مهدی جنگآور / کارشناس ارشد روابط بینالملل
وجود گرایشهای متفاوت قومی، زبانی و نژادی در جامعه اسرائیل از جمله مسائل مهمی است که دولتمردان اسرائیلی از دیرباز درگیر آن بودهاند و طی سالهای اخیر با در پیش گرفتن راهبردهایی، تلاش خود را به کاهش محدودیتهای ناشی از آن معطوف داشتهاند. در این بین انواع شکافهای قومی نهادینه شده در جامعه اسرائیل، طی سالهای اخیر بیش از گذشته نمایان شده است.
یک شکاف عمده مربوط به شکاف قومی سفاردین - اشکنازی است؛ سفاردینها عمدتا یهودیان شرقیتبار اعم از یهودیان خاورمیانه، شرق اروپا، آفریقا و آسیا هستند؛ در حالی که اشکنازیها و عمدتا یهودیان مهاجرت کرده از اروپای غربی و مرکزی هستند. بنیانگذاران اولیه اسرائیل عمدتا اشکنازی و سکولار بودند و به همین خاطر اکثر مناصب و شغلهای حساس و رده بالا در اسرائیل به اشکنازیها داده میشد و در عوض یهودیانی که از کشورهای شرقی و آفریقا به اسرائیل مهاجرت میکردند، اکثرا در شغلهای ردهپایین مشغول میشدند. این تبعیض به حدی بود که در سال 1977، یهودیان سفاردین در یک حرکت جمعی که بعدها شورش جمعی (ماها پاخ) نامیده شد، به حزب لیکود رای داده و باعث شکست حزب کارگر در انتخابات شدند که تا آن زمان حزب اصلی حاکم بود.
«پستصهیونیسم» یک جنبش فکری است که معتقد است صهیونیسم اعتبار اخلاقی یهود را در هم شکسته است. نویسندگان پستصهیونیستی سفاردین، علاوه بر به چالش کشیدن مبانی فکری صهیونیسم، به تبعیضهای ناروا بین طبقات مختلف اجتماعی نیز اشاره دارند. آنها معتقدند که اسرائیل حق ایجاد یک دولت یهودی را نداشته است. سفاردینها معتقدند که نیمی از جمعیت یهودیهای اسرائیل، عرب - یهودی هستند؛ یعنی کسانی که به زعم آنها مانند فلسطینیها از صهیونیسم صدمه دیدهاند. در میان سفاردینها حس عمیقی از نوعی آسیبدیدگی اجتماعی وجود دارد. آنها نسبت به یهودیان اشکنازی (اروپاییتبار)، همواره خود را در حالت ضعف میبینند. اشکنازیها مدعیاند که در تاسیس دولت اسرائیل نقش اصلی را داشتهاند و مهاجران اولیه به اسرائیل محسوب میشوند.
سفاردینها همواره به تبعیضهای سیستماتیک اقتصادی و قومی و در سطوح شخصی و خانوادگی بین خود و یهودیان اشکنازی اشاره میکنند و به آنها اعتراض دارند. نزاع بین اشکنازیها و سفاردینها از همان ابتدای تشکیل دولت اسرائیل مشهود بوده است، برای مثال در سال 1949، روزنامهنگار اشکنازی، اریه گلیوم، مهاجرت سفاردینها (اعراب، سیاهان، بربرها و مذاهب دیگر) را مورد انتقاد قرار داد و آنها را در سطح پایینتر از یهودیان غربتبار برشمارد. او سیاهان را تنها برای کار در اسرائیل مفید میدانست.
یک محقق به نام الی آوراهام که روی تصویر و توصیف رسانهها در مورد سفاردینها در طول دهههای 80 و 90 تحقیق میکرد، به تعدادی زیادی از لغات مشترک در این مورد دست یافت، از جمله خشونت، ناآرامیها اجتماعی، بینظمی، محدودیتهای اجتماعی، تبعیض، هویت سیاسی و قومیت.
سیاستهای چند دهه اخیر دولتهای اسرائیل به یک شکاف اقتصادی و اجتماعی بین سفاردینها و اشکنازیها دامن زده است. مباحث آکادمیک و فکری، دیدگاههای سفاردینهای جوان را تقویت کرده و آنها نظراتی اصلاحی و نوگرا نسبت به والدینشان دارند. نخبگان سوسیالیست در اسرائیل همواره سکولاریزم را ترویج میدادند و خواستار نابودی ساختارهای سنتی میشدند و برای کاهش فقر، شکاف طبقاتی و بیکاری گسترده در بین سفاردینها تلاش میکردند.
سفاردینها معتقدند که صهیونیسم آنها را از هویت تاریخی و اصیل خود جدا ساخته است. سفاردینها با اشاره به سابقه چند دهه حضور اسرائیل، خود را در مقایسه با مهاجران شوروی سابق که در طول دهه 90 به اسرائیل مهاجرت کردند نیز در سطحی پایینتر میبینند.
قدرت گرفتن حزب «شاس» در همان حال که نشانه افزایش اهمیت مذهب در جامعه اسرائیل است، گویای قدرتمندشدن شکاف قومی نیز هست، زیرا لایه دوم حامیان حزبشاس را یهودیان سفاردین تشکیل میدهند. کما اینکه رهبر معنوی آنها، خاخام یوسف نیز عراقیالاصل است و بسیاری از افراد هسته اصلی حزب شاس را یهودیان خاورمیانه تشکیل میدهند. حامیان قومی حزب شاس به دو دلیل 1999 از این حزب حمایت کردند: هویتیابی با فرهنگ سفاردین و تلاش برای افزایش قدرت سفاردینها.
آنها معتقد بودن سلطه فرهنگ اشکنازی در اسرائیل باعث حاشیهنشینی فرهنگ سفاردین و یهودیان سفاردین شده است. به باور برخی از این افراد، رای دادن به حزب شاس میتواند باعث تقویت موقعیت سفاردینها شود. این شکاف تا حدی بود که در سال 1998، ایهود باراک با انتشار بیانیهای از رفتار گذشته حزب کارگر با سفاردینها عذرخواهی کرد.
اوج آشکار شدن شکاف سفاردین – اشکنازی در جامعه اسرائیل در جریان دادگاه آریه درعی، یکی از رهبران سفاردین خود را نشان داد. محاکمه وی به جرم گرفتن رشوه و سوءاستفاده از اعتماد عمومی در سال 1990 آغاز شده بود. با اعلام حکم درعی توسط دادگاه و محکوم شدن وی به چهار سال زندان، حزب شاس حکم درعی را تبدیل به یک موضوع انتخاباتی و انتقاد از وجود تبعیض علیه یهودیان سفاردین کرد. درعی هم که اجازه یافته بود تا اعلام نظرنهایی دادگاه عالی آزاد باشد، یک جنبش پوپولیستی قومی علیه دولت چپ سکولار (اشکنازی) راهانداخت. درعی، علت محکومیت خود را مراکشی بودن میدانست.
وی به صورت بیسابقهای بحث تبعیض قومی علیه سفاردینها، را مطرح کرد که از انتخابات 1981 تا آن زمان بیسابقه بود. در این میان اقلیتهای قومی – مذهبی ساکن اسرائیل، نظیر اعراب و دروزیها نیز از تبعیض مضاعف رنج میبرند و این در حالی است که حامیان اولیه صهیونیسم و اسرائیل برای جلب حمایت قدرتهای بزرگ، از دموکراتیک بودن دولت یهودی اسرائیل سخن میگفتند.
اما برخلاف وعدههای نادرست امروزه نه تنها تبعیض نهادینه شدهای علیه اقلیت غیریهودی وجود دارد، بلکه یهودیان سفاردین هم با نوعی تبعیض نهادینه شده مواجهند که به اعتراف خود یهودیان، پشتسر گذاشتن و عبوراز آن کار چندان آسانی نیست. از این منظر مخاطب صهیونیسم عمدتا یهودیان اشکنازی هستند تا سفاردینها، حتی دو عنصر اصلی توجیهکننده شکلگیری اسرائیل، یعنی یهودیآزاری و رهایی، عمدتا برگرفته از تجارب یهودیان اروپایی است تا یهودیان سایر مناطق، زیرا در خاورمیانه پدیده عامی به نام یهودیستیزی وجود نداشت. غیریهودیان اسرائیل (اعم از اعراب، مسیحیان، دروزیها و بدویان) در مقایسه با یهودیان از حقوق شهروندی و مدنی بسیار کمی برخوردارند.
هر چند از نظر قانونی، غیریهودیان هم دارای حقوق سیاسی برابر با یهودیان هستند، اما سازوکارهای طراحی شده در جامعه اسرائیل به گونهای است که در عمل مانع دستیابی غیریهودیان به مقامهای حساس میشود؛ در حالی که غیریهودیان حدود 20 درصد جمعیت اسرائیل را تشکیل میدهند، در تصمیمگیریهای کلان هیچ فرد غیریهودی حضور ندارد. تقسیم قدرت اسرائیل، ریشه در تجربه تاریخی یهود دارد که بسیار قوممحور، و انحصارگر است؛ امری که در تضاد با شعارها و ایدههای روشنگرانه و سکولار صهیونیسم است.
موشه کاتساو، رئیسجمهور سابق و تنی چند از وزرای شاخص در کابینههای چند سال اخیر اسرائیل همگی دارای ریشههای شرقی هستند. دولت اسرائیل با گسترش موسیقیهای سفاردین و آداب و سنتهای یهودیان شرقی تبار در جذب بیشتر آنها در جامعه تلاش کرده است. تبعیضهای مستمر باعث شده که برخی از سفاردینها نگاهی حسرتبار به جهان عرب داشته باشند.
آنها مدعیاند که در طول مناقشه اعراب و اسرائیل و با وجود افکار ضدصهیونیستی، یهودیان در کشورهای عربی در صلح و آرامش زندگی میکردند. سفاردینها اغلب گرایشات دست راستی دارند و به عنوان وفاداران به دولت یهود، نگاهی مذهبی و ناسیونالیستی نیز دارند. رفتار سیاسی سفاردینها نتیجه سالها نابرابری و تبعیض از سوی دولتهای مختلف اسرائیل بوده است. در آینده میتوان سفاردینها را بیشتر در عرصههای سیاسی و اجتماعی دید.
در مجموع میتوان گفت دوئل بین اشکنازیها و سفاردینها تداوم داشته و میتواند به عنوان چالشی بالقوه برای اسرائیل همواره وجود داشته باشد.