* به نظر شما دلیل بحثهای زودهنگام درباره شخصیتهای اصلاحطلب به عنوان کاندیداهای ریاست جمهوری چیست؟
** همان طور که اشاره کردید در طرح مقوله انتخابات ریاست جمهوری در مقطع فعلی آن هم قبل از اینکه مرحله دوم انتخابات مجلس به پایان برسد نوعی شتاب زدگی و عجله نهفته است. کسانی که مساله را تعقیب می کنند عمدتا جریان رقیب اصلاحات و رسانه های منتسب به آنان هستند که با شتاب زدگی و عجله به این موضوع پرداخته اند. به ویژه مطرح کردن چهره ها و شخصیت های اصلاح طلب با توجه به موضعی که در انتخابات مجلس نهم داشتند بر ابهام مساله افزوده است. دوگونه می شود با این مساله برخورد کرد: در وهله نخست یک دیدگاه وجود دارد که نوعی تلقی مثبت به شمار می رود. جریان اصولگرا این واقعیت را پذیرفته که بدون حضور کاندیدای اصلاح طلب، برگزاری انتخابات واقعی که در آن قدرت انتخاب و رقابت وجود داشته باشد، وجود ندارد. به همین دلیل از همین حالابه استقبال انتخابات رفته و سعی کرده با طرح شخصیت هایی از روی گمانه زنی منتسب به طیف اصلاحات فضا را رقابتی تعریف کنند.
یک نگاه دیگر این است که دغدغه حضور اصلاح طلبان به عنوان کابوسی برای جریان اقتدارگرا همیشه وجود داشته و حالاهم وجود دارد و این است که اصولگرایان تلاش می کنند خودشان را فارغ از دغدغه و ترس و هیجان نشان داده و اضطراب درونی شان را کاهش دهند، به همین دلیل با گمانه زنی سعی دارند چهره های مورد توجه اصلاحات را مطرح کنند تا هم محکی بزنند که این افراد قصد کاندیداتوری دارند یا نه و هم فضا را با نام اصلاح طلبان رقابتی کنند.
آنچه از جریان رقیب مورد توجه است ایجاد نوعی مشکل برای اصلاح طلبان و تشدید معذورات اجتماعی برای آنهاست. این نگاه بدبینانه است: اما امیدواریم آنچه خواست اصولگرایان از این فضا سازی هاست همان نگاه اول باشد. یعنی جریان اصولگرا برای رسیدن به مفهوم واقعی انتخابات خواستار حضور اصلاح طلبان باشد. چرا که فضا سازی هایی برای ایجاد رقابت در بین اصولگرایان در جبهه پایداری و جبهه متحد اصولگرایان نتوانست خواست این طیف را برآورده کند و جوابگوی دغدغه درونی شان باشد. هر چند طرح این مسائل بسیار زود است و اصلاح طلبان در شرایط فعلی نه قصد ورود به این امر را داشته اند و نه خواهند داشت.
* آیا این بحث تلویحا به معنای دعوت اصولگرایان از اصلاحطلبان برای شرکت در انتخابات است یا برای تخریب آنها؟
** متاسفانه اصولگرایان همیشه در فضای غیررقابتی میدان داری کرده اند. یعنی هیچ وقت به خودشان تلقین نکرده اند که با جریان رقیب وارد رقابت بشوند و امکانات و فضای رقابتی فراهم کنند و به مردم فرصت بدهند تا خودشان انتخاب کنند و این مردم باشند که در این رقابت ها انتخاب و داوری می کنند. از نظر مشی اصولگرایان بعید می بینم آنها رقبای واقعی را دعوت کنند تا در صحنه سیاسی کشور حضور داشته باشند چرا که عادت دارند در میدانی که رقیب دست و پا بسته باشد و امکانات را در اختیار خود داشته و صاحب تریبون باشند، برنده میدان شوند در حالی که اگر رقیب همگام با آنها از امکانات برخوردار باشد، اصولگرایان بازنده میدان خواهند بود.
باور قلبی من این است که آنها از رقبای اصلاح طلب دعوت نمی کنند و اگر این رفتار ها از آنها سر می زند تنها برای پاسخ به دغدغه های درونی خودشان در رابطه با ایجاد فضای رقابتی است اصولگرایان از یک طرف نمی خواهند قدرتی که بلامنازعه در اختیار به دیگری واگذار کنند و از طرف دیگر می دانند با ایجاد رقابت های ساختگی بین جبهه متحد و جبهه پایداری رقابتی شکل نمی گیرد و نیازمند چهره های اصلاح طلب هستند پس می خواهند در میدانی که صحنه رقابتی را بازسازی می کنند با مدیریت خودشان برنده باشند و امکان دسترسی به هدف یا حفظ قدرت را داشته باشند.
* بارها از انتقال قدرت توسط طیف حاکم اظهار نگرانی کرده اید. چرا فکر می کنید نمی خواهند قدرت بلامنازعه را واگذار کنند؟
** اصولگرایان از خود یک تلقی دارند و آن هم این است که فکر می کنند آنها واقعیت انقلاب را خوب درک کرده اند و در بستری قرار دارند که بستر صحیح انقلاب است و اگر سکانداری حرکت انقلاب به دست آنها باشد، آنها بهتر مسیر انقلاب را هدایت می کنند. باز هم این نگاه خوش بینانه است اما به طور کلی به نظر می رسد آنها می خواهند میدان دار نظام و انقلاب باشند تا مسیر و هدف آن گونه که آنها می خواهند طی شود.
به همین دلیل اجازه نمی دهند دیگری وارد گود شود اما تلقی بسیاری از تحلیلگران این است اگر توجیه اصولگرایان مصلحت نظام باشد، پشت آن مصلحت حزب، گروه و شخصیت های طیف آنها مطرح است به بیان ساده تر، اگر آنها انحصارا همه چیز را می خواهند، برای تحقق اهداف انقلاب نیست اگر هم این باشد این بخشی از هدف است: هدف اصلی قرارداشتن در مرکز قدرت است، قدرتی که نمی خواهند به دیگری واگذار کنند چراکه مسیر طی شده در طول سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی نشان داده است اصولگرایان همیشه از حذف رقیب استفاده کرده اند تا ابقا شوند اما اصلاح طلبان همیشه با همراه بودن با مردم و حضور در انتخابات خود را حفظ کرده اند در واقع اصولگرایان رای مردم را صرفا با این نگاه خواسته اند که مردم از آنها حمایت کنند اما اصلاح طلبان انتخابات و تجمع های مردمی را به معنای بروز فکر و اندیشه مردم دانسته اند و انتخابات را محور جابه جایی قدرت و اراده مردم تلقی کرده اند.
این نگاه غلطی است که طیف اصولگرا پیش گرفته است: انتخابات برای تایید جریان حاکم نیست، برای این است که مردم بگویند چه کسی را می خواهند و چه کسی را نمی خواهند. نگاه اصلاح طلبان درباره انتخابات همین مساله است.
اصلاح طلبان انتخابات را معبری برای جابه جایی قدرت در جامعه تلقی می کنند در حالی که اصولگرایان انتخابات را به معنای اهرم و نقطه اتکایی برای حمایت از مدیران حاکم و تایید حاکمیت می دانند یعنی در انتخابات قرار نیست مدیران جابه جا شوند بلکه تشریفاتی است که طی آن مردم وضعیت موجود را تایید می کنند. این دو نگاه تاکنون همپای هم پیش آمده و انتخابات مجلس نهم هم نشان داده که طیف اصولگرا به همان تعریف خود از انتخابات پایبند است.
* شما آینده اصلاحطلبی در فضای سیاسی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
** جریان اصلاح طلبی یک جریان فراگیر است که در سطوح مختلف جامعه وجود دارد و جریانی نیست که یک قشر خاص را در برگیرد. اندیشه اصلاح طلبی در توده های مردم وجود دارد، هنرمندان به آن گرایش دارند، نیروهای نظامی و شبه نظامی به آن معتقدند و حوزه علمیه هم این اندیشه را قبول دارد. اصلاح طلبی یک جریان فراگیر است. شاید برخی چهره های این جریان امروز باشند و فردا نباشند اما این به معنی حذف این اندیشه و افکار نیست. هیچ جریانی اصلاح طلبی را از بین نمی برد شاید برخی عناصر این جریان برای حضور در رده های مدیریتی در حال حاضر با موانعی روبه رو باشند اما روزی فضا باز خواهد شد و به جایگاه خود باز خواهند گشت.
* آیا مذاکرات استانبول و موفقیت احتمالی مذاکرات بغداد در آرایش نیروهای سیاسی داخلی موثر است؟
** اصولا مسائل خارجی و داخلی کشورها مثل ظروف مرتبطه هستند و مسائل مدیریت و سیاست داخلی روی مسائل بین المللی و حوزه نفوذ و قدرت چانه زنی ما اثر می گذارد همین طور حل مشکلات بین المللی سایه مستقیمی روی مسائل داخل کشور دارد. همیشه مدیران کشورها به این مساله توجه دارند که سیاست داخلی و نحوه ارتباط دولت-ملت می تواند در قدرت چانه زنی و دیپلماسی خارجی موثر باشد. واقع گرایانی که در راس حکومت هستند برای اینکه بتوانند منافع ملی خود را در مواجهه با دیگر ملت ها تعریف کنند از هر حرکتی که باعث رنجش بخشی از جامعه بشود پرهیز می کنند: مدیرانی که قدرت تحلیل ندارند به این امر بی توجهند اما مدیران واقع نگر همیشه با منتقدان داخلی طوری رفتار می کنند که فضای داخل، فضای همدلی دولت و ملت باشد.
امیدوارم این واقعیت جلوی چشم مدیران ما هم باشد و توجه کنند قدرت مصالح ملی در سیاست خارجی رابطه مستقیمی با ایجاد فضای همدلانه در خارج از کشور دارد و با ارج نهادن به نظرات مختلف در جامعه و میدان دادن به کسانی که می خواهند با نگاه دیگری کشور اداره شود و پذیرش تکثر آرا و تعدد سلایق، مسیر را برای داشتن قدرت در عرصه بین المللی هموار کنند. امیدوارم در این نشست ها برای مصلحت ملی هم که شده مدیران از پشتوانه خوبی برخوردار باشند و این امر جز با کم کردن فشار بر منتقدان داخلی ممکن نیست.
* راهحل شما برای ایجاد فضای همدلانه و برونرفت از تکصدایی چیست؟
** به نظر من یک راه هست آن هم اینکه جریان اصولگرا از این وحشت رقابت با رقیب بیرون بیاید. آنها از مواجهه با رقیب ترس دارند و از این رو به حذف و مانع تراشی برای رقبا روی آورده اند. هرچند در بین اصولگرایان هم افراد خردورز و واقع بین کم نیست که سعی می کنند از افراط فاصله بگیرند اما آنهایی که ابزار و تریبون دارند و احساس ضعف درونی شان وادارشان می کند که تحت عنوان جنگ روانی به تهمت زدن روی بیاورند و برخوردهای غیراصولی داشته باشند، اثبات کردند که برای اثبات خود رقیب را می کوبند تا رقیب تضعیف شود و این یک پدیده شوم اخلاقی است که سایت های جریان اصولگرا به آن دامن می زنند. امیدوارم آن بخش که واقعا اصولگراست و اصالت های انقلاب را قبول دارند در مقابل کسانی که با تهمت پیش می روند بایستند.