تاریخ انتشار : ۲۰ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۴۲۷۳۳
چالش ایران و اعراب به کجا می‌انجامد؟

توطئه‌های اعراب


پروین طالبیان
در 21 آوریل 1622، با رشادت «امام قلی خان امیرالامرای فارس»، به 117 سال تسلط جابرانه پرتغالی‌ها بر جزایر خلیج فارس خاتمه داده شد.
خلیج فارس از نظر ژئوپولیتیک، تجارت، نفت، گاز، کشتیرانی، ماهی گیری در طول تاریخ گلوگاه مهمی‌در دنیا محسوب می‌شده و هم اکنون نیز شاهرگ اقتصاد دنیا در این منطقه قرار دارد. خلیج‌فارس به پیوستگاه و ته آب اروندرود در خرمشهر و بصره تا رأس مسندام در شمال عمان اطلاق می‌شود. این پهنه آبی قدیمی‌ترین دریایی است که بشر آن را می‌شناخته است. این پهنه آبی گهواره تمدن جهان و از اولین زیستگاه‌های بشر محسوب می‌شود.
ساکنان این دریا کشتی را اختراع و خاور و باختر را به هم پیوند داده‌اند. در جغرافیای قدیم دریای پارس یکی از بزرگ ترین دریاها از 4 دریایی بود که شناخته شده بود اما اکنون پهنه آبی را که خلیج‌فارس می‌نامند خلیجی با 1000 کیلومتر مربع طول و بیشتر از 240 کیلومتر مربع عرض است. پس از سفر محمود احمدی‌نژاد به استان بوشهر در یک قدمی خلیج فارس و جزیره ابوموسی خشم اماراتی‌ها برانگیخته شد در حالی که حتی اسناد بین‌المللی هم از مالکیت ایرانی آن حکایت دارد.
در آخرین واکنش‌ها شورای همکاری خلیج فارس برای حمایت از آنها نشست اضطراری تشکلیل می‌دهد و اتحادیه عرب نیز برای دستیابی به یک نظر واحد در خصوص جزایر ایران جلسه ای را برگزار می‌کند.وزیران خارجه اتحادیه عرب نیز در این نشست اضطراری با صدور بیانیه‌ای از مواضع دولت امارات درباره جزایر سه‌گانه اعلام حمایت کردند. در بیانیه اتحادیه عرب ضمن محکومیت کامل سفر محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران به جزیره ابوموسی به عنوان نقض حاکمیت دولت امارات بر جزایر سه‌گانه، از تمامی‌اقدامات و وسایل صلح آمیز مورد استفاده امارات برای بازگرداندن حاکمیت خود بر جزایر سه‌گانه اعلام حمایت شده است.
در این بیانیه با اعلام حمایت کامل از امارات در نزاع خود با ایران در زمینه جزایر سه‌گانه از تهران خواسته شده تا از طریق مذاکره یا مراجعه به دادگاه بین‌المللی لاهه به حل مسالمت آمیز این مسئله بپردازد. وزیران خارجه اتحادیه عرب در بیانیه خود ضمن تایید مالکیت امارات بر جزایر سه‌گانه مدعی اشغال این جزایر توسط ایران شدند.
آنها همچنین با صدور قطعنامه ای اعلام کردند استقرار سلاح‌های پیشرفته ایران در جزایر سه‌گانه به عنوان نقض گسترده حاکمیت دولت امارات واقدامی‌تحریک‌آمیز است که به اعتمادسازی کمکی نمی‌کند بلکه تهدید کننده امنیت و ثبات در منطقه است و امنیت و دریانوردی منطقه ای و بین‌المللی در خلیج‌فارس را در معرض خطر قرار می‌دهد. در این قطعنامه مانورهای نظامی‌ایران در جزایر سه گانه محکوم شده و از همه کشورهای عربی خواسته شده تا در ارتباطات و تماس‌های خود با ایران مسئله جزایر سه‌گانه را مطرح کنند.این ایستادن اتحادیه عرب در مقابل ایران با توجه به حساسیت خلیج همیشه فارس برای کشورمان، قابل تامل است. عرب‌ها می خواهند برای ایران شمشیر را از رو ببندند.
عربستان از تحریم نفتی ایران حمایت می‌کند و می‌گوید نفت جایگزین نفت ایران را تولید و روانه بازارهای جهانی می کند. عرب‌ها به مخالفان سوریه کمک می‌کنند و به آنها سلاح می‌رساند در صورتی که این امر از سوی ایران محکوم می‌شود.اینکه کشورهایی که همگی دین واحد اسلام را تبعیت می کنند و مرزهای مشترک سیاسی و اقتصادی گره خورده‌ای با هم دارند چرا امروز در مقابل ایران و رویکردهایش قد اعلم کرده اند را کسی به روشنی نمی‌داند.
سابقه رابطه میان ایران و اعراب همواره دارای دو بعد در عیان و در خفا بوده است. بازیگرانی که در نقش سیاستمداران جهان عرب با لباس‌های سنتی خود در تهران حاضر شدند و مقابل دوربین‌ها دست دولتمردان ایرانی را در دست گرفته و از تعمیق روابط سخن گفتند، در پشت پرده سودای نابودی ایران را در سر داشتند. افشاگری‌های ویکی لیکس تنها یکی از آینه‌های تمام نمای خصومتی بود که اعراب در پشت پرده با ایران داشته و دارند.این بار اما موج تحولات در خاورمیانه و کشورهای شمال آفریقا به گونه ای پیش رفت که اعراب تصمیم گرفتند شمشیر پنهان شده در غلاف را عیان کنند.
روزی که در تونس جرقه خیزش‌های عمومی‌‌به ظاهر و در شکل نمادین آن با خودسوزی یک فروشنده دروه گرد به نشانه اعتراض به سیستم حکومتی زده شد هیچ کس باور نمی‌کرد که حتی این اعتراض‌های عمومی‌‌در تونس به وداع بن علی از قدرت منتهی شود. بن علی رفت اما شیطنت‌های الجزیره تا بدانجا تب انقلاب را در دل جوانان عرب زنده کرد که دومینوی تغییرات در خاورمیانه شکل عملی به خود گرفت.بازی به مصر که رسید نفس اعراب بخصوص خاندان سعود در عربستان در سینه حبس شد. حسنی مبارک به دلیل موافقت با طرح آشتی با اسرائیل و البته مخالفت عیان با ایران برای اعراب که ماسک دوستی با تهران بر چهره داشتند، قهرمانی بود خوش قد و بالا.
در کمال ناباوری حمایت رفیق شفیق و استراتژیک مصری‌ها یعنی ایالات متحده از حسنی مبارک تنها چند روز طول کشید و باراک اوباما دموکرات که جمعیت را در میدان تحریر قاهره دید به این باور رسید که باید پشت مبارک را خالی کرده و تخم مرغ‌ها را از سبد وی خارج کند.خاندان سعود که با بهت، این معامله بی سابقه واشنگتن با قاهره را به نظاره نشسته بودند گمان می‌کردند که بازی در مصر به پایان خواهد رسید. ناگهان اما زنگ‌ها در بحرین و البته شرق عربستان به صدا درآمد.
خاندان سعود این بار منتظر ناز و کرشمه پردازی‌های ایالات متحده نماند و نیروهای خود را در قالب عضو شورای همکاری خلیج‌فارس به منامه فرستاد.این بازی درست در زمانی به نیمه دوم و این بار در زمین منامه رسید که آمریکایی‌ها در لیبی در حال بمباران طرابلس و تلاش برای بیرون راندن قذافی بودند.
شبکه الجزیره تصاویر کشتار مردم بنغازی و معترضان در لیبی را بیست و چهار ساعته پوشش داد اما دریغ از پوشش خبری در خور این شبکه از حوادث بحرین. شیعیانی که در بحرین اکثریت را در اختیار دارند اما عملا به عزلت نشینی در بعد سیاسی و اقتصادی گرفتار آمده اند، ابتدا بر لزوم اصلاحات تاکید داشتند. جنایت خاندان آل خلیفه تا بدان‌جا بالا گرفت که اکنون اعضای اپوزیسیون داغ عزیزان خود را بر سینه دارند و نمی‌توانند حاکمیت قاتلان قربانیان بر خود را تحمل کنند.
در این میان عربستان سعودی برای توجیه حضور در بحرین دست به دامان ایران شد. ایران، بهانه ای بود خوب تا حضور نیروهای نظامی‌‌دیگر کشورهای عربی در منامه توجیه شود. اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس در چند نشست چندین بار بیانیه‌های شدید‌اللحن در خصوص ایران صادر کردند. تهران به دخالت در امور داخلی بحرین متهم شد و البته شوراندن شیعیان عربستان سعودی. این اتهام‌زنی‌ها تنها در حد جدال لفظی باقی ماند و هیچ گاه خاندان سعود نتوانستند با مدارک مستدل دخالت نظامی‌‌یا راهبردی ایران در ناآرامی‌های بحرین را اثبات کنند.
تنش در رابطه میان ایران و عربستان به بالاترین حد خود رسیده است. در هر دو کشور دو گروه در خصوص این ناآرامی‌ها اظهارنظر می‌کنند. طیفی که خواهان در روز شمشیر کشیدن بر هم هستند و حتی تهدید به جنگ می‌کنند و گروه میانه رویی که بر لزوم عقلانیت سیاسی در مواجهه دو همسایه و برادر دینی تاکید دارند.
کم نیستند تحلیل‌گرانی که ادعا می‌کنند ایران با دور نگاه داشتن دست نظامی‌‌خود از ماجراها در منامه در دراز مدت برنده این میدان خواهد بود و ریاض با آلوده کردن دست خود به خون مسلمانان در منامه تنها و تنها شکست را تجربه خواهد کرد.
رهبری جبهه عربی تازه شکل گرفته مقابل ایران را این بار عربستان سعودی در اختیار دارد. کشوری که با افول شاید موقت مصر در صحنه راهبردی جهان عرب به نوعی حرفی برای گفتن و نقشی برای ایفا کردن برای خود تعریف کرده است. اگر تا دیروز پشت خاندان سعود در ریاض و آل خلیفه در بحرین به روسای جمهوری آمریکا گرم بود اکنون در کاخ سفید مردی نشسته است که برای پیروزی در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری کشورش دورخیز بلندی دارد و نمی‌تواند با حمایت از دیکتاتورهای جهان عرب کارنامه خود را با دستان خود سیاه کند.
یکی از آثار تحولات کشورهای عربی بر تفکر استراتژیک ایران، رونق گرفتن این برداشت بوده است که سرنگونی الیگارشی‌ها و جایگزینی آنها توسط رژیم‌های دموکراتیک، محیط امنیتی ایران را بهبود خواهد داد. از آنجایی یکی از دلایل اتحاد همسایگان عرب ایران با آمریکا، بازیچه قرار گرفتن آنها از جانب ایالات متحده در راه حفظ وضع موجود در این کشورهاست، تغییر رژیم‌های سیاسی به این فرض دامن می‌زند که اگر حکومت‌های مردمی‌قدرت را به دست بگیرند، ناگزیر همسویی بیشتری با ایران خواهند داشت.این شیوه آینده‌نگری به چهار دلیل درست نیست.
نخست آنکه نتیجه گرفتن استقرار دموکراسی از دگرگونی‌های کشورهای عربی بسیار عجولانه است. همانطور که بارها گفته شده، از قلب چنین تحولاتی می‌تواند حکومت‌های سرسخت و انعطاف‌ناپذیری سربرآورد که تفسیری مضیق از اسلام و مخالف با اسلام سیاسی مورد نظر ایران را به دست دهند. دوم آنکه، عدم اطمینان به ثبات شرایط سیاسی در کشورهای دیگر موجب می‌شود که هیچ کشوری قادر نباشد روی دموکراسی ماندن سایر کشورها برای مدتی نامعلوم حساب کند.
دموکراسی‌ها همواره در معرض فساد، اضمحلال و ربودن قدرت توسط الیگارشی‌های تازه به دوران رسیده قرار دارند. بنابراین به صرف آنکه دموکراسی در کشوری برقرار شود، دلیل قانع کننده‌ای برای همسویی میان کشورها در بلند مدت ارائه نمی‌دهد.سومین نکته به ابهام ذاتی در ارتباط نظری میان میزان مشابهت نظام‌های سیاسی و افزایش ضریب صلح و همکاری میان ملت‌ها بازمی‌گردد.
طبق این ابهام معلوم نیست که نظام‌های سیاسی چقدر باید شبیه هم باشند تا انتظار داشته باشیم که ترجیحات، منافع و رفتارهای مشابهی را که منجر به همسویی دائمی‌شود، برگزینند. اهمیت این پرسش به ویژه هنگامی‌که به تنوع اسلام‌های سیاسی و عدم توافق کلی پیرامون ماهیت کارکرد اسلام در نظام سیاسی توجه داشته باشیم، بیشتر هم می‌شود.ایراد چهارم، تکرار همان مشکل قدیمی‌تاثیرات جزیی همگونی نظام‌های سیاسی در ارتقای همکاری و استقرار صلح پایدار میان آنهاست.
گزاره کلیشه «دموکراسی‌ها هرگز با هم نمی‌جنگند»، مدت‌های طولانی مورد توجه رهبران ایالات متحده و اخیراً محققان و سیاستمداران اروپایی بوده که هنوز در شوق موفقیت‌های پروسه وحدت اروپا به سر می‌برند. هیچکدام از اینان به یاد نداشتند که آمریکای دموکراتیک با بریتانیای دموکراتیک در 1776 و 1812 و با فرانسه دموکراتیک در 1793 و 1795 و با مکزیک در 1848 که در آن زمان یک دموکراسی قابل توجه شمرده می‌شد، وارد جنگ شده بودند.
پس از آن دوران نیز ده‌ها کشور دموکراتیک اروپایی مانند یونان و ترکیه با یکدیگر وارد منازعه شدند.ایران تنها در یک صورت می‌تواند از تشدید رقابت‌های امنیتی در آینده جلوگیری کند. در شرایطی که ایران بتواند بلحاظ نظامی‌مقام هژمون در خلیج‌فارس را بدست آورد و همزمان ایالات متحده را به عنوان موازنه دهنده از خلیج‌فارس بیرون براند، قادر خواهد بود، همسایگان عرب را با ایده ژئوپولیتیکی خود همراه سازد. این همان اقدامی‌بود که ایالات متحده در 1890، روسیه کمونیستی در 1930 و به ترتیب در نیم‌کره غربی، اروپای شرقی انجام دادند.
چین هم اکنون می‌کوشد با بیرون راندن ایالات متحده از پاسیفیک شمالی هژمونی لازم را در این منطقه بدست آورد. ایران باید هزینه‌های سیاسی و تکنولوژیک موازنه را برای کشورهای عربی و ایالات متحده آمریکا تاسرحد امکان افزایش دهد. این همان هدفی است که در سال‌های آتی ایران باید در پی تدارک آن باشد. برای اینکه توطئه‌های عرب‌ها در مقابل ایران خنثی شود باید هوشیاری بیشتری از سوی مسئولان کشورمان شاهد باشیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات