خود غربیها بخشهای زیادی از دستاورد مسیحیان از نقاط تماس با مسلمانان را در نوشتههایشان آوردهاند و اعتراف دارند که بنیان تمدن جدید غرب بر دستاوردهای علمی و فنی مسلمانان استوار است و از طریق ترجمه آثار دانشمندان اسلامی و تدریس آنها در مدارس و دانشگاههای اروپا، نهضت و جنبش تولید علم و آگاهی و نجات از ظلمات دوران قرون وسطی و تفتیش عقاید به دست آمد که نمونههایی را در زیر میآوریم:
ترجمه - فرهنگستان
جالب توجه اینکه غرب برای اقتباس از تمدن اسلامی همان راهی را که مسلمانان برای اقتباس تمدنهای ایران، هند، چین، مصر، روم و یونان در پیش گرفتند، انتخاب کرد. مسلمانان تحت عنوان بیتالحکمه، دارالترجمههایی تأسیس کردند، اروپاییها نیز برای استفاده از تمدن اسلامی متوسل به ترجمه و تأسیس دارالترجمه شدند.
گذشته از ترجمههای موردی و نادر که معمولا در هر زمانی روی میدهد، نهضت ترجمه آثار عربی به زبان لاتین و سپس اسپانیایی و رومی در قرن چهارم هجری آغاز میشود و به سرعت اوج میگیرد. مورخان اسقف ژربر اوورنی (1003 ـ 938 میلادی) را از پیشتازان مؤثر نهضت میدانند و چون این اسقف در سال 999 م به عنوان سیلوستر دوم به مقام پاپی رسید، توانست نقش مهمی در توسعه ترجمه ایفا نماید. به دستور سیلوستر سه مدرسه برای آموزش و ترجمه آثار عربی به لاتین در فرانسه و ایتالیا تأسیس شد.
بعدها رابرت چستری ـ ریاضیدان و مترجم و اخترشناس انگلیسی ـ ترجیح داد که به ترجمه قرآن بپردازد که محققان به سند اصلی تمدن اسلام دسترسی پیدا کنند. کنستانتین آفریقایی که در ترجمه آثار عربی نقش برجسته داشته، توجه ویژهای به علوم پزشکی مسلمانان داشت و باعث شناخته شدن عمق طب مسلمانان شد و گویا تعداد آثار ترجمه شده توسط او از هفتاد اثر بیشتر است.
در این دوره ابتدایی نهضت ترجمه عملا آثاری از فلسفه، ریاضی، هندسه، نجوم، موسیقی و ادبیات عرب در اختیار دانشجویان و محققان غربی قرار گرفت و بخاطر رواج این نهضت بسیاری از آثار مهم مسلمانان ترجمههای متعدد یافتند؛ مثلاً کتاب ارزشمند «المنصوری» با شانزده ترجمه و با شرح و تفسیر در اروپا رواج یافت.
فرهنگستان
دوره دوم ترجمه آثار اسلامی توسط الفونسوی دهم (84 ـ 1253 میلادی) آغاز شد. او با اقتدا به نهضت بیتالحکمه مسلمانان، نهادی تحت عنوان «فرهنگستان» تأسیس کرد و در این دوره ترجمه به زبانهای اسپانیایی و رومی و بیشتر به زبان لاتین توجه میشد.
نقطه جالب اینکه قرون وسطی آنچنان غرب را از گذشته خودشان هم بیگانه کرده بود که برای دریافت آثار روم و یونان قدیم هم به ناچار از برگرداندن آثار عربی بهره میگرفتند و مثلا آثار ارسطو، افلاطون، سقراط و جالینوس را با ترجمه از زبان عرب به زبانهای لاتین، اسپانیایی و رومی منتقل میکردند و در ادامه کار بسیاری از آثار مهم مسلمین تقریبا به تمامی زبانهای زنده دنیا ترجمه شدهاند و بعضی از آنها مثل قانون ابنسینا چندین بار ترجمه شده است. جالب اینکه همین کتاب «قانون» و کتاب «ذخیره خوارزمشاهی» در طب به زبان عبری هم ترجمه شده است.
در حوزه سیسیل هم توسط سالزیورو مرکز ترجمه تأسیس گردید که ایتالیا و سواحل مسیحینشین مدیترانه را تغذیه میکرد. در این مراکز به همت خلفای اسلامی در اندلس تقریبا از تمامی متون خطی ارزشمند عربی نسخههای جمعآوری شده بود و علیرغم انهدام بسیاری از آنها در جنگها و فتنهها، به اندازه کافی ذخایر علمی در دسترس مترجمان بود.
تحجر، رکود و خرافات اروپا و رهبانیت مسیحی
اروپا تحت تاثیر رهبانیت مسیحی دچار تحجر، رکود و خرافات شد و ژرمنها که از شمال به مرکز و جنوب اروپا منتقل شدند، با خشونت بر این رکود، جمود و جاهلیت افزودند و تاریخ قرون وسطی که توسط خود اروپاییان نوشته شده، گواه این ادعاست.
همان طور که قبلاً اشاره رفت، پس از اوجگیری تمدن اسلامی و شروع معاشرت اروپاییان با مسلمانان متمدن در اندلس، سیسیل و ایتالیا و نیز سفرهای زیارتی مسیحیان به فلسطین و معاشرت با مسلمین و سپس رخداد هشت دوره جنگهای صلیبی که حدود دویست سال طول کشید، معاشرت، ازدواج و مشارکتهای زیادی بین پیروان دو دین اسلام و نصرانیت به وجود آمد و طبیعی است که در این معاشرتها، تمدن و فرهنگ غالب و والای اسلام و مسلمین تأثیر خود را بر اروپاییهای متحجر و عقبافتاده و گرفتار تفتیش عقاید و خرافات میگذاشت. در فلسطین صدها هزار مسیحی یا مسلمان شدند و یا با حفظ دین خود، در منطقه ماندند و حاضر به برگشت به محیط بسته و پر از جهل اروپا نشدند.
در اندلس، سیسیل و ایتالیا اختلاط مسلمانان و مسیحیها باعث نفوذ عمیق فرهنگ مسلمانان در غربیها شد، به گونهای که تکلم به زبان عربی که زبان رسمی و بینالمللی مسلمانان بود، مایه فخر افراد بود، همانگونه که در هندوستان و شرق آسیا هم چنین بود.
اصطلاح «مستعربه» زاییده و علامت همین نفوذ عمیق ادبی عربی در اروپاست که افتخارآمیز هم بوده و حتی بعضی از اروپاییها در آشنایی با ادبیات عرب تا آنجا پیش رفتند که آثار ادبی به زبان عربی بهتر از خود عربها آفریدند، همانگونه که افرادی از ادیبان ایران (مثل سیبویه) توانستند آثاری ارزشمندتر از آثار ادبای عربزبان خلق کنند.
تساهل و تسامح و اجازه علمای اسلامی باعث رواج ازدواج بین پیروان ادیان اسلام و مسیحی و یهودی شده بود. اصطلاح «المولدین» بر اثر فراوانی عربهای غیرخالص و فرزندان محصول چنین ازدواجها، در ادبیات آن زمان رایج شد.
عمق نفوذ فرهنگ اسلام در غرب
عمق نفوذ فرهنگ اسلام را میتوان از مواردی مثل انکار الوهیت حضرت مسیح توسط اسقف ارگیل اسپانیایی فهمید که اعلام کرد: «مسیح بشر است و فرزند خواندة خدا و نه فرزند واقعی خدا.» اسقف الپندوس که در شهر تولیدو (طلیطله) اعتبار زیادی داشت، فضا را برای چنین اظهارنظری مناسب دید. حتی دورتر از اسپانیا در ناحیه «سیتمانیای» فرانسه نیز اسقف ارگیل همین افکار را ترویج میکرد.
میگویند در زمان اوج تمدن اسلامی در اسپانیا، مردم اسپانیا ترجیح میدادند که لباس عربی بپوشند و در زندگی از آداب مسلمانان استفاده کنند. با اینکه تعداد اندکی از مردم شهر دویست هزار نفری غرناطه (گرانادا) از نژاد عرب بودند. در دورههای بعد در دوران خلافت عثمانیها مردم در شرق اروپا، در بالکان در پی اختلاط با مسلمانان ترک و عرب، یا مسلمان شدند یا با آدب مسلمانان زندگی میکردند.
معاشرتها و تأثیرات تمدن اسلامی
معاشرتها و ترجمهها و تأثیرات تمدن اسلامی منجر به نهضت آموزش و تحقیق در مدارس مسیحی اروپا شد و رفته رفته بسیاری از کتب معتبر دانشمندان به نام اسلام به صورت متون درسی یا عقبه نظرات مدرسان و استادان غربی در مدارس و دانشگاههای غرب مورد استفاده قرار گرفت. از میان این کتب و آثار، می توان به این متون اشاره کرد:
1ـ قرآن کریم
2ـ المنصوری رازی در طب ترجمه به لاتین، سریانی، یونانی
3ـ القانون ابن سینا به اکثر زبانها و منجمله به لاتین توسط گراردوی کرمونائی
4ـ المجسطی بطلمیوس از متن عربی به لاتین
5ـ ذخیره خوارزمشاهی نوشته سیداسماعیل جرجانی در طب
6ـ مسائل فی الطب نوشته حنین بن اسحاق مترجم کنستانتین آفریقایی به لاتین
7ـ رساله الجدری و الحصبه نوشته رازی
به اعتراف محققان منصف و خاورشناسان اروپایی سهم آثار کشورهای اسلامی اعم از دستاوردهای تحقیقی مسلمانان یا آثار ترجمه شده از تمدنهای دیگر و منجمله آثار قدیمی خود یونان، روم، اسکندریه و ... در رنسانس و خیزش علمی و فنی و ایجاد تمدن جدید غرب سرنوشتساز است، تا آنجا که بسیاری از لغتها و اصطلاحات علمی و تمدنی موجود در ادبیات جدید غرب ریشه عربی و اسلامی دارد.
علومِ فلسفه، ریاضیات، هندسه، نجوم، پزشکی، گیاهشناسی، پزشکی، طبیعی، جغرافیا، تاریخنگاری، بازرگانی، معماری، موسیقی، دریانوردی، نقاشی و زیرمجموعههای اینها که تعداد زیادی از رشتهها و گرایشها را دربر میگیرد، مشمول این حکم است. ادامه دارد...