بسماللهالرحمنالرحیم
با قطع نظر از پیامدهای ضدامنیتی که قرارداد درازمدت کابل ـ واشنگتن برای باقی ماندن نظامیان آمریکائی در خاک افغانستان دارد، اصولاً امضای چنین قراردادی در شرایطی که هنوز مدت زیادی از اعتراض شدید مردم افغانستان به قرآنسوزی توسط نظامیان آمریکائی در پایگاه بگرام و همچنین تظاهرات و اعتراضات گسترده آنها به کشتار اعضای یک خانواده افغانی توسط یک سرباز آمریکائی که قصد تجاوز به نوامیس آنها را داشت نگذشته بود، مایه تأسف و موجب تعجب فراوان است. امضای این پیمان باصطلاح امنیتی ولی در واقع استمرار اشغالگری افغانستان توسط آمریکا، به معنای فروش افغانستان به دولتی است که علاوه بر اشغال افغانستان و ارتکاب جنایات فراوان در دوران 11 ساله اشغال، حتی به مقدسات و نوامیس مردم این کشور نیز رحم نکرده وهر کاری که خواسته علیه این مردم و مقدسات و نوامیس آنها انجام داده است.
بعد از امضای پیمان ادامه اشغال نظامی افغانستان توسط آمریکا که هفته گذشته در سفر شبانه باراک اوباما به کابل و دیدار نیم ساعته وی با حامد کرزای صورت گرفت، تعدادی از نمایندگان مجلس افغانستان در پاسخ به انتقادی که نماینده سیاسی جمهوری اسلامی ایران به امضای این پیمان به دلیل مخاطراتی که برای امنیت ایران دارد بعمل آورد، وی را به دخالت در امور داخلی افغانستان متهم کردند و مسئولان وزارت امور خارجه افغانستان سفیر ایران در کابل را احضار و به وی اعتراض کردند. بعضی روزنامههای دولتی افغانستان نیز با انتشار مقالاتی همان اتهام مداخله را تکرار و تبلیغات مسمومی علیه جمهوری اسلامی ایران به راه انداختند. این اقدامات موجب شد رئیس ستاد افغانستان وزارت امور خارجه کشورمان نیز کاردار افغانستان را احضار و عواقب امنیتی پیمان امضا شده میان کرزای و اوباما برای ایران را به وی متذکر شد و تبلیغات مسموم رسانههای دولتی افغانستان علیه ایران را در جهت خلاف روابط دوستانه دو کشور دانست.
درباره این رویداد، سه نکته مهم را شایسته تذکر میدانیم:
اول آنکه وزارت امور خارجه کشورمان در قبال امضای پیمان استراتژیک میان رؤسای جمهور افغانستان و آمریکا بسیار ضعیف عمل کرده است. احضار کاردار افغانستان به وزارت امور خارجه هنگامی صورت گرفت که بعضی مقامات و رسانههای افغانی مرتکب گستاخیهائی علیه ایران شدند و در واقع اقدام وزارت امور خارجه کشورمان نوعی حرکت تدافعی بود. حتی در این حرکت تدافعی نیز علیرغم منطق قوی و مستندی که در اختیار داریم اظهارات نقل شده از رئیس ستاد افغانستان از قاطعیت لازم برخوردار نبود. متأسفانه، این نوع رفتارهای تدافعی و دیرهنگام در وزارت امور خارجه کشورمان به یک رویه تبدیل شده و مدتی است دستگاه دیپلماسی کشورمان تحرک لازم را در برخورد با رویدادهای خارجی ندارد.
دوم آنکه ماهیت پیمان استراتژیک میان افغانستان و آمریکا، یک خیانت به ملت افغانستان است. زیرا نظامیانی که 11 سال است خاک افغانستان را به جولانگاه خود برای ارتکاب جنایات، اهانت به مقدسات و حتی تجاوز به نوامیس مردم این کشور تبدیل کردهاند، به موجب این پیمان اجازه یافتهاند باز هم سالها در این کشور بمانند و به جنایات و هتک حرمتهای خود علیه ملت افغانستان ادامه دهند. رئیسجمهور و مسئولان افغانی با توجه به اعتراضات شدید مردم کشورشان به اصل حضور اشغالگران آمریکائی در این کشور، حق نداشتند چنین پیمانی را امضا نمایند. اینکه اوباما نیمه شب از طریق یک پایگاه نظامی به کابل رفته و با عجله و دور از چشم مردم، پیمان را امضا کرد و قبل از آنکه هوا روشن شود از آسمان افغانستان خارج شد، به دلیل ترسی است که از خشم مردم این کشور داشت. همین واقعیت برای اثبات عدم مشروعیت پیمان استراتژیک امضا شده میان کرزای و اوباما کافی است.
متأسفانه مردم افغانستان در تصمیمگیریهای سیاسی به حساب نمیآیند و اعتراضاتشان که گوش فلک را کر کرده در اراده حامد کرزای که چشم و گوش بسته در خدمت منافع آمریکا قرار دارد هیچ تأثیری ندارد. مقایسه افغانستان با عراق که هر دو در دهه گذشته توسط آمریکا اشغال شدند به روشنی نشان میدهد که حکومت افغانستان ارادهای از خود ندارد. اعتراضات مرم عراق علیه حضور اشغالگران سرانجام موجب پایان رسمی اشغال شد و نظامیان آمریکائی نتوانستند بیش از 8 سال در عراق بمانند در حالی که اکنون 11 سال است اشغالگران آمریکائی در افغانستان حضور دارند و باز هم برای ادامه اشغال از رئیسجمهور این کشور امضا گرفتهاند! این، تحقیر رسمی ملت مسلمان افغانستان است و به همین دلیل پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان فاقد مشروعیت است.
و سومین نکته اینست که پیمان استراتژیک افغانستان و آمریکا علاوه بر اینکه ناقض حقوق ملت افغانستان است، ناقض حقوق ملت ایران نیز هست. هر چند حامد کرزای هنگام امضای این پیمان گفت این پیمان علیه هیچ کشوری از جمله علیه همسایگان افغانستان نیست و با این جمله میخواست جمهوری اسلامی ایران را مطمئن کند که خطری از ناحیه این پیمان متوجه آن نیست، لکن روشن است که حضور درازمدت نظامیان آمریکا در منطقه آنهم در کشور اشغال شده افغانستان که آنها در آن فعال مایشاء هستند، امنیت کلیه کشورهای همسایه را به خطر میاندازد. هم اکنون مردم و دولت پاکستان از آثار مخرب حضور نظامیان آمریکائی در افغانستان دچار مشکلات فراوان هستند و هر روز به حملات هواپیماهای نظامی آمریکا و کشته شدن غیرنظامیان در نقاط مختلف کشورشان اعتراض میکنند. بنابراین، نمیتوان این واقعیت را انکار کرد که حضور نظامی آمریکا در افغانستان، ناقض امنیت همسایگان از جمله ایران است و دولت ایران حق دارد به امضای پیمان استراتژیک میان کرزای و اوباما اعتراض کند.
آنچه در این میان اهمیت دارد اینست که مسئولان دستگاه دیپلماسی کشورمان با مسائل مهمی از قبیل پیمان استراتژیک میان افغانستان و آمریکا برخورد فعال نمایند وهوشیارانه از منافع جمهوری اسلامی ایران دفاع کنند. مردم افغانستان در 11 سال اشغال کشورشان توسط نظامیان آمریکائی شاهد ناامنی بیشتر، رشد روزافزون تولید و قاچاق مواد مخدر و انواع عقبماندگیها هستند و باتمام وجود این واقعیت را لمس میکنند که حضور بیگانگان در کشورشان غیر از آنکه مشکلاتشان را دو چندان کند نتیجه دیگری نداشته است. بنابراین، دولتمردان افغان باید در برابر مردم کشور خود و نگرانیهای همسایگان پاسخگو باشند و برای تأمین استقلال افغانستان و آزادی مردم این کشور از سلطه آمریکا و سایر قدرتهای سلطهگر تلاش کنند.