* چند روز پیش وزیر دفاع انگلیس که در یک کنفرانس مطبوعاتی صحبت میکرد برای اشاره به محل دستگیری ملوانان انگلیسی اصطلاح شمال خلیج عربی را به کار برد. چرا با وجود عقبنشینی مؤسسه نشنال جئوگرافیک و کشورهای عربی هنوز شاهد این گونه شیطنتها به خصوص از سوی انگلیس هستیم؟
** من اولین خبری را که در زمینه دستگیری ملوانان در همان روز از بی.بی.سی منتشر شد دیدم. خبرنگاری که گزارش دستگیری ملوانان را از عرشه کشتی واحدهای دریای میداد گزارش خود را دقیقاً با این جمله تمام کرد که فلانی خبر میدهد از شمال خلیج عربی. این وزیر دفاع تونی بلر را هم من از نزدیک میشناسم. مشکلش بیش از اینهاست که بخواهد در استفاده از این اسامی مسخره، سیاستی داشته باشد یا شیطنتی به خرج دهد. آن قدر کم سواد هست که بتوان ادعا کرد در طول عمرش نام «خلیج فارس» را نشنیده و تحت تأثیر گزارش همان خبرنگار آن اصطلاح ساختگی را به کار برده است. بعد از این جریان من نامهای به بی.بی.سی نوشتم مبنی بر این که برای بریتانیا باید خجالتآور باشد که دست به چنین اقدامات خاله زنکی بزند که چون، با اینها دعوا داریم، به این طریق بخواهند با احساسات ایرانیها بازی کنند. در ادامه این نامه توضیح دادم که بریتانیا به چنان دریوزگی افتاده است که حتی بر سر یک مسئله تکنیکی که باید با دیپلماسی حل شود کودکانه با ابزارهای رسانهای به اقداماتی شبیه نفرین کردن روی میآورد. استفاده خبرنگارتان از آن اصطلاح مجعول چیزی جز نفرین کردن نیست و برایشان تشریح کردم که شما به یک حدی رسیدهاید که چون میدانید ایرانیها حساس هستند به این موضوع تا بحثی بین شما و ایران در میگیرد تلاش میکنید تلنگر احساسی بزنید به مردم ایران و دهنکجی احساس میکنید به ملت ایران و این عین ضعف شماست که خارج از شئون دیپلماسی است.
* در هر حالتی حتی اگر فرض را بر بیسوادی وزیر دفاع انگلیس هم بگذاریم باز این اصطلاح از سوی نماینده یک رسانه انگلیسی که اعتبار جهانی دارد استفاده شده است. از سوی دیگر «سرچارلزبلگریو» دیپلمات انگلیسی مستقر در خلیج فارس نیز اولین کسی بود که پیشنهاد استفاده از اصطلاح «خلیج عربی» را به دولت خود و دول عربی ارائه کرد. چرا آنها این قدر اصرار دارند به استفاده از این نام؟
** درست است که «چارلز بلگریو» اولین کسی بود که نام «خلیج عربی» را بر سر زبانها انداخت اما حساب و کتاب او را از انگلیس و بریتانیا جدا کنید. او در دهه 1930 نماینده سیاسی بریتانیا در خلیج فارس بود. اما مشکلی که این دیپلماتهای انگلیسی دارند این است که به طور سنتی برخی از آنها و نه همهشان پس از پایان ماموریتشان در کشورهای عربی، یک گرایش عربی هم پیدا میکنند و شیفته آنها میشوند. سرچارلز بلگریو هم چنین حالتی داشت و وقتی آن نام را به کار برد از جانب بریتانیا صحبت نمیکرد، بلکه در آن زمان مشاور شیخ بحرین شده بود. ضمن این که بحرین هم در آن موقع مورد ادعای ایران بود و لاجرم بین ایران و بحرین یک حالت احساسی تحریک شده بسیار غلوآمیزی وجود داشت. لذا بلگریو سرخود تصمیم گرفت نام خلیج فارس را عوض کند و این را به صورت یک پرونده در آورده و به دولت بریتانیا پیشنهاد دهد. اما دولت بریتانیا نه تنها این پرونده را باز نکرد بلکه پس از آن نیز مکرراً نام خلیج فارس را در نامهها، اسناد و مدارک خود به کاربرد و استدلال بلگریو هم این بود که چون دولت انگلیس به تمام کشورهای عربی این اطراف شخصیت داده حال بیاییم و اینجا را هم خلیج عربی بنامیم در حالی که خلیج فارس در طول تاریخ مال ایران بود و به نام خلیج فارس شناخته شده و دولت بریتانیا هم این قدر عاقل بود که پرونده بلگریو را هیچ گاه باز نکرد.
* با وجود این که دولت بریتانیا آن پرونده را باز نکرد اما رسانههای انگلیسی به ویژه بی.بی.سی در همان زمان مانورهای تبلیغاتی زیادی داشتند در مورد پیشنهاد بلگریو.
** بله! در دهه 1930 که رضا شاه ادعای خود را نسبت به بحرین تجدید کرد، سرچارلز بلگریو هم به شیخ بحرین آموخت که در مقابل آن ادعا، بگوید این جا خلیج عربی است و متعلق به ایران نیست. این ادعای شیخ بحرین در رادیو بی.بی.سی پخش شد که مورد اعتراض دولت وقت ایران قرار گرفت. رادیو بی.بی.سی هم در مقابل نامه اعتراضآمیز ایران قول داد که این مسئله را تکرار نکند هر چند هیچ گاه به قول خود وفا نکرد.
نکتهای را باید اشاره کنم که وضعیت دولت انگلیس در این حوزه با کشورهایی مثل فرانسه یا آمریکا کاملاً متفاوت است. دولت انگلیس چون استعمارگر منطقه بوده است این شیوخ و قبایل عرب آن را مادر خود میدانند و عربها تحت فشارهای مالی خودشان سعی میکنند به ویژه رسانههای این کشور را با سیاستهای نژادپرستانه خود همسو کنند.
بریتانیا هم بالاخره به این نتیجه غلط رسیده که نه بگوید خلیج فارس و نه خلیج عربی و فقط از نام خلیج استفاده کند. در عین حال همچنان میبینیم در دانشگاههای معتبر و اطلسهای معتبر مثل بریتانیکا فقط نام خلیج فارس استفاده میشود و این موارد تنها در بازار سیاست اتفاق میافتد. در عملیات روباه صحرا که آمریکا و انگلیس علیه عراق تدارک دیده بودند تونی بلر صحبت از خلیج کرد و این حرف را زد که نیروهای ما از خلیج حمله به عراق را آغاز کردهاند که بنده یک نامه به وی نوشتم با این مضمون که آقای بلر! شما وقتی سخن میگویید بریتانیا سخن میگوید. به من بفرمایید این خلیج کجاست؟ از کدام خلیج شما سخن میگویید؟ آیا شما هم اسیر خود فروشیهای تجاری بریتانیا شدهاید؟ خلیج را در مملکت شما کسانی به راه انداختهاند که تجارتشان با دول عرب لطمه نبیند.
* پس از نظر شما توجیهاتی که نشنال جئوگرافیک استفاده کرده بود مبنی بر این که تنها سعی داشت کار کاربران اینترنتی را برای جستجو راحت کند، توجیهاتی واهی بود و کار آن مؤسسه فقط تحت تاثیر فشارهای پولی عربها انجام شده بود.
** بدون تردید این گونه بود. من حتی آن موقع جملهای را به کار بردم و گفتم که این دلارهای نفتی بود که نشنال جئوگرافیک را مجبور به این کار کرد. الآن هم قسم نمیخورم که کار این وزیر دفاع انگلیس صرفاً از روی بیسوادی و کم اطلاعی بوده است. شاید دلارهای نفتی به او هم رسیده است. عصر، عصر اقتصاد جهانی است. کم هستند مؤسسات و اشخاصی که پایبند اصول علمی خودشان باشند و اعتبار خودشان را در مقابل پول نفروشند.
* اشاره کردید به تأثیری که شیوخ عرب از تبلیغات سیاسی جمال عبدالناصر گرفتهاند. در دهه 1330 که یک بار هم این جریان خلیج فارس پیش آمده بود جمال عبدالناصر در کنار عبدالکریم قاسم عراقی بیشترین تعصب را داشتند در استفاده از آن واژه معجول و...
** این طور نیست. عبدالناصر بر خلاف مدعیان رهبری عرب که در عراق سر بر آوردند در عین حال آدم فهمیدهای بود و حداقل این دیپلماسی را بلد بود هر چند حرفهای تندی میزد اما نزاکتی که یک رهبر مملکت باید داشته باشد را دارا بود. اما در عراق برعکس دقیقاً کسانی سر بر آوردند که اصلاً دیپلماسی را بلد نبودند و نمونهاش همین عبدالکریم قاسم بود و دیگری صدام حسین که در تشکیلاتش هزاران نفر از این افراد پیدا میشد. عبدالکریم قاسم خود جزء هواداران ناصر بود و در شرایطی که دولت نوری سعید در عراق دلبستگی زیادی به بحثهای عربی و ناسیونالیسم نداشت و گرایش زیادی به ایران داشت، عبدالکریم قاسم با کودتا روی کار آمد و به اقدامات ضد ایرانی دامن زد. عبدالکریم قاسم زمانی کودتا کرد که یک سال قبل از آن یعنی 1957 شیخ بحرین مسأله خلیج عربی را مطرح کرده بود و این موضوع برای قاسم تازگی داشت و توانست از آن دستمایه خوبی بسازد برای تبلیغات ضد ایرانی و ایجاد هویت سفت و سخت عربی خودشان. عبدالناصر تا آن موقع و تا بعدها نیز از این اصطلاح ساختگی استفاده نکرد تا زمانی که احساس کرد رهبریت عرب از دستش در حال خارج شدن است. حتی مقدمهای نوشته بود بر کتابی تحت عنوان «الدعوه الکبری للتحریر» به معنی فراخوانی بزرگ برای آزادی که در این کتاب نه تنها مرتب از اسم خلیج فارس استفاده میکند بلکه محدوده جغرافیایی عرب را بر جملهای بیان میکند که دنیای عرب عبارت است از «منالمحیط العربیه الی الخلیج الفارسیه».
* یعنی عبدالناصر نماد ناسیونالیسم در دنیای عرب از این اصطلاح مجعول هیچ گاه استفاده نکرد؟
** استفاده نکرد تا سال 1962 که کمی مسأله خلیج فارس داغتر شد و متعصبین دور عبدالکریم قاسم را گرفته بودند و اینجا بود که عبدالناصر احساس کرد رهبریت عرب از دستش خارج میشود و فهمید که رونق دکان عبدالکریم قاسم در همین استفادهاش از واژه مجعول است. لذا برگ برنده را از قاسم گرفت و شخصی که محدوده جغرافیایی عرب را با آن جمله معروف مشخص کرده بود، خودش آن اصطلاح ساختگی را به کار برد تا رهبریت عرب را در دست داشته باشد. با این وجود و تا روی کار آمدن صدام حسین تمام اسناد دانشگاهی هم که در عراق به چاپ میرسید از اسم خلیج فارس استفاده میکرد. جالب است بدانید حتی وقتی صدام حسین در دوره حسنالبکر به عنوان معاون رئیسجمهور روی کار آمد، در زندان عراق به زندانیان تفهیم شد که برای رضایت خاطر شاه یادبودی را تهیه کنید و این زندانیان فرشی را بافته و نقشه عراق را ترسیم کردند که در پایینش نام خلیج فارس حک شده است. این فرش هنوز هم موجود است و در موزه نگهداری میشود. اما وقتی صدام حسین روی کار آمد فلسفه وحدت عربی را در ضدیت با ایران مطرح کرد و یکی از کارهایی که میتوانست او را در این راه همراهی کند تغییر نام خلیج فارس بود. صدام حسین در این راه صدها میلون دلار خرج کرد که هیچ کس در این راه تا این حد پول خرج نکرده بود. کنفرانسها ترتیب داد، سمینارها برگزار کرد و دانشمندان را دعوت کرد که جمع شدند، کتابها نوشتند و نقشهها کشیدند. حتی سیاست پول دادن به روزنامهنگاران و سیاستمداران خود فروش غربی را صدام حسین آغاز کرد و در یک تخمین سرانگشتی حداقل 300 میلیون دلار پول بین روزنامهنگاران انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی تقسیم شد تا در نوشتههایشان از نام خلیج عربی استفاده کنند. به عبارت دیگر پیدایش این تغییر نام بر اساس تعصب و نژادپرستی بود و ادامهاش بر اساس پول دادن و توطئه کردن.