تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۱  ، 
کد خبر : ۲۴۲۲۵۳
حسین فدایی در گفت‌و‌گو با تهران امروز تحلیل کرد

پیدا و پنهان تیم پایداری

یاسر فاتحی مقدمه: حسین فدایی، نماینده فعلی تهران در مجلس که برای انتخابات مجلس نهم به دور دوم راه یافته و مورد حمایت جبهه متحد اصولگرایان است در گفت‌و‌گویی با تهران‌‌امروز دیدگاه‌های خود را درباره مسائل سیاسی کشور بیان کرده است.

* بسیاری معتقدند مجلس هشتم هر چند از نظر قانون‌گذاری قوی عمل کرده ولی در حوزه نظارت ضعیف‌ترین عملکرد را در تاریخ مجالس ایران داشته است. ارزیابی شما چیست؟
** عملکرد مجلس را از چند منظر می‌توان ارزیابی کرد. زمانی مجلس هشتم را با مجلس هفتم یا مجالس دیگر مقایسه می‌کنیم. زمانی مجلس هشتم را با انتظارات و آرمان مقایسه می‌کنیم. یک بار هم مجلس را با ضوابط و معیارهای قانونی مقایسه می‌کنیم. در مقام مقایسه، مجلس هشتم با آرمان‌ها و ارزش‌های‌مان خیلی فاصله دارد. در مقایسه عملکرد هم نیز به نظر می‌رسد مجلس هفتم موفق تر بود.
* منظور شما از موفق‌تر عمل کردن مجلس هفتم تنها در بعد نظارت است یا به صورت کلی؟
** هم در بعد نظارت و هم در بعد قانون‌گذاری. ضمن اینکه من قانون‌گذاری را منحصر در کمیت قوانین نمی‌دانم. بلکه باید تلاش کرد کیفیت قوانین را نیز مدنظر قرار داد. باید قانون متقنی تصویب کرد.
* شما دلیل ضعف عملکرد مجلس هشتم را در چه می‌دانید. برخی معتقدند بدنه مجلس خوب عمل کرده است ولی برخی دیگر نظر عکس دارند و می‌گویند رأس خوب عمل کرده و بدنه مجلس عملکرد قابل دفاعی ندارد. شما دلیل را در چه می‌دانید که عملکرد مجلس این قدر ضعیف شده است؟
** دلایل مختلفی را می‌توان برای این موضوع مطرح کرد ولی سهم و وزن دادن به آنان شاید به دقت عمل بیشتری احتیاج داشته باشد. ولی در هر صورت به نظر من مدیریت مجلس و فراکسیون توامان با اشکال مواجه بود. مثلا در گذشته همیشه تلاش بر این بود رئیس فراکسیون اصولگرایان با رئیس مجلس یکی نباشد.
فراکسیون برای این است تا بتواند بدنه مجلس درباره مجموعه طرح‌ها و لوایح در صحن علنی دیدگاه‌های مشترک بروز دهد و هیات رئیسه مسئول تنظیم کلیت و تنظیم مناسبات مجلس است. یکی شدن رئیس فراکسیون با ریاست مجلس یعنی فراکسیون را در استخدام هیات رئیسه و رئیس مجلس در آوردن؛ که کار صحیحی نبود. به عقیده من از ابتدا این نوع آرایش مجلس،‌غلط بود و این امر آثاری را در صحنه اجرا و عمل نشان داد.
* ماجرایی که در مسیر استیضاح وزیر اقتصاد رخ داد،بسیار بر افکار عمومی تاثیر گذاشت.آیا در ماجرای رای اعتماد دوباره به وزیر اقتصاد توافقی بین دولت و مجلس شکل گرفت؟
** شاید بتوان مسئله وزیر اقتصاد را استثنا کرد. به عبارت دیگر اگر اینگونه تحلیل کرد که عملکرد هیات‌رئیسه و دفاع آقای لاریجانی از وزیر اقتصاد برای آرام شدن فضای اقتصادی کشور و اطمینان به بازار و نیز به حداقل رساندن چالش صورت گرفت، درست تر است.
* غالب مجلس هشتم تغییر کرده است. دلیل آن را در چه می بینید؟
** من این اتفاق را از یک منظر دیگر می‌گویم. فرآیند رو به تکامل انقلاب اسلامی‌به گونه‌ای است که مطالبات مردم را سامان می‌دهد. مردم متناسب با سامان یافتن مطالبات خود افرادی را انتخاب می‌کنند که روحیه انقلابی و تحولخواهی داشته باشند و انتظار دارند نمایندگان مجلس در محیط عقلانی و در اعتدال کارها را پیش ببرند. برخی‌ها اعتدال و عقلانیت را در تقابل با روحیه انقلابی و تحولخواهی می‌دانند. در حالی که مردم و نظام این را در تقابل نمی‌دانند.
می‌توان نمایندگانی انقلابی و تحول‌خواه داشت که در محیط عقلانی و اعتدال به مسائل کشور بپردازند. مردم با این رویکرد به انتخاب نمایندگان خود دست زده و اکثر نمایندگان انتخاب شده کسانی هستند که دارای روحیه انقلابی، ‌تحولخواهی، ولایتمدار، ساده زیست و بسیجی هستند. در عین حال از عقلانیت و تخصص برخودار هستند که‌این می‌تواند یک انتخاب برتر باشد. از این منظر مجلس آینده می‌تواند سر فصل جدیدی را بین مجالس رقم زده و اقدامات خوبی را انجام بدهد.
* آیا فراکسیون‌های فعلی مجلس هشتم در مجلس بعدی تغییر می‌کنند؟
** به احتمال خیلی زیاد فراکسیون مجلس آینده کارآمدتر خواهد بود.
* فراکسیون اصولگرایان؟
** بله.
* فراکسیون حامیان دولت در مجلس آینده چه تغییری را در پی خواهد داشت؟
** فکر می‌کنم روحیه وحدت‌گرایی در مجلس آینده غلبه پیدا کرده و فراکسیون‌های فرعی عملا شکل نگیرند و اگر هم شکل بگیرد نقش اصلی را همان فراکسیون اصولگرایان ایفا خواهد کرد.
* بعد از تشکیل دو جبهه متحد اصولگرایان و پایداری بسیاری اینگونه اعلام کردند که اصولگرایان دو شقه شدند. فکر می‌کنید تشکیل جبهه پایداری چقدر جدی است؟
** اصولگرایان از انتخابات ریاست جمهوری سال 84 سه گرایش شدند. یک گرایش به آقای لاریجانی و تشکل‌های عضو جبهه پیران خط امام و رهبری ، یک گرایش به آقای احمدی نژاد نزدیک شده و گرایش دیگر همان اصولگرایان تحولخواه است. این سه گرایش از سال 84 بین اصولگرایان به وجود آمد و الان نیز وجود دارد. کسانی که حامی‌آقای احمدی نژاد بودند به خاطر حادثه ابتدای سال 90 و خانه نشینی 11 روزه احمدی نژاد و اتفاقاتی که رخ داد جدا شده و اعلام کردند که ما نگران شکل گیری جریان انحرافی هستیم و می‌خواهیم کار گفتمانی بکنیم نه کار سیاسی و به عنوان جبهه پایداری اعلام موجودیت کردند.
* بسیاری معتقدند جدایی پایداری از جریان انحرافی تاکتیک است و برخی اظهارنظرهای اعضای این جبهه نشان می‌دهد که هنوز به جریان انحرافی نزدیک هستند.
** من فکر می‌کنم که در جبهه پایداری گرایش‌های مختلف وجود دارد و یکدست نیست. انگیزه اولیه‌این جبهه برای کار گفتمانی بود نه یک کار سیاسی. مجموعه‌ای که برای یک کار گفتمانی دور هم جمع می‌شوند یک ویژگی دارند و مجموعه‌ای که برای کار سیاسی دور هم جمع می‌شوند ویژگی دیگری دارند. عملا جبهه پایداری به‌رغم ادعای اولیه به کار سیاسی آن هم با قرائت‌های خاصی، ورود پیدا کردند که به نظر من آثاری داشت.
چون این گروه در عرصه سیاست ورود پیدا کرد تعارض رفتاری اعضای خود را نشان داد که مخاطب را به‌این تحلیل می‌رساند که رفتارشان اشکال دارد یا اینکه جدایی‌شان از جریان انحرافی یک تاکتیک بوده و امثالهم. به عقیده من غلبه ‌این جبهه در رفتار سیاسی‌شان نیست بلکه برای یک کار گفتمانی است. مثلا تحلیل برخی از اعضای این جبهه ‌این بود که توضیحات آقای رئیس‌جمهور به سوالات نمایندگان مجلس کاملا قانع کننده بود.
در صورتی که اگر کمی‌تامل و دقت شود می‌توان به‌این نتیجه رسید که‌این موضع کاملا فردی است تا موضع جبهه. بنابراین موضع‌گیری‌های فردی در جبهه پایداری غلبه دارد. البته من به‌این نتیجه نرسیدم که موضع گیری‌های فردی جبهه پایداری موضع مجموعه است. چنانچه آقای حسینیان درباره انتخاب زنان برای هیات‌رئیسه مجلس نهم موضع گرفت بعدا آقای لنکرانی به عنوان سخنگوی پایداری اعلام کرد که‌این سخنان شوخی بوده یا نظر شخصی اش بود.
* اگر بنا را به تحلیل شما بگذاریم که مواضعی که از اعضای این جبهه شنیده می‌شود فردی است نه موضع جبهه،‌آیا می‌توان آینده‌ای برای این جبهه در نظر گرفت؟
** اگر اصلاح نکنند با مشکل مواجه می‌شوند. آنان باید برای سازوکار فعالیت سیاسی خود چاره‌اندیشی کنند. اگر می‌خواهند در حوزه سیاسی ورود پیدا کرده و کار سیاسی کنند احتیاج به یک سازوکار خاص برای فعالیت سیاسی دارند. احتایج به مرامنامه و مجوز فعالیت در چارچوب کمیسیون ماده 10 دارند.
* آقای حسینیان پیش از این خبر داده بود که فراکسیون انقلاب در مجلس هشتم پایان می‌یابد و در مجلس بعدی فراکسیون پایداری را تشکیل می‌دهند. با توجه به عملکرد ضعیف فراکسیون انقلاب در مجلس هشتم فکر می‌کنید فراکسیون پایداری بتواند در مجلس نهم تاثیر گذاری داشته باشد؟
** تغییر اسم فراکسیون مسئله‌ای را حل نمی‌کند.
* طرح سوال از رئیس جمهور اتفاق نادری بود که افتاد. با توجه به نحوه پاسخگویی رئیس‌جمهور آیا این اتفاق را مثبت می‌دانید یا فکر می‌کنید اگر اتفاق نمی‌افتاد بهتر بود؟
** ما گفته بودیم که‌این سوال و جواب دستاوردی برای ملت نخواهد داشت. از این ماجرا بیشتر دشمن بهره برداری می‌کند تا بهبود مناسبات بین دو قوه. به نظر می‌رسد ارزیابی ما نیز درست بود. چون به لحاظ آیین‌نامه سوال‌کنندگان وقت محدود داشتند و رئیس‌جمهور نیز یک وقت داشت. طبعا موضوع یکطرفه پیش می‌رود و مسئله‌ای حل نمی‌شود. بیشتر جنبه تبلیغاتی و استفاده انتخاباتی برای عده‌ای داشت.
* فکر می‌کنید مردم از پاسخ‌های رئیس جمهور قانع نشدند؟
** مردم از نوع تعامل طرفین رضایت ندارند.
* آیا با وجود عهدشکنی‌هایی که از سوی برخی دوستان شاهد بودیم یا تفرقه‌جویی‌های گروه پایداری فکر می کنید استمرار راهبرد وحدت حداقل در دور دوم انتخابات امکان دارد؟
** هر تحلیلی که در مورد انتخابات از سوی جمعیت ارائه شده و خواهد شد مبتنی بر «وحدت» است. در دهه 60 و 70 ، عده‌ای با استفاده از قدرت و رسانه‌هایی که در اختیار داشته ادبیاتی را بر فضای سیاسی کشور حاکم کردند که منجر به شکل‌گیری آرایش سیاسی دو قطبی متضاد در بین نیروهای انقلاب شد که نیروهای انقلاب را به چپ و راست تقسیم کرد که‌این تحلیل و آرایش از اصل و اساس، باطل بود. علت هم این بود که اصل چپ و راست و ارادتی بود و با فضای بومی‌کشورمان همخوانی نداشت. دوم اینکه ظرفیت‌های اجتماعی و سیاسی گسترده‌ای از کشور را نادیده می‌گرفت.
سوم اینکه شاخص آن، مسائل اقتصادی بود در حالی که نیروهای انقلاب با گفتمان دیگری در کنار هم بودند. نکته دیگر اینکه نظام ما نظام ولایی بود و تفاوت ماهوی با آن تقسیم بندی داشت. بنابراین تقسیم دو قطبی تضاد محور بین نیروهای انقلاب تقسیم‌بندی غلطی است در عین حال که راهبرد وحدت از مبانی دینی ما اخذ شده و در کلام امام و رهبری همواره آن را برجسته دیده‌ایم، لذا آنهایی که به دنبال شکاف و اختلاف در بین نیروهای انقلاب هستند باید دلیلی بیاورند.
چرا عده‌ای رفتار متناقض دارند، چطور وقتی آقای احمدی‌نژاد در اواسط سال 89، اصولگرایان را برای انتخابات دعوت کردند مدعیان دو آتشه که امروز اختلافات را توجیه می‌کنند به آن دعوت، لبیک گفتند و در کنار به اصطلاح خودشان، حاضر بودند با ساکتین فتنه و انحراف بنشینند اما دعوت روحانیت و علمای بزرگی چون آقای مهدوی و یزدی را نپذیرفتند؟ در سخنرانی رهبری که تبیین شعار سال 91 در مشهد مقدس یک مرتبه، یک سرفصل جدیدی در سخنانشان با عنوان وحدت باز می‌کنند و خطاب‌شان فقط دولت یا مجلس نیست بلکه همه اعم از گروه‌های سیاسی، مردم و... را خطاب قرار می‌دهند و همه را به وحدت دعوت می‌فرمایند.
بالاخره آنهایی که دنبال توجیه اختلاف هستند و آن را تئوریزه می‌کنند، آیا حد یقفی برای اختلاف قائل هستند؟ دامنه اختلاف کجاست؟ در کدام نقطه ابراز می‌کنند که بیش از آن جلو نمی‌آیند که انقلاب بیش از این آسیب نبیند؟ متاسفانه توجیه گران اختلاف برای اثبات موضع خود حد یقفی ندارند به هر بهانه و کدورتی متشبث می‌شوند تا اینکه بتوانند خود و گروه شان را جا بیندازند.
آیا برای اثبات حقانیت خود روحانیت را در مقابل روحانیت قرار دادن کار درستی است؟ آیا درست است که امروز گروه الف بگوید آقای مهدوی ، فلان اشکال را دارد و فردا گروه ب بگوید آقای مصباح فلان اشکالات را دارد؟ اتفاقا توجیه گران اختلاف مدعی بودند که در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی‌حرکت می‌کنند مگر توسعه اختلاف در چارچوب گفتمان انقلاب است؟
نگاه کنید حضرت آیت‌الله مصباح نگرانی جدی و حداکثری را از بروز انحراف بیان می‌کنند از آن طرف عده‌ای که مدعی طرفداری ایشان هستند می‌گویند اصلا انحراف توهم است و برای ما ثابت نشده است. مردم تصورشان بر این است که افرادی که رای آورده‌اند و به دور دوم رفته اند، اصولگرایی واقعی، انقلابی، حزب اللهی، ولایی، صادق و امانتدار‌ند و رفتار عقلایی دارند لذا اگر برای مردم ثابت شود که فردی واقعا خلاف نظر صریح رهبری مبنی بر وحدت عملی کرده و رفتاری متزلزل و غیرعقلانی دارد و فقط مدعی ارزش‌هاست حتما با او رفتار دیگری خواهد داشت.
اگر به مردم ثابت شود که عده‌ای فقط دم از عدالت، مردم و مستضعفین می‌زنند و این را صرفا در شعار مطرح می‌کنند لیکن استفاده از امکانات عمومی‌برای گروه خود را مذموم نمی‌دانند و چشم خود را بر مفسدین در دستگاه‌های اجرایی بسته اند، حتما مردم وارد عمل می‌شوند و رفتار مردم با آنها تغییر می‌کند.
* جنابعالی به دلیل اینکه ساکن شهرری هستید توانستید جزو 5 نفر اول آن منطقه باشید اما چند روز پیش که با برخی از فعالین آنجا صحبت می کردم در مورد شما شایعاتی که ضدولایت هستید و مسائل مالی مطرح می کردند. چقدر اینها صحت دارد؟
** می‌گویند فلانی دارای ویلا در شمال و کارخانه و چه و چه هست. یادم می‌‌آید در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال 84 هم فرزند یکی از مسئولین ارشد که الان در انگلیس به‌سر می‌برد به یکی از جوانان جمعیت ایثارگران گفته بود که می‌خواهیم این مطالب را علیه فدایی منتشر کنیم که از قضا اکنون این دروغ‌ها از سوی افرادی منتشر می‌شود که ادعای مخالفت با فتنه و آن فرزند فتنه گر دارند. البته می‌دانم از چه کانون‌هایی عده‌ای دنبال پرونده‌سازی علیه سربازان انقلاب هستند و خدا آنها را رسوا می‌کند.
افتخار است برای بنده که ولایتمدار هستم لیکن عده‌ای مطالب مخدوش و غیرقابل استناد را مطرح می‌کنند تا این افتخار بنده را در افکار عمومی‌دچار آسیب کنند. این لطف الهی است که بنده از زندگی ساده‌ای در جنوبی ترین نقطه شهر تهران برخوردارم یعنی در شهرری زندگی می‌کنم و حداقل در این 33 سال انقلاب، مواضع شفاف و زندگی مشخصی دارم که برای هر انسانی قابل بررسی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات