رضا خجسته رحیمی
* در کتاب «کالبدشکافی ذهنیت اصلاحطلبان» که آقای دکتر سلیمی تدوین کردهاند بارزترین نکتهای که خواننده با آن مواجه میشود، اختلاف دیدگاه زیاد کسانی است که به عنوان استراتژیست جریان اصلاحات خوانده میشوند. حتی این گمان به ذهن میآید که درباره بسیاری از مسائل اصلاً مواجهه و بحثی صورت نگرفته که از دل بحث درباره آن تصمیمگیری شود.
مثلاً وقتی در این کتاب دیدگاههای آقایان عبدی، حجاریان، تاجزاده، نبوی و محمدرضا خاتمی را میخوانیم متوجه میشویم که نقاط مشترک چندانی وجود ندارد. حال به عنوان مثال از آقای عبدی سئوال میکنم که استراتژی خروج از حاکمیت را که شما طرح کردید تا چه میزان در جبهه مشارکت مورد گفتوگو قرار گرفت و آیا اصلاً امکان اجماع وجود داشت یا اینکه روند گفتوگو مختل بود و گفتوگویی انجام نمیشد؟
** عبدی: در این مورد خاص در حزب صحبت شد. من استراتژی را مفصل و به صورت مکتوب نوشتم. آقا سعید هم حتماً به یاد دارد.
** حجاریان: منتها من آن زمان مریض بودم. اما یادم هست که بحثهای تو ثبت و جزو اسناد حزب شد.
** عبدی: قبل از آن در دفتر سیاسی من طرح را دادم و مفصل هم توضیح دادم که مبنا و فلسفه آن چیست. هنوز هم آن طرح وجود دارد و من هم یک نسخه دارم که 5 صفحه است و وضعیت روز در آن شرح داده شده است. در قطعنامه سوم مشارکت هم، مضمون آن رأی آورد. اما در مورد اینکه آیا با دیگران و به خصوص آقا سعید درباره آن بحث شد باید به کتابی که آقای پایا منتشر کردهاند به نام «اصلاحات در برابر اصلاحات» مراجعه کرد که در آن آقایان حجاریان، علویتبار و جلاییپور و من مسائلی را طرح کردهایم.
* میخواهم بدانم فارغ از کتابهایی که خارج از چارچوب کار حزبی منتشر میشود، آیا در یک حزب، جایی وجود ندارد که مباحث در آن مطرح و به چالش کشیده شود؟
** عبدی: در قطعنامه سوم مشارکت این مسئله بحث شد و وجود دارد.
* آقای حجاریان، بعد از زندان افتادن آقای عبدی چه اتفاقی افتاد که جبهه مشارکت از قطعنامه سوم فاصله گرفت؟
** حجاریان: حزب از قطعنامه سوم انتقاد کرد و از وضعیت خودش و حتی از عباس هم انتقاد کرد.
** عبدی: انتقاد از من که ایراد ندارد. مشکل انتقاد از خودشان است. شاید دوباره زمانی برسد که از خودشان انتقاد کنند که چرا به قطعنامه عمل نکردهاند.
* آقای حجاریان آیا عملکرد حزبی مثل جبهه مشارکت اینگونه است که بعد از رفتن آقای عبدی به زندان موضعاش تغییر کند؟ آیا در این حزب برنامه بلندمدتی تدوین نشده است که براساس آن برنامه تصمیمگیریها صورت گیرد که با رفتن یک فرد به زندان استراتژیها 180 درجه تغییر نکند؟
** حجاریان: شاید من آن زمان ایران نبودم. وقتی قطعنامه تصویب شد من اصلاً نبودم. عباس، چه زمانی بود؟ من کجا بودم؟
** عبدی: بودید، آمدید و مطلبی ارائه دادید و رفتید. در آخرین کنگره که من بودم شما هم بودید. در افتتاحیه آمدید و صحبتی کردید و رفتید اما در بحثها مشارکتی نداشتید.
* البته سؤال من مشخصاً به آقای حجاریان مربوط نمیشود به طور کلی میپرسم.
** عبدی: باید عمیقتر به قضیه نگاه کرد. تمام آنچه در ایران به عنوان برنامه گفته میشود، اسماً برنامه است. ما در ایران هنوز در مرحله قبل از برنامهریزی هستیم. به عبارت دیگر باید برای برنامه داشتن برنامهریزی کرد. مثلاً حزبی در یک میدان حضور پیدا میکند و از پیاده کردن یک تاکتیک سخن میگوید، اما طرف مقابل روی اصل حضور دعوا دارد. بنابراین علت اینکه چنین اتفاقاتی روی میدهد این است که شرایط پیشبینی نشده جدید روی میدهد و ممکن است عدهای نتوانند سیاستهایی که قبلاً مورد توافق بوده را به دلیل اینکه با سیاستهای جدید همخوانی ندارد و یا با منافع آنها تضاد دارد، دنبال کنند.
* ببینید شرایط کنونی به گونهای است که یک هوادار حزب مشارکت نمیتواند پیشبینی کند که در این حزب چه اتفاقی میتواند بیفتد. تنها یکسری دیدگاههایی میان نخبگان حزبی وجود دارد و مشخص نیست که دستهبندیها چگونه است و نتیجه این میشود که در کتاب کالبدشکافی ذهنیت اصلاحطلبان چندین دیدگاه مختلف درباره حرکت اصلاحات در ایران مشاهده میشود که چه بسا همپوشانی کمی هم با یکدیگر دارند.
لذا برای هوادار مشخص نمیشود که مثلاً در انتخابات آینده کدام دیدگاه قرار است در حزب تصمیمگیرنده باشد. این مسئلهای عمده است که بحث خروج از حاکمیت هم از جمله مظاهر این وضعیت بود. آقای حجاریان شما که در جبهه مشارکت حضور دارید، میتوانید توضیح دهید که آیا برای حل این معضل در جبهه راهکاری اندیشیده شده است؟
** حجاریان: برای اینکه افراد نظرهای خود را بدهند بله. ولی در آنجا رأیگیری میشود. برای هراکسیون سیاسی اعم از بیانیه و انتخابات و... رأیگیری میشود. مبنا اقلیت و اکثریت است. شما میتوانید بگویید که حزب اعتماد ملی عملکردش مشخص و قابل پیشبینی است. کارگزاران هم تا حدودی مشخص است. اما مشکل مشارکت این است که بنیادش جبههای بوده و تنوع در آن زیاد است. لذا شما گاهی دفاع غیرمترقبه میبینید و با قطعنامه سوم مواجه میشوید و به یکباره هم میبینید که حزب از خودش انتقاد میکند و راهبرد را از دستور خارج میکند. مثلاً یکبار رأیگیری میکنند و عباس رأی میآورد و یکبار دیگر رأی میگیرند و مصطفی رأی میآورد.
** عبدی: شما که اینطور درباره مشارکت صحبت میکنی پس چطور انضباط حزبی داری؟ (خنده)
** حجاریان: میخواهم بگویم که مشارکت یک جبهه است.
** عبدی: اینطور هم نیست. بالاخره ساختار و حد و حصری دارد.
** حجاریان: به گمان من واقعاً همان حالت جبههای و غیرقابل پیشبینی را دارد.
* آقای حجاریان شما از حزب کروبی مثال میزنید که پیشبینیپذیر است اما من از حزب دموکرات آمریکا مثال میزنم. در این حزب اوباما و هیلاری کلینتون رقابتی تنگاتنگ با هم را به نمایش میگذارند و در نهایت هم مشخص میشود که کدام فراکسیون شکست میخورد. وقتی همه چیز شفاف باشد این اتفاق نمیافتد که امروز در حزب از ایده آقای عبدی حمایت شود و فردا از ایدهای که 180 درجه با ایده آقای عبدی متفاوت است.
اگر ساختار شیشهای باشد و افراد خود را در این ساختار منضبط کنند، اوضاع ساختارمند شده و تغییرات غیرمترقبه خیلی کم میشود. به گمان من بسته بودن فضا و نپذیرفتن ایده فراکسیونی در جبهه مشارکت این مشکلات را همراه میآورد.
** حجاریان: ببینید فراکسیون باید حول برنامه شکل گیرد. نمیتوان گفت حزب دو فراکسیون شده است. فراکسیون رهبری میخواهد. مشارکت هنوز به مرحله فراکسیون نرسیده است.
** عبدی: اصلاً ایران هنوز به مرحله فراکسیونیسم نرسیده است. فراکسیونیسم وقتی است که دو برنامه بتوانند در ذیل یک حزب عمل بکنند. وقتی دعوا بر سر زمین بازی است حزب نمیتواند دو تا برنامه داشته باشد. در اینجا نه به دو رقیب که به دو گروه دشمن تجزیه میشود. علت اینکه مشارکت به نام جبهه ثبت شد همین بود که ما در آن زمان بستر حزبی نداشتیم. در یک جبهه همه باید جبههای عمل کنند، چون باید اتفاقنظر عام حاکم باشد و لذا نمیتواند دو فراکسیون وجود داشته باشد. فراکسیونیسم مدنظر شما ممکن است در حزبی شکل بگیرد که روی مسائل عام در مقابل دولت یا حزب دیگر اتفاقنظر دارند و تنها روی جزئیات اختلاف دارند.
* یعنی شما فراکسیونیسم در ایران را منتفی و غیرممکن میدانید؟
** عبدی: اصلاً ما در ایران به فراکسیونیسم نرسیدهایم به این دلیل که به تجزیه حزبی منجر میشود.
* حال اگر حزبی مثل جبهه مشارکت با شاخصهای فعلی بماند مهمتر است یا تجزیه حزبی صورت گیرد؟
** عبدی: همینهایی هم که هستند باید یکی شوند. باید روی موضوع عامی وحدت کنند. معنی ندارد که اینهمه حزب داشته باشیم. در ایران کنونی باید موضوعات را محدود کنند و اشتراک خود را بیشتر کنند و حول موضوع مشخص عمل کنند. اکنون تعداد احزاب خیلی زیاد است و نمیتوانند کنار هم بنشینند. احزاب کنونی تاریخچه و هویت متفاوت دارند و با این هویت متفاوت نمیتوانند با هم بنشینند. جالب است بگویم که حتی ما اول که میخواستیم جبهه مشارکت را تشکیل دهیم، میخواستیم عضو سازمان مجاهدین انقلاب شویم اما آنها موافقت نداشتند چون به طور طبیعی ورود این جریان به آن سازمان هویت تاریخی آن که برایشان خیلی مهم بود را با چالش جدی مواجه میکرد.
* پس آقای حجاریان اکنون صحبتی از فراکسیون در جبهه مشارکت نیست؟
** حجاریان: اول برنامه و بعد فراکسیون. همانطور که عباس گفت در ایران اصلا فراکسیون وجود ندارد. کل ایران اکنون بدون برنامه است.