حمید خوشآیند
نظام منطقهای خاورمیانه هفت منطقه حیاتی را در خود جای داده است که «کرکوک» به لحاظ موقعیت راهبردی و شرایط ویژهای که از آن برخوردار است یکی از استراتژیک ترین این مناطق به شمار میرود. در علوم سیاسی «تأثیر جغرافیا بر سیاست» را «ژئوپولیتیک» مینامند، بنابراین این مسئله را درباره کرکوک به روشنی میتوان مشاهده کرد چرا که موقعیت خاص جغرافیایی و جایگاه ممتاز استراتژیکی آن همواره به عنوان یکی از متغیرهای اصلی در تعیین مبادلات درون ساختاری و قواعد برون ساختاری در عراق به حساب رفته و از دیرباز منازعات گوناگونی را در سطوح مختلف در برگرفته است.
در حال حاضر شهر کرکوک که کردها از آن تحت عنوان «پایتخت معنوی» و «اورشلیم» کردها یاد میکنند، از آن رو اهمیت استراتژیکی یافته است که مسئولان اقلیم کردستان عراق عزم خود را جزم کردهاند تا به هر نحوی این شهر نفت خیز را به منطقه خود مختار کردستان الحاق کنند، حال چه از طریق گفتوگو و چانه زنی و چه از طریق ترور و وحشت، چرا که ماهیت چینه بندی قدرت سیاسی در عراق، اساسا هرگزینه را ممکن ساخته است. در واقع کیفیت تحرکات کردی و پتانسیلهای موجود در اقوام کرد برای تشکیل کشوری مستقل در شمال عراق که کرکوک بخش لاینفکی از آن باشد، به مرور رو به افزایش است.
منطقه کرکوک به مرکزیت شهر کرکوک یکی از 18 استان عراق است که بیش از 45 درصد ذخایر نفتی شناخته شده در این کشور را در خود جای داده است که به تنهایی با کل ذخایر نفتی شناخته شده قاره اروپا برابری میکند. در گذر تاریخ، میتوان تاریخ کرکوک را به پنج دوره مجزا تقسیم کرد. دوره اول سالهای قبل از 1920 را در بر میگیرد و به دوران امپراتوری عثمانی بر میگردد. قدرت متمرکز و یکپارچه پادشاهان عثمانی در این دوره، هرگونه جست و خیزی را در میان همه اقوام و از جمله کردها، بیمعنا کرده و اجازه تحرک برای قومیت های مختلف را باقی نمیگذارد.
هویت خواهی و مرزکشیهای سیاسی و جغرافیایی و گرایش های گریز از مرکز در این دوره اساساً محلی از اعراب ندارد. تجزیه امپراتوری عثمانی در سال 1920 موجب تولد نوزاد «عجیب الخلقهای» به نام عراق میشود. بنابراین از 1920 و همزمان با فروپاشی عثمانی، دوره دوم تاریخ کرکوک شروع میشود و تا سال 1975 ادامه مییابد. سیاست حکومت عراق در این دوره که مبتنی بر بسط ارزشهای عربی و نفی و طرد هویت کردی بود، برای نخستین بار تخم تنازع قومیتی را بارور میسازد.
در این مقطع که تا به قدرت رسیدن بعثیها در عراق ادامه دارد، کردها به خیزش های پراکنده ای به رهبری ملامصطفی بارزانی و اسماعیل آقا سیمکو مبادرت میورزند که به علت پیوندهای امنیتی مسلط بین بازیگران دولتی منطقه از جمله عراق و ایران و ترکیه، هرگونه تحرک از چریکهای کرد سلب میشود. دوره سوم از سال 1978 شروع شده و تا سال 1991یعنی تسلیم صدام در مقابل نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا ادامه مییابد.
در طول این 13 سال کردها تاریکتریندوران حیات خویش را سپری میکنند، چرا که سیاست صدام مبنی بر یکسانسازی قومیتی در عراق، موجب میشود که وی از طریق سلسله عملیاتهای انفالی و سیاستهای خشونت طلبانه، صدها روستای کرد را با خاک یکسان ساخته و موجب قتل و کشتار و آوارگی میلیون ها نفر کرد شود. در همین سالها بود که سیاست «تعریب» یا عربی سازی کرکوک به معرض اجرا گذاشته میشود و در این راستا کردها از این منطقه اخراج و با تعداد قابل توجهی از اعراب شیعه و سنی جایگزین میشوند. دوره چهارم سالهای بین 1991 تا 2003 را در بر میگیرد.
در طول این 12 سال قدرت های بزرگ بدنبال جایگزینی مناسب برای صدام هستند، بنابراین وی را در مرکز محبوس کرده و در راستای سیاست اعمال فشار برصدام، قانون پرواز ممنوع را در عراق پیاده میسازند. این دوره 12 ساله را میتوان دوران «گشایش امنیت شمال عراق» نامید که موجب میشود کردها به خانه و کاشانه خود بازگشته و تنش با اعراب شیعه و سنی را از سرگیرند. کرکوک در این دوره که با اقدامات صدام عربی شده بود، به کانون تضاد و تعارض و مرکز تنازعات قومیتبدیل میشود و در این راستا کردها سعی میکنند با بازیابی و بازسازی استانهای سلیمانیه، اربیل و دهوک، شهر و حومه کرکوک را هم در دست بگیرند.
دوره پنجم با حمله آمریکا و متحدانش به عراق در سال 2003 میشود. دستگیری و اعدام صدام در این دوره، «بهار آزادی» را برای شمال عراق به ارمغان میآورد. فضای حاصل از آزادی در این مقطع باعث میشود که جلال طالبانی و مسعود بارزانی رهبران دو جبهه کلان اتحادیه میهنی و حزب دموکرات، راه سازش در پیش گرفته و پس از سالها جنگ و درگیری، در مقابل صلح و همزیستی مسالمت آمیز، سر تعظیم فرود آورند. با اعلام خودمختاری اقلیم کردستان و رسمیت یافتن زبان کردی در کنار زبان عربی، کرکوک یک بار دیگر در کانون توجه قرار میگیرد و اعتباری حیاتی مییابد.
کردها در ادامه سلسله موفقیت هایی که در این دوره کسب کردهاند، مجددا تلاش هایشان را مبنی بر الحاق کرکوک که بیش از 40 میلیارد بشکه نفت خام را در چاههای نفتی خود جای داده است، معطوف ساختهاند. زمان به نفع کردها بوده و اوضاع مطابق میل آنها پیش میرود. چرا که نیروهای مدافع کردی شدن کرکوک امتیازات ممتازی در دست دارند که به عنوان برگهای برنده میتوان آنها را رو کرد.
خرد رهبری فعالان کردی در عراق، جمعیت بیشتر و تراکم بالای جمعیت کردها در کرکوک، ناتوانی مخالفان کرد، درگیری قدرت های مخالف کردها در پروژه های دیگر و نهایتاً همسویی مطالبه کردها باگفتمان مسلط بین المللی از قبیل حقوق شهروندی، حقوق اقلیت ها، آزادی سرزمینی و... مهمترین این امتیازات است که محققاً در تعیین چشم انداز منطقه کرکوک به نفع کردها مؤثر خواهد بود. ولی به هر حال نباید فراموش کرد که منطقه کرکوک به لحاظ شرایط ویژه ای که دارد از ماهیتی مبهم برخورداراست. حال با این اوصاف سؤال این است که آیا کرکوک به حیات معماگونه خود پایان خواهد داد و به وضعیتی مشخص و پایدار از طریق بازیابی هویت واقعی خویش دست خواهد یافت؟