تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۷:۰۶  ، 
کد خبر : ۲۴۲۳۵۳

از دره قبیله‌گرایی؛ تا قله وحدت و اصولگرایی...


علیرضا طلابی
باز موسم انتخابات شده و باز موعد تجدید میثاق در میعادگاه تعیین سرنوشت.و باز این دلشوره برای مردم و نظام که براستی چه کسانی قرار است در مسند یکی از مهمترین ارکان نظام قرار گیرند که وظیفه قانونگذاری و نظارت را بر عهده دارد. این درحالیست که در پس همه تجارب ذهنی و عینی و زخمهای مانده بر قلوب ،نظام و مردم حق دارند باز هم دلشوره داشته باشند اما نه دلشوره ای از نوع ارتجاعی و انفعالی بلکه از نوع خوف و رجا، پیشبرنده و امیدبخش درجهت اعتلای کشور و فتح تمام قله ها.بی شک هر انتخاباتی به مثابه ایستگاهی برای سوختگیری وشارژ موتور محرکه نظام و کشور برای پیمایش مسیر سخت گردنه ها محسوب میشود.انتخاباتی که اگر با تدبیر و بصیرت همگانی صورت پذیرد، میتواند آینده ای توأم با تفاهم و تعامل و فرصت سازی را رقم زند و اگر ناقص و بی رمق انجام شود، میتواند آینده ای توأم با تنازع و تقابل و فرصت سوزی را، رقم زند.لذا مهم اینست که از همان ابتدا داوطلبین بدانند که خدمت دو بخش است اول برای خدا دوم هم برای خدا ومردم ؛ نه اول برای خود و دوم هم برای قوم و خویش و قبیله! در این مقال، قصد و مجالی برای مته گذاری روی خشخاش سابقه، عملکرد و رفتار سیاسی _ انتخاباتی عده ای نیست ؛ اما همیشه ،حرفها و مواردی وجود دارد که در آن ،شائبه ظلم در حق انقلاب اسلامی،نظام ، مردم و انتخابات می رود و عدم یادآوری یا تبیین آنها میتوان این ظلم را مضاعف کرده و تضییع حقوق متقابل نظام و ملت را باعث شود .
1_ ضمن احترام به تمام افراد، جبهه ها!(براستی مگر چند جبهه داریم در درون!!) و گروه هایی که با عناوین مختلف پا به عرصه آزمون بزرگ انتخابات گذارده اند، باید خاطرنشان کرد که باوجود فراهم بودن امکان حضور تمام سلایق و گرایشهای معقول ،مشروع و قانونمند در عرصه انتخابات، متاسفانه همیشه، اندک جریانات یا معدود افرادی نیز وجود داشته اند که با توسل به شیوه های وارداتی و سکولاریستی و یا شیوه هایی خوداختراعی اما غیر اسلامی و نامشروع، با سوء استفاده از حسن نیت و نجابت نظام اسلامی وتمسک به قواعد اصاله الصحه و البرائه ؛ سعی بر استفاده از ترفندهای رسانه ای یا بزک کردن خویش برای اثر گذاری بر احساسات و هیجانات عمومی در جهت کاستن از مشارکت مردم و یا پیروزی در عرصه انتخابات داشته اند و بعد از رسیدن یا نرسیدن به قدرت،چنان رفتار میکنند که انگار، نه وعده ای وجود داشته، نه قانون اساسی ای ، نه سوگندی، نه احساس مسئولیتی، نه مردمی، نه تعهدی.جالب اینکه مردم هم آشنایی کاملی با شیوه های چنین افرادی پیدا کرده اند،شیوه هایی نظیر : دیوسازی از رقیب و فرشته نمایی از خود، سیاهنمایی و نشستن بر کرسی انتقاد با بهره گیری از فنون چراغهای خاموش و گمراه کننده یا نورافکنهای بسیار روشن و کورکننده،شعارها و وعده وعیدهای کرکننده ،سفسطه های جن فریب!، چشم بندی های ماکیاولیستی،مظلوم نمایی ها و کیاستهای عمروعاصی، پیرایش خود از مسئولیتهای سابقه و ضایعات لاحقه و منع رطب کردن باوجود رطبهای بیشمار ضایع کرده و...لذا مردم و نظام حق دارند از این معدودافراد و شیوه ها ناراحت باشد و تجارب پیشین را درهمه انتخابات پیش رو مدنظر قرار دهند.
2_ انقلاب اسلامی در معجون وحدت، صداقت و بصیرت رهبری و ملت پیروز شده و توطئه های سختی را نیز از سر گذرانده است،حال اگر برخی سواران متوهم یا پیاده شده های متوقع ؛ اصولگرایی را بسان نعشی افتاده در میدان رقابتهای انتخاباتی فرض کرده باشند و یا حتی بر فرض حسن نیت و یا با فرافکنی برخی ناکارامدی ها ، مفاسد و انحرافات یا فتنه های خودساخته در پی یورش به مکتب و مرام اصولگرایی آنهم به اسم ناجی گری ،عدالت گستری یا اصلاح طلبی و... برای ارتقاء و تحکیم و استمرار باند و قبیله خود برآمده باشند آنوقت است که دشمنان و بدخواهان آماده میشوند تا در پشت سد شکسته اصولگرایی و رها شدن سیل قبیله گرایی، ابتدا به نردبام اصول لگد زده، سپس قبری را برای انقلاب تدارک دیده و النهایه با لم دادن بر تختهای مطلای خویش، برای نظام اسلامی و اصولگرایی مراسم ختم گرفته و رطب کپک زده اسلام آمریکایی را با طعم انحراف و تذبذب سیاسی و عقیدتی، و نیشداروی جرج سوروسی ، روی فرش انقلاب مخملی ،نوش جان کنند! البته موکدا در عالم خواب و رویا!
اما خوشبختانه در کشتی انقلاب، اهالی خواب و رویا اندکند و چشمان بیدار، زیاد.گرچه همیشه چشمان خمار عده ای ،مثل بختک بخواهد بیداری را از چشمان بیدارمان برباید یا آرامشمان را برهم زند.ولو این چشمان خمار،از قبیله نوازی،مفاسد اقتصادی و امواج تحریم و یا بی عدالتی، تبعیض، اشرافی گری ، نارضایتی تراشی و بی اعتماد سازی نیز بهره ها گرفته باشند برای خواب کردن ما و هدف قرار دادن اصل نظام. و این از خواص و خاصیت خط فتنه گری، قبیله گرایی و انحراف است که اینگونه متون را پیچیده میکند و مردمان را نه فقط سرگرم، بلکه سردرگم حواشی .اما قطعا نه مردمانی از جنس مردم ایران.
3_ واقعیت اینست که در حوض وحدت و بصیرت نیروهای انقلاب ،عده ای نیز عامدانه یا غافلانه با کسب مسئولیتها یا ورود به سنگرهای انقلاب و قدر ندانستن فرصتهای ارزشمند خدمت؛ به ساختن تصویری مات وناقص از اصولگرایی یا اصلاح طلبی کمک کردند ،اما آیینه افکار عمومی ،همیشه اجناس بدلی را از اصلی تمییز داده و حساب بدلیها را از حساب جبهه ناب انقلاب و اصولگرایی جدا میداند.این در حالی است که اساسا چیزی بنام اصولگرایی منهای اصلاح طلبی یا اصلاح طلبی منهای اصولگرایی در قاموس انقلاب اسلامی و نظام مردمسالاری دینی پذیرفته نیست. مگر اینکه نفوذیها یا غافلین یا دشمنان،چنین خوراک مسمومی را برایمان تدارک دیده باشند. آنگونه که رهبر معظم انقلاب(دام ظله العالی) نیز فرمودند: "نقطه مقابل اصولگرایی، اصلاح طلبی نیست، بلکه لاابالیگری و نداشتن اصول است. نقطه مقابل اصلاح طلبی هم اصولگرایی نیست بلکه فساد است. راه درست؛ اصولگرایی اصلاح طلبانه است." (20/2/84 )، یا آنجا که معظم له فرمودند: "اصولگرایی به حرف نیست، اصولگرایی در مقابل نحله های سیاسی رایج کشور هم نیست. این غلط است که ما کشور یا فعالان سیاسی را به اصولگرا و اصلاح طلب تقسیم کنیم. اصولگرا و فلان؛ نه! اصولگرایی متعلق به همه کسانی است که به مبانی انقلاب معتقد و پایبندند و آنها را دوست دارند، حالا اسمشان هرچه میخواهد باشد" (29/3/85 )
4_ مفهوم اصولگرایی در حیطه فرهنگ انقلاب و نظام و جامعه دینی و اندیشه ملت ایران، مفهومی اطمینان بخش است و نه تزلزل آفرین، مفهومی مولد و هویت بخش است نه آویزان و مرتزق؛مفهومی پاک و قابل اتکاست دقیقا مثل بسیاری از مفاهیم و اقشار اصیل درفرهنگ انقلاب اسلامی نظیر ایثار عدالت،آزادی، خدمت ،مرجعیت، رهبری، مردم، شهید، جانباز و آزاده ، حوزه، دانشگاه، ، دانشجو، دانش آموز، بسیج، رزمنده، سپاه و ارتش، کارمند و کارگر،و...
گرچه در لابلای خروارها شکر،غبارهایی نیز پیدا شود..و در این میان برخی سوار بر اسب سفسطه و زدن زیراب عام با نوازش خاص! ،سعی بر به آتش کشیدن قیصریه بخاطر دستمال داشته باشند، یا گوهر ذاتی انقلاب را رها کرده و به خرده شیشه های عرضی بچسبند! غافل از اینکه محال است خدمات و دستاوردهای شگرف انقلاب اسلامی ،قربانی چند خرده آفت یا تفاسیر و تمایلات شخصی یا باندی شود.این در حالیست که ویژگیهایی نظیرعدالت خواهی و عدالت گستری،ولایت پذیری و قانون محوری،اجتناب از هواهای نفسانی،پرهیز از قبیله گرایی و باندبازی،فسادستیزی،سلامت اعتقادی واخلاقی،تواضع و پرهیز از گرداب غرور و انحراف، سعه صدر وتحمل مخالف،شایسته سالاری،نظارت دقیق بر عملکرد زیر مجموعه، انس با خدا وقرآن و استمداد دائمی ازخدا،مسئولیت پذیری وپاسخگویی،خردگرایی، تدبیر وحکمت در تصمیم گیری وعمل،دوری از اسراف و حیف ومیل و شفافیت در مرزبندی با اهالی فتنه،انحراف و دشمنان؛از جمله ویژگیهای خط اصیل انقلاب و اصولگرایی است و همین ویژگیهاست که ما را ملزم میکند به اینکه میدان وحدت مفهومی اصولگرایی را جای مناسبی برای قالبگیری منافع قبیله ای، اختلافات سلیقه ای و رقابتهای سیاسی دست چندم ندانیم .چراکه درهمه حال، وحدت تمام نیروهای دلسوز انقلاب در جهت صیانت از آرمانهای انقلاب اسلامی ،ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
5_سخن آخر اینکه انقلابی گری،عقلانیت و اصولگرایی؛ که در دل خود، اصلاح طلبی نقادانه ومحافظه کاری عاقلانه را دارند مفهومی سر راهی و وارداتی یا عرضی نیست که براحتی مورد هتک و مناقشه بازیگران سیاسی قرار گیرد و قربانی زدو بندهای باندی قبیله ای شود. انقلابی گری واصولگرایی سدی محکم وآمیخته در ذات انقلاب و نظام و اراده و فهم و شعور مردم است که هر سیل ویرانگری که ریشه در قبیله گرایی،شخص گرایی، مفسده جویی، قدرت زدگی، خودپسندی وعوام فریبی داشته باشد را مقهور اراده و بیداری و صلابت خود کرده و انرژیهای به ناحق گرفته از جامعه را به دامان این اقیانوس بر میگرداند. همانقدر که انقلابی گری ،عقلانیت ،اصولگرایی و ولایت پذیری و حرکت در صراط مستقیم وحدت و خدمت،باعث برکت ،آرامش و پیشرفت است بهمان میزان قبیله گرایی،باندبازی و خودمحوری باعث تفرقه سستی و هزیمت است. قبیله گرایی در عرصه سیاست دقیقا همان کاری میکند که قومیت و فرقه گرایی در عرصه جامعه.این هردو برخلاف رسم و مرام مردمسالاری دینی است و تا زمانیکه حصن مردمسالاری دینی و سد محکم اصولگرایی با اتکال به خدا، اتکا به اصل ولایت،عقلانیت ، قانون و حضور مردم پابرجا باشد، سیل قبیله گرایی ، فتنه گری و انحراف راه بجایی نخواهد برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات