نه گفتن به رئیسجمهور ایالات متحده برای اسرائیلیها سخت شده است. بنابراین هرچه سریعتر این اقدام انجام گیرد، بهتر است.نظر شما راجع به این فرصتهای پیش آمده چیست؟
** هر کشوری اعم از آمریکا و رژیم اسرائیل به دنبال به راهانداختن جنگی در تابستان باشند موجب ایجاد رکود اقتصادی چشمگیری میشوند. تنها به این مساله توجه کنید که ما در برههای از زمان، شایعاتی شنیدیم که نشان میداد ایران در حملهای به وسیله کماندوهای خود یکی از خط لولههای نفت عربستان را منفجر کرده است.
این فرضیه البته فرضیهای غیرعقلانی و دور از تصوری است و شرکت آرامکو، شرکت نفتی عربستان سعودی نیز چنین مسالهای را تکذیب کرد اما در همان زمان کوتاه که این شایعه منتشر شد، قیمت نفت در هر بشکه تا میزان 115 دلار رسید و سر به فلک کشید اما نکته مهم در اینجا این است: تنها یک شایعه مانند این میتواند قیمت نفت را به بالاترین میزان خود برساند، بنابراین در این مرحله ما در حال پیشبینی کردن این مساله هستیم که اگر از حمله اسرائیل به ایران حمایت کنیم چه مسائلی ممکن است پیش بیاید و وضعیت اقتصادی جهانی با چه پیامدهایی مواجه خواهد شد.
* پس به نظر شما رهبران اسرائیل به تابستان به عنوان پنجره فرصتها نگاه نمیکنند؟
** خب شاید ! اما من مردم اسرائیل را در این محاسبات به حساب نمیآورم. اجازه دهید اینطوری فرض نکنیم که همه ساکنان اسرائیل با نگرانی به دنبال نابودی ایران هستند. به نظرم این صحبتها راجع به نگرانی از ایران گمراهکننده است. اختلافنظری که در اسرائیل در این باره وجود دارد، از چیزی که ما میدانیم به مراتب بیشتر است. پس این سوال دوباره مطرح میشود که آقای نتانیاهو و باراک قرار است تا چه زمانی به این بازی ادامه دهند و باراک اوباما را تحریک کنند و به او فشار بیاورند که کاری را انجام دهد که خودش تمایلی برای انجام آن ندارد؟
* دولت میگوید در هر صورت به مدرکی نیاز دارد که نشان دهد ایران «قابلیت» دستیابی به بمب هستهای را دارد. این مساله «ظرفیت» ساخت بمب هستهای خیلی مبهم است. این بدین معنی است که ایران بتواند کاری را انجام دهد اما شاید نخواهد و ضرورتا به دنبال انجام آن نباشد... .
** این مساله به عمد مبهم است. عمدا مبهم باقی مانده تا هر که میخواهد بسته به نگرش خود، هرطور که دوست دارد آن را تفسیر کند. توانایی انجام کاری برای توسعه سلاحهای هستهای چیست؟ ما از چه مقدار غنیسازی اورانیوم صحبت میکنیم؟ فقط راجع به غنیسازی اورانیوم صحبت میکنیم؟ آیا این شامل ذخیرهسازی اورانیوم هم میشود؟ آیا این مرزها و خط قرمزها شامل برخی آزمایشها روی اورانیوم هم میشود؟
کسی در اینباره حرفی نمیزند و نمیخواهد این مرزبندیها را شفاف کند و به نظرم این کار به صورت هدفمند صورت میگیرد، به خاطر اینکه وقتی در کاخسفید یا سیا یا مراکز دیگری مانند مرکز امنیت ملی آمریکا یا آژانس اطلاعات دفاعی و پنتاگون نشسته باشید، شما همیشه میتوانید بگوید: «خب ما گفتیم «توانایی» اما چنین چیزی ندیدیم».
* پس دلیل اصلی، نگه داشتن اسرائیل در ابهام است؟
** مهمترین اولویت اوباما انتخاب شدن مجدد در انتخابات ریاستجمهوری است و در این مرحله، خطرناکترین مساله گوش دادن به خواستههای اسرائیل و وابستگی به آن است. اگر آنها بدون مشورت ما به صورت مستقل عمل کرده و به ایران حمله کنند - که البته میگویند این کار را انجام خواهند داد - و در اواخر اکتبر به سمت جنگ بروند یعنی مدتزمان کوتاهی تا برگزاری انتخابات ریاستجمهوری، اوباما میتواند بگوید: «ما به اسرائیل متعهد هستیم و باید از دوستانمان حمایت کنیم» و در نهایت این نتیجه برای اوباما هم خوب است اما اگر این کار را زودتر انجام دهند، عواقب این کار برای اوباما بیشتر خواهد بود چرا که این کار اقتصاد ما را بشدت تحتتاثیر قرار میدهد و ما در ایالات متحده از این اقدام دچار ضررهای اقتصادی عمیقی میشویم.
ما در واشنگتن گروهی از نومحافظهکاران را داریم که در امور سیاسی نیز قائل به مداخله در امور کشورها هستند و خود را از نظر اخلاقی برتر و بسیار موجه میدانند و اعتقاد دارند هر کاری که خود تشخیص بدهند مناسب است را میتوانند انجام دهند. مشکل اصلی ما اینجا و با این افراد است. ایران هم درباره این افراد نگرانیهایی دارد اما حقیقت این است که ایران به مرحلهای نرسیده که بتواند سلاح هستهای تولید کند و ما این توانایی را داریم که این مساله را به وضوح ببینیم، این مساله را بدانیم و پاسخ مناسب بدهیم.
آنها (نومحافظهکاران) هم این مساله را میدانند. آنچه ما نیاز داریم این است که حرکتی فراتر از این مقابله مسخره که هر دوطرف را به دام میکشاند، انجام دهیم. انجام این کار البته در سالی که انتخابات را پیش رو داریم، و شرایطی که هر کسی به هر واسطهای متصل میشود تا پول و رای بیشتری به دست بیاورد، بسیار سخت است.
* کلنل! اجازه دهید از گفتوگوهای 1+5 با ایران صحبت کنیم. ظاهرا اسرائیل از نتیجه این مذاکرات راضی نیست و احتمالا بر اساس برخی پیشنهادات در تابستان به سمت جنگ با ایران میرود. با این اوصاف آنها باید منتظر چه نوع عکسالعملی از سوی ایران باشند؟
** برگ برنده ایران قدرت خرابکاری او است؛ توانایی از بین بردن اقتصاد جهانی.
* پس اقدامات تلافیجویانه ایران در قالب اقدامات تروریستی خواهد بود؟
** اقدامات تلافیجویانه در قالبی خواهد بود که من به آن حملات نامتقارن میگویم؛ به بیان دیگر سرمایهگذاری کم و سود بالا. شما میتوانید خارج از مرزهای خود با استفاده از مردمی که با شما دوست هستند، منافع شخص دیگری را به خطر بیندازید. ما نباید چنین خسارتها و خطراتی را دستکم بگیریم، نباید گروههایی مانند حزبالله یا حتی ایرانیانی که در آمریکا هستند را نادیده بگیریم. نظر من این است ممکن است برخی اتفاقات بیفتد اما ایران در هر صورت از هرگونه رویارویی مستقیم نظامی رویگردان است. آنها ممکن است بتوانند خساراتی به نیروی هوایی یا نیروهای دریایی ما وارد کنند اما خسارات و صدمات مختلف را تحمل میکنند.
* اثرات درازمدت چنین رویهای چه خواهد بود؟ برخی معتقدند اگر ایرانیها تصمیمی هم برای ساخت بمب هستهای نداشته باشند، اگر به آنها حملهای صورت گیرد این کار را انجام میدهند.
** اعتقاد دارم اثرات جنگ بیش از اینها خواهد بود. ما درباره این مساله صحبت میکنیم که اگر به آنها حمله شود چه واکنشی نشان میدهند در صورتی که باید ببینیم باقی جهان در اینباره چه واکنشی نشان میدهند. اگر اسرائیل به ایران حمله کند، باقی کشورهای جهان چه واکنشی به این مساله نشان میدهند؟ به یاد داشته باشید حمله اسرائیل به ایران حمله بیجهت و بیدلیلی خواهد بود. اسرائیل ممکن است مانند امروز بخواهد ادعاهای خود راجع به تهدید بودن ایران را ادامه دهد اما واقعیت این است که این حرفها هیچ خریداری ندارد.
من همیشه اعتقاد داشتهام که اگر اسرائیل دست به این حمله بزند ایران هم مطمئنا به سمت ساخت سلاح هستهای میرود. آنها در این راه حتی لازم نیست خودشان بمب را بسازند، به راحتی آن را تهیه میکنند. مردم و کشورهای دیگر سلاح مورد نیاز ایران را فراهم میکنند و در یک چشم به هم زدن به سلاحهایی بیشتر از چیزی که نیاز دارند مسلح میشوند. در نهایت ایران تلختر، عصبانیتر و خطرناکتر از هر زمان دیگری میشود.
* دلیل و بحث اصلی شما در ضرورت عدم حمله آمریکا به ایران چیست؟
** در حال حاضر ما ایران را از طریق یک لنز میبینیم. ما ایران را به عنوان حکومتی مذهبی میبینیم که دارای روحیهای کاملا ضدغربی و ضدآمریکایی است که به هیچوجه هم هیچ تغییری در آن به وجود نمیآید. به بیان دیگر من مطمئنم با وجود داشتن پیششرطهایی میتوانیم رابطهمان را با این کشور بهتر کنیم و مطمئنا رابطه ما با ایران 10 سال آینده نسبت به امروز رابطه بهتری خواهد بود و چهبسا دیگر روابط ما خصمانه نباشد و نیازی به رویاروییهای بعدی هم نباشد.
* استدلال اصلی شما در این زمینه چیست؟
** یکی از بحثهای من این است که ما در بررسی مسائل ایران باید نگاهمان به آینده باشد. منافع ایران در اصل چیست؟ نوسازی داخلی و توسعه اقتصادی. مردم چه میخواهند؟ باید به جواب این سوال برسیم. آیا مردم به دنبال جنگ و دشمنی هستند یا میخواهند پیشرفت کنند؟ سوال بعدی اینجاست که چرا ما در برخورد با ایران به راهی میرویم که هماکنون رفتهایم؟
ما در حال حاضر به دنبال چیزهایی هستیم که مطمئنا تغییری نمیکنند. نیکسون توانست در نگاه به چین، به این فرصتهای جدید بنگرد و به درک کاملی از چین در دوره تغییرش رسید. نظر من این است که ما در سالهای آینده مسائل مهمی درباره ایران فرامیگیریم و کشف میکنیم و یک دوره طولانی از تغییر در راه است.