بخش اول: سیری گذرا بر تفکر حاکم بر جریانات سیاسی اجتماعی مبارزات فلسطینی
تکیه بر ناسیونالیسم عربی
نگاهی هرچند گذرا به برخی از جریانها و حرکتهای مبارزاتی برخی از گروههای فلسطینی پیش از دو دههی قبل، نشانگر آن است که میان دو عنصر مبارزهطلبی و اسلامخواهی، یعنی دو شاخصی که در دو دههی اخیر به عنوان دو ویژگی مشترک حاکم بر گرایشهای مسلط در مبارزه با رژیم صهیونیستی دیده میشود رابطهای برقرار نیست. به عنوان نمونه گروههایی همچون «ساف»، که شاخصترین سازمان فلسطینی است و «فتح» به عنوان مهمترین گروه تشکیلدهندهی آن به مبارزهی تهی از گرایشهای اسلامی توجه داشته و دارند (کدیور، 1374، 157).
موج اسلامخواهی در سرزمینهای اشغالی
شروع انتفاضه
انتفاضه، که حرکت خودجوش، فراگیر و پایدار مردم مسلمان فلسطین است، در سال 1366 شروع گردید و، بیتردید، قبل از آن که یک حرکت نظامی و سیاسی باشد، در واقع، تلاشی دینی و فرهنگی است.
در حقیقت انتفاضه به عنوان یکی از مراحل جهاد برای دستیابی به آزادی و استقلال، با تکیه بر باورهای دینی و ارزشهای معنوی توانست کاری بکند که ارتش رژیم صهیونیستی در پیشگیری و سرکوبی آن درمانده شود. عاملی که به بافت این نهضت انسجام بخشیده و آن را بیمه کرده حضور عنصر اسلامی، بازگشت مردم به دین اسلام، باور به وعدههای الهی و وجود رهبرانی مسلمان و از خود گذشته میباشد.
محافل سیاسی اعتراف دارند که این خیزش و جوشش از مسجد شروع شده و خود هر خانه را تبدیل به یک مسجد نموده است (ر.ک. به: فتحی شقاقی، 1371، 18).
اعترافات سردمداران رژیم صهیونیستی
بهترین شاهد و مدعا بر وجود و حاکمیت خیزشها و گرایشهای اسلامی در مبارزات مردم فلسطین اعترافات و اظهارات پی در پی مقامهای رژیم صهیونیستی دربارهی رشد و گسترش موج اسلامخواهی و اسلامگرایی در شیوهی مبارزاتی ملت مظلوم فلسطین است. به عنوان مثال «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، در کتاب خود مکان تحتالشمس مینویسد:
...در حال حاضر... ما شاهد افزایش جدید اسلامگرایی، از جمله موج قوی انزجار و تنفر علیه اسرائیل از سوی نیروهای اسلامی، که قدرتشان رو به افزایش است، میباشیم (بنیامین، 1995، 38).
«شیمون پرز»، طراح خاورمیانهی جدید، در کتاب خود به این حقیقت و واقعیت با تمام وجود اعتراف کرده و میگوید:
اصولگرایی (اسلامی) به نحو سریع و عمیقی در همهی کشورهای عربی خاورمیانه راه خود را به جلو باز میکند... از اینرو، ایستادگی در برابر این خطر به صورت سازمان یافته ضروری به نظر میرسد (پرز، 1376، 70).
تأثیرپذیری از انقلاب اسلامی
اعتراف و اذعان به تأثیر انقلاب اسلامی در گرایش فلسطینیها به اسلام در مبارزات خود بر علیه اسرائیل خود گواهی بر اسلامیت و حقانیت این مبارزات میباشد. به عنوان نمونه «حییم هرزوگ» رئیسجمهور فلسطین اشغالی، در نامهای به یهودیان آمریکایی در قبال اعتراض آنها به سیاستهای آن رژیم در برابر فلسطینیها میگوید:
تظاهرکنندگان فلسطینی مناطق اشغالی از طرفداران تفکر (امام) خمینی میباشند و هیچ ارتباطی به سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) ندارند. این جوانان میخواهند خیابانهای اسرائیل را به خیابانهای تهران و بیروت تبدیل کنند. اگر تظاهرات فلسطینیها با همان تفکرات قبلی بود، خطری دربرنداشت و علت شدت عمل رژیم اسرائیل در مقابل آنها این است که قیام، تغییر ایدئولوژی داده و الهامبخش آن، اسلام است (روزنامه اطلاعات، 10/11/1366).
جویش کرونیکل، یکی از ارگانهای یهودیان، چاپ لندن، در این رابطه مینویسد:
احساس بازگشت به اسلام در غزه، احساسی است که در ایران اوج گرفته است. آنچه اکنون در سرزمینهای اشغالی روی میدهد، همان جریاناتی است که پیش از این در انقلاب اسلامی رخ داده است. (همان).
چرایی خیزش اسلامی
بیتردید فشار و سرکوب رژیم صهیونیستی، و ناتوانی جریانها و سازمانهای سکولار و چپگرا و نیز تفکرات بیپایه و اساس ناسیونالیستی و جاذبههای پیروزی شگفتانگیز و غرورآفرین انقلاب اسلامی در ایران، همگی، از عوامل مهم و اساسی در خیزش اسلامخواهی در مبارزات مردم فلسطین به شمار میآید.
ناتوانی رژیم صهیونیستی در برابر خیزش اسلامی
رویکرد اسلامی در مبارزات مردم فلسطین آن چنان شور و نشاط و قدرتی را در مردم مسلمان سرزمینهای اشغالی به وجود آورده، که تأثیر آن را میتوان در اظهار عجز و ناتوانی سردمداران صهیونیستی به خوبی توان مشاهده کرد.
«شیمون پرز» در رابطه با انتفاضه و تأثیر به سزای آن در به ناتوانی کشاندن رژیم صهیونیستی و در نتیجه روی آوردن حزب کار به روند صلح با اعراب چنین میگوید:
انتفاضه، ارتش دفاعی اسرائیل را با دشواریهای بیسابقهای مواجه کرد...، وضعیتی که نمیتوان هیچ ارتشی را برای واکنش در قبال آن آموزش داده و هیچ ارتشی نیز نمیتواند نه از حیث عملیاتی و نه معنوی با آن مقابله کند (پرز، 1376، 61).
روزنامهی «یدیعوت آهارنوت» چاپ فلسطین اشغالی در این رابطه مینویسد:
کارشناسان و تحلیلگران نظامی در همان روزها برآورد کردند که ارتش اسرائیل طی سالهایی که از وقوع انتفاضه گذشته، بیش از هر وقت دیگری درک میکند که نیروی بزرگ او ضعیف و ناتوان و شیوهی ارتش تبدیل به یک شیوهی متضرر شده است؛ ضرر بزرگی که نیروی بازدارندهی ارتش اسرائیل را تبدیل به یک شمشیر با لبهی کُند و شکننده نموده است. انتفاضه باعث شد تا نیروی اسرائیل در برابر یکی از بزرگترین خطرات 40 سالهی اخیر خود در مناطق اشغالی مقاومت کند و به همین جهت نیز اسرائیل ناچار خواهد شد تا تصمیمی سرنوشتساز اتخاذ کند که در طول 30 سال اخیر از آن گریزان بود (روزنامه اطلاعات، 19/12/1372).
نتایج انتفاضه
موضع تهاجمی گرفتن
انتفاضه، فلسطینیها را پس از 40 سال در موضع تهاجمی قرار داد و رژیم صهیونیستی برای اولین بار به ناچار موضع انفعال و تدافعی را پذیرفت، و امنیت داخلی آن رژیم نیز به شدت در معرض خطر قرار گرفت. در حقیقت تأثیر انتفاضه بر رژیم صهیونیستی به حدی بود که نه تنها دیگر عنصر فلسطینی در حکم طرف مغلوب قرار نداشت، بلکه در بسیاری از مواضع و مقاطع شرایط خاصی را بر دشمن صهیونیستی تحمیل کرد. از این رو، برخی از محافل اسرائیلی که مسؤول بررسی امور نوار غزه بودند، چنین اظهار کردند که جریانات دینی در نوار غزه، تا قبل از انتفاضه، جریانات مرکزی و محوری به حساب نمیآمد، اما بعد از انتفاضه دیگر قضایا به شکل گذشته نیست، و نمیتوان از آن به سادگی گذشت (ر.ک. به: ابوعمرو زیاد، 1371، 23).
مهجور ماندن تفکر سازشطلبی
نگرش اسلامی به مبارزات مردم در سرزمینهای اشغالی و قدس شریف، نه تنها در میان ملت فلسطین که در میان کشورهای منطقه نیز مشکلات جدی برای سازش با رژیم اشغالگر قدس به وجود آورده است. همچنان که «دوریگلد»، یکی از نویسندگان صهیونیستی، با اذعان به این مطلب مینویسد:
احساسات دینی مردم در رابطه با موضوع قدس با نگرش ایدئولوژیک نسبت به این قضیه همراه خواهد بود و پیشبینی وضعیت اصولگرایی اسلامی در تمام جهان عرب با آغاز مذاکرات نهایی دربارهی قدس بسیار مشکل میباشد. به هر حال با توجه به دو جنبهی دموگرافیک و اقتصادی موجود در قدس باید گفت روند اسلامگرایی، طی پنج سال آینده، گسترش خواهد یافت.
وی با بررسی تأثیر این مسأله بر کسانی که تا قبل از انتفاضه حاضر به کوتاه آمدن در مورد بیتالمقدس بودند میگوید:
افراطگرایی اسلامی، ایدههای ایدئولوژیک نسبت به مشکل قدس را چه در میان خود اصولگرایان اسلامی و یا ملیگرایان رقیب آنان تقویت خواهد کرد، زیرا ملیگرایان لائیک فلسطین، اگرچه حاضر به امتیازدهی در مورد دیوار غربی (بخش غربی بیتالمقدس) میباشند، اما در رقابت شدید با اصولگرایان اسلامی، نمیتوانند در این باره از خود نرمش نشان دهند. (دوریگلد، بیتا، 27).
امتیازدهی رژیم صهیونیستی به ساف
رژیم صهیونیستی از بیم قدرت روزافزون اسلام و جریان انتفاضه در سرزمینهای اشغالی به ناچار مجبور شد که به ساف روی آورد، زیرا در غیر این صورت با آلترناتیوی به مراتب قویتر و انقلابیتر روبرو خواهد شد. یکی از سردمداران این رژیم چنین میگوید:
ساف در برابر حماس با اسرائیل متحد خواهد شد. دولت اسرائیل باید مرکزیت فلسطین به رهبری عرفات را به رسمیت بشناسد، زیرا این سازمان، اصلیترین متحد ما در برابر جنبش حماس است (روزنامهی اطلاعات، 6/10/1372).
به گفتهی وزیر امور خارجهی این رژیم، یکی از مهمترین دلایل اسرائیل برای تسریع در امضای توافق صلح، نفوذ روزافزون اصولگرایان اسلامی، به ویژه حماس بود. زیرا فتح به حدی ضعیف شده بود که ممکن بود به کلی از میان برود. در این صورت، ناگزیر از رویارویی مستقیم با حماس بودیم (همان، 28/6/1372).
افشای چهرهی واقعی برخی از گروههای مدعی مبارزه
یکی از مسائلی که پرده از روی چهرهی سازشکارانه «ساف» برداشت و چهرهی واقعی آن را نشان داد، سازش با رژیم صهیونیستی است که در موافقت با طرح خودمختاری غزه و اریحا شکل گرفت، که در واقع اسرائیل خودمختاری را پیشنهاد کرد تا جنبش اسلامی (انتفاضه) را سرکوب کند. این حرکت گروههای اسلامی فلسطین را به شدت عصبانی نمود و در نتیجه آنان قبول این طرح را خیانت به ملت فلسطین خواندند. عبدالعزیز عوده در این رابطه میگوید:
این معامله، که آن را پیمان صلح خاورمیانه خواندهاند، وسیلهای است برای متوقف کردن و سد راه حرکت مبارک انتفاضه و جهاد مقدس. همگی ما به خاطر داریم که چگونه اسرائیل همواره هرگونه مذاکره با سازمان آزادیبخش (ساف) را رد میکرد. وقتی دید که جایگزین سازمان آزادیبخش، گسترش و تعمیق اسلام و تداوم روح جهادی است، پذیرفت که با ساف وارد مذاکره شود. از طرف دیگر، سازمان آزادیبخش وقتی دریافت نیروی اسلامی با توجه به پایگاه وسیع مردمی که دارد به عنوان خطری برای بقای ساف محسوب میشود، پذیرفت که هرگونه امتیازی را بدهد و هر عقبنشینی را بپذیرد (کدیور، 1374، 14).
نشریهی نیوزویک نیز در تفسیری که پس از امضای پیمان غزه ـ اریحا در این باره دارد، این چنین مینویسد:
رابین یک اسب جنگی پیر است. او ژنرالی است که در سال 1967 اسرائیل را به پیروزی رساند. او در زمان تصدی امور وزارت دفاع کشور نیز کسی بود که از سرکوب فلسطینیها به منظور حفظ نظم در سرزمینهای اشغالی طرفداری کرد. اکنون وی هدف خویش را صرفاً بدان جهت روی صلح با ساف متمرکز نموده است که جلوی خطر بزرگتر ناشی از اصولگرایان (اسلامی) را بگیرد. (بینا، 1372، 30).
برخی از نشریات آمریکایی نیز پس از امضای این پیمان نوشتند:
اگر به خاطر مسلمانان رادیکال نبود، صلح بین اسرائیل و ساف هرگز به وقوع نمیپیوست.
و به تعبیر همین نشریه:
از شگفتیهای قضیه این است که طرفین معاهده، یعنی اسحاق رابین و عرفات، هر دو از ترس یک دشمن مشترک که همان اسلام سیاسی رادیکال باشد، مجبور به امضای قرارداد صلح شدند (روزنامه اطلاعات، 23/6/1372).
ایجاد وحدت و همگرایی حول محور قدس در بین مسلمین
بیتردید، انتفاضه که در حقیقت بازگشت به هویت و ارزشهای اسلامی را در سرزمین فلسطین تبدیل به هویت اسلامی آنها نموده است، از عشق و شور و نشاط مردمی حکایت میکند که عظمت و عزت خود را در مقاومت و شهادت در راه خدا میجویند؛ ملتی که به تعبیر قرآن، خدای سبحان فریادهای ظلمستیزانهی آنان را دوست دارد، «لا یُُحِبُّ اللهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاّ مَنْ ظُلِمَ» (نساء، 148) و تمامی مسلمین را به دفاع از آنان فرا میخواند.
جذبهی این قیام و مقاومت به حدی است که توانسته است تمامی مسلمین را در سراسر جهان به حمایت و دفاع از این خیزش وادارد به تعبیر مقام معظم رهبری:
خیزش اسلامی و یا به تعبیر دیگر جنبش بیداری اسلامی... در دو دههی اخیر، با قدرت تمام در صحنهی منطقه و جهان اسلام ظاهر شده است. امروز محور اصلی این جنبش و حرکت، مسألهی فلسطین است. انتفاضه توانست حتی در خارج از مرزهای جغرافیایی فلسطین، عموم ملتهای مسلمان و عرب را به صحنه بکشاند. تظاهرات میلیونی ملتهای مسلمان ـ از غرب تا شرق جهان اسلام ـ نشان داد که مردم فلسطین میتوانند بر روی حمایتهای آنان حساب باز کنند و در عین حال نقش قابل توجهی در ایجاد وحدت مسلمانان ایفا نمایند (مؤسسهی فرهنگی قدر ولایت، 1383، 123).
بخش دوم: اهمیت و عظمت قدس در بین مسلمین
خدای سبحان در سورهی مبارکهی اسری از این سرزمین به مبارکی یاد کرده و عظمت آن را گوشزد میکند. بدین جهت قدس برای مسلمانان یکی از مقدسترین نقاط زمین است، زیرا نخستین قبلهگاه آنان به شمار میآید، و معراج پیامبر اسلام (صلّیالله علیه و آله) از این مکان آغاز شد. همچنین این سرزمین به وسیلهی بسیاری از پیامبران الهی (علیهمالسّلام) ممتاز گردیده است و انبیا آن را بنا کرده و در آن سکونت داشتهاند، در هر وجبی از خاک آن یا پیامبری نماز گزارده و یا فرشتهای وارد شده و خدای متعال را تسبیج نموده است. از این رو، احدی از مسلمین نمیتواند نسبت به ارزش و عظمت و قداست قدس شریف و مسجدالاقصی ذرهای تردید روا دارد (حموی، 1399 ق، ج 1، 167).
عظمت قدس در آیات و کلام معصومین (علیهمالسّلام)
ظهور کاروانی از پیامبران الهی (علیهمالسّلام)، که در واقع منادیان حق و حقیقت بودهاند و عالیترین و زیباترین معنی و مفهوم خیر و نیکی و عزت و تعالی را در اندیشه و عمل برای کاروان بشریت به ارمغان آوردهاند، در این سرزمین سبب معنویت و قداستی خاص برای این ارض مقدس شده است.
قرآن کریم در آیات متعدد به این حقیقت اشاره نموده و از این سرزمین تعبیر به «وادی مقدس» و «ارض مقدس» و «سرزمین مبارک» یاد کرده است؛ آنجا که در سورهی مبارکهی طه، آیهی 12 خطاب به موسی کلیم (علیهالسّلام) میفرماید: «فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إِنَّکَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُویً»؛ و نیز در سورهی مبارکهی مائده آیهی 21، خدای سبحان از زبان موسی کلیم (علیهالسّلام) از این سرزمین تعبیر به ارض مقدس نموده و میفرماید: «یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلی أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ».
همچنین در ابتدای سورهی مبارکهی اسری، خدای سبحان از این سرزمین تعبیر به سرزمین مبارک نموده و این چنین میفرماید: «سُبْحانَ الَّذِی أَسْری بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ إِلَی الْمَسْجِدِ الْأَقْصَی الَّذِی بارَکْنا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیاتِنا».
ابن ماجه در سنن خود مینویسد:
از پیامبر (صلّیالله علیه و آله) دربارهی بیتالمقدس سؤال شد، آن حضرت فرمودند:
سرزمین قیامت است، بیایید در آن نماز بگذارید زیرا نماز در این مکان با هزار نماز در غیر آن مساوی است.
از امیرالمومنین علی (علیهالسّلام) در وصف بیتالمقدس به عنوان سرزمین بهشتی چنین آمده است:
چهار نقطهی زمین از قصرهای بهشتی است:
1) مسجدالحرام؛
2) مسجد پیامبر (صلّیالله علیه و آله)؛
3) مسجد کوفه؛
4) مسجد بیتالمقدس (کلینی، 1378، ج 8، 113).
و در برخی از روایات در باب ظهور امام زمان (عجلالله تعالی فرجهالشریف) چنین آمده است که آن حضرت بعد از ظهور، به بیتالمقدس رفته و در آنجا اقامهی نماز خواهند نمود (صافی، 1422 ق، 317).
تلاش صهیونیستها برای تغییر جغرافیای جمعیت قدس
بیجهت نیست که در طول نیم قرن گذشته دولتهای صهیونیست، اعم از دولتهای حزب کار و حزب لیکود، تلاش کردهاند که سیطرهی خود را بر شهر قدس گسترش دهند و وضعیت آن را از نظر ترکیب جمعیتی، دستخوش تغییر نمایند، تا برای مسلمین، اعم از فلسطینی و عربی و دیگر مسلمانان، توجیهی باقی نماند که همچنان خواستار قدس باشند. این سیاست با خالی کردن شهر از وجود فلسطینیها و افزایش تعداد یهودیان مهاجر و تغییر چهره و آثار عربی و اسلامی در این شهر به شدت پیگیری میشود. گویاترین و رساترین اظهارنظرها در این باره سخنان «شیمون پرز» است که میگوید:
در اسرائیل این اتفاقنظر وجود دارد که بیتالمقدس، تحت حاکمیت اسرائیل باقی بماند (پرز، 1376، 234).
شدت عمل صهیونیستها در جهت یهودیسازی قدس تا جایی پیش رفته است که بر مبنای آمار موجود، از سال 1967 تا سال 1995، این رژیم توانسته 34 درصد از زمینهای قدس شرقی را برای ساخت جادهها و شهرکهای یهودینشین مصادره کند (لطیفیان، 1376، 34).
بخش سوم: نگاهی به برخی تلاشهای شخصیتهای اسلامی و سازمانها در دعوت به وحدت برای دفاع از قدس
ایران، به عنوان امالقرای جهان اسلام، پیشتاز در مبارزه و جهاد بر علیه مستکبران است، و در دفاع از فلسطین و قدس شریف مبارزه با رژیم صهیونیستی در سرلوحهی سیاست مبارزاتی شخصیت اسلامی تأثیرگذار این مرز بوم قرار داشته و دارد، و بدین جهت بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران به عنوان پایگاه اصلی مبارزات ضداستکباری و ضدصهیونیستی قرار گرفته است. بر این اساس این بخش را به بیان اظهارنظرها و تلاشهای چهار تن از این شخصیتهای تأثیرگذار اختصاص میدهیم.
آیتالله کاشانی
در سال 1326 شمسی، همزمان با 1947 میلادی، که صهیونیستها جنایات وحشیانهی خود را در فلسطین شدت بخشیدند و علیرغم این جنایات، سازمان ملل با همکاری انگلستان و آمریکا با تقسیم فلسطین به طور رسمی تأسیس دولت اشغالگر صهیونیستی را اعلام نمود، برخی از شخصیتهای اسلامی در جهان اسلام، از جمله در ایران، با صدور اعلامیه و سخنرانی در مجامع اسلامی به تمام مسلمین جهان در خصوص تشکیل دولت غاصب اسرائیلی اعلام خطر نمودند. از آن میان آیتالله کاشانی در بخشی از اطلاعیه خود بیان میفرماید:
تشکیل دولت (صهیونیستی) در آتیه کانون مفاسد بزرگ برای خاورمیانه و بلکه تمام دنیا خواهد بود و زیان آن تنها متوجه اعراب فلسطین نمیگردد و علی ای حال بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی که میشود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و رفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند (روزنامه اطلاعات، 3/3/1327).
آیتالله سیدمحسن حکیم
آیتالله سیدمحسن حکیم، مرجع جهان تشیع آن روز، نیز در دفاع از فلسطین خواستار وحدت امت اسلامی گردیده و در همین راستا هیأتی را به همراه پیامی به کنفرانس اسلامی که در دیماه 1346 در لبنان برگزار شد فرستاد. در بخشی از آن پیام چنین آمده است:
زمامداران جهان اسلام باید بدانند که آزادی بیتالمقدس و سرزمینهای اشغال شدهی اسلامی، و پاک ساختن آنها از وجود عناصر آلوده و دشمنان دیرینه فقط یک راه دارد و آن این که روش واحد و قاطعی را در بیرون راندن نیروهای اشغالگر و غاصب و متجاوز (اسرائیلی) پیش بگیرند، و هرگونه طرح دیگری را از طرف هر کسی که باشد، با قاطعیت تمام، رد کنند و هرگز با اتلاف وقت، تسلیم شرایط موجود و راهحلهایی که موجب از دست رفتن بیتالمقدس گردد و یا آن را به شکل یک شهر بینالمللی درآورده نشوند. ما چنان که بارها گفتهایم مسألهی فلسطین و به ویژه مسألهی بیتالمقدس یک مسألهی اسلامی است، هر چند که گروهی میکوشند آن را در یک چهارچوب کوچکی محدود سازند (خسروشاهی، 1376، 72).
امام خمینی (قدّسسرّه)
امام خمینی (قدّسسرّه)، بیدارگر جهان اسلام، نیز در مواقع متعدد و در مناسبتهای گوناگون سعی در فراخوانی امت اسلامی برای رفع این مادهی فساد از قلب ممالک اسلامی میفرمودند:
این مادهی فساد که در قلب ممالک اسلامی با پشتیبانی دول بزرگ جایگزین شده است و ریشهی فسادش هر روزی ممالک اسلامی را تهدید میکند، باید با همت ممالک اسلامی و ملل بزرگ اسلام ریشهکن شود (خمینی، 1368، 86).
رهبر معظم انقلاب اسلامی
رهبر معظم انقلاب اسلامی (ادامالله ظلهالشریف) نیز در راستای دعوت امت اسلامی به وحدت برای آزادسازی سرزمین اسلامی فلسطین، در پیامی که در اولین سالگرد رحلت امام خمینی (قدّسسرّه) صادر نمودند، چنین اظهار کردند:
مسألهی فلسطین، مسألهی اول بینالملل اسلامی است، امروز که مبارزات ملت فلسطین در زیر پرچم اسلام، خواب از چشم دولت غاصب صهیونیستی و حامیانش ربوده است، بزرگترین وظیفهی ملت و دولت ما و همهی ملتها و دولتهای مسلمان، حمایت از این مبارزات است (حدیث ولایت، ج 4، 257).
سازمان کنفرانس اسلامی
سازمان کنفرانس اسلامی تنها سازمان دولتی بینالمللی است که کلیهی کشورهای اسلامی عضو آن باشند. این سازمان تشکل و مکانیزم بینالمللی کشورهای اسلامی برای نیل به همبستگی اسلامی به شمار میآید.
نقطهی آغازین این کنفرانس، که در سپتامبر سال 1969 در رباط پایتخت مراکش، در راستای حمایت از اعتراضات مردمی در اغلب کشورهای اسلامی در قبال حادثهی آتشسوزی در بخشی از مسجدالاقصی که به وسیلهی یک یهودی انجام شده بود، برگزار گردید. در واقع برگزاری این کنفرانس پاسخی تلقی میشد که از سوی کشورهای اسلامی به این اقدام داده شد. لذا محورهای اصلی و اساسی این کنفرانس حول سه محور متمرکز بود که عبارت بودند از:
1) آتشسوزی در مسجدالاقصی؛
2) اشغال سرزمینهای عربی توسط اسرائیل؛
3) اوضاع شهر بیتالمقدس (محمد و دیگران، 1376، 15).
اهداف این سازمان
اساسنامهی کنفرانس اسلامی هفت هدف را برای این سازمان مشخص کرده است که برخی از آن اهداف که مربوط به موضوع بحث است عبارتند از:
1) گسترش وحدت اسلامی بین کشورهای عضو؛
2) هماهنگ نمودن تلاشهای کشورهای عضو جهت حفاظت و پاسداری از مکانهای مقدس، حمایت از مردم فلسطین و کمک به آنان در راه نیل به حقوق و آزادی سرزمینهایشان؛
3) تقویت مبارزات مردم مسلمانی که برای دفاع از حیثیت انسانی، استقلال و حقوق ملی خود مبارزه میکنند؛
4) ریشهکن کردن و مبارزه با تبعیض نژادی و محو و نابودی اشکال گوناگون استعمار (همان، 17 ـ 18).
همانگونه که دیده میشود، بخش اصلی اهداف سازمان حول دو محور اساسی قرار دارد:
الف ـ محور وحدت اسلامی و گسترش آن؛
ب ـ جهت دادن و بهرهگیری از وحدت امت اسلامی در راستای آزادسازی سرزمین اسلامی فلسطین.
بنابراین، درج مسألهی فلسطین در متن اساسنامهی سازمان کنفرانس اسلامی، این مسأله را از یک مشکل صرفاً منطقهای، که فقط موجبات نگرانی جهان عرب را فراهم کرده بود، به یک مسألهی مهم و مورد توجه خاص جهان اسلام تبدیل کرد.
روز قدس
در راستای دستیابی به راهبرد عملی برای وحدت مسلمین تشکیل روز «جهانی قدس»، در آخرین جمعهی ماه مبارک رمضان و دعوت از امت اسلامی در سراسر جهان اسلام به منظور افشاگری بیشتر علیه جنایات رژیم صهیونیستی و نیز احیای آرمان مقدس فلسطین، که در حقیقت روز بسیج عمومی اسلامی و روز هشدار به ابرقدرتهاست، نقش بسزای دارد. اهمیت این روز در جهت وحدت مسلمین، از لسان مبارک امام خمینی (قدّسسرّه) چنین تصویر میشود:
من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم... من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی میخواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آنها به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت میکنیم آخرین جمعهی ماه مبارک رمضان را، که از ایام قدر است و میتواند تعیینکنندهی سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بینالمللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند... (شیرودی، 1381، 56).
رهبر معظم انقلاب اسلامی (ادامالله ظلهالشریف)، در اهمیت این روز برای وحدت مسلمین میگوید:
دشمنان اسلام برای فراموش شدن مسألهی فلسطین در افکار عمومی جهان تلاش فراوان میکنند، اما راهپیمایی ملتها در روز جهانی قدس، این توطئهی بزرگ را خنثی میکند و به ملت مظلوم و تنهای فلسطین امید و دلگرمی میدهد (روزنامهی جامجم، 22/7/1386).
ضرورت وحدت و اتحاد مسلمین برای نجات قدس
حال در برابر استراتژی همه جانبهی نظامی، سیاسی، جمعیتی و فرهنگی رژیم صهیونیستی، مسلمانان هیچ راهی جز بسیج همگانی در سراسر جهان اسلام و اعلام آمادگی، به هر شکل ممکن، برای دفاع از سرزمین مقدس قدس ندارند. به تعبیر نویسندهی کتاب اسلام در جهان امروز به شهادت تاریخ، تلاش همیشگی استعمار غرب در ممالک اسلامی، نابود ساختن هویت هر مسلمان بوده و این کار را با تزلزل ایمان او، با هر وسیلهای که امکان داشته، انجام میداده است. دول استعماری از فرهنگ سیاسی اسلام، که بر مقاومت در برابر کفر تأکید میکند، سخت وحشت داشتهاند و از این رو کوشیدهاند که بین امت مسلمان و فرهنگ خود، تفرقه اندازند و متأسفانه در این کار، به طور کلی، موفق شدهاند (بوازار، 1361، 253 ـ 254).
امروزه اگر دیده میشود موضع برخی از سران کشورهای اسلامی عربی در نحوهی برخورد با رژیم صهیونیستی نه تنها موضع براندازی نیست، بلکه موضع همزیستی کامل و به رسمیت شناخت این رژیم میباشد، بازگشت به تلاشهای استعماری دارد. به تعبیر مقام معظم رهبری:
امروز یکی از بزرگترین مصائب دنیای اسلام این است که دشمنان اسلام کاری کردهاند که آنچه باید وسیلهی اتحاد مسلمین بشود ـ یعنی وجود دشمن، وجود صهیونیستهای غاصب ـ وسیلهی اختلاف آنها شده است. کاری کردهاند که بعضی از دولتهای مسلمان، این را وسیلهای برای قرار گرفتن در مقابل برادران خود بکنند و حقیقتاً اختلاف به وجود بیاید؛ در حالی که بودن چنین دشمنی در قلب کشورهای اسلامی، باید مسلمانان را به هم نزدیک کند؛ جبههی واحد تشکیل بدهد و ید واحد به وجود بیاورد (در دیدار با مسؤولان نظام، 21/4/1377).
انزوای سیاست سازش و نرمش
اما آنچه مسلم است، چنانچه سران این کشورها تجدیدنظر جدی در مواضع خود نکنند، اولا، چارهای جز بازی خوردن و در چنبرهی سیاستهای آمریکا و اسرائیل قرار گرفتن ندارند، و ثانیاً، مطرود امت اسلامی خواهند شد. زیرا همانگونه که مقام معظم رهبری میگویند:
امروز دیگر سران خائن و سازشکار فلسطینفروش فلسطینی، که فارغ از رنج شهروندان یا چادرنشینان، به معاملهی سیاسی و تجارت با سرمایهی فلسطین مشغولند، نمیتوانند سرنوشت آن کشور و ملت را رقم بزنند. سرنوشت فلسطین، در مسجدها و نماز جمعهها و خیابانها و میدانهای سراسر زمینهای اشغالی است که رقم میخورد، و این از برکات اسلام است (حدیث ولایت، ج 3، 226 ـ 227).
ایمان، عامل نهایی پیروزی
بیتردید عامل نهایی پیروزی مسلمین در مبارزه با صهیونیستها نیروی ایمان به خدای یگانه است، که خود مهمترین عامل وحدت و پیوستگی و همبستگی نیز به شمار میآید. زیرا همانگونه که نویسندهی کتاب اسلام در جهان امروز معتقد است:
اصل توحید در قرآن، علاوه بر اعتقاد به یگانگی خدا، عامل رهبری و دستگیری انسانهاست به سوی وحدت و تفاهم جهانی. این دیدگاه اسلام، علاوه بر ترویج عقیدهی توحید، روشنگر ارج نهادن به اندیشههای سیاسی ـ اجتماعی و پیوستگی و تفاهم جهانی در مسیر اتحاد ملل اسلامی است. (همان، 82) و لذا به اعتقاد این نویسنده، با توجه به این که مبارزات ملت فلسطین در سالهای اخیر شکل دینی به خود گرفته است، توانسته همدردی تمامی مسلمین را نسبت به خود برانگیزد، و از طرفی مردم فلسطین نیز به تجربه دریافتهاند پیروزی آنان بر اشغالگران صهیونیست، تنها با اتحاد و همبستگی تمامی مسلمین در دفاع از سرزمین اسلامی قدس میسر است (همان، 66).
نتیجهگیری
با توجه به آنچه گذشت میتوان چنین نتیجه گرفت:
الف ـ استکبار جهانی و دولتهای استعمارگر، از آغاز تا به امروز، رژیم صهیونیستی را به عنوان اهرم فشاری بر روی دولتهای اسلامی و عربی پدید آورده و ذخیره کردهاند و بر آنند که این عامل جرم و جنایت و ناامنی را، به هر شکل ممکن و به هر قیمتی که شده، در حساسترین و از جمله مقدسترین سرزمینهای جهان اسلام برای حفظ منافع خود نگهدارند.
ب ـ در حالی که تمامی دولتها و کشورها در پی آنند که به هر شکل ممکن برای حفظ منافع خود با یکدیگر متحد شوند و برای این کار به تشکیل اتحادیهها و ایجاد پیمانهای نظامی متوسل میشوند، آیا وقت آن نرسیده است که مسلمین با توجه به اشغال بخشی از سرزمینهای اسلامی آنها، از جمله قدس شریف، دست از تفرقه و جدایی و اختلاف برداشته و حول محور آزادسازی قدس شریف، که قبلهگاه اول مسلمین و سرزمین ارزشهای الهی است، با توکل بر خدا و امید به نصر و یاری خدای سبحان گرد هم آیند و دست اتحاد و برادری، که قرآن بر آن توصیه و تأکید نموده است، به یکدیگر بدهند؟
ج ـ ضرورت اتحاد و اتفاق و وحدت و همبستگی، که اسلام منادی آن است و قرآن کریم در آیات فراوانی مسلمین را به آن فرا میخواند، اقتضا میکند که همهی مسلمانان تجاوز هر قدرتی را بر هر نقطه از سرزمین اسلامی، تجاوز بر مسلمانان در شرق و غرب عالم بدانند و معتقد شوند که تمام مسلمانان را در هر وجب از خاک سرزمین اسلام حقی است و واجب است که از آن دفاع کنند. بر مبنای حدیث شریف نبوی «من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم» (حر عاملی، 1403 ق، 591)؛ هر مسلمانی که دادرسی و درخواست کمک و یاری مسلمانی را بشنود که از مسلمانان یاری و نصرت میطلبد، ولی پاسخ شایسته و مناسب به این درخواست ندهد از مسلمانی بهرهای نداشته و از دایرهی مسلمانی خارج است.
بیتردید از مصادیق بارز این حدیث شریف فریاد استغاثه و درخواست کمک ملت مسلمان و مظلوم فلسطین و سرزمین قدس شریف است. از این رو، بر تمامی مسلمین واجب است که با اتحاد و اتفاق خود به حراست و دفاع از سرزمینهای اسلامی برخیزند. امروز ضروریترین و مناسبترین بستر این اتحاد و اتفاق دفاع از قدس شریف است.