دکتر مسعود مطلبی
دستیابی به تکنولوژی هستهای، یکی از سرفصلهای باشکوه تاریخ پیشرفت علمی ایران در دوران رهبری و زعامت حضرت آیتالله العظمی خامنهای است. از دیدگاه مقام معظم رهبری(مدظله العالی) تنها راه حفظ استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی ایران اقتدار علمی است و برای داشتن کشوری مقتدر و نیرومند، راهی جز گسترش دامنه تحقیقات و تعمیق پژوهشهای علمی ــ کاربردی وجود ندارد. از این رو ایشان، در دوران زعامت خود، بویژه در سالهای اخیر، به این مسئله توجه خاصی داشته و تمام تلاش خود را برای ایجاد بسترهای نهضت علمی به کار بسته که مهمترین جلوه آن، فراخوان جنبش نرم افزاری و تولید علم از سوی ایشان به همه مراکز علمی ــ تحقیقاتی، حوزوی و دانشگاهی است.
مطابق راهبردهای حضرت آیتالله خامنهای، که در سند چشم انداز بیست ساله جمهوری اسلامی ایران به خوبی منعکس شده است و افق 1404 را ترسیم مینماید، ایران کشوری توسعه یافته با جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه با اتکا به ارزشهای اسلامی است. در این چارچوب، انرژی هستهای زیربنای توسعه پایدار جمهوری اسلامی ایران و نیز عاملی مهم برای پیشرفت، توسعه و رفاه مردم قلمداد میگردد. با این حال جمهوری اسلامی ایران، بر اساس آموزههای دینی مطابق راهبرد ایشان، اعتقادی به سلاحهای کشتارجمعی و انرژی هستهای غیرصلح آمیز مورد ادعای هژمونی سلطه، بخصوص امریکاییها و اروپاییها، ندارد.
بر این اساس، حضرت آیتالله خامنهای، بارها در مناسبتها و دیدارهای مختلف با ایشان، واقعیات موضوع هستهای جمهوری اسلامی ایران را تبیین نموده است. ایشان در بیانات خود در باب کالبدشکافی بحران هستهای به دو عامل اصلی جنجالسازی مستمر آمریکا در قبال ایران اشاره کرده است: «در 27 سال اخیر و در مقاطع مختلف، نظیر این گونه مسائل مطرح بوده است و اکنون نیز مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران مقتدرتر از هر زمان دیگر، همچون فولاد آب دیده، در مقابل هر فشار و توطئهای پایداری میکنند و با اتکال به خدا، «بهکارگیری عقل و تدبیر» و حفظ وحدت و همدلی، حرکت به سمت فناوریهای پیشرفته، از جمله انرژی هستهای، را ادامه میدهند.»(1).
مقام معظم رهبری تقویت وحدت را راه اصلی مقابله با توطئههای دشمنان میداند و با اشاره به استفاده آمریکا از همه امکانات و طرحها برای نابودی نظام اسلامی، بر این نکته تاکید میکند که «در مقابل این دشمن، باید شالوده مستحکم داخلی را تقویت کنیم که شرط اول آن حفظ اتحاد و یگانگی و همدلی حول محورهایی است که امام و قانون اساسی بر آن تأکید کردهاند؛ یعنی اسلامیت نظام، اصول قانون اساسی و ساختار نظام جمهوری اسلامی با همه ارکان آن»(2).
اکنون فناوری هستهای در ایران بومی شده است و ما برای ادامه راهی که در پیش گرفتهایم نیازی به کسی نداریم. اما رهبری معظم انقلاب با ورود مجدد به این بحث مهم، حرف آخر را به همه دنیا زد و این تصمیم را راهی برگشتناپذیر و کمترین نرمش و عقبنشینی در این مساله را رسماً غیر ممکن اعلام کرد: «مسئله هستهای، خواسته عظیم ملی و حق طبیعی ملت ایران است و جمهوری اسلامی ایران عقب نشینی از این مسئله را به معنای شکستن استقلال کشور میداند که هزینه بسیار گزافی برای ملت ایران خواهد داشت. ... هرگونه عقبنشینی در مقطع کنونی، زنجیرهای تمام نشدنی از فشارها و عقبنشینیهای دیگر را در پی خواهد داشت. بنابراین، این راه برگشت ناپذیر است و دستگاه سیاست خارجی باید از این حق، شجاعانه دفاع کند»(3).
بیانات صریح مقام معظم رهبری در روزهای آغازین سال نو در جمع زائران حرم رضوی(ع)(سال 86)، ضمن اینکه این خطوط قرمز را پررنگتر و عبورناپذیر نمود، جلوه دیگری از دیپلماسی فعال و تهاجمی را به رخ حریف قدار کشید: «اگر قرار باشد بخواهند از شورای امنیت استفاده ابزاری کنند، و بخواهند این حق مسلّم را از این راه ندیده بگیرند، ما تا امروز آنچه را که انجام دادیم، برطبق قوانین بینالمللی انجام دادیم؛ اگر آنها بخواهند بیقانونی کنند، ما هم میتوانیم بیقانونی کنیم و خواهیم کرد. اگر بخواهند با تهدید و اعمال زور و خشونت رفتار کنند، بدون تردید بدانند ملت ایران و مسئولین ایران در مقابل دشمنانی که به آنها تعرض کنند از همه ظرفیت خود برای ضربه زدن استفاده خواهند کرد»(4).
مدیریت اصولگرا؛ ضرورت موفقیت دیپلماسی هستهای:
علمای روابط بین الملل و سیاست بین الملل، بر این نکته تاکید میکنند که سیاست خارجی هر کشور دنباله و ادامه سیاست داخلی آن کشور میباشد. بر این اساس، کشوری در عرصه بینالملل دارای موقعیت خوب و ممتاز و تاثیرگذار است که در داخل از وضعیت مطلوب برخوردار باشد. اگر امروز جمهوری اسلامی ایران از جایگاه عزتمندی در عرصههای بینالمللی برخوردار است، این موقعیت به خاطر وضعیت مناسب و مطلوب داخلی کشور میباشد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در سخنان بسیار مهم خود در جمع مسئولان و کارگزاران نظام، تراکم موفقیتهای بزرگ و پی در پی، بخصوص در زمینه فناوری هستهای و تولید علم، را جزء نقاط مثبت و مهم کشور و نظام دانست و بر جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی در عرصههای بینالمللی در مقطع کنونی به عنوان یکی از این موفقیتها تاکید نمود(5).
حضرت آیتالله خامنهای مدیریت تفکر اصولی اسلام را، که در ادبیات سیاسی کشور از آن با عنوان «اصولگرایی» یاد میشود، از نعمتهای بزرگ پروردگار برشمردند و در بخش دیگری از فرمایشات خود، تثبیت و نهادینه سازی موفقیتها، دستاوردها، و از جمله جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی در عرصه دیپلماسی هستهای را به عنوان یکی از وظایف مسئولان نظام گوشزد کردند(6).
از منظر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، وجود روح امید و نشاط در مردم، اقتدار علمی، روی کار بودن دولتی مصمم و پرکار، پیشرفتهای علمی و توسعه زیرساختهای کشور، از جمله انرژی هستهای، آرامش سیاسی موجود، ناکامی دشمن در ایجاد اختلافات مذهبی، قومی و صنفی، و هماهنگی و همدلی قوای سه گانه، نمونههای مهمی است از نقاط مثبت کشور و نظام. به طور قطع جایگاه عزتمند جمهوری اسلامی، در عرصههای بینالمللی و ب خصوص دیپلماسی هستهای، محصول و نتیجه شرایط مثبت برشمرده شده داخلی است(7) شرایط مثبت کنونی در داخل کشور، عمدتا تحت تاثیر «مدیریت اصولی اسلام» یا به اصطلاح رایج در ادبیات سیاسی کشور، «مدیریت جریان اصولگرا» میباشد.
رهبر معظم انقلاب، وجود چنین مدیریتی را از نعمتهای بزرگ پروردگار میداند. اگر چنین مدیریتی، در ایجاد هماهنگی در قوای سهگانه، برقراری آرامش سیاسی در داخل و ایجاد روح نشاط و امید در مردم، به گونهای اساسی موثر بوده و مجموعه شرایط داخلی، در عرصه سیاست خارجی، جایگاه عزتمندی برای کشور ایجاد نموده، تثبیت این جایگاه عزتمند خارجی، در گرو تثبیت شرایط داخلی است. بنابراین جریان اصولگرا، یا به تعبیر زیبای رهبر معظم انقلاب اسلامی، جریان «اصولگرایی مصلحانه» باید با درک صحیح از شرایط داخلی و بینالمللی، گامهای لازم را برای تثبیت این موقعیت بردارد.
این مهم در شرایطی رخ خواهد داد که احزاب و گروههای سیاسی اصولگرا، با نگاهی موسع و با معیارها و ملاکهای ارائه شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی، برای «اصولگرایی اصلاح طلبانه»، دایره خودیها را بازتعریف نمایند و سازوکارها و مکانیسمهای لازم را برای حرکت منسجم در دیپلماسی هستهای فراهم سازند. بدیهی است که وحدت و همدلی اصولگرایان، برای تثبیت و نهادینهسازی موفقیتها و تداوم فرایندهای کنونی در حوزه سیاست داخلی و به دنبال آن در حوزه سیاست خارجی، خصوصاً با توجه به مسائل هستهای کشورمان، ضرورتی تاریخی به حساب میآید(8).