ما به حکم قرآن که وظیفه استماع حرف دیگران و انتخاب بهترین را به ما داد، نباید و نمیتوانیم دیواری بین خودمان و این امواج خروشان ناشی از سونامی توطئه کفر جهانی بکشیم.
بخواهیم یا نخواهیم، اینها وارد زندگی مردم و بخصوص نسل جوان شده و میشود. یک راه چاره در این است که صاحبنظران صالح در این مورد به ممیزی افکار و نوآوریها و بیان فرهنگها و توطئهها بپردازند. خوبها را بپذیرند و بدها را مشخص و معرفی نمایند.
حق پیروز است به شرط اینکه...
اگر چنین حرکت مقدسی صورت گیرد، ممکن است وضع معکوس شود و امت اسلامی بتواند با استفاده از همین ابزار جدید انتقال فکر و اطلاعرسانی، معارف حیاتبخش اسلام و شرق را به درون خانهها و آموزشگاههای غرب و کفر جهانی ببرد. بیتردید در نبرد حق و باطل، حق پیروز است به شرط اینکه درست شناخته و عرضه شود.
بیتردید در اردوگاه مقابل اشکالها، انحرافها، فسادها و بطالتها وجود دارد و افشاگری ما و مقایسه معارف اسلامی با محتویات نادرست فرهنگ آنها باعث درخشش قرآن و سنت اسلام خواهد شد.
روحیه تعصب و لجاجت
خوشبختانه روحیه تعصب و لجاجت در جوانان امروز کمتر است و صفحه دل آنها آمادگی گرفتن مطالب حق و منطبق با فطرت را دارد؛ ولی باید بپذیریم که مطالب ناحق یا آلوده به ناحق و بسیاری از دستساختههای افراد ناصالح یا دشمنان، حتی اگر به نام اسلام و اهل بیت عرضه شود، این خاصیت را نخواهد داشت، بلکه میتواند مایه دوری افراد منصف و حقجو شود.
به پشت سرمان که نگاه میکنم، میبینم:
1ـ اسلام در زمان پیغمبر(ص) توانست در آن محیط جاهلیت و در محاصره قدرتهای تباه شده استبدادی ایران و روم با هدایت مستقیم خداوند و بهرهگیری از وحی مستمر در مدت کوتاهی مدینه فاضلهای متناسب با کشش آن زمان بیافریند که عقل ظاهر و باطن و رسالت ظاهر و باطن سکوی پرواز آن بودند.
2ـ پس از آن در دوران حکام بنیامیه و بنیعباس علیرغم برون رفتن از محور اصلی اداره نظام، مسلمانان با بهرهگیری از سرمایههای عظیم قرآن و سنت بخشی از راه تکامل را ادامه دادند و امروز تجدید حیات تمدن اسلامی آسانتر از آن است. پس چرا امکانپذیر نباشد؟
3ـ در گذشته هم تفکرات باز و بسته در مقابل هم صفآرایی کرده بودند. تفکر خوارج در مقابل تفکر عقلایی اهل بیت، تنازع اشاعره و معتزله، محدثان و فقها، طرفداران انسداد باب اجتهاد در مقابل محققان نوآور، تنازع متناوب و مکرر اخباری و اصولی و در یک کلمه آزاداندیشی در مقابل دگم اندیشی بودند.
با این تفاوت که امروز فضای جوامع انسانی برای پژوهش و تحقیق و دسترسی به آرا و اندیشههای دیگران و انتخاب احسن که روح آزاداندیشی قرآن است، مساعدتر از گذشته است و ندای «فبّشر عباد الذین یستمعون القول فیتّبعون احسنه»(سوره مبارکه زمر، آیات شریفه17و18) لبیکگویان بیشتری دارد و به نظر میرسد که روزافزون است.
رشد ناکافی بخشهای حکومتی فقه
حوزههای علمیه ما در سایه مجاهدتهای علمای سلف، مجاهدتهای پیشتازان انقلاب و نوآوریها و تحجرزدایی امام راحل ظرفیت نظریه پردازیهای عمیق و راهگشا را با اتکا به منابع غنی مکتب اهل بیت دارند و انتظار این است که بزرگان حوزه، بخصوص علمای جوان از این فرصت تاریخی برای تبیین معارف بلند اسلامی و زدودن آلودگیها و رسوبهای ناروایی که حاصل سلیقههای کج یا شیطنتهای عوامل نفوذی و بخصوص کژیهای ناشی از اسرائیلیات است، استفاده کنند.
فقه به اصطلاح سنتی و جواهری از سرمایههای مهم تحقیقات حوزه در تبیین مکتب اهل بیت(ع) است. این فقه متکی به هزار و چهارصد سال تحقیق با بهرهگیری از قرآن و سنت و عقل و رسالههای عملیه مراجع، فرایند انبوهی از پژوهش و بحث و درس است که امروز کار انجام وظایف دینی امت اسلامی را آسان کرده و هر روز هم در مسائل مستحدثه یا تجدیدنظر در مسائل جاری نوآوریهای ارزشمندی دارند؛ اما به خاطر عدم حضور حوزههای علمیه اسلامی در گذشته در متن حکومت و نپرداختن به مسائل حکومتی و سیاسی در حد پرداختن به احوال شخصیه و تکالیف فردی، این بخش رشد مناسب خود را ندارد. دلیل واضح آن حجم کوچک بخشهای حکومتی فقه اعم از سیاسی، اقتصادی، امنیتی، قضایی، فرهنگی و... است.
لزوم کارهای شورایی در هر موضوع
برای این منظور مهم، مطمئنا کارهای فردی و انفرادی خیلی کارگشا نیست، گرچه بیاثر هم نیست؛ ولی همان گونه که در شیوههای امروز قانونگذاری مرسوم است، کارهای همهجانبه شورایی و دستهجمعی با استفاده از همه شخصیتهای محقق در هر موضوع لازم است.
دوران اینکه یک فرد ـ هرچند نابغه و پرکارـ بتواند در مسائل بیشمار پیچیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، علمی و فنی نظر و فتوای مناسب بدهد، گذشته است. شاید در دوران انزوای روحانیت و عدم تقاضای حکومتها و حتی مخالفت آنها، میدان و نیاز اینگونه کارها نبود، اما امروز که نظام اسلامی با مبنای مکتب اهل بیت و با قانون اساسی معتبر شکل گرفته، هم فرصت جدید و هم مسئولیتهای مهم و جدید به وجود آمده است. قطعاً در اینجا نمیخواهم بگویم که شیوه رسالهنویسی و فتاوای انفرادی مراجع مفید نیست، بلکه میگویم کافی نیست.
مطالعات و پژوهشهای همهجانبه
این رسالهنویسی موجود، محصول قرنها کار علمی و تجربه عملی حوزههاست و در تعیین تکلیف افراد و روابط خانوادگی و بسیاری از احوال شخصیه و روابط اجتماعی لازم و ضروری و رو به تکامل است و معمولا به مسائل حکومتی که روزانه دهها فرع و اصل جدید پیدا میکند، نمیپردازند؛ ولی مسائل پیچیده حکومتی در همه ابعاد سیاسی، مدیریتی، فرهنگی، اقتصادی، سیاست داخلی و خارجی با پیشرفت علوم انسانی و سیاسی و ارتباط تنگاتنگ جامعه اسلامی با سایر جوامع و وجود مقررات بینالمللی در همه شئون زندگی و لازم الاتباع شدن آنها و سیر طبیعی بشریت به سوی جهانی شدن و... نیاز به مطالعات و پژوهشهای همهجانبهای دارد که از شوراها و مجموعههای عالم و متخصص و دارای امکانات جامع تحقیقات برمیآید و نمی توان فقط با اشاره یک یا چند روایت، در این گونه مسائل نظر داد. ادامه دارد...