خبر از استقرار چندین فروند جنگنده اف- ۲۲ در یکی از پایگاههای نظامی امریکا در پایگاه هوایی الظفره در نزدیکی ابوظبی، پایتخت امارات متحده عربی آن هم چند روز پس از تکرار ادعاهای واهی امارات در مورد سه جزیره همیشه ایرانی در خلیج فارس که سفر رئیسجمهور ایران به جزیره ابوموسی را در پی داشت دور دیگری از آتش ایران هراسی در منطقه را ایجاد کرد تا مقامات سعودی نیز بار دیگر خود را وارد معرکه کنند. سجاد سلامت: سعودیها که پس از شکستهای استراتژیک و پیاپی خود در ماجرای نبرد ۳۳ روزه حزب الله و مقاومت ۲۱ روزه حماس در غزه، این روزها خود را آماده شکست دیگری در مسئله سوریه میکنند میکوشند تا از طریق مداخلات قیم مآبانه خود جغرافیای سیاسی منطقه را از خود متأثر کنند.
لذا در هفته گذشته شاهد آن بودیم که رسانههای جهان به نقل از شاهزاده نایف بن عبدالعزیز، ولیعهد و وزیر کشور عربستان نوشتند: ریاض «تهدید» علیه کشورهای عرب حوزه خلیج فارس را «تحمل» نخواهد کرد. نایف بن عبدالعزیز اعلام کرده: «هرگونه آسیب به کشورهای ما، لطمه به همه ماست.»
مقامات سعودی در اظهارات غیر دیپلماتیک و مخرب خود بارها انگشت اتهامات خود را به سوی تهران اشاره رفتهاند و از تشکیل اتحادیه منطقهای در جهت مقابله با ایران سخن به میان آوردهاند. شاهزاده نایف بن عبدالعزیز در این زمینه گفته است: «تأکید میکنیم که عربستان سعودی و بقیه کشورهای عضو شورای(همکاری) متحد و یکپارچه برای حفظ ثبات و حاکمیت در کنار بحرین و امارات متحده عربی ایستادهاند و مسئله امنیت آنها را به مثابه بخشی از امنیت شورای (همکاری) به عنوان یک پیکره واحد به حساب میآورند.»
البته ناگفته نماند که کشورهای عربی در حالی ایران را به دخالت در بحرین متهم میکنند که در گزارش رئیس کمیسیون تحقیق ناآرامیهای اخیر بحرین که در سال گذشته منتشر شده، تأکید دارد براساس اسناد ارائه شده به این کمیته، «شواهد و مدارک صریحی دال بر دخالت داشتن جمهوری اسلامی ایران در حوادث بحرین در دست نیست.»
از سوی دیگر مقامات سعودی سناریو تلاش ایران برای ترور سفیر عربستان در قاهره را مطرح کردهاند که به مراتب مضحکتر از سناریو نافرجام ترور سفیر عربستان در امریکا است اما به واقع چرا عربستان در منطقه مسیر اختلاف افکنی و مقابله با ایران را در پیش گرفته است؟ این سؤالی است که برای پاسخ به آن باید به چند نکته توجه داشت:
۱- ایران کشوری است که به لحاظ گستره جغرافیایی، توانمندی اقتصادی، قدرت نظامی و میزان جمعیت شرایط به مراتب بهتری از دولت سعودی دارد و از آنجا که بخش عمدهای از این دستاوردهای غیر قابل انکار در فرآیندی تاریخی محقق شده، دولت سعودی امیدی به دست یافتن به موقعیت ایران حداقل در سالهای نزدیک ندارد. از اینرو ترجیح میدهد با ارائه تصویری مخرب از نقش ایران در تحولات منطقه صورت مسئله را پاک کند.
۲- در پی تظاهرات شماری از معترضان روبهروی نمایندگیهای دیپلماتیک عربستان سعودی در مصر، ریاض سفیر خود را از قاهره برای مشورت فرا خواند و سفارتخانه و کنسولگریهای خود را در مصر به طور موقت تعطیل کرد. خبرگزاری دولتی سعودی به نقل از یک مقام مسئول گزارش داد:«در نتیجه اعتراضهای بیدلیل در مقابل نمایندگیهای دیپلماتیک سعودی در جمهوری عربی مصر، تلاش برای حمله به این نمایندگیها، تهدید امنیت و سلامت کارکنان مصری و سعودی این مراکز و سر دادن شعارهای هتاکانه، ریاض تصمیم گرفت سفیر خود را از قاهره برای مشورت فرا خواند و سفارتخانه و کنسولگریهای خود را در اسکندریه و سوئز به طور موقت تعطیل کند.»
این در حالی است که سفارتخانه عربستان سعودی در قاهره و کنسولگریهای این کشور در اسکندریه و سوئز، طی روزهای گذشته شاهد تجمع صدها نفری حقوقدانان، وکلای مدافع و شهروندان مصری بوده که خواستار آزادی احمد الجیزاوی وکیل مدافع مصری بازداشت شده در جده بودند. برخی فعالان مصری از جمله همسر الجیزاوی میگویند این وکیل مدافع مصری به محض رسیدن به عربستان سعودی برای انجام مراسم عمره، دستگیر شده است.
گفته میشود دلیل این دستگیری آن بوده که او پیشتر و به صورت غیابی به اتهام توهین به پادشاه سعودی، به یک سال حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده بود. لذا دولت سعودی که در این مسئله هم احساس خسران و زیان میکرد کوشید با فرافکنی داستان دیگری را مطرح و اعلام کند یک گروه تروریستی «مورد حمایت ایران» قصد ترور سفیر این کشور در مصر را داشتهاند. خبری که نخستین بار روزنامه سلفی الحیات آن را منتشر کرد اما خیلی زود از جانب مقامات مصری رد شد.
خبرگزاری دولتی الشرق الاوسط مصر و همچنین تلویزیون دولتی این کشور، به نقل از یک «مقام مسئول» که خواسته نامش فاش نشود، گزارش روزنامه الحیات در خصوص کشف و خنثی شدن توطئه ترور احمد عبد العزیز قطان، سفیر عربستان سعودی در قاهره را رد کرده و گفته است: «آنچه درباره چنین خبری منتشر شد، عاری از صحت است. سفیر سعودی در مصر، از روز آغاز به کار خود و تا روز ترک قاهره در روز شنبه گذشته، در معرض هیچ توطئه تروری قرار نگرفته است.»
در همین زمینه، مجتبی امانی، رئیس دفتر حافظ منافع ایران در قاهره نیز با تکذیب شایعات و خبرسازیها گفته: علاوه بر اینکه شخص سفیر عربستان این مسئله را تکذیب کرده خود او نیز از هیچ مقام مسئولی نشنیده که این ادعا را تأیید کرده باشد. لذا به نظر میرسد نسخه مقامات سعودی برای حل بحرانهای خارجی در سالهای اخیر فرافکنی و اتهام زنی به ایران شده است.
۳- حمایت دولت سعودی از حملات اسرائیل به غزه و نقش این رژیم در تعمیق و تداوم حضور اسرائیل در منطقه مسئلهای نیست که بر کسی پوشیده باشد. از اینرو مقامات سعودی در ادامه خوش خدمتیهای خود به رژیم جنایتکار اسرائیل، میکوشند بر خلاف برادر کوچکتر خود قطر که اقدام به راه اندازی دفتر حافظ منافع اسرائیل کرده، مشی دیگری را در یاری رساندن به این رژیم بازی کنند و آن جایگزین کردن یک کشور دیگر به جای اسرائیل در سیبل حملات جهان عرب است و چه کشوری بهتر از ایران.
۴- ناآرامیهای داخلی عربستان و اعتراضات اجتماعی به تبعیضات طبقه حاکم سبب شده تا مقامات سعودی برای جلوگیری از سرایت ناآرامیها از تاکتیک دشمن تراشی خارجی بهره بگیرند. سعودیها میکوشند با بزرگ جلوه دادن نفوذ ایران در منطقه و طرح اتهام مداخله ایران در امور داخلی کشورهای عربی منطقه هر گونه خیزش مردمی را با اتهام و برچسب پرده گردانی ایران در نطفه سرکوب کنند. البته به نظر نمیرسد این استراتژی در بلند مدت دوام چندانی بیاورد. گسترش ارتباطات جمعی امروزه مرزهای زمانی و مکانی را در هم نوردیده و تودههای مردمی را نسبت به گذشته هوشیارتر ساخته است. مردم خواستههای مشخصی دارند و آنها را تا تحقق کامل پیگیری خواهند کرد. به عنوان مثال در گزارش وبسایت انجمن مدافعان حقوق بشر آورده شده در عربستان، بیش از ۳۰ هزار زندانی سیاسی وجود دارند که به گفته فعالان حقوق بشر، بیشتر این افراد بر اساس اتهامات نادرست و صرفاً به دلیل سوءظن در بند هستند.
حال باید پرسید چگونه میتوان مردمی که ۳۰ هزار هموطن دربند، آن هم به اتهامات واهی سیاسی دارند را با اتهام وابستگی به ایران از خواستههای اعتراض آمیز خود منصرف کرد؟
۵- رفتار شناسی جامعه سیاسی عربستان نشان میدهد که عملگرایی سلفی به عنوان دکترین رفتاری سعودیها، الگویی موفق در عربستان شناخته میشود. تمایل آلسعود در به کارگیری روشهای انتحاری سبب شده آنها از مقوله مهمی چون آینده نگری در کشورداری محروم بمانند و این همان پاشنه آشیل نظام سیاسی آنها در آینده خواهد بود.
به عنوان مثال در ماجرای سوریه یا بحث تحریم نفتی ایران، دولت عربستان آنچنان شتابان و بیمحابا وارد میدان شده که گویا این معضلات مقطعی، بناست همیشگی و ماندگار باشند. در موضوع سوریه که اکثریت مردمی حامی دولت از یک سو و عزم جامعه جهانی در سوی دیگر مهمترین موانع موجود در مسیر تحقق اهداف سعودیها به نظر میرسند. در بحث ادعای عربستان برای پر کردن جای ایران در صادرات نفت هم بهرغم گمانه زنیهای رسانهای بعید است که سعودیها چنین توانمندی داشته باشند ضمن آنکه فرض استخراج نفت و مسائل فنی آن تنها بخشی از ماجراست. موضوع اصلی راهکارهای انتقال امن انرژی به بازارهای مصرف است که در آینده میتواند محور چالشها در منطقه باشد.
این نکتهای است که عربستان از آن غفلت کرده چه آنکه اگر چنین نبود در یک سال گذشته دستکم دو بار برای پر کردن جای خالی نفت ایران در بازارهای جهانی اعلام آمادگی نمیکرد.