تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۵:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۴۲۸۴۹
گزارش مستند کیهان از نیمه پنهان گروهک غیرقانونی نهضت آزادی

پرونده‌ای برای ستون پنجم

اشاره: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی گروهها و احزاب مختلفی برای مبارزه با استعمارگران و استبداد داخلی شکل گرفتند که بعدا به مرور زمان به دلیل نفوذ تفکرات غربی در آنها از خط اصلی منحرف شدند یکی از این احزاب،نهضت آزادی بود. نهضت آزادی ایران در روز 27 اردیبهشت 1340توسط مهدی بازرگان و در مخالفت با نظام شاهنشاهی ایران تاسیس شد. این تشکل از ابتدا گرایش های ملی و مذهبی داشت و در برگیرنده طیف های روشنفکری و ملی- مذهبی بود.بسیاری از بنیان گذاران این نهضت از فعالان سابق جبهه ملی ایران و حزب ایران بودند. از دیگر موسسین این نهضت به غیر از بازرگان می توان یدالله سحابی- علی شریعتی و صادق قطب زاده و ابراهیم یزدی را نام برد. این نهضت همواره خود را پیرو اندیشه های مصدق می داند به طوری که بازرگان در روز تاسیس نهضت آزادی و در معرفی مرامنامه نهضت گفت «‌ما مسلمانان ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی هستیم» و در بند چهارم مرامنامه نهضت آزادی آمده است: «مصدقی هستیم و مصدق را از خادمین بزرگ افتخارات ایران و شرق می دانیم... ما مصدق را به عنوان یگانه رئیس دولتی که در طول تاریخ ایران محبوب و منتخب واقعی اکثریت مردم بود می دانیم» نهضت آزادی توسط خانه احزاب ایران به دلیل مواضع انتقادی تندی که به ولایت فقیه و اسلام دارند به رسمیت شناخته نمی شود. اخیرا هم شعار آنها دفاع از قانون اساسی بدون در نظر گرفتن اصل ولایت مطلقه فقیه بوده است.

فعالیت‌های قبل از انقلاب اسلامی
نهضت آزادی در ابتدای سال 1340توسط مهدی بازرگان تاسیس شد اما از همان ابتدا قائل به سلطنت شاه بودند نه حکومت وی.اساسا ساقط کردن و برکناری شاه را قبول نداشتند اما با حکومت وی مشکل داشتند. بعد از تاسیس و مخالفت این گروه با حکومت شاهنشاهی ایران بعضی از فعالان آن مثل مهدی بازرگان و یدالله سحابی به زندان افتادند و هر کدام به 4 تا 10 سال زندان محکوم شدند.
نهضت آزادی در ماجرای 15خرداد 42 از جمله گروه های سیاسی بود که از رهبری سیاسی امام خمینی (ره)حمایت می کردند.بعداز این تاریخ و با توجه به سرکوب شدید ساواک در دهه 50 فعالیت نهضت آزادی در داخل تقریبا متوفق شد اما شاخه خارجی آن در اروپا و آمریکا که توسط علی شریعتی راه اندازی شده بود شروع به کار کرد.
در خصوص شعار «شاه سلطنت کند نه حکومت» اساسی ترین چهار چوب فعالیت سیاسی نهضت آزادی و جبهه ملی بود این شعار نه به عنوان یک تاکتیک بلکه در واقع به منزله استراتژی محسوب می شد.به عبارت دیگر چون هدف آنها ، استقرار آزادی و دموکراسی بود آن را در سایه هر نظامی صرف نظر از ماهیت آن می پذیرفتند، لذا اعضای نهضت آزادی در واقع نه به حکومت اسلامی معتقد بودند و نه هدفشان سرنگونی سلطنت بود بلکه برای آنان استقرار دموکراسی در سایه شاه و آمریکا غایت مطلوب به شمار می رفت.
فعالیت‌های پس از انقلاب
دوره کوتا پس از انقلاب اوج قدرت نهضت آزادی بود امام خمینی (ره) مسئولیت نخست وزیری دولت موقت را به مهدی بازرگان، دبیر کل وقت نهضت،سپردند و پست های مهم دیگری به سایر اعضای نهضت دادند. برای مثال ابراهیم یزدی به وزارت امور خارجه دولت موقت منصوب گردید همچنین بازرگان و سه نفر دیگر از سران نهضت به عنوان نمایندگان تهران برای اولین مجلس جمهوری اسلامی انتخاب شدند دولت موقت تنها نه ماه به طول انجامید و با اشتغال لانه جاسوسی در سال 1358 توسط دانشجویان پیرو خط امام، مهدی بازرگان به نشانه اعتراض به این حرکت از نخست وزریری استعفا کرد.
بعد از بازرگان، بنی صدر ریاست دولت را به عهده گرفت و بازرگان در عزلت و خانه نشینی بعد از استعفا جان خود را از دست داد. پس از فوت بازرگان شورای مرکزی نهضت آزادی تشکیل جلسه داد و ابراهیم یزدی را به عنوان جانشین او انتخاب کرد.
اما در انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری سه نامزد عضو یا نزدیک به نهضت آزادی، عزت الله سحابی، علی اکبر معین فر و ابراهیم یزدی رد صلاحیت شدند. پس از انتخاب شدن سید محمد خاتمی به ریاست جمهوری سال 1376و شروع جنبش به اصطلاح، اصلاح طلبی، نهضت ازادی همواره از طرفداران این حزب بود در سال 1384، ابراهیم یزدی دبیر کل این حزب برای انتخابات ریاست جمهوری نهم نامزد شد ولی صلاحیت وی از سوی شورای نگهبان مورد تایید قرار نگرفت .این نهضت همچنان بر رابطه با دول غربی تاکید بسیاری دارد.
ریشه‌های غربزدگی نهضت آزادی
ریشه تفکرات نهضت آزادی را باید در جبهه ملی جست وجو کرد و از مختصات فکری آنها« غربگرایی» یا غربزدگی است.
بررسی روح حاکم بر محتویات مرامنامه نهضت آزادی به روشنی نشان می دهد که بر ناصری چون «ایرانیت، تبعیت از قانون اساسی و مصدقی بودن» تاکید و بر «اسلامیت» به طور عرضی و حاشیه ای اشاره شده است در واقع ارکان اصلی ایدئولوژی سیاسی نهضت آزادی، ملی گرایی احترام به قانون اساسی و پیروی از فردی که ظاهرا پایبندی او یه اصول دموکراسی و پارلمانتیزم، اصلی ترین مشخصه اش بود مصدق است.
آری«دموکراسی» بدل فریبنده ای بود در مقابل طرح«حکومت اسلامی» که غرب برای آزادی خواهان غربزده ساخته و پرداخته بود تا در صورت وقوع اجتناب پذیر انقلاب سیاسی، موقعیت بعدی مطلوب استعمارگران باشد لذا این «بدل» که با غلطکاری بسیار آراسته شده بود، اصلی ترین تاثیر سیاسی فرهنگ غرب بر افکار «غرب رفته گان»و «غربزدگان»بوده و خواهد بود.
یکی دیگر از اصول نهضت آزادی، تز «موازنه منفی»بود که اساس سیاست مصدق، رهبر جبهه ملی را تشکیل می داد و در عملکرد نهضت آزادی و مواضع آنها در قبال امپریالیسم موثر بود نهضت آزادی از یک سو واقعیتی به نام «امپریالیسم، را نفی کرده و آن را از القائات کمونیست ها شمرده و از سوی دیگر بر اساس بینش«رئالیستی»خود به رسمیت شناختن استکبار غرب را لازم دانسته و برای توجه اتکای خود به امپریالیسم، تز«استفاده از تضاد و ابر قدرت»را مطرح کرده که البته در عمل، ماهیت این تز چیزی جز مبارزه با ابر قدرت رقیب یعنی «شوروی سابق»و بهره گیری از کمک های آمریکا نبود. حال اگر این مواضع حگایت از وابستگی ندارد آیا حکایت از دفاع از امپریالیسم و حرکت در جهت منافع آن هم ندارد؟
این مواضع نشان دهنده عملکرد سیاسی نهضت آزادی است و نفس عملکرد این گروه، چه قبل از پیروزی انقلاب که نقشی »مهار کننده » داشت و چه پس از پیروزی انقلاب که تمام توان خود را در جهت توقف انقلاب و جلوگیری از ارتقای آن به کار گرفته اند. البته همین مسئله باعث شد تا نهضت آزادی و گروه های نظیر آن، کشش و توان حرکت در جهت انقلاب را نداشته باشند و در همان اوایل پیروزی،در جا بزنند و به جای افزایش استعدادو توان خود، به مخالفت با پیشرفت انقلاب بپردازند.
این نهضت در مبارزه با دین و همسویی با تفکرات غربی تاجایی پیش رفتند که گستاخانه امام (ره) را مورد خطاب قرار داده و ایشان را به طرفداری از مکتب قدرت نسبت می دهند و می نویسند: سه نهاد «دیانت،روحانیت و قدرت» عناصر و اجزا تشکیل دهنده مکتب اصالت قدرت است.
آغاز مخالفت با نظام دینی و اسلامی
با توجه به بررسی اسناد نهضت و همچنین اعترافات متهمین در خصوص موضوع هدف گروهک نهضت این نتیجه حاصل می گردد که نهضت از سال 1359 تا کنگره نهم در سال 1366 که منجر به تحولات و تغییراتی در این زمینه شده به جای اینکه روز به روز به نظام اسلامی ایران نزدیک گردد متاسفانه دور می شود تا جایی که در سال 1366 مهمترین هدف خود را «تغییر حاکمیت جمهوری اسلامی ایران» قرار می دهد.
نهضت آزادی اعتقاد داشت که باید از درون حاکمیت علیه حاکمیت ج . ا.ا مبارزه نمود لذا ناگزیر بوده است رعایت بعضی از نکات را بنماید از جمله گزینش واژه ها و الفاظی است که به هیچ روی حساسیت برانگیز نبوده و برداشتهای متفاوتی از آن بشود تا در شرایط بحرانی و خطر به سهولت بتوان آنها را نفی و انکار نمود. از این رو برای شناخت اهداف ، استراتژی مبارزه و نیز سازماندهی مستلزم دقت نظر و توجه عمیق به نظرگاههای این گروهک می باشد تا به نیات و مقاصد آنان پی برده شود. ابراهیم یزدی در سال 63 در خصوص حاکمیت اسلام می گوید : نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ... نهضت آزادی ایران معتقد است که باید این حاکمیت فعلی را از طریق قانونی و منطقی و پارلمانی سرنگون کرد.»(1)
تحریک ائمه جمعه و جماعات سراسر کشور برای مقابله و روشنگری مردم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران از دیگر اقدامات این نهضت علیه نظام دینی است. نهضت آزادی در سال 61 طی ارسال یک نامه سرگشاده به ائمه جمعه سراسر کشور می کوشد تا انها را در مقابل به به اصطلاح «بدعتها و رفتارهای ضد اسلامی» تحریک به مقابله کند در خور ذکر است، نهضت از این شیوه و تاکتیک در جریان فوت شریعتمداری مجددا استفاده نموده و طی نامه ای به آیات عظام نجفی مرعشی، گلپایگانی و منتظری نحوه رفتار نظام جمهوری اسلامی ایران با شریعتمداری را گوشزد می نماید و در خاتمه آنها را تشویق به بیان اعتراض به نظام می نماید
همچنین القا شبهه در بین مسلمانان غیر ایرانی طرفداری جمهوری اسلامی و نهایتا «دور کردن آنها از نظام» از دیگر اقدامات ضد دینی و حکومتی این نهضت است. در این باره شایان ذکر است که ابراهیم یزدی پس از مراجعتش از سفر به اصطلاح علمی از آمریکا نتایج و ره آورد آن را طی سخنرانی مبسوطی برای سایر سران نهضت تشریح می نماید، ابراهیم یزدی در سخنرانی اظهار می کند: باید تلاش کرد با مسلمانان غیر ایرانی طرفدار نظام جمهوری اسلامی ایران تماس بر قرار کرده و ذهن آنها را نسبت به رفتار و اعمال رهبران و متصدیان امر آشنا کرد ولی این روش را با دیده مثبت بیان کرده و اظهار امیدواری می کند که می توان این طرفداران را نسبت به جمهوری اسلامی ایران مسئله دار کرد.
نهضت آزادی با بیان انواع مختلف استبداد که مشتمل بر استبداد مطلقه، جباریت، دیکتاتوری فاشیسم، استبداد توانگران، سلطنتی، فردی واستبداد دینی است، نظام جمهوری اسلامی را مصداق بارز استبداد دینی و فردی دانسته است.
در ادامه تفکرات و عقاید نوشته شده این گروه آمده است: «یک فرد یا گروهی از روحانیون برای دست یافتن به مسائل اقتصادی یا فرهنگی و...از عقاید خرافی موجود استفاده کرده و یک نکته را اصل و مبنی قرار می دهند استبداد دینی معمولا مانع پیشرفت علم، اقتصاد و تا حد زیادی مخالف با آزادی است.»
بعضی سران و اعضای نهضت آزادی، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را با نظام های فاشیستی و کمونیستی و نازیستی مقایسه کرده و رهبران آن را در زمره استالین، لنین،موسولینی قرار داده اند. در حقیقت بیان مزبور را باید دیدگاه و نظر نهضت تلقی کرد که با این شیوه نگرش و قالب ذهنی کلیه مسائل جمهوری اسلامی را مورد بررسی و اظهار نظر قرار می داده اند.
گروهک نهضت آزادی از سال 63 به طور صریح مسئله تغییر حاکمیت را طرح و سپس در سالهای بعدی لفظ سرنگونی و تغییر حاکمیت را به کار برده است و در اصول برنامه و خط مشی از ذکر هدف واقعی خود اجتناب نمی ورزد . به رغم اینکه سران نهضت کوشش وافری به عمل آورده اند تا با پوشش و در لفافه سخن گفتن اذهان را منحرف سازند و اجازه ندهند کسی به نیات و مقاصد آنها پی ببرند لیکن شیوه هایی چون کوچک جلوه دادن و مظلوم نمایی هم نتوانست حقایق را کتمان سازد و جلوی کشف واقعیات را برای مسئولین جمهوری اسلامی بگیرد. بنابراین شک و شبهه ای باقی نمی ماند که نهضت آزادی به هدف سرنگونی و تغییر حاکمیت معتقد بوده و برهمین اساس برنامه ریزی می کرده است. البته شیوه تغییر حاکمیت و سرنگونی با گروهکهای دیگر کاملا متفاوت بوده است.
استراتژی مبارزه نهضت با اسلام
با عنایت به هدف نهضت (تغییر حاکمیت یا سرنگونی) بسیار طبیعی است که این گروهک در راستای حصول به هدف مزبور برنامه ریزی نماید.
نهضت در بدو امر، میان خط مشی کسانی که اعتقاد به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران به طریقه مسلحانه و نظامی دارند با کسانی که اعتقاد به سرنگونی رژیم به طریقه قانونی و مبارزات علنی دارند فصل تمیزی رسم نموده و به کرات در مذمت و نکوهش و آثار مخرب و منفی خط مشی مسلحانه مطالب و تجلیل های متعددی ارائه کرده است و در کلیه این مطالب بر حقانیت، مثبت بودن و عقلانی بودن خط مشی قانونی و مبارزه علنی تأکید ورزیده شده است.
نهضت القاب و عناوین مختلفی برای شیوه مبارزه و خط مشی سیاسی خود به کار گرفته است که در ذیل به بعضی از آن ها اشاره می گردد. لیکن به کارگیری مفاهیم و الفاظ متعدد نباید خواننده محترم را به اشتباه بیندازد:
راه حل مسالمت آمیز - خط مشی مبارزه قانونی و علنی - مبارزه قانونی و پارلمانی - مبارزه حق بجانبی - روش امر به معروف و نهی از منکر - قیام قانونی مسالمت آمیز و آرام .
نخستین بار در سال 64 نهضت به طور علنی و صریح نظر خود را در مورد خط مشی مبارزاتی اعلام کرد، در قطعنامه کنگره هشتم چنین می نویسد:
«مبارزات سیاسی- اجتماعی به صورتی قانونی، انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر و روش «سیر و تلاش و تفکر» با توجه به ضرورت قیام قانونی ملت و حضور و مشارکت مردم در دفاع از آزادی و حاکمیت.» (2)
اگر چه در گذشته، بعضی از اعضا و سران نهضت در خصوص شیوه و خط مشی مبارزه مطالبی بیان کرده بودند، لیکن اولاً کلیه مباحث مطروحه، به عنوان خط مشی کلی و فراگیر بیان نمی شدند، ثانیاً بیشتر بر مسئله تنویر افکار عمومی و آگاهی بخشیدن مردم و «مبارزه با استعمار که بر پایه احساس مردم» (3) بود تأکید ورزیده می شد.
از اسناد آقای «توسلی» یک جزوه آموزشی به دست آمده که در کلاس های نهضت به علاقه مندان و اعضا آموزش داده می شده است. در مقدمه این جزوه آمده است که: »حرکت اجتماعی وقتی منجر به تغییرات اساسی می شود که در هر سه بعد و متناسب با هم رشد نماید. این سه بعد عبارتند از: «مبارزات ایدئولوژیک، مبارزات سیاسی و مبارزات مسلحانه.»
در اسنادی که از آقای توسلی به دست آمده نوشته شده است: «برای تغییر وضع موجود، تبدیل به وضع مطلوب یا مقبول، در یک مرحله از رشد و تکامل حرکت، درگیری شدید و با زور و سلاح خواهد بود. متولیان نظام های باطل تنها زمانی که بفهمند، زبان زور است حرکت انقلابی اسلامی مردم را بر اساس اندیشه اسلامی بسیج می کند، اما در آخرین مرحله لاجرم باید با قتال کار را تمام کرد. بدون جنگ و بدون خونریزی امکان پیروزی ممکن نیست.»
در اینجا شایسته است این نکته توضیح داده شود که، با وجودی که نهضت تنها راه حصول پیروزی را در شیوه مبارزه قانونی و علنی محدود نمی داند و تلویحاً بر شیوه های خصمانه و مسلحانه در مراحل تکاملی و رشد هر نهضت سیاسی صحه می گذارد و در حقیقت توسل به روش های خشن و زور را اجتناب ناپذیر دانسته و برای نیل به مقصود تمسک به آن ها را ضروری و لازم می داند ولی کوچک ترین قرینه یا شاهدی به دست نیامده است که تاکنون نهضت در این زمینه سرمایه گذاری کرده باشد.
تنها نتیجه ای که از وجود چنین جزوه ای می توان گرفت این است که نهضت مشی مبارزه خشن و خصمانه به عنوان وجه مکمل خط مشی مسالمت آمیز اعتقاد داشته و در شرایط خاصی از حرکت استفاده از آن را نیز تجویز می نموده.
شکل سازماندهی نهضت در رویارویی با جمهوری اسلامی
در پی بحث پیرامون تشریح استراتژی و هدف نهضت، ضروری است بحث مستقلی نیز به سازماندهی مناسب از نقطه نظر نهضت اختصاص داده شود.همانطوری که گفته شد نهضت تمام کوشش خود را بر محور استراتژی مبارزه قانونی و حق بجانبی در راستای تغییر حاکمیت معمول می داشته است و طبعاً سازماندهی نهضت نمی تواند خارج از همین چهارچوب باشد.
برای روشن شدن نظر نهضت در مورد سازماندهی، نظرتان را به این نکته معطوف می نمایم که نهضت چند جزوه آموزش تشکیلاتی تنظیم و تدوین کرده که عموماً در داخل نهضت به اعضا و علاقه مندان تدریس می شده است. این جزوات در عین حال که ارزش آموزشی داشته ولی از بعد دیگری نیز حائز ارزش و اهمیت است و آن این که به توسط آن ها به دیدگاه و نظریات نهضت در خصوص مسائل سازماندهی و تشکیلات می توان پی برد.
یکی از این جزوات، به نام «تدوین استراتژی مبارزه» فصل مربوط به «خطوط اصلی برنامه مبارزه ملی» ذیل اصل 24 چنین آمده است: «مبارزه نمی تواند و نباید یکسره آشکار و خالی از اطلاعات و استتار باشد علاوه بر آن که، قسمتی از برنامه ها به صورت جنبی وغیر سیاسی دور از خطر باید انجام گیرد. دستگاه رهبری (نهضت) سهم مهمی را هم به فعالیت های اطلاعاتی و رخنه ناشناخته در دستگاه استبداد (باید داشته) باشد.»
همچنین، نهضت در جزوه «آموزش عام تشکیلاتی» در بخش سوم (اصول عام سازماندهی) بند 4 اشکال سازماندهی را به شرح زیر یادآوری می نماید: «الف- سازمان مخفی- به واسطه ایمان و اشتراک و تشابه در اعتقاد و عمل موجب می گردد تا افراد اولاً در سازمان از وحدت نظر برخوردار باشند و ثانیاً در تعیین خط مشی های سازمان خیلی زود به توافق جمعی برسند فقط تدابیر و سیاست های اجرایی است که ممکن است به رأی اکثریت واگذار گردد... این حد مطلوبی است که یک سازمان باید بدان برسد.
ب- سازمان نیمه مخفی- نیمه علنی- تا حدود زیادی شبیه سازمان های مخفی هستند. سازمان های نیمه مخفی با دادن تمرین های مکرر و ایجاد آمادگی افراد را برای ورود به سازمان های مخفی تربیت می کنند. این سازمان ها نسبت به سازمان های مخفی دارای اعضای زیادتری هستند. افراد و اعضای آن در مواقع ضروری ممکن است آشکار گردند.
ج- سازمان علنی- معنای چنین سازماندهی این است که درهای سازمان بر روی افراد با اعتقادات و نظریات گوناگون باز است. مهم ترین وظیفه سازمان علنی عبارت از این است که به تدریج بی طرف ها و مخالفین درونی را با آموزش و تمرین مرحله به مرحله به هواخواه سازمان تغییر می دهد و به عضویت سازمان درمی آورد و از آنان اعضایی فعال می سازد.»
در خور ذکر است اگر چه تشکیلات ظاهرا علنی و آشکار بوده ولی به دلایل گوناگون در شرایط کنونی به نظر می رسد نهضت از قالب تمام عیار علنی خارج شده و بخشی از فعالیت های خود را به صورت مخفی انجام می داده است. به عنوان نمونه نهضت به واسطه بهره مندی از امکانات شرکتهای خصوصی متعدد که عمدتا سران و اعضای نهضت در آن سهیم بوده اند بخشی از فعالیت های سیاسی خود را به این شرکتها منتقل نموده و تحت پوشش آنها تماس و ارتباطات برقرار نموده‌اند.
مثالی که در این خصوص می توان ذکر کرد فعالیت های پنهانی بوده که تحت پوشش « بنیاد محک » انجام می گرفته است نهضت برای اینکه ظن دستگاه اطلاعاتی کشور را بر نیانگیزد برای مکاتبات خود از این بنیاد استفاده می کرده است به طوری که صباغیان یکی از اعضای نهضت گفته است : جهت پست نشریات نهضت به شهرستانها به نام محک ارسال می گردد.
نهضت آزادی و همکاری با منافقین
سازمان مجاهدین خلق، چه به لحاظ سیاسی و چه از نظر ایدئولوژیک، مولود نهضت آزادی بود. موسسان سازمان، همگی از اعضای جوان نهضت آزادی بودند و آقای بازرگان به یک معنا، پدر فکری و معنوی مجاهدین خلق بود.
شواهد نشان می دهد که نهضت آزادی از تشکیل سازمان مجاهدین و تصمیم آنها برای مبارزه مسلحانه، آگاه بوده و از آنها حمایت می کرده است؛ اگرچه سازمان در بعضی مسائل از جمله مسائل اجتماعی از نهضت آزادی فاصله گرفت. همچنین از قرائن و صحبت های سران مجاهدین خلق و نهضت آزادی و شخص بازرگان برمی آید و همگان نیز اتفاق نظر دارند که بنیانگذاران سازمان مجاهدین، همه اعضای نهضت آزادی بودند .
نهضت آزادی همه نوع کمک مادی و مالی و انتشاراتی را در اختیار سازمان مجاهدین می گذاشت. شخص بازرگان می گفت: من منتظر هستم اینها کارشان بگیرد و روی پای خودشان بایستند. برای این کار من خانه ام را هم می فروشم.
نهضت آزادی، چه پیش از سال 1354 و چه پس از آن که بیشتر اعضای سازمان، مارکسیسم را پذیرفتند و چه پس از انقلاب اسلامی که دست شان به خون بی گناهان بسیاری آلوده شد، از این سازمان حمایت همه جانبه می کرد و معتقد بود: «جمهوری اسلامی مقصر است و آنها [سازمان مجاهدین] از روی ناچاری چنین عکس العملی نشان می دهند .»
نهضت آزادی در مقام قضاوت، مجاهدین و مکتبی ها را برادر و آنها را به یک اندازه مقصر می دانست و می گفت: «وقتی هر کدام برادر دیگر را منافق یا توطئه گر می خوانید اشتباه می کنید و نسبت بی جا هم می دهید یکدیگر را گروهک نخوانید. مجاهدین عده قلیل نیستند و نفوذ عجیب در دخترها و پسرهای دانش آموز و دانشجو در مدارس دارند.»
بازرگان در جای دیگر این گونه روحانیت را مورد خطاب قرار می دهد : مکتبی ها و روحانیت حاکم حزب جمهوری اسلامی، شدیدترین حملات و اتهامات را به مجاهدین وارد می کنند و آنها را در عقیده و ایمان التقاطی می خوانند و در اخلاق و رفتار، به آنها نسبت منافق و فریب کار می دهند، حالی که نشانه ها و تعریف نفاق درباره آنها صادق نیست؛ و در تظاهرات و برخوردها، در حق آنها، حداکثر ممانعت و مزاحمت و شکنجه اعمال شده است.
پس از آن که سازمان در گام نظامی، فاجعه هولناک هفتم تیر و هشتم شهریور 1360 را به وجود آورد و دست به ترورهای فراوانی زد، در آن فضای پر احساس که میلیون ها نفر در تشییع جنازه ها و مراسم ها علیه منافقین شعار می دادند، بازرگان در پانزدهم مهرماه همان سال، در نطق پیش از دستور خود در مجلس شورای اسلامی، ضمن مردود دانستن اتهام تروریست بودن سازمان، از اعدام ها و سمت گیری های دادگاه های انقلاب انتقاد کرد و دستگیرشدگان یا کشته شدگان عضو سازمان را نونهالانی توصیف کرد که جگر گوشگان و پرورش یافتگان و امید این مملکت بوده اند که عاشق وار و یا دیوانه وار، فداکار یا گناهکار، در طاس لغزنده ای افتاده اند؛ و اعضا و هواداران تشکیلاتی سازمان را جوانان جانبازی خواند که نمی توان آنها را مزدور خواند.
حضرت امام خمینی (رحمه الله) بارها از نهضت آزادی خواست که حسابش را از منافقین جدا کند. حضرت امام (ره) فرمودند: «من به اینها [نهضت آزادی] باز نصیحت می کنم که شما بیایید و حساب تان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند حساب تان را جدا کنید.»
اما نهضت آزادی و مهندس بازرگان، نه تنها حاضر نشدند سازمان را محارب بدانند و مرزی میان خود و تروریست ها ایجاد کنند، بلکه اجرای احکام الهی علیه منافقین را انتقام، مباح شمردن ریختن خون، خشونت و بی رحمی، برادر و فرزندکشی و خون ریزی و تعدی بر شمرده و از رهبری مسئولان نظام خواستار توقف اجرای حکم خدا و مقابله با تروریست ها شدند.
مهندس بازرگان که همواره برای منافقین، عنوان هایی چون: «فرزندان مجاهد و مکتبی عزیزم» و«جوانان پرشور و با ایمان» به کار می برد، بعدها پیوسته از آنها به بزرگی یاد می کرد و جنایت های وحشتناک آنها را کوچک می شمرد و آن را معلول نادیده گرفتن رأی رجوی در انتخابات مجلس می دانست. وی، در مقابل، با دروغ و بزرگ نمایی و اغراق درباره شمار تروریست هایی که پس از محاکمه در دادگاه ها اعدام شده بودند، آن را اعدام های «ده تا ده تا» و «صدتا صد تا » می خواند.
در حالی که جدیدترین آمار از شهدای ترور که از ابتدای انقلاب تا شهریور 88 منتشر شده، حاکی از آن است که 16400 نفر از مردم ایران با ترور به شهادت رسیده اند و از این تعداد، بیش از 12 هزار نفر به دست منافقین به شهادت رسیده اند.
حاصل این که، این چنین حمایت همه جانبه، آن هم پس از آن همه جنایت منافقین، از عهده هیچ گروهی به جز نهضت آزادی ممکن نبود. بازرگان در بهترین حالت هر دو طرف را برادر همدیگر خطاب می کرد، ولی در بیشتر موضع گیری های خود، اعدام منافقین را داغدار کردن ملت خوانده و سازمان را مایه صلاح دانسته است و کسانی را که با آنها برخورد می کردند را به سختی مورد نکوهش قرار می داد که خداوند آنها را نخواهد بخشید. از این رو در کشتارهای فجیعی که به دست منافقین صورت می گرفت آقای بازرگان هیچ عکس العملی نشان نمی داد؛ در عوض، وقتی تعدادی از منافقین به خاطر جنایت های خود مجازات می شدند، نهضت آزادی اعتراض می کرد .
نهضت آزادی از روز تولد فرزند خود، یعنی سازمان منافقین تا به امروز، همیشه و همه جا و با تمام امکانات، در سخت ترین شرایط از آنها حمایت کرده است . اکنون نیز به هیچ روی حاضر نیست از این حمایت ها دست بردارد .
تلاش نهضت برای دسترسی به اطلاعات طبقه‌بندی شده
از جمله اقدامات غیر قانونی که گروهک نهضت باصطلاح آزادی انجام می داده است تلاش در جهت کسب اطلاعات پنهان و طبقه بندی شده و همچنین افشای بعضی از این اطلاعات بوده که در حکم اسرار جمهوری اسلامی قلمداد می شده است.
نهضت برای عرض اندام و اظهار وجود بمثابه یک تشکیلات سیاسی در صحنه مسائل ایران مشکل کمبود و خلا اطلاعاتی داشت لذا برای رفع این نیاز شدیدبه تدابیری مبادرت ورزیده که نه تنها مخالف نص صریح قانون بود و باید آن را جزو موارد تخلف از قوانین جاری مملکتی تلققی کرد ، بلکه نظر به ارتکاب اقدام جمع آوری اسناد و اطلاعات طبقه بندی شده در شرایط جنگی هیچ مفهومی به غیر از خیانت ندارد. زیرا این واقعیت قابل کتمان کردن نمی باشد و نباید سهل انگاشته شود ، اصلی ترین آثار جمع آوری اطلاعات در این نکته نهفته است که امکان دسترسی دشمن متجاوز و بعثی را به آنها فراهم می کرده است.
البته لازم به گفتن نیست که نه تنها گروهک نهضت بلکه هیچ یک از گروهک های ضد انقلاب به لحاظ قانونی صلاحیت و اجازه جمع آوری اطلاعات طبقه بندی نظام را ندارندو در صورت مبادرت به این امر جرم محسوب می شود. براین اساس این نظر نهضت نیز که جمع آوری اطلاعات جهت بهره برداری در «داخل تشکیلات»و به طور محدود بوده است خوبه خود غیر قانونی و در نتیجه پذیرفتنی نیست.
نکته دیگر انکه به طوری که از بررسی اسناد و اظهارات اعضای نهضت روشن شده است نهضت در سطح نسبتا گسترده ای اقدام به جمع اوری اطلاعات می نموده است به گونه ای که باید اذعان داشت تقریبا در اغلب وزارتخانه ها و نهادهای جمهوری اسلامی عناصر وابسته و مرتبط با این گروهک حضور فعال داشتند و اطلاعات لازم را کسب می نمودند معمولا این افراد به دلیل منصب و پست از شرکت و حضور در دفتر نهضت خودداری می کردند و سعی می کردند تماس های خود را در قالب مهمانی های شبانه برقرار کنند در این قبیل تماس ها که از احوال پرسی خارج بوده به تبادل نظر در مورد مسائل مملکتی، انتقال اطلاعات وزارت خانه ها مشاوره سیاسی و از این قبیل مسائل پرداخته می شده و بدین ترتیب نهضت بخش اعظم خلا اطلاعاتیش را جبران می کرده است اسامی بعضی از افراد که با نهضت همکاری اطلاعاتی می نمودند عبارتند از :
مسیب دوانی در وزارت اقتصاد و دارایی - احد .ر در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی - بدیع زادگان در مرکز آمار - باقر .و در وزارت خارجه .
اکثر قریب به اتفاق افراد بالا کسانی بودند که در گذشته به طور محرمانه یا آشکار با نهضت همکاری داشته اند و بعد از سقوط دولت موقت و جمع بندی که در داخل نهضت انجام می گیرد با آنها تماس برقرار می شود . این افراد یا از علاقه مندان و اعضای قدیمی نهضت بوده اند که به دلایلی ارتباطات آنها پس از سقوط دولت موقت قطع شده بود و مجددا روابط گذشته بازسازی می شود یا افراد جدیدی بودند که برای همکاری با نهضت اظهار علاقمندی می نمودند یعنی همان کسانی که در کلاسهای نهضت شرکت کرده و طرفدار آن شده بودند.
به هر ترتیب اطلاعاتی که آنها به دست آورده بودندحکایت از جمع آوری گسترده آنها در سطح کلی مملکت می کرده است و از نقطه نظر محتوا و مضمون شایان توجه است که تمامی عناصر جمع آوری از قبیل نظامی ، سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی را شامل می شده است.
دیدگاه نهضت آزادی درباره هشت سال دفاع مقدس
جنگ تحمیلی عراق علیه ایران از مسائلی است که نهضت آزادی به گونه ای مختلف به آن پرداخت و همانند دیگر مسائل و حوادث و رویدادهای پس از انقلاب اسلامی، دیدگاهی متفاوت با رهبر انقلاب امام خمینی(ره) در مورد آن داشت. رهبران نهضت، از آغاز جنگ تا پایان آن در مقاطع مختلف، مواضع متفاوتی نسبت به جنگ داشتند که در ادامه آنها را بررسی می کنیم.
در ماه های آغازین جنگ، موضع گیری های نهضت، متناسب با فضای جامعه بود . ابراهیم یزدی در مصاحبه ای گفت:«اگر این جنگ ادامه پیدا کند، بدون شک باعث سقوط صدام خواهد شد؛ البته برای ما نیز خرابی و کشتار و خسارت به همراه دارد، ولی برای هر ارزشی باید بهایی پرداخت.»
ابراهیم یزدی حمله رژیم بعث عراق به جمهوری اسلامی را ناشی از ماهیت و سرشت حزب بعث از یک طرف و ماهیت و سرشت انقلاب اسلامی از طرف دیگر می دانست و در مقالات خود این گونه می آورد که صدام باید ساقط شود و حکومت اسلامی در عراق ایجاد شود و این جنگ یک فرصت تاریخی است.
این دیدگاه نهضت آزادی، مربوط به همان اوایل جنگ، یعنی سال 59 بود. این تشکل، بعدها در سال 1363 در تحلیلی، حمله عراق به ایران را امری طبیعی و نوعی دفاع پیشدستانه عراق می دانست که برای جلوگیری از صدور انقلاب انجام داده است:«یکی از علل و اسباب داخلی که موجب تهاجم خارجی به سرزمین انقلاب می شود، ذهنیات انقلابیون و رهبران درباره صدور انقلاب است. با چنین هدف و برنامه عقیدتی، طبیعی است که مورد حمله همسایه ای چون عراق قرار بگیریم.»
در نقد این موضع نهضت آزادی باید گفت که اگر جمهوری اسلامی دربه وجود آوردن زمینه های جنگ مقصر است، این کوتاهی، بیشتر از همه متوجه دولت بازرگان است، چرا که آنها بعد از انقلاب، پست های اجرایی کشور را در دست داشتند. به هر روی، نهضت آزادی، در همان ابتدا، در شعار و نه در عمل، حمایت هایی از دفاع مقدس مردم ایران در برابر تجاوز عراق داشتند .
پس از فتح خرمشهر، نهضت آزادی و به خصوص شخص بازرگان، در اطلاعیه ها و سخنرانی های خود، به طور مداوم با پیش کشیدن جهاد ابتدایی و تمسک ناصحیح به قرآن و جنگ و صلح های پیامبر(ص) و علی(ع) ندای صلح طلبی سر می دادند و به ایران پیشنهاد می کردند که به صورت یک طرفه دست از جنگ بردارد، اما هیچ گاه دشمن بعثی و پشتیبان های او را که به جنایت های جنون آمیز دست آلودند نصیحت نمی کردند.برای بازرگان و نهضت آزادی، مهم، زنده بودن تحت هر شرایطی بود، به همین جهت حاضر می شدند اسلام و روش پیامبر(ص) و علی(ع) را به هر نحو که بخواهند تبیین کنند تا نظرشان تأمین شود .
نهضت آزادی چگونه می پذیرفت که صدام بعد از فتح خرمشهر یک شبه صلح طلب شده باشد، در حالی که پیش از آن، حتی میانجی گری های بین المللی صلح و آتش بس را رد می کرد. نهضت آزادی با نادیده گرفتن این واقعیات، همواره ایران را در جایگاه متهم می نشاند. در قطعنامه کنگره پنجم نهضت آزادی بعد از فتح خرمشهر آمده است:«به نظر نهضت آزادی، بعد از فتح خرمشهر که خصم خود را ناچار دیده بود راه توبه و تسلیم پیش گیرد و همسایگان حاضر شده بودند تضمین هایی بدهند، دولت می توانست از فرصت های مناسبی که برای اتخاذ و اعمال خط مشی های موثر جهت ختم موفقیت آمیز جنگ فراهم شده بود استفاده کرده و مطابق مصالح و منافع ملت ایران اقدام کند.»
امام خمینی(ره) در خصوص صلح طلبی جریان هایی مثل نهضت آزادی درباره جنگ می فرماید:«اینها توجه به این ندارند که با این اراجیفی که اینها دارند، این ملت تغییر نمی کند ما عالم گیری نمی خواهیم بکنیم که شما ما را می ترسانید که نمی شود عالم را گرفت... ما داریم از حق اسلام دفاع می کنیم، ما داریم از حق مسلمین دفاع می کنیم، ما جنگ نمی خواهیم بکنیم ... حالا هم در حال دفاع هستیم. دفاع معنایش این نیست که تا آن گفت یا الله دستت را بده من، با هم صلح بکنیم ما رها کنیم. این حرف غلطی است مایی که می بینیم ماهیت یک حیوان درنده چیست... در خواب هستند، آنهایی که خواب آمریکا را می بینند، خدا بیدارشان کند.»
نهضت آزادی و رابطه‌اش با جناح اصلاحات
نهضت آزادی پس از دوم خرداد 1376 و انتخابات ریاست جمهوری، از شعارهای اصلاح طلبانه خاتمی قاطعانه حمایت کرد. این گروه سیاسی، در انتخابات مجلس ششم نیز که پیروزی قاطع با اصلاح طلبان بود، همین رویکرد را در پیش گرفت . دلیل حمایت نهضت آزادی از اصلاح طلبان این بود که شعارهای آنها را با اندیشه های خود همخوان می دید. از این رو، نهضت آزادی ضمن استفاده از فضای به وجود آمده برای مطرح کردن دوباره خود ، به فعالیت آشکار روی آورد و به نشر اندیشه های لیبرالی خود پرداخت. دکتر یزدی دبیر کل نهضت خوشحالی خود از فضای پدید آمده را این گونه بیان می کند:
« ما قسم نخورده ایم که همیشه و تا ابد به عنوان اپوزیسیون عمل کنیم و قسم هم نخورده ایم که با هر کس در دولت باشد به صرف این که در دولت است مخالفت کنیم، خیر. بدیهی است که اگر برنامه هایی که مطرح می شود با برنامه هایی که نهضت (آزادی) ارائه داده و می دهد همخوانی داشته باشد از آن حمایت می کنیم حتی اگر به ما اجازه فعالیت ندهند .»
بعد از دوم خرداد، نهضت آزادی فعالیت های خود را در قالب های مختلف آغاز کرد. این تشکل، در این برهه، با بیانیه های ساختارشکنانه و طرح شبهات گوناگون، وارد میدان جنگ با ولایت فقیه شد و آن را موضوعی اختلافی میان علما دانست که فاقد وجاهت قانونی و شرعی است و خودکامگی و استبداد را به دنبال دارد .
همچنین در بیانیه ای، نامه معروف حضرت امام درباره عدم صلاحیت نهضت آزادی برای کارهای اجرایی، قضایی و قانون گذاری را در شأن امام ندانست و آن را فاقد دلیل و مدرک شمرد .
افزون بر بیانیه ها و سخنرانی ها و مصاحبه هایی که به صورت آشکار انجام می پذیرفت، نهضت آزادی برای گسترش فعالیت های خود ضمن جذب نیرو و سازماندهی، از مجموعه های پوششی شناخته شده، برای ترویج عقاید خود بهره می برد. از جمله این مجموعه ها، «ائتلاف جبهه ملی- مذهبی ها» بود که در سال 1378 تشکیل شد. این تشکیلات، دو رکن اساسی داشت: نهضت آزادی و شورای فعالان ملی - مذهبی. به عبارت دیگر، چهار نفر در رأس این ائتلاف بود که دو نفر آن از اعضای نهضت آزادی بودند. ائتلاف ملی - مذهبی ها تا آنجا پیش رفت که اسلام، پیامبر (صلی الله علیه و آله)، کعبه، حج و همه اصول و فروع اسلام را انکار کرد، مذهب شیعه را ادامه زرتشتی گری دانست و به بدترین شکل به ائمه اطهار توهین می کرد که قلم از نوشتن آنها شرم دارد .
سرانجام بسیاری از اعضای نهضت آزادی در اتهام اقدام علیه امنیت کشور، ارتباط با بیگانگان، شرکت در کنفرانس های گروه های مخالف و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی از طریق بیانیه، مصاحبه با رسانه های داخلی و خارجی و سخنرانی های مختلف دستگیر و محاکمه شدند .
به طور کل، جامعه مدنی، تساهل و تسامح، اصلاحات، توسعه سیاسی و... ادبیات مشترک دولت سید محمدخاتمی و نهضت آزادی بود. در مورد اصلاحات، اعضای نهضت آزادی، با توجه به نزدیکی ای که میان خود و دولت می دیدند، برای گرفتن مجوز فعالیت به وزارت کشور مراجعه کردند که وزارت کشور اجازه فعالیت رسمی آنها را منوط به تشکیل حزبی با نام جدید که خلاف نظر امام بود، دانست. به هر حال در بستر این دوران، نهضت آزادی توانست به بسیاری از اهداف خود برسد .
از سال 84 به بعد، شیوه نهضت آزادی درباره نظام تغییر کرد. حاصل سخن این که در این دوران، یعنی از سال 84 مخالفت آنها شکل آشکارتری به خود گرفت؛ ضمن این که سعی می کردند گروه های دیگر را نیز با خود همراه نمایند. ابراهیم یزدی یک دوره سه ماهه از 30 بهمن 86 تا 5 خرداد 87 به آمریکا سفر کرد و پس از بازگشت، به صراحت استراتژی براندازی نظام را مطرح کرد. وی در مصاحبه ای در 23 خرداد 87 به سایت خبری روز چنین گفت:«الان زمان آن است که عملکرد نظام مبتنی بر نظام ولایت فقیه را مورد ارزیابی قرار بدهیم. ما معتقدیم که مشکل اساسی ایران، در سیستم ولایت فقیه است . »
یزدی در خصوص پیوند مشترک نهضت آزادی با سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت و کارگزاران می گوید: ما از این که گروه های سیاسی، آرام آرام به واقع گرایی نزدیک می شوند خوشحالیم. گروه هایی که 10 سال پیش، مرزبندی خودی و غیرخودی را ابداع کرده بودند، امروز به این نتیجه رسیده اند که این مرزبندی ها واقع بینانه نیست. کارگزاران امروز با ده سال پیش متفاوتند .
به خاطر تأثیر فکری نهضت برافکار احزاب کارگزاران، مجاهدین انقلاب اسلامی، مشارکت و دفتر تحکیم وحدت، و...، بسیاری از مواضع این احزاب و گروه ها به نهضت آزادی نزدیکی بیشتری پیدا کرد. با صف واحد و نامزد واحد و با برنامه ریزی هماهنگ، در انتخابات دهم ریاست جمهوری وارد صحنه شدند و زمینه آشوب و اغتشاش را فراهم کردند. سرانجام تعدادی از سردمداران این گروه ها به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و بسترسازی برای آشوب و اغتشاش دستگیر شدند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات