تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۰  ، 
کد خبر : ۲۴۲۷۴۴

جمهوری آذربایجان و شیطنت آتشین


امین فرزامی
از چند‌ ماه گذشته که منافقین تروریست مستقر در عراق با فشارهای سنگین دولت عراق و خواسته به حق ملت مظلوم آن کشور که عمیقا زخم خورده منافقین هستند ملزم به ترک ضرب‌الاجلی خاک عراق شده‌اند‌، حامیان فرقه شیطانی رجوی دچار یک سر‌درگمی سیاسی- نظامی شده‌اند. از یک سو پذیرش این تروریست‌ها در هر یک از کشورهای اروپایی یک تهدید جدی محسوب شده و طبعا از زوایای مختلفی امنیت داخلی اروپاییان را با آسیب‌های جدی مواجه می‌سازد و از سوی دیگر تاکنون نیز فشارهای وارده بر دولت عراق برای راضی‌سازی عراقی‌ها برای صرفنظر از این تصمیم راهبردی راه به جایی نبرده است و عملا نیز با وجود رایزنی‌های وسیع صهیونیست‌ها هیچ کشور‌ی حاضر به پذیرش این جنایتکاران جنگی و عمله‌های خونریز رژیم بعثی صدام نشده است.
مناطق مرزی اردن با عراق تنها محل ممکنه‌ای است که با فشار صهیونیست‌ها برای استقرار منافقین در نظر گرفته شده است. پرونده منافقین به قدری تاریک و سیاه است که حتی رژیم غاصب اسرائیل هم که خود مبدع تروریسم دولتی است به شکل علنی از پذیرش اعضای این فرقه امتناع می‌ورزد. طبعا با اصرار حکیمانه عراقی‌ها برای اخراج تروریست‌ها از کشور‌شان تهیه یک محل استراتژیک برای استقرار منافقین به یکی از دغدغه‌های اصلی مثلث شوم «‌صهیونیست‌ها‌، اتحادیه اروپایی و آمریکا‌» مبدل شده است. در چند ‌ماه گذشته اخبار محدودی درباره انتخاب خاک کشور آذربایجان در همسایگی ایران برای استقرار منافقین به شکلی ضمنی و گذرا از برخی محافل سیاسی به گوش می‌رسید که در هفته‌های اخیر نشر عمومی این خبر افزایش چشمگیری داشته است و در این میان دول اروپایی که اشتیاق قابل تاملی را در نزد دولتمردان جمهوری آذربایجان برای پذیرش تروریست‌های منافق و مستقر کردن آنان در پایگاه‌های متروکه نظامی آن کشور ملاحظه کرده‌اند کمی جدی‌تر به طرح عریان این خبر پرداخته‌اند تا با ارزیابی بازخوردهای نشر عمومی این خبر در منطقه به یک نتیجه‌گیری اساسی دست پیدا کنند.
تحلیل رخدادهای سیاسی چند سال اخیر آذربایجان موید این حقیقت است که سران این جمهوری به خوبی از میزان علاقه مردم آذربایجان به ایران اسلامی و صدور اصول متعالی انقلاب اسلامی در کشور شیعی آذربایجان آگاه بوده و از استمرار کیفی این روند بشدت در هراسند. دولتمردان مستبد آذربایجانی که بر اساس یافته‌های دقیق اجتماعی، کشور خویش را دستخوش تحولات قریب‌الوقوعی می‌بینند برای مقابله خشن با مجموع اعتراضات فراگیرداخلی چاره کار را در تشکیل یک نیروی ضربتی خارجی بی‌رحم اما کم‌هزینه جست‌وجو می‌کنند‌. نیروی‌های تروریستی که اتفاقا در این بخش بسیار کار‌آزموده بوده و در جریان درگیری‌های نظامی صدام با شیعیان جنوب عراق عملکرد قابل قبولی(!) از خود نشان داده‌اند و در حال حاضر نیز در قبال انجام جنایات مشابه تنها به دریافت یک سرپناه دلخوشند.
همچنین می‌توان گفت که دولتمردان آذربایجانی برای فرافکنی مشکلات حاد داخلی خویش تلاش گسترده‌ای دارند تا با پناه دادن به تروریست‌های آواره ضمن تضمین آینده سیاسی خود‌، بخشی از کینه تاریخی خویش را نسبت به تشیع علوی و ایران اسلامی به نمایش بگذارند. اگر‌چه اجرای چنین تصمیمی در عمل تقریبا ناممکن نشان داده و یقینا خود مردم آذربایجان از چنان شعور سیاسی- اجتماعی برخوردارند که به شکلی یکپارچه به مقابله با این تصمیم برخواهند خاست اما فارغ از عکس‌العمل‌های قابل پیش‌بینی مردم آذربایجان باید گفت عملا استقرار منافقین در خاک آذربایجان عواقب سوء و جبران‌ناپذیری را برای دولت آذربایجان در پی خواهد داشت که پاسخ مقتدرانه ایران به این شیطنت‌ها تنها یکی از این عواقب سوء ‌احتمالی می‌تواند باشد اما به هر حال نباید احتمال وقوع چنین خبط سیاسی‌- نظامی را از نظر دور داشت، چرا‌که دولتمردان آذربایجان در طول چند سال اخیر و بویژه در متن جنگ قره‌باغ عملا نشان داده‌اند که منافع ملی‌- ارضی برای آنان هیچ شأنیتی نداشته و برای آنان تنها تکیه بر اریکه قدرت در سایه حمایت‌های ذلت‌بار دول خارجی دارای اهمیت است.
در حال حاضر یادآوری گوشه کوچکی از رشادت‌های ملت ایران در طول 8 سال دفاع مقدس جواب محکمی برای این شیطنت احتمالی «علی‌اف‌ها»که ریزه‌خوار «ایلچی‌بیگ‌ها» هستند به حساب می‌آید. از منظر تاریخی تنها 20 سال از تاسیس جمهوری سکولار آذربایجان می‌گذرد و تا یکصد سال پیش آن کشور کاملا به ایران بزرگ تعلق داشت و متاسفانه مجموع خاک آذربایجان در جریان معاهده‌ ننگین گلستان و ترکمنچای‌ به‌ همراه‌ دیگر شهرهای‌ قفقاز‌جنوبی از خاک‌ ایران‌ جدا شده و به‌ روسیه‌ تزاری‌ ملحق‌ شد که در نهایت نیز «اتحاد جماهیر شوروی‌» میراث‌دار این‌ تغییرات‌ استعماری شد. سران جمهوری آذربایجان که ‌ از سال ۲۰۰۱ میلادی به عضویت شورای اروپا درآمده ‌است می‌کوشند با خوش‌خدمتی به صهیونیسم بین‌المللی، وفاداری خویش را به اصول غیر‌انسانی ماسون‌ها به نمایش بگذارند و چند صباحی بیشتر به حکومت متزلزل خویش دوام بخشند اما تاریخ حکم می‌کند که هیچ مستبدی با اتکا به دول خارجی عمر طولانی نداشته است‌.
آذربایجان کشوری کوچک با 8 میلیون جمعیت است که در منطقه جغرافیایی قفقاز و در گذرگاه اروپا و آسیای جنوب غربی و در کنار دریای خزر قرار دارد و بیش از ‌70‌ درصد مردم‌ آن شیعه هستند. اگر چه جمهوری ‌ آذربایجان‌ در مقایسه‌ با جمهوری‌های‌ تازه‌ استقلال‌یافته‌ اطراف‌ خود در اثر بهره‌برداری‌ از منابع نفتی‌ و سرمایه‌گذاری‌ خارجی‌، توسعه‌ نسبتا بیشتری‌ پیدا کرده ‌است‌‌ اما با این وجود فساد اداری‌، رشوه‌گیری‌های گسترده علنی‌، تورم‌ فزاینده‌ و استبداد سیاسی حاکم بر جمهوری‌ آذربایجان فشارهای‌ سهمگینی را به‌طور روزمره بر عامه مردم وارد می‌سازد که مردم نیز ناچارا از هر فرصتی برای بروز دادن اعتراضات خود علیه دولتمردان کنونی آذربایجان که به شکلی شبه‌سلطنتی امورات را در اختیار گرفته‌اند نشان می‌دهند.
در این میان تعلق حاکمیتی کشور آذربایجان به ایران و وابستگی‌های عمیق ارضی‌- فرهنگی مردم آذربایجان به ایران ‌ اسلامی بر پیچیدگی معادلات پیش‌رو می‌افزاید و طبیعی است که در چنین شرایطی سران آذربایجان محکوم به رعایت قواعد بازی‌ای هستند که جمهوری اسلامی و ملت رشید آن تنها بازیگر مقتدر آن هستند. به نظر می‌رسد برخی دول متخاصم با ایران تلاش دارند با لطایف‌الحیلی سران دولت آذربایجان را وارد یک مخمصه سیاسی- نظامی بکنند یگانه نتیجه قطعی آن فروپاشی دولت «الهام علی‌اف» است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات