تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۸۶ - ۱۶:۵۱  ، 
کد خبر : ۲۴۲۹۰
گفت‌و‌گو با رییس انجمن دوستی ایران و آذربایجان:

هدف ما، تحکیم روابط دوستانه است


عصر یکی از روزهای گرم تابستان موسسه ایراس پذیرای میهمانانی بود که وجهه همت خود را گسترش روابط دوستانه میان ایران و آذربایجان معرفی می‌کنند. احد قضایی، سالیان متمادی از فعالیت کاری خود را در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران طی کرده است. به همراه رییس انجمن دوستی ایران و آذربایجان، اسرافیل تبریزی، دبیر انجمن و رییس اداره اخبار و رسانه‌های مجلس شورای اسلامی نیز حضور دارد.

قضایی، از سال 1361 به عنوان اولین سرکنسول آذری زبان به جمهوری آذربایجان اعزام شد. وی پس از اتمام دوره پنج ساله ماموریت خود، از سوی وزارت کشور، عهده‌دار مدیریت کلی امنیت استان تهران شد. وی پس از آن، یک دوره سرکنسول ایران در استان حیدرآباد هندوستان بوده است. قضایی پس از پایان دوره خدمت، به عنوان نماینده مردم اردبیل در دوره پنجم به مجلس شورای اسلامی راه یافت و در دوران خدمت در مجلس، انجمن دوستی پارلمانی ایران و آذربایجان را تشکیل داد. به گفته وی، در روز پایان دوره نمایندگی در مجلس، مسؤولیت سفارت ایران در آذربایجان به مدت 4 سال به عهده وی گذاشته می شود. وی در حال حاضر علاوه بر ریاست انجمن دوستی ایران و آذربایجان، به عنوان مشاور آسیای مرکزی و خاور دور وزارت خارجه نیز فعالیت می کند.

*آقای قضایی، ضمن تشکر، لطفاً انجمن دوستی ایران و آذربایجان را برای مخاطبان مؤسسه ایراس معرفی کرده و هدف از تشکیل آن را بفرمایید.

**من در ابتدا از این مؤسسه تخصصی تشکر می کنم و معتقدم فعالیت این قبیل مؤسسات می‌تواند فضای خوبی برای استفاده محققان این حوزه ایجاد کند.

انجمن دوستی ایران و آذربایجان یک تشکل غیر دولتی (NGO) است. در سال 84 درخواست مجوز فعالیت آن را به دولت ارایه کردیم و در شهریور سال 85 مجوز فعالیت این تشکل صادر شد. با توجه به ضرورتی که برای تحکیم روابط و دوستی بین این دو کشور وجود دارد و با توجه به شناخت خود از این کشور، با دوستانی که به نوعی با آذربایجان در ارتباط بوده و شناخت عمیقی نسبت به آن دارند، گردهم آمدیم و بدین ترتیب انجمن دوستی ایران و آذربایجان را تشکیل دادیم.

اعضای هیات مدیره این انجمن به جز خودم عبارتند از:

سید ابراهیم ابراهیمی، نایب رییس انجمن

اسرافیل تبریزی، دبیر انجمن

قاسم مومنی، عضو هیات مدیره و رییس کمیته ارتباطات

و محسن اردستانی

هدف ما از تشکیل این انجمن، تحکیم روابط دوستانه بین این دو کشور است که قطعا هم برای جمهوری اسلامی ایران و هم برای جمهوری آذربایجان سودمند خواهد بود؛ چراکه داشتن روابط قوی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی به نفع دولت ها است. دو ملت ایران و آذربایجان، هم از نظر تاریخی و هم از نظر فرهنگی و دینی نزدیک ترین مللی هستند که در کنار هم زندگی می کنند. آذربایجان دومین کشور شیعه نشین دنیا پس از ایران است. از نظر گذشته تاریخی هم اگر نگاه کنیم، زمانی این دو ملت با یکدیگر زندگی می کرده اند و اکنون هر یک به صورت کشوری مستقل در کنار هم قرار دارند. حتی زبان آذری که زبان بخش عظیمی از مردم کشور ماست نیز حکایت از این حقیقت تاریخی دارد. این ویژگی ها در مناسبات دیپلماتیک بین دو کشور کاملا سودمند است و موجب تحکیم روابط می شود اما از طرف دیگر همین ویژگی ها می تواند به عنوان ابزاری برای تفرقه بین دو کشور در دست بیگانگان و دشمنان قرار گیرد. به طور مثال با برجسته کردن برخی مسایل، این تصور را در جمهوری آذربایجان ایجاد می کنند که ایران تهدیدی برای آن کشور محسوب می شود. دشمنان با استفاده از همین مسائل، انگیزه های مثبت تحکیم روابط را تبدیل به چالش می کنند. این انجمن وظیفه خود می داند که با دقت کامل و با بهره جویی از روابط دوستانه اعضای انجمن با مقامات آذری، این موانع را از سر راه برداشته و آنها را به نکات مثبت و تحکیم کننده تبدیل کند.

*آیا انجمن دوستی ایران و آذربایجان ارتباط متقابل با انجمنی در طرف آذری هم دارد؟ ارزیابی طرف آذری از این انجمن چیست؟

**انجمن دوستی آذربایجان و ایران قبلا فعالیت داشت ولی پس از مدتی منحل شد. پس از اینکه ما این انجمن را در ایران تشکیل دادیم، موضوع را به آنها اطلاع دادیم که در نتیجه آنها هم با یک تیم جدید فعالیت خود را به طور رسمی شروع کردند. در حال حاضر آقای روشن نوروزف ریاست انجمن مزبور را به عهده دارد. البته سیستم آنها با ما کمی تفاوت دارد؛ ما برای انجمن از وزارت کشور و با تایید ارگان ها و نهاد های ذیربط مجوز گرفته‌ایم ولی در آذربایجان،‌ برای این تشکل غیردولتی رییس جمهور حکم داده است.

طرف آذری هم این انجمن را بسیار ضروری می داند و همیشه با کمال احترام پذیرای ما هستند. حتی در سفر آخر ما به باکو، وقتی با دفتر رییس جمهور تماس گرفتیم و تمایل خودمان را نسبت به دیدار با الهام علییف اعلام کردیم، بعدازظهر همان روز قرار ملاقاتی با رییس جمهور آذربایجان برای ما ترتیب داده شد. این کار در راستای اعتماد سازی و تلطیف روابط انجام شد که با پذیرایی گرم رییس جمهوری هم روبرو شدیم. از زمان تاسیس انجمن سفرهای متعددی به آذربایجان داشته ایم و از طرف مقامات آذری هم هیات هایی به ایران آمده اند.

*قالب فعالیتهای انجمن به چه شکلی است؟ آیا در قالب سفرهای متعدد فعالیت می‌کنید یا به صورت فرهنگی، انتشار نشریات و....؟ کدام یک از قالب ها در حال حاضر فعال هستند؟

**در اساسنامه انجمن تمام فعالیت های ممکن ذکر شده است و بر اساس آن ما چهار کمیته تشکیل داده‌ایم: کمیته‌های اقتصادی، علمی-دانشگاهی، فرهنگی و ارتباطات. این کمیته‌ها هر کدام مشغول برنامه‌ریزی و فعالیت‌های عملی هستند. بر مبنای تعریفی که در اساسنامه انجمن آمده، این تشکل با توجه به پتانسیل های موجود، ارتباطات بین مردم دو کشور را سازمان دهی می کند. به عنوان نمونه، ما با سازمان فرهنگی- هنری شهرداری تهران توافق کرده‌ایم که هیات‌هایی را از ایران به آذربایجان ببریم و با اجرای برنامه های فرهنگی در این کشور، به شناخت بیشتر مردم آنجا از ایران کمک کنیم. از آذربایجان هم متقابلا می توانیم هیات های فرهنگی را با میزبانی شهرداری تهران یا سایر نهادها دعوت کرده و دو ملت را هر چه بیشتر با یکدیگر آشنا کنیم. سفارت ایران در آذربایجان نیز در این زمینه قول همکاری به ما داده است. ما در زمینه فعالیت های اقتصادی نیز قصد داریم تا با تشویق سرمایه گذاران ایرانی در آذربایجان و بالعکس ارتباطات خوبی با صاحبان صنایع و سرمایه گذاران برقرار کنیم و با مشاوره درست آنها، روابط اقتصادی دو کشور را گسترش دهیم.

*آقای تبریزی شما به عنوان دبیر انجمن آیا روش ارتباطی خاصی را برای انجمن در نظر گرفته اید؟ انتشار نشریات، حضور در محافل مختلف رسانه ای و... آیا چنین چیزی در ساختار انجمن در نظر گرفته شده؟

**از آنجایی که ما عمده عوامل شکنندگی در روابط دو کشور را جریان سازی های خبری می بینیم، به همین دلیل وظیفه مهمی که انجمن بر دوش دارد این است که بتواند درباره این جریان سازی ها روشنگری کند. ما وظیفه خودمان می دانیم که در شفاف سازی و ارزیابی جریانات نقش جدی داشته باشیم. کمیته ارتباطات ما در همین زمینه فعالیت می کند. انجمن صحت و سقم اخبار دریافتی از این حوزه را بررسی می‌کند و میزان تاثیرگذاری رسانه منتشر کننده خبر را به مسؤولان تصمیم‌گیر اعلام می‌کند. همچنین انجمن به زودی یک سایت اینترنتی جهت انتشار اخبار روز این دو کشور راه اندازی خواهد کرد.

*آقای قضایی، من این طور برداشت می کنم که عمده چالش عینی موجود در روابط دو کشور، وجود برخی رسانه‌هاست که مایل نیستند این روابط تقویت شود و بر این اساس اقدام به تخریب روابط می‌کنند.

**همان طور که آقای تبریزی گفتند، برخی رسانه‌ها اقدام به جریان‌سازی منفی می‌کنند. مثلا خبری در یک نشریه آذری درج می شود و بلافاصله این خبر بدون ارزیابی در کشور ما منعکس می‌شود و متاسفانه در برخی موارد در تصمیم‌گیری‌ها تاثیر خود را نشان می‌دهد. یکی از برنامه های ما این است که اخبار منتشر شده، چه در آذربایجان و چه ایران را ارزیابی کنیم، چراکه بسیاری از این اخبار ارزیابی نمی شوند و مسبب جریان سازی ها و بوجود آمدن مشکلات متعدد می‌شوند.

در آذربایجان نشریات مختلفی وجود دارند و هر یک دیدی نسبت به مسائل دارند. نمی‌شود به صرف اینکه یک نشریه مطلبی را علیه ایران منتشر کرده، تصور کنیم که این مساله، موضوع سیاست خارجی آن کشور است.

*آقای تبریزی نظر شما چیست؟

**توجه داشته باشید که آذربایجان از نظر رسانه ای یک کشور باز تلقی می شود، یعنی به راحتی افراد می‌توانند انتشار نشریات مختلف را بدون دریافت هیچگونه مجوز و به صرف اعلام به دادگستری شروع کنند. همین عامل باعث می شود که ما بازاری از نشریات با گرایش های مختلف غرب گرا، روس گرا، ایران گرا، موافق دولت، مخالف دولت و ... را در آنجا شاهد باشیم. به طور متوسط حدود 500 نشریه اعم از روزنامه، هفته‌نامه، ماهنامه و... در آذربایجان وجود دارد. طبیعی است که در چنین بازار شلوغی مهم‌ترین کار، ارزیابی ارزش خبر و منبع خبر است.

*آقای قضایی به غیر از موضوع رسانه‌ها، به اعتقاد شما چه مسایل دیگری وجود دارد که می تواند روابط دو کشور را به چالش بکشاند؟

**آذربایجان به عنوان یک کشور جدا شده از شوروی، همانند سایر کشورها سعی در افزایش نقش خود در منطقه و مطرح کردن خود دارد. مهم ترین خواسته این کشور بازیابی هویت و استقلال است. برخی از کشورها اهمیت آذربایجان را به دلیل قرار گرفتن بین ایران و شوروی، موقعیت استراتژیکی آن و روابط دوستانه با ایران بهتر درک کرده اند. کشورهایی که از نیمه دیگر کره زمین به آذربایجان پا گذاشته اند، به دنبال سرمایه گذاری در این کشور هستند. پس ما نمی توانیم این مساله را نادیده بگیریم و انتظار داشته باشیم که جمهوری آذربایجان در کشورش را به روی همگان ببندد و تنها ما را بپذیرد. این کشور نیز همانند دیگران خواهان ارتباط با اروپا، امریکا و تمام کشورهای جهان است. کشورهای دیگر نیز در جهت پررنگ تر کردن حضور خود در منطقه گام هایی را برمی دارند که کار ما را سخت‌تر می کند. پس ما نیز باید در راستای حضور و اهدافمان سرمایه گذاری کنیم. اما مهم این است که بدانیم، هر یک گام ما به سوی این کشور بسیار نتیجه بخش تر از ده گام سایر کشورها است. چراکه آنان باید در وهله اول خود را ثابت کنند، اما ما ثابت شده هستیم. به هر حال این یک رقابت جهانی است و آنکه سرمایه بیشتری بگذارد، نتیجه بهتری نیز خواهد برد.

در ملاقاتی که خود من با الهام علییف داشتم، ایشان صراحتا بیان کردند که در سفرشان به امریکا، بوش پیشنهاد کرده بود که جمهوری آذربایجان محلی را به فعالیتهای امریکا علیه ایران اختصاص دهد، اما علییف به طور روشن به بوش اظهار داشته که ما دو کشور دوست هستیم و حتی معاهده ای با یکدیگر امضا کرده ایم که کشورمان را علیه یکدیگر در اختیار کشور ثالث قرار ندهیم.

این معاهده در30 اردیبهشت سال 81 (20 می 2002) در تهران توسط حیدر علییف و سید محمد خاتمی با نام "معاهده اصول مناسبات دوستانه و همکاری جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان" به امضا رسیده است که در بند 5 آن آمده:

"طرفین متعاهد از هر حرکت و اعمال فشار علیه تمامیت ارضی، حق حاکمیت و استقلال سیاسی طرف دیگر خودداری خواهند کرد. طرفین متعاهد در اراضی خود به سازمانها، گروهها، دستجات و افراد، امکان فعالیت علیه طرف متعاهد دیگر را نخواهند داد. آنها همچنین اجازه استفاده از اراضی خود به قصد تجاوز علیه طرف دیگر را نخواهند داد."

*آقای تبریزی شما چه چالشهایی را در روابط دو کشور می‌بینید؟

**اگر بخواهیم چالش ها را به خوبی بررسی کنیم، به اعتقاد من یکی از عوامل، روشن نبودن راهبرد ایران در ارتباط با آذربایجان است. انجمن دوستی ایران و آذربایجان معتقداست که این راهبرد، باید راهبرد منافع‌محور باشد. در تعاملات سیاسی و رسانه ای عده ای هستند که علیه ایران یا آذربایجان جنگ روانی به راه می اندازند. اگر به عقب برگردیم، می‌بینیم در دوره شوروی سابق عده ای به تبلیغ ایران‌گریزی در میان مردم جمهوری آذربایجان می پرداختند که در دوره کنونی هم هنوز شاهد تبلیغ آن توسط عوامل غیر هستیم. دورساختن دو ملت از یکدیگر راهبرد اصلی مخالفان روابط همسایگی و دوستی است. سؤال این است که سیاست ما چگونه باید باشد؟ آیا با رفتارهایی ناخواسته به موفقیت راهبرد مخالفان کمک کنیم یا نه هشیارانه و در جهت ناکامی آنان عمل نماییم؟ بر این اساس می‌توان راهبرد درست را تعریف کرد و بر اجرای آن پای فشرد.

ضمن اینکه این هم اشتباه است که ما منفعلانه بنشینیم و منتظر رسیدن اخبار و اطلاعات از آن کشور باشیم و بعد در مقابل این اخبار، موضع‌گیری کنیم. این یعنی رفتن به بیراهه. باید ریشه های پیدا و پنهان موضوعات را بیابیم، که این کار بسیار پیچیده است.

*آقای قضایی، در صحبت های خود اشاره کردید آذربایجان قصد ندارد به پایگاهی علیه ایران تبدیل شود، اما از طرفی ما می بینیم که پس از ارایه پیشنهاد ولادیمیر پوتین در خصوص راه اندازی پایگاه قَبَله در این کشور، الهام علییف بلافاصله موافقت خود را با آن اعلام کرد. آیا شما فکرنمی کنید که این پایگاه در آینده می‌تواند روابط دو کشور را دچار چالش کند؟ تحلیل شما از این رفتار متناقض آذربایجان چیست؟

**من یک نکته کلی عرض می کنم که آذربایجان یک کشور کوچک است و مسلما در روابط دیپلماتیک خود با سایر کشورها، منافع کشورش را در نظر می گیرد. ما نمی توانیم بگوییم که این کشور هیچگاه علیه ایران کاری انجام نخواهد داد. ما دوره کنونی را بررسی می کنیم. در عالم سیاست هیچ چیزی قطعی نیست. اما واقعیت فعلی این است که در حال حاضر آذربایجان قصد ادامه دوستی با ایران را دارد. نکته ای هم که باید در اینجا مطرح شود این است که قَبَله یک پایگاه نظامی نیست. این پایگاه یک پایگاه راداری است که در زمان شوروی قوی ترین پایگاهی بود که تا شعاع 5000-6000 کیلومتر قدرت تشخیص پروازها حتی پروازهای بدون سرنشین را داشت و آن را بلافاصله ثبت می کرد. این منطقه در شمال آذربایجان بین این کشور و روسیه قرار داشت و حتی پس از فروپاشی بحث بر سر این بود که این منطقه به آذربایجان داده نشود و جزوی از خاک روسیه باشد. چون این قضیه عملی نشد، روسیه درصدد برآمد که آن را به منطقه ای دیگر منتقل کند، اما بحث هزینه های بالای آن پیش آمد و نهایتا تصمیم بر این شد که روسیه پایگاه مذکور را از آذربایجان اجاره کند.

در سال 82 روسها برای اینکه بتوانند هزینه این پایگاه را تامین کنند، رسما اعلام کردند که حاضرند اطلاعات پایگاه را اعم از اطلاعات نظامی و تحرکات فضایی گرفته تا هواشناسی به سایر کشورها بفروشند و اعلام کردند که افراد حقیقی و حقوقی با انعقاد قرارداد می توانند از این اطلاعات برخوردار شوند. امریکا هم به طبع از همان سال شروع به خرید اطلاعات از پایگاه مذکور کرد. بنابراین، این قضیه یک اتفاق جدید نیست. تنها خرید اطلاعات تبدیل به سرمایه گذاری و همکاری در این کشور می شود. پیشنهاد پوتین هم به اعتقاد این جانب برای تعدیل خواسته های امریکا بود. اما به هر حال ما اعتراض خودمان را به روس ها اعلام کرده ایم.

*همانطور که می دانید مردم آذربایجان بیشتر گرایش به ارتباط با ایران دارند اما دولت این کشور گرایش به ترکیه دارد. به اعتقاد شما چه عواملی باعث این تضاد و گرایشات متفاوت مردم و دولت شده است؟

**این قضیه باز برمی گردد به همان میزان سرمایه گذاری و گامی که هر کشور در تحکیم روابط خود با جمهوری آذربایجان برمی دارد. ترکها برای تحکیم این مناسبات از بعد اقتصادی وارد شده اند. یعنی هر سرمایه‌گذار با حمایت دولت پا به آذربایجان گذاشته است. سرمایه گذاران ایرانی وقتی به این کشور می روند، با عدم حمایت دولت خود مواجه می شوند، ممکن است سود کنند یا متضرر شده و بازگردند، اما در مورد ترکیه این قضیه صادق نیست. این حمایت صرفا برای آذربایجان صورت نگرفته است بلکه حضور ترکها در تمام کشورهای مشترک‌المنافع کاملا ملموس است، حتی در کشور روسیه هم به همین صورت است. به عبارتی آنها ارتباط را با رنگ و بوی اقتصادی و با حمایت مستقیم دولت تحکیم می کنند. دولت ترکیه حتی از اعتقادات مذهبی در جهت پیشبرد اهداف خود بهره برده است. ترکها در کشور خود لاییک هستند اما در آذربایجان اقدام به ساخت مساجد و فعالیت های دینی می‌کنند. علیرغم اینکه دولت از دین جداست اما بخاطر منافع کشور در دین هم وارد می شود. بدین صورت هم اعتماد مردم را به خود جلب می کنند و هم اهدافشان را به جلو می برند.

اما از طرف دیگر همانطور که گفتید مردم خود را بیشتر به ما نزدیک می دانند و علاقه دارند که با مردم ایران ارتباط داشته باشند.

*مطلع هستید که دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهور کشورمان به زودی عازم آذربایجان خواهند شد. شما فکر می کنید در این سفر چه نکاتی باید مطرح شود و چه دستاوردی باید از این سفر نصیب کشورمان شود؟ پیشنهاد و ارزیابی شما چیست؟

**دیدار روسای جمهور کشورهایی که این چنین به هم نزدیک هستند، حتی اگر بدون هیچ دستاورد ظاهری هم که باشد باز موضوعی مثبت تلقی می شود و بار بزرگ معنوی و اقتصادی خود را به دنبال خواهد داشت. بین دو کشور هر چه اعتماد بالاتر برود، هرچه سران دو کشور با هم به تبادل فکری در خصوص مسایل بپردازند، مردم آن کشورها و مسؤولین فرهنگی و اقتصادی کار خود را با سرعت بیشتری به پیش خواهند برد. به اعتقاد من، چنین سفرهایی باید به مراتب بیشتر انجام گیرد. بدین صورت هم ارگان ها و هم مردم دو کشور با اعتماد بیشتری به این ارتباطات ادامه خواهند داد.

در سفر الهام علییف به ایران مطالبی طرح شد و توافق نامه هایی به امضا رسید. این سفر در جواب سفر رییس جمهور آذربایجان انجام خواهد گرفت و مطالب جدیدی هم در آن طرح خواهد شد علاوه بر آنکه مروری هم بر مطالب طرح شده قبلی صورت می گیرد. همین حرکت به تبادلات فرهنگی و اقتصادی و رشد و توسعه آن سرعت خواهد بخشید. موارد و تفاهم نامه هایی که قرار است بین دو کشور امضا شود از طریق وزارت خارجه تنظیم و اعلام خواهد شد. همان طور که می‌دانید ما در گذشته دو توافقنامه اساسی با این جمهوری داشتیم که اولی در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی صورت گرفت و دومی در زمان آقای خاتمی. این دو توافق نامه در زمان دکتر احمدی نژاد و آقای الهام علییف مجدداً تقویت و امضا شدند که طبیعتا در این سفر مسائل مربوط به آنها بررسی خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات