* جایگاه قانونی نامه یی که رییس جمهور به آیت الله شاهرودی نوشتند و قانون نظارت بر نمایندگان که از سوی شورای نگهبان تایید شده بود را مغایر قانون اساسی دانستند چیست؟
** در این مورد دو مساله وجود دارد: یک نگاه به جزییات و یک نگاه به کلیات. اگر نگاه مان به جزییات باشد باید سوال کنیم که آیا احمدی نژاد می تواند بر عملکرد شورای نگهبان دخل و تصرف کند؟ امرو نهی کند؟ می تواند در مجمع تشخیص شرکت کند؟ اما در مساله کلی سوال این است که آیا حسب قانون اساسی ما به رسمیت می شناسیم که رییس جمهور متولی حسن اجرای قانون اساسی است یا نه؟
اگر بپذیریم قانون اساسی این قدرت را به رییس جمهور داده که رییس جمهور اختیار نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی را داشته باشد پس ایشان می تواند بر کل نهادها نظارت کند. به عبارت دیگر اگر بپذیریم در صورتی که رییس جمهور تشخیص بدهد یکی از زیرمجموعه های نظام، حسب مسوولیت و اختیاراتش در قانون عمل نمی کند، رییس جمهور باید دخالت کند یا نه؟ من معتقدم این حق رییس جمهور است و هر کس هم رییس جمهور باشد همین حق را دارد. این حقی است که در قانون اساسی به ایشان واگذار شده تا مسوول حسن اجرای قانون اساسی باشد اما مشکلی که وجود دارد این است که اگر ایشان مشاهده کرد در نهادی قانون اساس نقض می شود می تواند دخالت کند؟
متاسفانه قانون اساسی در این مورد بسیار گنگ است: از یک سو رییس جمهور را مسوول نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی معرفی می کند و از سوی دیگر هیچ ساز و کاری برای رییس جمهور تعریف نمی کند که اگر تشخیص داد یک قاضی، رییس دانشگاه یا حتی شورای نگهبان خلاف قانون اساسی رفتار می کند باید اعلام کند یا خیر؟ سوال بعدی اینکه رییس جمهور از چه اختیارات یا ابزار اجرایی در این موضوع برخوردار است.
* این ابهام قانون تنها در این مورد است؟ راهکار چیست؟
** این ابهام حتی در مورد بحث نظارت شورای نگهبان بر انتخابات هم وجود داشت که اگر شورای نگهبان تشخیص داد در حوزه یی امر خلافی وجود دارد آیا مسوولیتش فقط اطلاع رسانی است یا حق دارد که بعد از اطلاع رسما وارد عمل شود و انتخابات را باطل کند؟ همین بحث مشابه این بحث در مورد رییس جمهور است که اگر نقض قانون اساسی را متوجه شد می تواند تصمیماتی که بر آن اساس بوده را ملغی کند؟
* خب در صورتی که رییس جمهور این اختیار را هم داشته باشد که یک تصمیم را ملغی کند، امکان دارد نظر رییس جمهور درست نباشد یا تعبیر درستی از قانون در این مورد نداشته باشد؟
** به همین دلیل می گویم قانون در این مورد گنگ است چون شورای نگهبان وظیفه حسن اجرای قانون اساسی را ندارد بلکه شواری نگهبان وظیفه اش این است که قوانین مصوب مجلس را با قانون اساسی مطابقت بدهد. نظارت بر حسن اجرای قانون اساسی به رییس جمهور واگذار شده است بنابراین رییس جمهور باید در این خصوص نظارت کند اما راهکار ندارد.
ایده یی که برای این موضوع وجود داشت- که رییس جمهور در صورت مشاهده تخلف به گفته شما شاید نظرش هم اشتباه باشد - این بود که رییس جمهور شورای نظارت بر قانون اساسی را تشکیل بدهد: شورایی که از قضات، اساتید دانشگاه و حقوقدانان تشکیل شده باشد و اگر موردی را رییس جمهور تشخیص داد چون حقوقدان نیست به این هیات بدهد تا آنها رسیدگی کنند که آیا این مورد نقض قانون اساسی هست یا نیست. زمانی که حجت الاسلام خاتمی قصد تشکیل این شورا را داشت جناح راست اجازه ندادند و زمانی که احمدی نژاد هم قصد تشکیل همین شورا را داشت باز هم جناح راست اجازه تشکیل نداد.
* چرا این نامه را به آیت الله شاهرودی نوشت، ایشان که رییس کمیته حل اختلاف بین قوا هستند و این مشکل هم بین دولت و شورای نگهبان است به قوا ربطی ندارد؟
** احمدی نژاد می خواهد نشان بدهد که من هاشمی شاهرودی را به عنوان یک حکم بی طرف قبول دارم و این بی طرفی را در شورای نگهبان، قوه قضاییه و مجلس نمی بینم، بنابراین از او یاری می طلبم که به عنوان یک شخصیت بی طرف بگوید من کارم درست است و حالاکه نتوانستم شورای نظارت بر قانون اساسی تشکیل بدهم از یک فرد بی طرف کمک می گیرم تا ایراد کارم را به من بگوید.
ایشان با خود فکر کرده که مجلس و آقای لاریجانی با من مشکل سیاسی دارد، قوه قضاییه و برادر دیگر لاریجانی هم که با من مشکل دارد، پس بهتر است مشکلم را به یک حکم بی طرف بگویم تا آن را برطرف کند. البته می توانست مرجع دیگری که به آن نامه بدهد برای حل این مشکل مجمع تشخیص هم باشد .
* یعنی آقای احمدی نژاد برای حفظ قدرت برنامه ریزی می کند یا می خواهد اطرافیانش در قدرت بمانند؟
** من معتقدم محبوبیت احمدی نژاد در کشور ما نسبی است و اگر ایشان همین فردا در یک رای گیری شرکت کند 10 الی 15 میلیون رای دارد و هیچ یک از اصولگراها این رای را ندارند، نه علی لاریجانی و نه ولایتی یا حدادعادل و آقاتهرانی و نه هیچ یک از چهره های اصولگرا قادر نیستند رای احمدی نژاد را داشته باشند.
اگر فردا روزی احمدی نژاد از کسی حمایت کند برای ریاست جمهوری، نمی توان گفت آن فرد هم رای احمدی نژاد را خواهد داشت چون این محبوبیت از چهره محبوب و طرفدار مظلومی است که از احمدی نژاد در قشر کم درآمد و محروم به ویژه در روستاها و شهرستان ها ترسیم شده است، بنابراین اینکه ایشان از قدرت کنار برود و نتواند در صدر قدرت باشد با توجه به شناختی که از ایشان داریم محال است و به همین دلیل برنامه ریزی برای حفظ بخشی از این قدرتی را که در هفت سال گذشته به دست آورده است دارد اما معتقدم در همین برنامه ریزی هم اگر در مقابل قالیباف یا عارف قرار بگیرد شکست خواهد خورد اما در برابر سعید جلیلی و لاریجانی و چهره های از این دست در اصولگراها مطمئنا پیروزی از آن احمدی نژاد است.
* این مساله در قانون پیش بینی شده که هر رییس جمهوری پس از پایان دوره ریاستش از قدرت قبلی برخوردار نیست و موضوع تازه یی نیست، در مورد آقای خاتمی و آیت الله هاشمی هم همین بوده. چرا باید نگران جابه جایی قدرت باشیم؟
** احمدی نژاد شخصیت متفاوتی دارد. او خاتمی یا هاشمی نیست که بعد از تمام شدن دوره اش برود. او می خواهد قدرتی که در هفت سال جمع کرده بخشی را برای خودش و اطرافیانش داشته باشد به همین دلیل مقابله می کند و مقاومت خواهد کرد و سعی می کند بخشی از قدرت را برای خود نگه دارد. برای او با توجه به شناختی که از شخصیت ایشان داریم سخت است به راحتی همه چیز را تحویل بدهد.
* خب ایشان دو دوره رییس جمهور بوده و نمی تواند باز هم کاندیدا شود پس تفسیر شما از عملکرد آینده ایشان در این مورد چیست؟
** ایشان خودش این موضوع را می داند و حتی می داند چهره هایی که به ایشان نزدیکند مثل مهندس مشایی، ثمره هاشمی یا سایرین که دست راست اویند، شان اینکه نامزد بشوند را هم ندارند چون از طرف شورای نگهبان ردصلاحیت می شوند بنابراین ایشان عقلابه دنبال دو جور ایجاد قدرت است: یکی اینکه به کسی نزدیک شود که پیروز احتمالی انتخابات آینده است و از او حمایت کند تا پیروزی را برای او نزدیک کند یا اینکه در بیرون از قوه مجریه سعی کند برای خود بخشی از قدرت را حفظ کند.
* چطور این کار را می کند؟ ایشان که می گوید هدفش خدمتگزاری است پس این همه علاقه به قدرت چیست و چرا می خواهد قدرت را در دست داشته باشد؟
** دشوار است که بگویم چطور این کار را انجام می دهد، چیزی که ایشان می داند این است که بعد از سال 92 کاره یی نیست و به همین خاطر احساس خطر می کند.
* چه خطری ممکن است متوجه ایشان باشد؟
** این خطر به این دلیل است که فکر می کند احتمال دارد برای برخی از نزدیکان رییس جمهور پرونده قضایی وجود داشته باشد و پس از پایان دوره ریاست جمهوری ایشان به اتهامات مختلف قوه قضاییه آنها را بازداشت و محاکمه کند. یک دغدغه حفظ بخشی از قدرت و یک دغدغه حفاظت از اطرافیانش است اما باید دید برای حفظ این قدرت چه مکانیزمی را به کار خواهد گرفت. در فضای فعلی نمی توان پیش بینی کرد.