مهدی قدیمی
گروه سیاسی: هفت سال پس از آنکه رویای اصولگرایان برای یکپارچه سازی فضای سیاسی کشور محقق شد، آنچه بر عقلای این قوم گذشته، با رویایی که از یکپارچگی قوا برای خود ساخته بودند، فاصله زیادی دارد. آنها نه تنها در سایه این یکپارچگی نتوانستند از عهده وعده هایی که داده بودند بربیایند، بلکه حالاکم کم احساس می کنند برای عبور از گروهی که با پلکان آنها به قدرت رسید، باید دست دوستی به سمت غیر اصولگرا ها دراز کنند. بعدازظهر روز چهارم تیر ماه 84، غلامعلی حدادعادل به خیابان بهشت رفت تا انتخاب محمود احمدی نژاد را تبریک بگوید. آن روز ها رییس مجلس هفتم می پنداشت که سپردن کلید پاستور به رییس جمهوری همسو با مجلس اصولگرا، به معنای آغاز روزهای خوب جناح راست در سپهر سیاسی ایران است.
حداد در آن دیدار به احمدی نژاد گفت: «مجلس آماده همه گونه همکاری با دولت جدید است و ان شاء الله در پرتو این هماهنگی دولت و مجلس ملت بهره ببرد.» او در ادامه با اطمینان خبر از روزهای خوب آینده داده و گفته بود: «به شما و ملت اطمینان می دهم که با این هماهنگی که بین دولت و مجلس وجود خواهد داشت باید کاملابه آینده امیدوار بود.»شاید آن روز حدادعادل به این گفته های خود واقعا اطمینان داشت و این اطمینان وقتی محکم تر می شد که احمدی نژاد هم چشم در چشم حداد، حرف های او را تایید می کرد.
احمدی نژاد آن روز در خیابان بهشت به حداد گفت که به عنوان «یار کمکی» آمده تا دست در دست مجلس، ایران را بسازد. رییس جمهور محبوب اصولگرایان گفته بود: «دولت آینده حتما در کنار شما دست به دست هم کارهایی که انجام شده و خوب بوده را ادامه می دهد.» و همچنین تاکید کرده بود که: «الحمدلله ارکان نظام همه در خدمت مردم است، من هم به عنوان یار کمکی به همه دوستان اضافه شده ام.» اما شاید در میان همه حرف هایی که آن روز میان احمدی نژاد و حدادعادل رد و بدل شد، امروز این جمله احمدی نژاد بیشتر از همه خاطر حامیان دیروزش را آزرده کند که گفته بود: «دولت آینده مجلس را بهترین پشتیبان و مشاور امین خودش می داند.»
چرا که در این میان مجلس نشینان اصولگرا همواره آنچنان که احمدی نژاد می خواست، پشتیبان او و دولتش بودند اما هیچ گاه از جانب دولت به آنها به عنوان مشاورانی امین نگاه نشد. اما از بعدازظهر چهارم تیرماه، تا روزی که قرار بود احمدی نژاد ساختمان پاستور را از خاتمی تحویل بگیرد، یک ماه باقی مانده بود و اصولگرایان که برای بیرون آوردن رخت عزای اصلاحات از تن مردم لحظه شماری می کردند، نمی خواستند این زمان به هدر رود. حدادعادل پیش از آن با انتقاد از سیاست های اقتصادی دولت اصلاحات گفته بود که مردم هر سال در آستانه عید، عزای افزایش قیمت ها را دارند و از تثبیت قیمت ها به عنوان عیدی مجلس اصولگرا به مردم یاد کرده بود.
او برای آنکه یک ماه باقی مانده از عمر دولت خاتمی را هم از دست ندهند، از احمدی نژاد دعوت کرد تا زمان استقرار در ساختمان اصلی ریاست جمهوری (هر کجا که باشد) میهمان مجلس باشد و گفت: ما ساختمان مجلس قدیم را در اختیار می گیریم و کسی هم در آنجا مستقر نیست و جا برای شما و همکارانتان تا زمان تنفیذ وجود دارد. اگر مصلحت می دانید برای پیگیری امور ریاست جمهوری در آنجا مستقر شوید. مجلس کمک خودش را از همین جا آغاز می کند. لابد آقای خاتمی هم اگر بداند حتما جای مناسبی پیشنهاد می کند، هرجا را که شما می پسندید، ما آمادگی خودمان را اعلام می کنیم.
احمدی نژاد نیز با اظهار تشکر از حسن نظر حدادعادل گفت: این ترکیب جالبی می شود. فرزند ملت در خانه ملت. اما این وعده های شیرین عمری بسیار کوتاه تر از تصورات اصولگرایان داشت و دیری نپایید که فرزند ملت، تلخ ترین روزها را برای ساکنان خانه ملت رقم زد. پنج سال بعد از این روز ها بود که احمدی نژاد، در راس امور بودن مجلس را هم منکر شد، مصوبات مجلس را اجرا نکرد و حتی حاضر نشد برای جلسه استیضاح وزیر راه دولتش پا به بهارستان بگذارد.
اصولگرایانی که هیچ گاه حاضر نشدند در بزنگاه ها، دست از حمایت دولت احمدی نژاد بردارند، در طول این سال ها بسیاری از داشته های خود را بر سر این حمایت، هزینه کرده اند. اما در قبال این هزینه ها نه تنها چیزی به دست نیاورده اند بلکه نسبت به جایگاهی که پیش از روی کار آمدن دولت اصولگرا داشتند، ترقی معکوس کرده اند.
آنها که روزی برای نامعتبر بودن مدرک دکترای وزیر کشور، رگ های گردن شان متورم می شد و گریبان چاک می کردند به خاطر دروغی که در صحن مجلس به نمایندگان مردم گفته شده بود، این روزها دیگر برایشان عادی شده که صاحبان مدارک نامعتبر در مسندهای مختلف بنشینند و افشاگران را با افشاگری تهدید کنند. آنها آنقدر به این مسائل عادت کرده اند که حالادر مقابل انتصاب افرادی که تحت پیگرد قضایی هستند، به حکمیت راضی می شوند و با لبخندی بر لب توصیه می کنند که حتی المقدور این گونه انتصاب ها انجام نشود.
آنها که شامگاه چهاردهم خردادماه سال 88 از دیدن مردی که در قاب تلویزیون چشم در چشم مخاطب خود دوخته بود و می پرسید «بگم؟»، قند در دل شان آب می شد، قطعا گمان نمی کردند که صبح روز پانزدهم اسفند ماه سال 90، همان مرد در صحن مجلس چشم در چشمان بدوزد و بگوید «بگم؟».
آری، آنچه که اصولگرایان در این هفت سال از دست دادند، نه تنها حساسیت شان بر شعار صداقت و پاکدستی و پاکدامنی بود، بلکه در این رهگذر اثر گذاری خود در ارکان قدرت را نیز یکی پس از دیگری به یاران کسی واگذار کردند، که به عنوان یار کمکی به جمع آنها اضافه شده بود.
به دنبال راه نجات
پس از آنچه که در این هفت سال بر اصولگرایان گذشت، طبیعی بود که آنها عزم خود را برای حضور پرقدرت در انتخابات مجلس جزم کنند. آنها می خواستند با فتح دوباره کرسی های بهارستان، به استقبال انتخابات ریاست جمهوری سال بعد بروند و بر هم خانواده هایی که حالاآنها را از دایره بیرون رانده بودند، غلبه کنند. اما عبور از این تنگنا به نیرویی نیاز داشت که گویا اصولگرایان خود را فاقد آن نیرو می دانستند. آنها در طول این هفت سال بخشی از بدنه خود را همراه با دولتی یافتند، که دلخواه شان نبود.
این گونه بود که اصولگرایان به اصلاح طلبان باقی مانده در چارچوب نظام هم چراغ سبز نشان دادند تا شاید با حضور این طیف در کنار آنهایی که به اصولگرای منتقد مشهور شده اند، بتوانند گوی سبقت را از رقیب هم خانواده بربایند. اما به نظر می رسد نتایج انتخابات مجلس به آنها هشدار داده، که عبور از این رقیب اصولگرا، نیازمند یاری گرفتن از کسانی است که مدت ها پیش توسط اصولگرایان، از دایره قدرت بیرون رانده شده بودند.
رییس برای چه کسانی دعوتنامه میفرستد؟
تلاش های اصولگرایان برای عبور از اصولگرا ها، آن هم از طریق به میدان آوردن نیروهای منسوب به اصلاح طلبان و همچنین میدان دادن به اصولگرایان منتقدی که به زعم برخی از همفکران خود، در امتحانات قبلی مردود شده اند، گویا نتوانسته مقصود محافظه کاران را برآورده سازد و آنها هم به این نتیجه رسیده اند که برای عبور قطارشان از این گردنه صعب العبور، لوکوموتیوی قوی تر از این گزینه ها مورد نیاز است.
شاید به همین دلیل است که رییس مجلس هشتم، در سخنرانی خود در همایش حکمت مطهر گفته است: «باید مملکت را برای همه باز کرد. باید میدان را باز کرد تا همه بتوانند خود را در عرصه عمل نشان دهند.»
اگر آن گونه که رسانه های اصولگرا می گویند، همه جناح های اصلاح طلب و اصولگرا در انتخابات حضور داشته اند، رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس، می خواهد فضا باز شود تا چه کسانی در عرصه عمل خود را نشان دهند؟ دعوتنامه بدون آدرس آقای رییس، بیش از پیش این گمانه را تقویت می کند که اصولگرایان برای عبور از رقیب اصولگرا، چشم به بازگشت غیر اصولگرا یان به عرصه سیاسی دارند.