مهدی سعیدی: روز 15 اردیبهشتماه بار دیگر ملت ایران پای صندوقهای رای آمدند تا نشان دهند در تعیین سرنوشت خود فعالند. طبق آمار تقریبی اعلام شده هنگام نوشتن این یادداشت، بیش از 5 میلیون نفر از مردم در شعبی که انتخابات دور دوم در آنها برگزار میشود برای گزینش 65 کرسی باقیمانده مجلس شورای اسلامی پای صندوقهای رای رفتهاند که در مقایسه با انتخابات پیشین از افزایش قابل ملاحظهای حکایت دارد.
در این میان غایب بزرگ دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی را باید سایتهای اپوزیسیون و ضدانقلاب دانست که تنها نظارهگر خلق حماسهای دیگر توسط ملت بودند! در دور اول انتخابات همانطور که به خاطر داریم ضدانقلاب فرسوده همراه فتنهگران شکست خورده انتخابات 88، با حمایت همهجانبه اربابان صهیونیست و آمریکایی خود، با اتخاذ خط تحریم انتخابات از چندین ماه مانده به 12 اسفند آمده بودند تا نگذارند ملت پای صندوقهای رای بیایند! آنان گمان میکردند با تبلیغات سوء و فضاسازی و افزایش قیمت دلار و سکه و تنگتر کردن تحریمها خواهند توانست پشتوانه مردمی نظام اسلامی را تضعیف کرده و آن را نامشروع جلوه دهند! غافل از آنکه ملت غیور ایران آگاهتر از آن است که فریب این شیادان را خورده و انقلاب مردمی خود را در نیمه راه بدون پشتوانه رها کند!
تبعات حضور 65 درصدی ملت پای صندوقهای رای آنقدر محکم و دشمنشکن بود که اردوگاه ضدانقلاب نتوانست دیگر بار برای دور دوم انتخابات خود را بازسازی کند لذا شاهد آن هستیم که برای انتخابات 15 اردیبهشت دیگر توانی برای عرضاندام باقی نمانده و این سایتها با سکوت خبری از کنار این حماسه بزرگ گذشتند!
انتخابات 15 اردیبهشت در سکوت رسانهای ضدانقلاب و رسانههای بیگانه انجام شد و دیگر از خط تحریم و... خبری نبود. تنها در 3-2 روز مانده به انتخابات بود که شورای هماهنگی سبزها برای خالی نبودن عریضه دست به کار شده تا با صدور بیانیهای بر مواضع شکستخورده پیشین خود مبنی بر عدم شرکت در انتخابات اصرار ورزد! بیانیهای که حتی توسط سایتهای ضدانقلابی چون جرس، خودنویس، روزآنلاین، گویا، بالاترین و... نیز بازتاب چندانی نداشت!
اقدام جالب دیگری که توسط بخشی از ضدانقلاب انجام شد، بازگشت و تنبه از تحریم انتخابات و دعوت از مردم برای شرکت در دور دوم و البته تکرای دادن به علی مطهری! بود. مهدی خزعلی از جمله طراحان این ایده بدیع! بود که بعد از کلی ادعا مبنی بر آنکه «روز جمعه 12 اسفند در خانه خواهم ماند»، در دور دوم اعلام کرد «با تکرای به علی مطهری به جنگ با رژیم خواهیم رفت!» این تاکتیک سوخته که با پارادوکس بزرگی در اردوگاه ضدانقلاب همراه بود، نهتنها برای برون از بنبست ضدانقلاب راهگشا نبود بلکه بر آشفتگی و اختلاف و دعوای ضدانقلاب نیز افزود! برخی در حمایت و برخی در مخالفت با این طرح به جان هم افتادند و یکی خزعلی را خودفرخته به رژیم خواند و مامور وزارت اطلاعات! و دیگری در حمایت از خزعلی بیانیه صادر کرد! واحدی، نماینده کروبی به او تازید و مسعود بهنود و ابراهیم نبوی هجونویس از وی حمایت کردند!
اما واقعیت آن است که نه دکتر علی مطهری آن گزینهای است که ضدانقلاب بتواند به او دلخوش کند و نه ضدانقلاب آنقدر نزد ملت اعتبار دارد که بر رای مطهری بیفزاید! مطهری منتقدی از درون گفتمان اصولگراست که هر چند زبان تندش در برخی موارد اصولگرایان را آزرده و او را با نقدهای جدی مواجه کرده است! اما پیش از آن نیز سالها در نقد لیبرالیسم سیاسی و فرهنگی و جریان اصلاحطلب قلمفرسایی کرده و جدایی خود را از اردوگاه ضدانقلاب اعلام کرده است!
به واقع ضدانقلاب جز درگیری، تشنج و رسوایی! از سیاست سردرگم اتخاذی حاصلی به دست نخواهد آورد، هر چند رادیوی صدای آمریکا نیز در آخرین لحظه به کمک آمده و از تاکتیک «تکرای به علی مطهری» حمایت کند!
اصولگرایان بسیاری را میشناسم که در فهرست 25 نفره خود نام مطهری را هم نوشتهاند چرا که طبق تحلیل خود او را مفید برای مجلس میدانستند! لذا هیچ رابطه معناداری بین رای مطهری و ادعاهای ضدانقلاب و رادیو آمریکا وجود ندارد و آنهایی که در مقام مصادره به مطلوب کردن حضور ملت در انتخابات و «سرقت رای علی مطهری» درآمدهاند، بدانند که رای او نیز متعلق به معتقدان به نظام جمهوری اسلامی است که با شرکت در انتخابات رای به مشروعیت نظام اسلامی نیز میدهند!
این مدعیان گویی فراموش کردهاند که علی مطهری زمانی در دور اول انتخاب مجلس نهم توانست با قریب به 450 هزار رای خود به عنوان نفر چهارم تهران (منهای 5 نفری که مستقیم روانه بهارستان شدند) راهی دور دوم انتخاب شود که خزعلی و همپالکیهایش اعلام کرده بودند روز 12 اسفند در خانه خواهند ماند! امروز نیز در مرحله دوم طبق نتایج اعلامی تا صبح شنبه، رای مطهری به بیش از 450 هزار نخواهد رسید و وی همچنان در جایگاه چهارم منتخبان تهران خواهد ماند! این آمار به خوبی نشان میدهد اظهارات ضدانقلاب و رسانههای بیگانه تاثیری در انتخاب مردم پایتخت نگذاشته است!
ضدانقلاب چارهای جز پذیرش شکست نخواهد داشت و تلاش بخشی از اصحاب فتنه برای جدایی از این اردوگاه و تلاش برای ترمیم چهره مفتضح اصلاحطلبی و بازگشت به درون نظام و حضور معتدلانه در انتخابات ریاستجمهوری دهم حکایت از آن دارد که فتنهگری و اپوزیسیونبازی! به آخر خط رسیده است!