همانگونه که چندی پیش در اطلاعیه کاخ الیزه آمده بود، ایالات متحده آمریکا و برخی از متحدان اروپاییاش، بویژه انگلیس و فرانسه، با این ادعا که رفتار ایران یک تهدید جدی و فوری برای صلح است، در حال افزایش فشار بر ایران هستند. اتهام (ادعا شده علیه) ایران این است که به دنبال دستیابی به سلاح هستهای است.
طرح انزوای ایران با سختتر شدن تحریمها، فلج شدن تجارت و سختتر شدن روابط مالی، در حال اجرا است. در واقع طیف وسیعی از اقدامات تنبیهی در حال به اجرا گذاشتن است و این از یک جنگ همهجانبه علیه ایران، چیزی کم ندارد.
اگرچه آخرین گزارش آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ایران، فاقد شواهد در این مورد است که ایران تصمیم گرفته سلاح اتمی تولید کند، اما این گزارش حاوی برخی مفروضات و گمانهزنیها مبنی بر این است که ایران در حال پنهان کردن برخی فعالیتهای هستهایاش است، اما گزارش، حقایق ارزشمندی در این زمینه به دست نمیدهد.
اکثر کارشناسان معتقدند حتی اگر ایران به دنبال دستیابی به توانایی نظامی هستهای باشد، آن را میتواند فقط برای مقاصد دفاعی استفاده کند، با این حال ایالات متحده و اسرائیل سعی دارند جمهوری اسلامی ایران را به عنوان یک تهدید مرگبار به جهان نشان دهند، در حالی که ایران این اتهام را متوجه خود آنها میداند.
واشنگتن ایران را یک چالش در مسیر تلاش آمریکا برای کنترل نفت خاورمیانه تلقی میکند در حالی که تلآویو، ایران را یک تهدید مقابل برتری نظامی و انحصار سلاحهای هستهای خود در منطقه خاورمیانه میداند.
اسرائیل بارها و بارها در نقض آشکار منشور ملل متحد، ایران را به حمله نظامی و تخریب تأسیسات هستهایاش تهدید کرده و تمامی تلاش خود را برای تحریک آمریکا به منظور انجام این کار، کرده است.
بعد از آمریکا، دولت انگلیس به صورت عجولانه به بانکها و مؤسسات مالی انگلیسی دستور داد که تمامی روابط خود را با ایران قطع کنند. بانکها موظف شدهاند تمامی روابط تجاری و معاملات خود را با تمامی بانکهای ایرانی متوقف کنند.
در پاسخ به این اقدام، در حالی که در سال گذشته روابط تجاری انگلیس با ایران 50 درصد کاهش پیدا کرده بود، مجلس ایران خواستار اخراج سفیر انگلیس از تهران شد. فرانسه نیز خواستار توقف خرید نفت ایران و انسداد داراییهای بانک مرکزی ایران شد.
آمریکا و اسرائیل از اعراب خواستهاند که به ائتلاف خصمانه علیه ایران بپیوندند، اما آیا براستی دشمنی با ایران در راستای منافع اعراب است؟
عربستان سعودی و جمهوری اسلامی اغلب بر سر نفوذ در منطقه، رقیب یکدیگر تلقی میشوند، با این حال تحولات نسبی در روابط دو کشور همواره مشاهده میشود.
پیش از انقلاب اسلامی ایران، دو کشور در مسائل منطقه با یکدیگر همکاری میکردند و همکاری مشترک در تضمین امنیت و ثبات منطقه خلیجفارس داشتند. هرچند روابط ایران و عربستان در سالهای اخیر اندکی تیره شد، اما روابط دو کشور، پیش از آن به مدت 15سال در شرایط خوب و معقولی قرار داشت.
میخواهم بگویم که تهران و ریاض باید با هم شرکای منطقهای باشند، نه رقیب. روابط خوب بین این دو کشور برای حفاظت منطقه از بسیاری از تهدیدهای خطرناک که از سوی توطئهها و جاه طلبیهای قدرتهای خارجی منطقه را تهدیدمیکند، لازم و ضروری است.نزاع ایران و آمریکا ربطی به اعراب ندارد و اعراب باید از کشیده شدن به این نزاع خودداری کنند.
ایران هنوز نقش آمریکا را در سرنگونی دولت دموکراتیک و منتخب محمد مصدق در سال 1953، حمایت از صدام حسین در تجاوز هشت ساله به ایران (1988 – 1980) و سرنگونی هواپیمای غیرنظامی ایران در مراحل پایانی جنگ از یاد نبرده است.
در مقابل آمریکا، نیز مسائلی مانند به گروگان گرفته شدن کارمندان سفارت خود در ایران در سال 1979 را از یاد نبرده است.
با توجه به موارد ذکر شده، برای کشورهای عربی عاقلانه خواهد بود که به جای پیروی از قدرتهای غربی و اسرائیل، در این میان به دنبال تأمین منافع منطقهای خود باشند.
اعراب قطعاً باید آگاه باشند که برخورد احتمالی نظامی بین ایران و امریکا یا اسرائیل، میتواند برای منطقه خلیجفارس فاجعهآمیز باشد. تأسیسات حساس مانند پایانههای نفتی و تأسیسات آب شیرینکن میتواند از اهداف چنین درگیری باشد و به نوعی میتوان گفت چنین برخوردی در منطقه، میتواند دستاوردهای دهههای اخیر را نابود کند.
با نگاهی مثبت، ایران و کشورهای حوزه خلیجفارس به ویژه دوبی، برای سالهای متمادی شرکای تجاری یکدیگر بوده و اعراب و ایرانیان در سواحل خلیجفارس در زمینههای مالی، تجاری و اقتصادی، بسیاری با هم در ارتباط بودهاند.
ایران و عمان به مدت طولانی، شرکای استراتژیک در تضمین امنیت تنگههرمز، به عنوان یک نقطه حیاتی برای بسیاری از تجار نفت جهان بودهاند. کشورهای منطقه نباید به اختلاف شیعه و سنی در منطقه دامن زنند تا به دشمنان اجازه بهرهبرداری از اختلاف شیعه و سنی داده نشود.ایران هیچ سابقه تجاوزی در تاریخ ندارد و رئیس کمیسیون بینالمللی تحقیق درباره سرکوب معترضین در بحرین به ریاست «شریف بسیونی» هرگونه نقش ایران را در ناآرامیهای بحرین، رد کرد. هیچ مدرکی دال بر دست داشتن ایران در جنبش زیدی یمن که توسط حوثیها رهبری میشود، وجود ندارد. شیعیان بحرین و شیعیان حوثی در یمن، هرگونه ارتباط با ایران را انکار میکنند و اعلام کردهاند که به کشور خود وفادار هستند.
روابط ایران و عربستان پس از ادعای آمریکا مبنی بر کشف طرح ترور سفیر عربستان در واشنگتن توسط ایران، تیره و تار شده است، اما معدود کارشناسانی، اتهام آمریکا علیه ایران را باور دارند و بسیاری معتقدند که هیچگونه مدرک قانع کنندهای در این مورد ارائه نشده است.
این طرح (اگر آن را واقعاً توطئه بنامیم) یک رشته عملیات توسط اداره تحقیقات فدرال آمریکا یا یک عملیات توسط شخص ثالثی است که برای ضربه زدن به روابط تهران و ریاض برنامهریزی شده بود.
به عربستان سعودی و همکارانش در خلیجفارس توصیه میکنم که به جای لفاظی علیه ایران و قطع رابطه با آن، ایران را به درون ساختار امنیتی منطقه بخوانند. ایران و همسایگانش در خلیجفارس، به دلیل سهیم بودن در منافع مشترک، مسئولیت مشترک در تضمین امنیت آن را دارند.
اعراب به جای اینکه بیجهت تحت تاثیر تبلیغات ضدایرانی غرب و اسرائیل قرار بگیرند، باید به دیدگاههای معقول بیان شده در بیانیه 24نوامبر 2011 کشورهای برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی توجه داشته باشند. این پنج کشور قدرتمند، بر ضرورت ساخت یک سیستم ارتباطی بین کشورهای منطقه خلیجفارس تاکید داشتند که بتواند امنیت برابر و قابل اعتماد را برای تمامی کشورهای عضو، تضمین کند.
آنها در اطلاعیه خود تاکید کردهاند که اعمال تحریمهای یک طرفه علیه ایران، نتیجه معکوس خواهد داد و فقط باعث وخیمتر شدن اوضاع میشود. آنها حمایت خود را از حل و فصل نگرانیها پیرامون برنامه هستهای ایران، فقط از طریق ابزارهای سیاسی، دیپلماتیک و گفتوگو میان طرفین اعلام کردند.گفتوگوی استراتژیک میان ایران و عربستان، نیازی مبرم برای برطرف کردن نگرانیهای متقابل و سوءتفاهمها، و توافق بر سر سیاستهای امنیتی مشترک است. این بهترین راه برای محافظت از منطقه خلیجفارس در برابر اتفاقی است که میتواند هر لحظه، یک برخورد فاجعهبار تسلیحاتی را در منطقه تشدید کند.