تاریخ انتشار : ۱۱ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۱۹  ، 
کد خبر : ۲۴۲۷۸۰

سارکوزی؛ زمینه‌های سقوط (بخش اول)


با نگاهی به کارنامه پنج ساله دوران ریاست‌جمهوری نیکلا سارکوزی می‌توان کاهش رشد اقتصادی، کاهش خدمات تأمین اجتماعی و به دنبال آن اعتصاب‌های گسترده صنفی، افزایش بدهی و افزایش بیکاری را مشخصه اصلی فرانسه در این دوران دانست.
با اعلام رسمی شکست وی در انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه، بازنگری اجمالی عملکرد نیکلا سارکوزی در جایگاه رئیس‌جمهوری پنج سال گذشته فرانسه، می‌تواند تا حدودی دلایل شکست او و راستگرایان را در برابر «فرانسوا اولاند» و حزب سوسیالیست روشن کند.
سقوط آزاد اقتصاد فرانسه
بررسی شاخص‌های کلان اقتصادی در دوران نیکلا سارکوزی نشان می‌دهد که اقتصاد فرانسه در دوران وی یک سقوط آزاد کامل را تجربه کرد. نیکلا سارکوزی که با شعار نجات اقتصاد فرانسه به ریاست جمهوری رسید، اوضاع ناگواری را برای کشورش رقم زد که کاهش رتبه اعتباری فرانسه، آخرین آنها به شمار می‌رود. کارشناسان، کاهش رشد اقتصادی، نابسامانی خدمات تأمین اجتماعی و به دنبال آن اعتصاب‌های گسترده صنفی، افزایش بدهی‌ها و افزایش بیکاری را مشخصه اصلی فرانسه دوران سارکوزی می‌دانند.
فرانسه یکی از دو کشور اصلی و محوری حوزه یورو به شمار می‌رود، در حالی که برای حل مشکلات اقتصادی خود ناتوان بود، اما رئیس‌جمهور آن از طرح‌هایش برای نجات اقتصاد اروپا سخن می‌گفت. تأکید دولت فرانسه برای حمایت از صندوق ثبات مالی اروپا، رشد اقتصادی این کشور را با مشکل روبرو کرد، به طوری که برخی اقتصاددانان بر این باورند که فرانسه قربانی بعدی بحران مالی منطقه یورو است؛ گرچه سارکوزی قصد داشت با اجرای طرح ریاضت اقتصادی، بودجه این کشور را تا سال 2016 میلادی به تعادل و توازن برساند. این درحالی است که مؤسسه اعتبارسنجی «فیچ» نیز گزارشی مشابه آنچه «مودی» منتشر کرد، ارائه و درباره کاهش رتبه اعتباری فرانسه هشدار داد.
مردم فرانسه و بحران مالی اروپا
دولت فرانسه پس از برگزاری نشست گروه 20 توانست صدای اعتراض فرانسوی‌ها را بشنود. مردم فرانسه نیز همزمان با اعتراضات مردمی در یونان و ایتالیا، در آن زمان دست به تظاهرات زدند. ورود آخرین محموله ضایعات هسته‌ای فرانسه به آلمان نیز اعتراض طرفداران محیط زیست این کشور را علیه فرانسه درپی داشت.
رفتارهای دیپلماتیک فرانسه دوران سارکوزی در عرصه بین‌الملل به خوبی نشان می‌داد که این کشور علیرغم مشکلات موجود، نمی‌تواند از منابع عظیم کشورهای عربی و نیز کشورهای خاورمیانه که در آستانه تحول هستند، بگذرد و از همین رو به جای حل مشکلات داخلی، خود را نه فقط ناجی اروپا، بلکه کشورهای عربی منطقه می‌دانست.
صف اول ایجاد آشوب در سوریه
کشورهای غربی مانند انگلستان، آمریکا و به خصوص فرانسه و همچنین دیکتاتورهای عرب منطقه، تلاش هماهنگ و گسترده‌ای را برای به هرج و مرج کشیدن اوضاع داخلی سوریه انجام دادند. اقدام فرانسه در بازگرداندن سفیر خود از سوریه کمی پیش از دولت مراکش، نشان داد که در واقع دولت‌های غربی به دنبال تکرار تجربه لیبی در سوریه هستند.
«آلن ژوپه»، وزیر امور خارجه سارکوزی اعلام کرد: مردم سوریه پیروز این درگیری‌ها هستند و دولت فرانسه با تمام قدرت به حمایت از آنان ادامه خواهد داد. این درحالی است که در میان کشورهای اروپایی، فرانسه بیش از دیگر کشورها اوضاع سوریه را نابسامان خواند و سعی کرد در اوضاع داخلی این کشور مداخله کند.
آخرین تیر ترکش
سارکوزی چهار ماه پیش از برپایی انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه،‌ در ماه ژانویه، به‌جای توضیح به ملت فرانسه درباره کشته شدن چهار فرانسوی در افغانستان، بار دیگر از تشدید تحریم‌ها علیه ایران سخن گفت و آن را پیشنهاد بهتری در برابر گزینه جنگ اسرائیل خواند!
سخنان سارکوزی در جمع دیپلمات‌ها به قدری نسنجیده بود که مطبوعات فرانسه نتوانستند از واکنش به آن خودداری کنند.‌ روزنامه «لیبراسیون» در گزارشی با تیتر «از افغانستان تا ایران؛ ترسیم چهره‌ای تاریک از جهان توسط سارکوزی» نوشت: «سارکوزی در چهار ماهه پایان اقامتش در الیزه، تابلویی بسیار تاریک و سیاه از وضعیت جهان ترسیم کرد و از خروج زودهنگام نیروهایش از خاک افغانستان و نیز یک جنگ احتمالی علیه ایران گفت.»
لیبراسیون با لحنی کنایه‌آمیز نوشت:‌ «معمولاً مرسوم نیست که رئیس دولت سخنرانی خود در جمع دیپلمات‌ها را با تسلیت شروع کند؛ آن هم بلافاصله پس از خبر کشته شدن چهار سرباز فرانسوی در خاک افعانستان. سارکوزی که درباره تعلیق هرگونه برنامه نظامی فرانسه در خاک افغانستان، حتی آموزش سربازان با لحنی جدی سخن می‌گفت، برای نخستین بار، از خروج نیروها پیش از مهلت اعلام شده برای 2014 ـ‌ طبق برنامه زمانی ارائه شده به همتای آمریکایی‌اش ‌باراک اوباما ـ‌ خبر داد و گفت که ارتش فرانسه در کنار متحدان خود است، اما نمی‌تواند بپذیرد که سربازانش توسط یکی از متحدانشان کشته شوند! سارکوزی گفت: خطرات بسیاری صلح جهانی را در سال 2012 تهدید می‌کند.
وی ضمن اذعان به شکست گروه چهارجانبه (اتحادیه اروپا،‌ آمریکا، روسیه و سازمان ملل) از طرح‌های مبتکرانه دولتش برای پایان دادن به بن‌بستی که در روند صلح اعراب و اسرائیل شکل گرفته است،‌ سخن گفت. به گزارش لیبراسیون، سارکوزی که از این مراسم برای ارائه کارنامه‌ای درخشان از چهار سال حضورش در الیزه استفاده کرد،‌ برنامه هسته‌ای ایران و متعاقب آن، چشم‌اندازهای مداخله نظامی اسرائیل را مهم‌ترین نگرانی پاریس عنوان کرد و چین و روسیه را به همسویی با سیاست‌های اتخاذ شده در قبال ایران ازسوی سازمان ملل فراخواند.
تمایلات صهیونیستی سارکوزی
سارکوزی که پدرش از یهودیان مجارستان و مادرش از مسیحیان فرانسه است، از سال 2002 تا سال 2004 سمت وزارت کشور فرانسه را برعهده داشت و پیش از بازگشت دوباره به این سمت(2005 تا 2007 به مدت دو سال وزیر دارائی فرانسه بود و در سال 2007 با کسب 2/53 درصد آراء به عنوان رئیس‌جمهوری فرانسه انتخاب شد.
وی در اظهاراتی تحریک‌آمیز نسبت به اعراب و مسلمانان مدعی شد که تأسیس رژیم اسرائیل معجزه قرن بیستم است! و علاوه بر آن حمایت خود از رژیم اسرائیل در مقابله با ایران را اعلام و تأکید کرد که امنیت اسرائیل خط قرمز است که تجاوز از آن پذیرفتنی نیست؛ اظهارات او حتی به این حد نیز منحصر نشد. روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» به نقل از سارکوزی نوشت که او در دیدار با «ایهود اولمرت» نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی، با حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمینشان مخالفت کرد و فلسطین را سرزمین یهودیان دانست.
ناظران سیاسی معتقدند که این اظهارات، نشان‌دهنده تغییر اساسی مواضع فرانسه در رابطه با مسأله فلسطین است که پیش از این تا حدودی در رابطه با این مسأله متعادل‌تر بود.سارکوزی دشمنی خود با اعراب و مسلمانان را در مبارزات انتخاباتی نشان داد و در تاریخ 2 سپتامبر 2006 مدعی شد که حزب‌الله یک جنبش تروریستی! است و گفت‌وگو با جنبش حماس نیز که اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد، اشتباهی فاحش است. وی همچنین تأکید کرد که امنیت اسرائیل قابل سازش نیست و این اظهارات بر خلاف مواضع رؤسای جمهوری قبلی فرانسه بود.
فرانسوی‌ها و آمریکایی‌ها
مجله آنلاین تحلیلی ـ خبری «اسلت» نسخه فرانسوی «اسلیت» آمریکا در مقاله‌ای با عنوان «چرا فرانسوی‌ها از آمریکایی‌ها بیزارند؟» به بررسی عوامل نارضایتی فرانسوی‌ها از آمریکایی‌ها پرداخت. اختلاف نظر جدی مردم فرانسه با آمریکایی‌ها و فرهنگ آمریکایی به ویژه در چهار سال گذشته، به یک امر بدیهی در میان کشورهای غربی تبدیل شده است. در مقاله مجله «اسلت» در این باره آمده است؛ در تصویری که «برایان پالمر» روزنامه‌نگار مجله آنلاین «اسلیت» آمریکا از فرانسوی‌ها ترسیم می‌کند، آنان، افرادی بزدل، فاسد و فاقد آرمان‌گرایی هستند. به زعم وی، فرانسوی‌ها خود را برتر از دیگر ملت‌ها می‌دانند.در فرانسه هم جانبداری از آمریکا، دیگر برگ برنده‌ای در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری محسوب نمی‌شود. برای مثال، علیرغم قرابت جغرافیایی و فرهنگی آمریکا و کانادا، برای یک کاندیدای آمریکایی چندان مناسب نیست که در مراسم تحلیف، یک کانادایی معرفی شود!
«نیکل باشاران» کارشناس فرانسوی علوم سیاسی، کارشناس جامعه شناسی آمریکایی، متخصص روابط فرانسه و آمریکا و صاحب مقاله «آیا باید از آمریکا ترسید؟» در مقاله‌ای با عنوان «چرا به آمریکایی‌ها نیاز داریم» می‌نویسد: این نه یک فکر است، نه یک ایدئولوژی و نه حتی یک عقیده. آیا آمریکایی‌ها به‌خاطر آنچه هستند یا انجام می‌دهند، مورد نفرت هستند؟ با این وجود، ما هرگز با ایالات متحده در جنگ نبوده‌ایم (به‌جز یک شبه جنگ دریایی بین سال‌های 1798 تا 1800). نویسنده در بخشی از این مقاله با اشاره به این که تمرکز بر جامعه آمریکا، فقط انتقاد از مدلی از یک جامعه است، عمده‌ترین دلایل ناخرسندی فرانسوی‌ها از آمریکایی‌ها را چنین برمی شمرد:
1ـ آمریکایی‌ها قلدرند 2ـ آمریکایی‌ها بی فرهنگند 3ـ آمریکایی‌ها خود را «پیوریتن» می‌دانند 4ـ آمریکایی‌ها تصور می‌کنند که مرکز جهانند 5ـ آمریکایی‌ها ماتریالیست هستند.
البته نامزدی اوباما در انتخابات سال 2008 که در فرانسه و اروپا با استقبال روبرو شد و اعلام طرح «تقویت روابط با آن سوی اقیانوس اطلس» از سوی نیکلا سارکوزی، تا حدودی باعث تضعیف حس ضدآمریکایی‌گری در عرصه سیاسی شد؛ به‌طوری که استقرار مجدد فرانسه در ساختار نظامی ناتو که از سال 1966 بنا به تصمیم ژنرال «دوگل» از این سازمان جدا شده بود، گواه این مطلب است.
«ژان ـ ماری مسیه» مدیر سابق شرکت «ویواندی یونیورسال» نیز بر این باور است: «فرانسوی‌ها نه فقط از آمریکایی‌ها بیزارند، بلکه از فرانسوی‌هایی که به آمریکایی‌ها علاقمندند نیز متنفرند!» این یعنی، برچسب طرفدار آمریکایی زدن به نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه، امری متداول برای تخریب وجهه سیاسی رقباست؛ همچنانکه «لوران فابیوس» از این گزینه برای بی اعتبار کردن وجهه سارکوزی، استفاده کرد.
یک سال پایانی سارکوزی
مردم فرانسه در سال 2011 بدترین وضعیت اقتصادی را تجربه کردند و نیکلا سارکوزی سال جدید را همراه با ترس و نگرانی آغاز کرد. سال بحرانی 2011 برای اقتصاد اروپا و کشور فرانسه درحالی به پایان رسید که دولت این کشور وعده داده بود بر بحران اقتصادی غلبه کرده و زمینه‌ها را برای رشد و اشتغال مهیا کند.
1ـ انگلیس طرح‌های سختگیرانه پیشنهادی آلمان و فرانسه با هدف نجات پول واحد اروپا را نپذیرفت و این طرح ریاضتی که برای تمامی اعضا لحاظ شده بود، عملاً با چالش روبرو شد؛ چالشی که به گفته سارکوزی، اروپا را به دو بخش تقسیم کرد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات